@asheghanehaye_fatima
انیس باقی قلبم
تو در من
عشقی به امتدادِ جبرِ
دگرگونی
بجا گذاشتی
گه کهنگی
جلوه در نسیان می کشد
گه جِلد انداخته
بدیع تر از هرچه تازگی
روحمان جانی بخود می گیرد...
#ادیب_حیدربگی
انیس باقی قلبم
تو در من
عشقی به امتدادِ جبرِ
دگرگونی
بجا گذاشتی
گه کهنگی
جلوه در نسیان می کشد
گه جِلد انداخته
بدیع تر از هرچه تازگی
روحمان جانی بخود می گیرد...
#ادیب_حیدربگی
@asheghanehaye_fatima
آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز،
زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود،
غذاییست که ته می گیرد و
لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت؛
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...
#روزبه_معین
آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز،
زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود،
غذاییست که ته می گیرد و
لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت؛
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...
#روزبه_معین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین مشکل ما در بحث ها اینه که
ما گوش نمیدیم که بفهمیم ...
فقط گوش میدیم که جواب بدیم .
#عشق
@asheghanehaye_fatima
ما گوش نمیدیم که بفهمیم ...
فقط گوش میدیم که جواب بدیم .
#عشق
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
و چه ارزان میفروشیم
لذت با هم بودن را
و نمیدانیم که فردا میآید ،
شاید ما نباشيم ...
#سیدعلی_صالحی
و چه ارزان میفروشیم
لذت با هم بودن را
و نمیدانیم که فردا میآید ،
شاید ما نباشيم ...
#سیدعلی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
و انتهای همه ی آیینه ها
تو ایستاده ای
با همان آغوش همیشگی
با همان نگاهِ آشنا
ایستاده ای
تا لبخند مرا
دوبرابر کنی
#نیلوفر_حسینی_خواه
و انتهای همه ی آیینه ها
تو ایستاده ای
با همان آغوش همیشگی
با همان نگاهِ آشنا
ایستاده ای
تا لبخند مرا
دوبرابر کنی
#نیلوفر_حسینی_خواه
@asheghanehaye_fatima
-فصلی در راه است
با اشکهایی که هنوز بر گونهی خیابان نیافتاده خشک میشوند
و عشق
پنهانیترین
رازِ پاییز است....
#شیما_سبحانی
-فصلی در راه است
با اشکهایی که هنوز بر گونهی خیابان نیافتاده خشک میشوند
و عشق
پنهانیترین
رازِ پاییز است....
#شیما_سبحانی
@asheghanehaye_fatima
نه
این تو نبوده ای که عشق را در من بیدار کرده ای
درخشندگی جذاب تو
برای من چیزی نبوده است
من در تو خوشبختی دردآور یک عشق قدیمی را دیدم
همۀ آن چیزی که سوخت مرا
و خاموش شد در زمان!
نگاه ناگهانی تو سوخت مرا
و به من تسلا داد
هنگامی که من چشم داشتم بر تمام زیبایی ات
و این که در یک گفت و گوی راز آلود
تو در تمام خوابم بودی.
اما این تو نبودی که در گفت و گوی من و دلم
با تو حرف می زدم
من با عشق سال های جوانیم بود که حرف می زدم
در کِشندگی های تو بود
که می جُستم من گذشته هایم را
در" جان زندگی ِ" لب های تو
لب هایی که مرگ را به پایان می برد .
در چشم های تو بود که پروانه ای سوخت
و بهار عشق دمید!
#میخائیل_لرمانتوف شاعر روس
شهریار دادور . استکهلم
نه
این تو نبوده ای که عشق را در من بیدار کرده ای
درخشندگی جذاب تو
برای من چیزی نبوده است
من در تو خوشبختی دردآور یک عشق قدیمی را دیدم
همۀ آن چیزی که سوخت مرا
و خاموش شد در زمان!
نگاه ناگهانی تو سوخت مرا
و به من تسلا داد
هنگامی که من چشم داشتم بر تمام زیبایی ات
و این که در یک گفت و گوی راز آلود
تو در تمام خوابم بودی.
اما این تو نبودی که در گفت و گوی من و دلم
با تو حرف می زدم
من با عشق سال های جوانیم بود که حرف می زدم
در کِشندگی های تو بود
که می جُستم من گذشته هایم را
در" جان زندگی ِ" لب های تو
لب هایی که مرگ را به پایان می برد .
در چشم های تو بود که پروانه ای سوخت
و بهار عشق دمید!
