@asheghanehaye_fatima
معشوقهی منی تو
با انگشتهای کشیده
دستهای سفید
ببین چطور از بینی اسبها
پیشانی قطارها
و از گور کوچک تو
که ماری سیاه بر آن خفته است
بخار بر میخیزد
بیا به خانه برگردیم
بگذار اسبها آرام بگیرند
قطارها در ایستگاهها بایستند
و مار سیاه به لانهی خود برگردد
معشوقهی منی تو
و استخوانهای لاغر انگشتانت
در دستهای من است
#حافظ_موسوی
معشوقهی منی تو
با انگشتهای کشیده
دستهای سفید
ببین چطور از بینی اسبها
پیشانی قطارها
و از گور کوچک تو
که ماری سیاه بر آن خفته است
بخار بر میخیزد
بیا به خانه برگردیم
بگذار اسبها آرام بگیرند
قطارها در ایستگاهها بایستند
و مار سیاه به لانهی خود برگردد
معشوقهی منی تو
و استخوانهای لاغر انگشتانت
در دستهای من است
#حافظ_موسوی
@asheghanehaye_fatima
من گذاشتهام
پاییز
کبودم کند
که فکر کنم درختم!
من فانوس بهدست
وسط باد ایستادهام
تا روشن کنم
کسی که از قلبش آتش میگیرد
خاموش نمیشود!
#حسین_شکربیگی
من گذاشتهام
پاییز
کبودم کند
که فکر کنم درختم!
من فانوس بهدست
وسط باد ایستادهام
تا روشن کنم
کسی که از قلبش آتش میگیرد
خاموش نمیشود!
#حسین_شکربیگی
@asheghanehaye_fatima
ھزار سال به سوي تو آمدم
افسوس
ھنوز دوري دور از من اي امید محال
ھنوز دوري آه از ھمیشه دورتري
ھمیشه اما در من كسي نويد دھد
كه مي رسم به تو
شايد ھزارسال دگر
صداي قلب ترا
پشت آن حصار بلند
ھمیشه مي شنوم
ھمیشه سوي تو مي آيم ....
#فریدون_مشیری
ھزار سال به سوي تو آمدم
افسوس
ھنوز دوري دور از من اي امید محال
ھنوز دوري آه از ھمیشه دورتري
ھمیشه اما در من كسي نويد دھد
كه مي رسم به تو
شايد ھزارسال دگر
صداي قلب ترا
پشت آن حصار بلند
ھمیشه مي شنوم
ھمیشه سوي تو مي آيم ....
#فریدون_مشیری
@asheghanehaye_fatima
اين كه میگويند
گذشته فراموش میشود،
چندان درست نيست!
چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز میكند،،،
#خالد_حسینی
اين كه میگويند
گذشته فراموش میشود،
چندان درست نيست!
چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز میكند،،،
#خالد_حسینی
@asheghanehaye_fatima
تو از آن هایی هستی
که فکر به تو دیدن توست
و دیدن تو فکر تو
صدای من از کجای هوا می افتد
وقتی نگاه تو
فکر نگاه من باشد
#یدالله_رویایی
تو از آن هایی هستی
که فکر به تو دیدن توست
و دیدن تو فکر تو
صدای من از کجای هوا می افتد
وقتی نگاه تو
فکر نگاه من باشد
#یدالله_رویایی
@asheghanehaye_fatima
هزاران هزاران سال
کافی نیست
برای گفتن از
لحظهی شیرین جاودانهگی
همان جایی که در آغوش گرفتیام
همان جایی که در آغوش گرفتمات
آنی غرق در پرتو زمستان
در پارک مونسوری پاریس
در پاریس
روی زمین
زمینی که ستارهایست...
#ژاک_پرهور
هزاران هزاران سال
کافی نیست
برای گفتن از
لحظهی شیرین جاودانهگی
همان جایی که در آغوش گرفتیام
همان جایی که در آغوش گرفتمات
آنی غرق در پرتو زمستان
در پارک مونسوری پاریس
در پاریس
روی زمین
زمینی که ستارهایست...
