.
یک تو
برای این جان و جهان من، کافیست!
تو، همهای، همهمهای
تو شوری و شعری و معرکهای،
ماه را تابیدن بلدی
عشق را به تجربههای آفرینش در این مینیاتوریهای وجود،
چنان باد میوزی و چنان باران، میباری!
تو راهی هستی که هزاران بیراه را خاموش
هزاران سرگیجه را مخدوش،
دوستت دارم چنان بهترین دوست در هر جهان را داشتن!
نابی و زلالی و چرخانی و عاشق، بهبه!
#محمدعلی_خشنو
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
یک تو
برای این جان و جهان من، کافیست!
تو، همهای، همهمهای
تو شوری و شعری و معرکهای،
ماه را تابیدن بلدی
عشق را به تجربههای آفرینش در این مینیاتوریهای وجود،
چنان باد میوزی و چنان باران، میباری!
تو راهی هستی که هزاران بیراه را خاموش
هزاران سرگیجه را مخدوش،
دوستت دارم چنان بهترین دوست در هر جهان را داشتن!
نابی و زلالی و چرخانی و عاشق، بهبه!
#محمدعلی_خشنو
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
بر روی صندلی خواهم نشست!
سیگاری خواهم کشید،
به میخهایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم،
و به آن چیزهایی که هرگز به میخها نیاویختم؛
قاب عکسی که تو در آن باشی
و آینهای که من در آن ...!
#یانیس_ریتسوس
...🚶♂...
@asheghanehaye_fatima
سیگاری خواهم کشید،
به میخهایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم،
و به آن چیزهایی که هرگز به میخها نیاویختم؛
قاب عکسی که تو در آن باشی
و آینهای که من در آن ...!
#یانیس_ریتسوس
...🚶♂...
@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اما بیایید یک چیزی در گوشتان بگویم:
رفتن، نبودن، نباید زیاد طول بکشد.
نباید عادت شود.
نباید گذاشت دلتنگی به حد نهایت برسد.
نباید گذاشت دل به دلتنگی خو کند، یادش بگیرد و با آن کنار بیاید.
آدم نباید آنقدر برود و دور شود که از مدار جاذبهی کسانی که دوستش دارند خارج شود.
بگذارید در گوشتان بگویم:
آدمی که یک بار تا پای مرگ رفته باشد و برگشته باشد، دیگر از مرگ نمیترسد.
آدمی که یک بار تا سر حد مرگ دلتنگ شده باشد
و زنده مانده باشد، دیگر از فقدان نمیترسد.
#حسینوحدانی
@asheghanehaye_fatima
رفتن، نبودن، نباید زیاد طول بکشد.
نباید عادت شود.
نباید گذاشت دلتنگی به حد نهایت برسد.
نباید گذاشت دل به دلتنگی خو کند، یادش بگیرد و با آن کنار بیاید.
آدم نباید آنقدر برود و دور شود که از مدار جاذبهی کسانی که دوستش دارند خارج شود.
بگذارید در گوشتان بگویم:
آدمی که یک بار تا پای مرگ رفته باشد و برگشته باشد، دیگر از مرگ نمیترسد.
آدمی که یک بار تا سر حد مرگ دلتنگ شده باشد
و زنده مانده باشد، دیگر از فقدان نمیترسد.
#حسینوحدانی
@asheghanehaye_fatima
مرد هر چه باشد آزاد است؛ میتواند به هر شوری تن بدهد و به هر سرزمینی که دلش خواست برود، از هر مانعی بگذرد و دست نیافتنیترین هوسها را با ولع بچشد.
اما زن مدام با مانع رو به روست. دچار سکون و در عین حال انعطافپذیر است، سستی جسم و وابستگیهای قانونی دشمن او هستند. ارادهاش همانند توریِ کلاهش که نخی نگهش میدارد، با هر بادی میلرزد؛ همواره هوسی هست که او را دنبال خود میکِشد و ملاحظهای که نگهش میدارد.
#گوستاوفلوبر
@asheghanehaye_fatima
اما زن مدام با مانع رو به روست. دچار سکون و در عین حال انعطافپذیر است، سستی جسم و وابستگیهای قانونی دشمن او هستند. ارادهاش همانند توریِ کلاهش که نخی نگهش میدارد، با هر بادی میلرزد؛ همواره هوسی هست که او را دنبال خود میکِشد و ملاحظهای که نگهش میدارد.
#گوستاوفلوبر
@asheghanehaye_fatima
آن که رفتنی ست به هيچ قيمتی نمی ماند.
نمی توانی به چهارميخش بکشی.
بگذار برود.