#میخائیل_لرمانتوف شاعر روس
شهریار دادور . استکهلم
Forwarded from اتچ بات
@asheghanehaye_fatima
#هنر
#عکاسی
#هنرعکاسی
#آرین_آریان
آرین آریان از ماه مه سال 2000 که به کانادا مهاجرت کرده و در مونترال زندگی می کند، پیگیرانه و بی سر و صدا در زمینه ی کارهای هنری و فرهنگی بسیار پرتلاش بوده است. در بیش از یک دهه در مهاجرت هم تلاش های هنری خود را با وجود دشواری ها، بی وقفه دنبال کرده است.
در سال 2002 به دلیل علاقه اش به آثار سینمایی بهرام بیضایی ساختن فیلم مستندی را درباره بیضایی و آثارش شروع کرد و بخش هایی از این کار خود را به انجام رساند، اما این فیلم مستند نیمه تمام باقی ماند.
در سال 2003 در ادامه تحصیلاتش در رشته سینما، یک دوره یک ساله ویژه تدوین فیلم با سیستم Avid را در کالج لاسال در مونترال گذراند.
این سیستم با استفاده از برنامه های ویژه رایانه ای مکینتاش و پی سی، شیوه مدرن بسیار رایج تدوین فیلم های سینمایی و تولیدات تلویزیونی است. آرین پیش از این در رشته سینما در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه هنر تهران درس خوانده و در سال 1372 لیسانس گرفته و بعد از دو سال کار فیلمسازی دوباره به دانشگاه هنر برگشته و فوق لیسانس خود را هم در سال 1374 باز هم در رشته سینما گرفته است.
علاقه این هنرمند به هنرهای تصویری، سینما و عکاسی، به دوران نوجوانی و جوانی او برمی گردد. آریان در کرمان به دنیا آمده است. در پانزده سالگی اولین داستان کوتاه خود را نوشته و در همان زمان ها کار عکاسی را هم شروع کرده است. علاوه بر نوشتن و عکاسی در همین سال های نوجوانی به یادگیری بازیگری و شرکت در نمایش های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کرمان هم پرداخته است. در کنار فعالیت در تئاتر در 17 سالگی دوره فیلمسازی انجمن سینمای جوان را گذرانده است.
در سال 1367 فیلم کوتاه هشت میلی متری او جایزه بهترین تدوین را از انجمن سینمای جوان کرمان به دست می آورد.
آرین علاوه بر سینما و عکاسی تجربه هایی هم در زمینه سرودن شعر و نویسندگی داشته و هنوز هم به نوشتن مشغول است. از جمله رمان بلندی در دست نوشتن دارد که ده سال است روی آن کار کرده و امید دارد آنرا به پایان برساند و منتشر کند. در سال 2006 به خاطر علاقه اش به نوشتن با انتشار مجله هفتگی «دیدار» در مونترال وارد دنیای روزنامه نگاری و مطبوعات شد. آرین 24 شماره دیدار را به عنوان سردبیر و ناشر منتشر کرد. انتشار دیدار بعد از 24 شماره متوقف شد.
این هنرمند که بویژه بعد از مهاجرات به کانادا و زندگی در مونترال، بیشتر در زمینه سینما و عکاسی کار کرده تا کنون چند فیلم با عنوان های خروس، طاووس، آخر دریا، اتاق سیاه و هیچستان ساخته است. فیلم خروسThe rooster تاکنون در جشنواره «هنر در غربت»Art en Exile در پاریس و جشنواره فیلم Clermont Ferrard نمایش داده شده است. «خداحافظ ادنا»Goodbye Edna از آخرین کارهای سینمایی آرین آریان است. این فیلم در سال 2010 ساخته شده و هنوز در جایی نمایش داده نشده است.
دیگر نمایشگاه های آرین آریان:
- جولای 2011 مونترال، کانادا
- سپتامبر و اکتبر 2011 تورونتو، کانادا
- اکتبر و نوامبر 2011 آنت ورپ، بلژیک
چند نمونه از کارهای ایشان
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
#هنر
#عکاسی
#هنرعکاسی
#آرین_آریان
آرین آریان از ماه مه سال 2000 که به کانادا مهاجرت کرده و در مونترال زندگی می کند، پیگیرانه و بی سر و صدا در زمینه ی کارهای هنری و فرهنگی بسیار پرتلاش بوده است. در بیش از یک دهه در مهاجرت هم تلاش های هنری خود را با وجود دشواری ها، بی وقفه دنبال کرده است.
در سال 2002 به دلیل علاقه اش به آثار سینمایی بهرام بیضایی ساختن فیلم مستندی را درباره بیضایی و آثارش شروع کرد و بخش هایی از این کار خود را به انجام رساند، اما این فیلم مستند نیمه تمام باقی ماند.
در سال 2003 در ادامه تحصیلاتش در رشته سینما، یک دوره یک ساله ویژه تدوین فیلم با سیستم Avid را در کالج لاسال در مونترال گذراند.