#ژاک_پرهور
@asheghanehaye_fatima
نیاز دارم به شنیدن صدای تو
اشتیاق به بودن در کنار تو
و درد سودا زده ای
از سر نبودن نشانه های باز آمدن تو
شکیبایی ، شکنجه من است
نیازی مبرم دارم به تو ، ای پرنده عشق
به مهر تابناکت بر روز یخزده ام
به دست یاری دهنده ات بر زخم هایم
که راویشان هستم
آه ، نیاز ، درد ، اشتیاق
بوسه های پر دوامت ، مایه حیات من
ناکامم بگذار تا بمیرم با بهار
از وقتی که رفته ای گل من
دوست دارم که باز آیی
تا آرام کنی معبد اندیشه را
که با نور ازلیش نابود می کند مرا
#میگوئل_هرناندز
نیاز دارم به شنیدن صدای تو
اشتیاق به بودن در کنار تو
و درد سودا زده ای
از سر نبودن نشانه های باز آمدن تو
شکیبایی ، شکنجه من است
نیازی مبرم دارم به تو ، ای پرنده عشق
به مهر تابناکت بر روز یخزده ام
به دست یاری دهنده ات بر زخم هایم
که راویشان هستم
آه ، نیاز ، درد ، اشتیاق
بوسه های پر دوامت ، مایه حیات من
ناکامم بگذار تا بمیرم با بهار
از وقتی که رفته ای گل من
دوست دارم که باز آیی
تا آرام کنی معبد اندیشه را
که با نور ازلیش نابود می کند مرا
#میگوئل_هرناندز
@asheghanehaye_fatima
از آن دروغ
از آن دروغ عزیزی که یک بار گفتی
چند تا داری؟
دارایی ات آیا
به درد باقی عمرم می خورد؟
دوباره بگو
بگو هنوز جوانم و جوانی می تواند
مثل غازهای وحشی
بکوچد و برگردد
برگردد و برم گرداند
بگو دوباره به این جهان بازخواهیم گشت و مرا
حتی اگر درخت گیلاسی آفریده شده باشم
خواهی شناخت
سرت را از روی فکرهای توی سرم بلند کن
قلبم قلب که نه دیگر
مجسمه ای از نمک سرخ است که می تواند با اشکهای تو آب شود و چکه چکه توی قفسه ی سینه ام فرو بریزدو
جراحت هایم را
تازه نگهدارد
بخند
توی دهانم بخند
به گریه های بیهوده بخند
بگذار گله ی غازهای وحشی
در حنجره ام
غوغا به پا کنند
من و تو اگر پابه پای هم از دست رفته ایم
غمی نیست
به مهی فکر کن که صبحدمی
در پی یک گل داوودی
از جنگل گریخت و عمریست
در میدان های شهر آواره است.
.
.
#رویا_شاه_حسین_زاده
از آن دروغ
از آن دروغ عزیزی که یک بار گفتی
چند تا داری؟
دارایی ات آیا
به درد باقی عمرم می خورد؟
دوباره بگو
بگو هنوز جوانم و جوانی می تواند
مثل غازهای وحشی
بکوچد و برگردد
برگردد و برم گرداند
بگو دوباره به این جهان بازخواهیم گشت و مرا
حتی اگر درخت گیلاسی آفریده شده باشم
خواهی شناخت
سرت را از روی فکرهای توی سرم بلند کن
قلبم قلب که نه دیگر
مجسمه ای از نمک سرخ است که می تواند با اشکهای تو آب شود و چکه چکه توی قفسه ی سینه ام فرو بریزدو
جراحت هایم را
تازه نگهدارد
بخند
توی دهانم بخند
به گریه های بیهوده بخند
بگذار گله ی غازهای وحشی
در حنجره ام
غوغا به پا کنند
من و تو اگر پابه پای هم از دست رفته ایم
غمی نیست
به مهی فکر کن که صبحدمی
در پی یک گل داوودی
از جنگل گریخت و عمریست
در میدان های شهر آواره است.
.
.
#رویا_شاه_حسین_زاده
خیال بوسیدنت
رنگ پیراهنم را عوض می کند
موهایم را بالای سرم جمع می کند
تا برهنگی گلویم را کشیده تر لمس کنی
تا اکتفا نکنی به شکوفه های تنم ..
بوسیدنت حرارت تابستان است
زیر پوست پیراهنم
می تواند در سرمای سینه ی من !
زیبایی زنی را بیدار کند
که ایستاده در مسیر باد
تا با خیال بوسه ی تو !
بهار را معطر کند ..
بوسیدنت می تواند
خواب هر کابوسی را آرام کند
پس چرا وحشت موهایم رام تو نشود؟
وقتی پاییز
از وسوسه ی نوازش تو برهنه شده
وقتی هر برگ !
بوسه ایست که از شاخه می افتد ...
💜
#مهسارهنما
#مهسا_رهنما
@asheghanehaye_fatima🌸
رنگ پیراهنم را عوض می کند
موهایم را بالای سرم جمع می کند
تا برهنگی گلویم را کشیده تر لمس کنی
تا اکتفا نکنی به شکوفه های تنم ..
بوسیدنت حرارت تابستان است
زیر پوست پیراهنم
می تواند در سرمای سینه ی من !
زیبایی زنی را بیدار کند
که ایستاده در مسیر باد
تا با خیال بوسه ی تو !
بهار را معطر کند ..
بوسیدنت می تواند
خواب هر کابوسی را آرام کند
پس چرا وحشت موهایم رام تو نشود؟
وقتی پاییز
از وسوسه ی نوازش تو برهنه شده
وقتی هر برگ !