اصرار نکن،
پيش از آن که غرورت را به باد بدهی از فکرت بيرونش بينداز و
تا حد کافری انکارش کن.
حتی اگر خدا باشد.
#عباس_معروفی
📚خواهر پاپ
@asheghanehaye_fatima
نمی توانی به چهارميخش بکشی.
بگذار برود.
اصرار نکن،
پيش از آن که غرورت را به باد بدهی از فکرت بيرونش بينداز و
تا حد کافری انکارش کن.
حتی اگر خدا باشد.
#عباس_معروفی
📚خواهر پاپ
@asheghanehaye_fatima
«همه ی ما اندکاندک تنها میشویم؛
یکی خود را در زلالی آب غرق میکند،
آن یکی دلواپس عشق میشود و سکوت میکند، چون تسلیم شده است.
آرام آرام تنهایی اسم میشود...»
#احمدرضا_احمدی
@asheghanehaye_fatima
یکی خود را در زلالی آب غرق میکند،
آن یکی دلواپس عشق میشود و سکوت میکند، چون تسلیم شده است.
آرام آرام تنهایی اسم میشود...»
#احمدرضا_احمدی
@asheghanehaye_fatima
خوابت را دیده بودم
همان طور بودی که همیشه
لبانت به نیمه لبخندی گشوده
خماری در چشم هایت موج برداشته بود
پوستم در تمنای لمس دستانت
لَه لَه می زد
گّر می گرفت
عطش بوسیدنت گلویم را خشک کرده بود
نزدیک تر آمدی
باید خودم را رها می کردم
در خلوت آغوشت
چیزی نمانده بود ...
صدای زنگ ،
" ساعت هفت و سی دقیقه"
#مسعود_نادری
@asheghanehaye_fatima
همان طور بودی که همیشه
لبانت به نیمه لبخندی گشوده
خماری در چشم هایت موج برداشته بود
پوستم در تمنای لمس دستانت
لَه لَه می زد
گّر می گرفت
عطش بوسیدنت گلویم را خشک کرده بود
نزدیک تر آمدی
باید خودم را رها می کردم
در خلوت آغوشت
چیزی نمانده بود ...
صدای زنگ ،
" ساعت هفت و سی دقیقه"
#مسعود_نادری
@asheghanehaye_fatima
به باد میگویم:
دل از وزیدن مُرد
و باد میگوید:
دل است و خواهد مُرد
چه در سکون باشد
چه رهسپار شود ....
#حسین_صفا
@asheghanehaye_fatima
دل از وزیدن مُرد
و باد میگوید:
دل است و خواهد مُرد
چه در سکون باشد
چه رهسپار شود ....
#حسین_صفا
@asheghanehaye_fatima
.
.
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست !
آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم، و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر #هیچ.
و در این خواب دریابیم که رنجها و هزاران زجری که این تن خاکی میکشد، به پایان آمده.
این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود؛
مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...
ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ پس از رهایی ، چه رویاهایی پدید میآید ما را به درنگ وامیدارد؛ و همین مصلحت اندیشی است که این گونه بر عمر مصیبت میافزاید.
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
رنجهای عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران، همه را تحمل کند ؟
در حالی که میتواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد، اراده آدمی را سست نماید.
و وامی داردمان که مصیبتهای خویش را تاب آوریم،
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بیرنگ میکند.
آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایشهای خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر."
#هملت
#ویلیام_شکسپیر
@asheghanehaye_fatima
.
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست !
آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم، و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر #هیچ.
و در این خواب دریابیم که رنجها و هزاران زجری که این تن خاکی میکشد، به پایان آمده.
این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود؛
مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...
ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ پس از رهایی ، چه رویاهایی پدید میآید ما را به درنگ وامیدارد؛ و همین مصلحت اندیشی است که این گونه بر عمر مصیبت میافزاید.
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
رنجهای عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران، همه را تحمل کند ؟
در حالی که میتواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد، اراده آدمی را سست نماید.
و وامی داردمان که مصیبتهای خویش را تاب آوریم،
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بیرنگ میکند.
آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایشهای خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر."
#هملت
#ویلیام_شکسپیر
@asheghanehaye_fatima
میتوان در بازوان چیره یک مرد
مادهای زیبا و سالم بود
با تنی چون سفره چرمین
با دو پستان درشت سخت
میتوان در بستر یک مست، یک دیوانه، یک ولگرد
عصمت یک عشق را آلود...
(شعر "فتح باغ" در کتاب "تولدی دیگر")
#فروغ_فرخزاد
@asheghanehaye_fatima
مادهای زیبا و سالم بود
با تنی چون سفره چرمین
با دو پستان درشت سخت
میتوان در بستر یک مست، یک دیوانه، یک ولگرد
عصمت یک عشق را آلود...
