عاشقانه های فاطیما
817 subscribers
21.2K photos
6.49K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
و چه ارزان می‌فروشیم
لذت با هم بودن را..
چه زود دیر می‌شود
و نمی‌دانیم که، فردا می‌آید
شاید ما نباشیم!

#سید_علی_صالحی


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



شامگاهان
به اتاقش رفتم
خفته بود
با ماهِ برافروخته در پنجره‌اش
برافراشتهٔ آسمانِ آویخته بر بسترش

انارهایش افتاده بر دو سو
آرام
مثلِ آب در کاسه
و زندگی‌اش
ایستاده بود در خواب.


#ایوان_بونین
#شعر_روسی
@asheghanehaye_fatima



از درخت انبوه و تنهای سکوتم
پرنده ای پرید
و پندار پرندگان دیگر
در آن لانه یافت
شاید پرنده ی دیگر؟
و شاید
پرنده های دیگر ؟
پس من هنوز زنده ام ؟

و قلبم از وحشتی گوارا فشرده شد





#منوچهر_آتشی
@asheghanehaye_fatima



لبانت قند مصری، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا، هر که باشم، عاشقت هستم
به مِهرت بسته ام دل را، به دستت داده ام جان را

چنانت دوست می دارم که با شوقِ تو می خواهم
بسازم وقف چشمت تاک های مستِ پَروان را

بگويى سرمه دانت مى کنم بازار کابل را
بخواهى فرش راهت مى کنم لعل بدخشان را

تو را من مى پرستم بعد از اين تا هر زمان باشم
نمى سازم دگر در باميان بوداىِ ويران را

تو ياقوت يمن، مُشک ختن، ماه بخارايى
به زلفت بسته اى هر گوشه دل هاى پريشان را

****
کنار پنجره آواز مى خوانى و افشانده است
صدايت رنگ و بوى هر چه گل، هر چه گلستان را

کنار پنجره گيسو به گيسوی شب و باران
حواست نيست عاشق کرده اى حتى درختان را


#ضیا_قاسمی
#شعر_افغانستان
عشق كوتاه است وُ
فراموشى
چقدر طولانى...!


#پابلو_نرودا


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima




(ورونسکی در زمانی که می داند شوهر آنا در خانه نیست ،به دیدار آنا می رود.
او را بر روی بالکن باغ می یابد و در سکوت به او می نگرد .
و در دلش او را تحسین می کند.ناگهان آنا با نگاهی نگران و حالتی ناخوش ،رویش را به طرف ورونسکی برمیگرداند)


ورونسکی :
(درحالی که به طرف آنا می رود و دستانش را میگیرد)
تو را چه می شود ،آنا ؟
کسالتی داری؟

آنا :
نه حالم خوب است اما ..اما انتظار دیدنت را نداشتم .

ورونسکی:
دستهایت چقدر سرد است !

آنا:
تو مرا ترساند ی آلکسی. من اینجا تنها هستم . پسر کوچکم را برای گردش و قدم زدن به بیرون برده اند و من منتظر برگشتنش بوده م
(آنا در آستانه گریه قرار دارد)

ورونسکی :
مرا ببخش آنا که آمدم . اما نمی توانستم تمام روز را بدون دیدنت سر کنم .
امروز بعد از ظهر مسابقه دارم گفتم بیایم و قبل از رفتن ..

آنا :
تو را ببخشم آلکسی،من که از دیدنت خیلی خوشحال شده ام ..

ورونسکی :
ولی تو یا کسالت داری یا نگران چیزی هستی .داشتی به چه فکر می کردی؟

آنا :
(با لبخندی ملایم ) من همیشه به یک چیز فکر می کنم .به خوشبختی ام و.. (در حین برگرداندن رویش از ورونسکی) به بدبختی ام..


#آناکارنینا
#لئو_تولستوی
relaxation3
@halekhub
این بی‌ وزنی مطلق و این سرگردانی بی‌ وقفه چشم‌ها در چشمخانه‌ها را برای هیچکس آرزو نمیکنم. کمتر از همه برای مبتلایان به عشق ...