این سیستم با استفاده از برنامه های ویژه رایانه ای مکینتاش و پی سی، شیوه مدرن بسیار رایج تدوین فیلم های سینمایی و تولیدات تلویزیونی است. آرین پیش از این در رشته سینما در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه هنر تهران درس خوانده و در سال 1372 لیسانس گرفته و بعد از دو سال کار فیلمسازی دوباره به دانشگاه هنر برگشته و فوق لیسانس خود را هم در سال 1374 باز هم در رشته سینما گرفته است.
علاقه این هنرمند به هنرهای تصویری، سینما و عکاسی، به دوران نوجوانی و جوانی او برمی گردد. آریان در کرمان به دنیا آمده است. در پانزده سالگی اولین داستان کوتاه خود را نوشته و در همان زمان ها کار عکاسی را هم شروع کرده است. علاوه بر نوشتن و عکاسی در همین سال های نوجوانی به یادگیری بازیگری و شرکت در نمایش های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کرمان هم پرداخته است. در کنار فعالیت در تئاتر در 17 سالگی دوره فیلمسازی انجمن سینمای جوان را گذرانده است.
در سال 1367 فیلم کوتاه هشت میلی متری او جایزه بهترین تدوین را از انجمن سینمای جوان کرمان به دست می آورد.
آرین علاوه بر سینما و عکاسی تجربه هایی هم در زمینه سرودن شعر و نویسندگی داشته و هنوز هم به نوشتن مشغول است. از جمله رمان بلندی در دست نوشتن دارد که ده سال است روی آن کار کرده و امید دارد آنرا به پایان برساند و منتشر کند. در سال 2006 به خاطر علاقه اش به نوشتن با انتشار مجله هفتگی «دیدار» در مونترال وارد دنیای روزنامه نگاری و مطبوعات شد. آرین 24 شماره دیدار را به عنوان سردبیر و ناشر منتشر کرد. انتشار دیدار بعد از 24 شماره متوقف شد.
این هنرمند که بویژه بعد از مهاجرات به کانادا و زندگی در مونترال، بیشتر در زمینه سینما و عکاسی کار کرده تا کنون چند فیلم با عنوان های خروس، طاووس، آخر دریا، اتاق سیاه و هیچستان ساخته است. فیلم خروسThe rooster تاکنون در جشنواره «هنر در غربت»Art en Exile در پاریس و جشنواره فیلم Clermont Ferrard نمایش داده شده است. «خداحافظ ادنا»Goodbye Edna از آخرین کارهای سینمایی آرین آریان است. این فیلم در سال 2010 ساخته شده و هنوز در جایی نمایش داده نشده است.
دیگر نمایشگاه های آرین آریان:
- جولای 2011 مونترال، کانادا
- سپتامبر و اکتبر 2011 تورونتو، کانادا
- اکتبر و نوامبر 2011 آنت ورپ، بلژیک
چند نمونه از کارهای ایشان
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
Telegram
attach 📎
شروع جدی و پیگیر کار عکاسی
آرین تعریف می کند:بعد سالها کار روی هنر برهنه مجموعه #تنها_در_تاریکی رادر سال ۲۰۰۸ با موضوع تنهایی در فضایی که سیاهی همه جا را پوشانده آغاز کردم
#آرین_آریان
#هنر
#عکاسی
#هنرعکاسی
@asheghanehaye_fatima👇👇
آرین تعریف می کند:بعد سالها کار روی هنر برهنه مجموعه #تنها_در_تاریکی رادر سال ۲۰۰۸ با موضوع تنهایی در فضایی که سیاهی همه جا را پوشانده آغاز کردم
#آرین_آریان
#هنر
#عکاسی
#هنرعکاسی
@asheghanehaye_fatima👇👇
@asheghanehaye_fatima
پیش از من
خدا عاشقت شد
و تو در تمام آینهها
لبخند زدی
و خواب جهان را دزدیدی
بامن ، کنار من
چند لحظه پیش از من
خدا عاشقت شد
و گل سرخ
تصویر تو را در جهان ظاهر کرد ..!!
#چیستا_یثربی
پیش از من
خدا عاشقت شد
و تو در تمام آینهها
لبخند زدی
و خواب جهان را دزدیدی
بامن ، کنار من
چند لحظه پیش از من
خدا عاشقت شد
و گل سرخ
تصویر تو را در جهان ظاهر کرد ..!!
#چیستا_یثربی
🎼●آهنگ: «ز جهان دل برکندم»
●🎙●با صدای: #مهسا_وحدت | #مرجان_وحدت
○●شاعر: #رحیم_معینیکرمانشاهی
ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم
تو سیهگیسو کردی چون مجنون صحراگردم
ز تو نوشین لب باشد هم درمان و هم دردم
@asheghanehaye_fatima
Telegram
attach 📎