بوسه ایست که از شاخه می افتد ...
💜
#مهسارهنما
#مهسا_رهنما
@asheghanehaye_fatima🌸
@asheghanehaye_fatima
چندی دگر که آینه مبهمتر شود
حتی تو نیز به جایم نخواهی آورد
معلوم نیست
این ابر از چه سرنوشتی
برانگیخته است
معلوم نیست
روز از کدام چشم بر خواهد خواست
شب در کدام چشم خواهد خفت
#محمد_مختاری
چندی دگر که آینه مبهمتر شود
حتی تو نیز به جایم نخواهی آورد
معلوم نیست
این ابر از چه سرنوشتی
برانگیخته است
معلوم نیست
روز از کدام چشم بر خواهد خواست
شب در کدام چشم خواهد خفت
#محمد_مختاری
@asheghanehaye_fatima
آنگاه که عشق تو را میخواند
به راهش گام نِه،
هرچند راهی پُرنشیب
آنگاه که تو را
زیر گسترهی بالهایش پناه میدهد
تمکین کن،
هرچند تیغِ پنهانش جانکاه
و آنگاه که با تو سخن آغاز کرد
بدو ایمان آور،
حتی اگر آوای او
رویای شیرینت را درهم کوبد
مانند باد شُرطه، که بوستانی را...
#جبران_خلیل_جبران
آنگاه که عشق تو را میخواند
به راهش گام نِه،
هرچند راهی پُرنشیب
آنگاه که تو را
زیر گسترهی بالهایش پناه میدهد
تمکین کن،
هرچند تیغِ پنهانش جانکاه
و آنگاه که با تو سخن آغاز کرد
بدو ایمان آور،
حتی اگر آوای او
رویای شیرینت را درهم کوبد
مانند باد شُرطه، که بوستانی را...
#جبران_خلیل_جبران
@asheghanehaye_fatima
دوستم نداری
و زیباتر می شوم،
چون بوتهای وحشی در انتهایِ باغ
دوستم نداری
و همین بهار
از تمامِ شاخه های درهمم
گل های هزار رنگ می روید!
یک روز جنگل می شوم
جنگلی گریان
زیبا و مه آلود
شبیه رویاهایت
تا تو بیایی در من زندگی کنی!
#مهسا_چراغعلی
دوستم نداری
و زیباتر می شوم،
چون بوتهای وحشی در انتهایِ باغ
دوستم نداری
و همین بهار
از تمامِ شاخه های درهمم
گل های هزار رنگ می روید!
یک روز جنگل می شوم
جنگلی گریان
زیبا و مه آلود
شبیه رویاهایت
تا تو بیایی در من زندگی کنی!
#مهسا_چراغعلی
@asheghanehaye_fatima
هنوز خیره شدن در چشمان تو
شبیه لذت بردن از شمردن ستاره
در یک شب صحراییست
و هنوز اسم تو تنها اسمی است
در زندگی من
که هیچ کسی نمیتواند
چیزی در موردش بگوید
#غادة_السمان
هنوز خیره شدن در چشمان تو
شبیه لذت بردن از شمردن ستاره
در یک شب صحراییست
و هنوز اسم تو تنها اسمی است
در زندگی من
که هیچ کسی نمیتواند
چیزی در موردش بگوید
#غادة_السمان
@asheghanehaye_fatima
بنويس اكنون كجاست رؤيامان كجاست؟ كجاست بندبند استخوانهامان كجاست؟
كجاست حرفهاي گمشده كه ميخواست گوش دنيا را كر كند؟
بنويس آزادی رؤياي سادهاي است كه خاك هر شب در اعماق ناپيدايش فروميرود و صبح از حواشي پيدايش برميآيد و اين زبان اگر چه به تلفظش عادت نكرده است صداي هجي كردنش را آن سوي سكوت شنيده است.
#محمد_مختاری
بنويس اكنون كجاست رؤيامان كجاست؟ كجاست بندبند استخوانهامان كجاست؟
كجاست حرفهاي گمشده كه ميخواست گوش دنيا را كر كند؟
بنويس آزادی رؤياي سادهاي است كه خاك هر شب در اعماق ناپيدايش فروميرود و صبح از حواشي پيدايش برميآيد و اين زبان اگر چه به تلفظش عادت نكرده است صداي هجي كردنش را آن سوي سكوت شنيده است.
#محمد_مختاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیشتر از ماه
دوست دارمش چراغم را
ڪہ بہ روشن و شیشہ و خاموش تنش
میتوانم دست بزنم ؛
بیشتر از چراغ اتاق
شیفتہے ڪبریت خودم هستم
با همین اندڪش ڪَرما
و
شعلہاش پر از بوے سوختن چوب
و چقدر بسیارتر از ڪبریت
عاشق روشنایی خاڪستر سیڪَار تو هستم من
ڪہ پشت دود
چشم لخت تو را دارد در نڪَاه برهنہے من ..!!