(شعر "فتح باغ" در کتاب "تولدی دیگر")
#فروغ_فرخزاد
@asheghanehaye_fatima
الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دستهای من
برای جستوجوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست
#شمس_لنگرودی
@asheghanehaye_fatima
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دستهای من
برای جستوجوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست
#شمس_لنگرودی
@asheghanehaye_fatima
رهايم كُن!
رهايم كن تا پرواز كنم!
بگذار بكوچم به جاده های بی برگشت!
بگذار بنوشم...
توقف رسالت پرندگان نيست.
اگر بمانم نخواهم خنديد.
اگر نروم
بهار-با غنچه ی قدم هايش-نمی آيد.
يك روز سرتاسرِ سرزمينم را بال می گشايم
و ترانه های گمنامم
وردِ زبان ها می شوند.
#احمد_كايا
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
رهايم كن تا پرواز كنم!
بگذار بكوچم به جاده های بی برگشت!
بگذار بنوشم...
توقف رسالت پرندگان نيست.
اگر بمانم نخواهم خنديد.
اگر نروم
بهار-با غنچه ی قدم هايش-نمی آيد.
يك روز سرتاسرِ سرزمينم را بال می گشايم
و ترانه های گمنامم
وردِ زبان ها می شوند.
#احمد_كايا
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
اینجا چرا میتابی ای مهتاب؟
برگرد!
این کهنه گورستان غمگین
دیدنی نیست
جنبیدن خلقی که خشنودند و خرسند
در دام یک زنجیر زرین دیدنی نیست . . .
میخندی اما
گریه دارد حال این شهر . . .
#مهدی_اخوان_ثالث
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
برگرد!
این کهنه گورستان غمگین
دیدنی نیست
جنبیدن خلقی که خشنودند و خرسند
در دام یک زنجیر زرین دیدنی نیست . . .
میخندی اما
گریه دارد حال این شهر . . .
#مهدی_اخوان_ثالث
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
شما مشتاق گفتوگویی هستید که چیزی در آن پنهان نشود. من معتقدم که نام واقعی چنین موقعیتی، دوزخ است. آشکار کردن خویش بر دیگری، پیشدرآمد خیانت است و خیانت، بیزاری میآورد. اینطور نیست؟
#اروین_د_یالوم
کتاب: وقتی نیچه گریست
@asheghanehaye_fatima
#اروین_د_یالوم
کتاب: وقتی نیچه گریست
@asheghanehaye_fatima
ای که در بَرَم نیستی..
شَبات چگونه گذشت؟
شباهنگام به من اندیشدی...؟!
کمی آه کشیدی...؟
اشک در چشمات حلقه زد،
آمادهی گریه شد آیا...؟
زندگانیِ بیتو چه ذوقی دارد؟
غذا و سخن و هوا چه معنی دارد؟
که من در گوشهیِ دور از این جهان گم شده و بر باد رفتهام...!
■شاعر: #غادة_السمان [ سوریه، زادهی ۱۹۴۲ ]
■برگردان: #سعید_هلیچی
@asheghanehaye_fatima
شَبات چگونه گذشت؟
شباهنگام به من اندیشدی...؟!
کمی آه کشیدی...؟
اشک در چشمات حلقه زد،
آمادهی گریه شد آیا...؟
زندگانیِ بیتو چه ذوقی دارد؟
غذا و سخن و هوا چه معنی دارد؟
که من در گوشهیِ دور از این جهان گم شده و بر باد رفتهام...!
■شاعر: #غادة_السمان [ سوریه، زادهی ۱۹۴۲ ]
■برگردان: #سعید_هلیچی
@asheghanehaye_fatima
روزها را بهخاطر نمیآوریم
لحظات است که بهیاد میمانند؛
غنای زندگی
در خاطرات خفته است...
خاطرات را فراموش کردهایم!
فراموش کردهیی!
فراموش کردهام...
■شاعر: #چزاره_پاوزه [ Cesare Pavese | ایتالیا، ۱۹۵۰-۱۹۰۸ ]
■برگردان: #بابک_زمانی
@asheghanehaye_fatima
لحظات است که بهیاد میمانند؛
غنای زندگی
در خاطرات خفته است...
خاطرات را فراموش کردهایم!
فراموش کردهیی!
فراموش کردهام...
■شاعر: #چزاره_پاوزه [ Cesare Pavese | ایتالیا، ۱۹۵۰-۱۹۰۸ ]
■برگردان: #بابک_زمانی
@asheghanehaye_fatima