#نیکی_فیروزکوهی

@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه تان نیستند که برایشان دانه بپاشی، به هر روز آمدنت عادتشان بدهی‌. گاه و بیگاه روی پله‌ها بنشینی برایشان درد دل کنی‌ یا چشم‌هایت را ببندی و در خلسه ی مالیخولیایی خودت به جیک جیکشان گوش کنی‌. بعد یکروز حوصله‌ ‌ات سر برود. خسته از شلوغی، خسته از بودنشان ، راهت را بکشی بروی. آدم‌ها حتی مثل گنجشک‌ها نیاز به کیش کیش ندارند. می‌‌روند اما با دلی‌ شکسته



نیکی فیروزکوهی
دست مرا از دورهای دور می‌گیری
داری تلو.. داری تلو..از درد می‌میری

خاموش گریه می‌کنی بر سینه‌ی دیوار
با بغض روشن می‌کنی سیگار با سیگار

#سیدمهدی_موسوی
📚دلقک بازی جلوی جوخه اعدام
@asheghanehaye_fatima
#بکمن:

بدون عشق ، موسیقی وجود ندارد،
بدون موسیقی ، رویایی در کار نخواهد بود.
و بدون رویا ، افسانه ای در کار نیست
و بدون افسانه ها، از شجاعت خبری نیست
و بدون شجاعت ، هیچ کس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد...


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



حالا كه آمده اى
نمى خوابم
وقتى منتظر كسى نيستى
چقدر بيدارى بهتر است!



#محمدرضاعبدالملكيان
صـــبح

همان #مهربانی نگاه توست . . .







#مریم_پورقلی
صبحت کوک جانا

@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima


‌سراغم آمدی
سحرگاه یکی از روزهای ماه مارس
مانند شعر زیبایی که روی دو پا راه می‌رفت
خورشید هم با تو آمد
بهار با تو آمد
روبرویم فنجانی قهوه بود
مرا نوشید پیش از آنکه او را بنوشم
و روی دیوار٬ یک تابلوی رنگ روغن
از اسب هایی بود که می‌دویدند
وقتی اسب ها تو را دیدند
رهایم کردند
و به سویت دویدند

*

به دیدنم آمدی
سحرگاه همان روز از ماه مارس بود
تب و لرز به جان زمین افتاد
و در یک گوشه از دنیا فرود آمد
مانند شهاب سنگی درخشان
...
کودکان پنداشتند که
تکه نانی آغشته به عسل هستی

زنان گمان کردند
که النگویی باشی تزیین شده با الماس
و مردان گفتند یکی از نشانه های شب قدر است

*

بارانی ات درآوردی
روبرویم نشستی
مانند پروانه ای که لباس های تابستانی اش را در چمدانی با خود حمل میکند
مطمئن شدم که کودکان درست پنداشته اند
حق با زنان بوده
و مردان راست گفته اند
تو
مانند عسل شیرینی
مثل الماس میدرخشی
و مانند شب قدر دلهره آوری...

#نزار_قبانى ❤️
من از تمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی
وگرنه باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تو . . . !






#علیرضا_اسفندیاری


@asheghanehaye_fatima
طاقه طاقه رنگین کمان "درود" ارمغان راه ابریشم نگاهتون،
روزی شاد و دلچسب و به یاد ماندنی و بهترین های جهان هستی پیشکشتون☺️❤️

@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



و فكر كن دروغ مي گويم اگر
بارها نوشته ام تنها تو زندگي را با تو تاب مي آورم..

مگر كسي كه جز از دست دادن روزمره ي ديگري ندارد
مي ترسد از نداشتن ؟
سربازي كه در مرز دشمن گلوله خورده است
انتظار هيچ سنگ قبر پر افتخاري را ندارد.

و آغوش تو هرچه باشد
با نخل هاي آتش گرفته
يا باد هاي بي بدن.
مرز تمام من است..


#هومن_شريفی
@asheghanehaye_fatima



‌تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری
تو سر ِفریب - آری! - تو سرِفریب داری

لب ِ بی وفای او کی به تو شهد می چشاند
چه توقعی است آخر که از این طبیب داری..



#فاضل_نظری
@asheghanehaye_fatima




مقصد من عشق است
تویی سر منزل من
عشق در پوست من می دود
تو در پوست من می دوی
و من
خیابان ها و پیاده روهای تن شسته
در باران را
بر دوش کشیده
تو را می جویم ...



#نزار_قبانی