#بیژن_نجدی
@asheghanehaye_fatima
دوست دارمش چراغم را
ڪہ بہ روشن و شیشہ و خاموش تنش
میتوانم دست بزنم ؛
بیشتر از چراغ اتاق
شیفتہے ڪبریت خودم هستم
با همین اندڪش ڪَرما
و
شعلہاش پر از بوے سوختن چوب
و چقدر بسیارتر از ڪبریت
عاشق روشنایی خاڪستر سیڪَار تو هستم من
ڪہ پشت دود
چشم لخت تو را دارد در نڪَاه برهنہے من ..!!
#بیژن_نجدی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
تو را میستایم، تو را میستایم
تو را، ای همه روشنا، میستایم
تو را آفرین گویم ای ایزدِ روشنایی
تو را در همه لحظهها میستایم.
تو، ای روشنای زمین و آسمانها
که هستیم دادی و مستیم دادی
تو را، مست و هشیار، در هر کجا میستایم.
نماز آرَمَت در گُل و آب و سبزه
نماز آرَمَت در برِ ناوِ روشن
تو را، از هماره سوی جاودانه
تو را، از زمانها رها، میستایم.
رهاییم دِه زین کبودِ کژآیین
رهاییم دِه از تن و تیرگیهاش
که از جان تو را میستایم
تو را میستایم.
#شفیعی_کدکنی
تو را میستایم، تو را میستایم
تو را، ای همه روشنا، میستایم
تو را آفرین گویم ای ایزدِ روشنایی
تو را در همه لحظهها میستایم.
تو، ای روشنای زمین و آسمانها
که هستیم دادی و مستیم دادی
تو را، مست و هشیار، در هر کجا میستایم.
نماز آرَمَت در گُل و آب و سبزه
نماز آرَمَت در برِ ناوِ روشن
تو را، از هماره سوی جاودانه
تو را، از زمانها رها، میستایم.
رهاییم دِه زین کبودِ کژآیین
رهاییم دِه از تن و تیرگیهاش
که از جان تو را میستایم
تو را میستایم.
#شفیعی_کدکنی
@asheghanehaye_fatima
تو را دوست می دارم. تو عشق و امید منی. بهار و سرمستی روح من هنگامی است که گل های لبخند تو شکوفه می کند. من چگونه می توانم قلب بدبختم را راضی کنم که از لذت وجود تو برخوردار باشد، اما نتواند اسباب سعادت و نیک بختی تو را فراهم آورد!؟
زود زود برایم نامه بنویس. یک لحظه بی تو نیستم. کاش می توانستی عکسی برایم بفرستی. عکسی که همه ی اجزای آشنای من آن تو پیدا باشد: آن خال کوچکی که اسمش احمد است. آن خطوط موقر و باشکوه روی گونه هایت و آن کشیدگی کبریایی چشم هایی که یقین دارم نگران آینده ی پُربار و شادکام من و توست.
هزار بار می بوسم شان. آن ها را و تو را و خاطره های عزیزت را.
#احمد_شاملو
تو را دوست می دارم. تو عشق و امید منی. بهار و سرمستی روح من هنگامی است که گل های لبخند تو شکوفه می کند. من چگونه می توانم قلب بدبختم را راضی کنم که از لذت وجود تو برخوردار باشد، اما نتواند اسباب سعادت و نیک بختی تو را فراهم آورد!؟
زود زود برایم نامه بنویس. یک لحظه بی تو نیستم. کاش می توانستی عکسی برایم بفرستی. عکسی که همه ی اجزای آشنای من آن تو پیدا باشد: آن خال کوچکی که اسمش احمد است. آن خطوط موقر و باشکوه روی گونه هایت و آن کشیدگی کبریایی چشم هایی که یقین دارم نگران آینده ی پُربار و شادکام من و توست.
هزار بار می بوسم شان. آن ها را و تو را و خاطره های عزیزت را.
#احمد_شاملو
El Sueno (Ft Solange Merdinian)
Alireza Ghorbani
قطعه «رویا»
با صدای #علیرضا_قربانی
و آهنگسازی #احسان_مطوری
برنده مدال برنز
جایزه موسیقی جهانی ۲۰۱۹ شد.
این اثر در پروژه «صداها و پلها»
در مرداد سالجاری منتشر شده بود
@asheghanehaye_fatima
با صدای #علیرضا_قربانی
و آهنگسازی #احسان_مطوری
برنده مدال برنز
جایزه موسیقی جهانی ۲۰۱۹ شد.
این اثر در پروژه «صداها و پلها»
در مرداد سالجاری منتشر شده بود
@asheghanehaye_fatima