عاشقانه های فاطیما
818 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
در این جهان  فلسفه‌ای نیافتم

بشر  نمی‌اندیشد
به آسمان  می‌نگرد
و تصویرِ زنی را  در آسمان می‌بیند

آن زن  گاهی خدایش می‌شود
گاهی  عشق
و گاهی  فلسفه
و گاهی  مرگ ...





             #آدونیس



پ. ن :



یعنی خیال دارم
سپیده‌دَم،  لبِ دریا
دوباره  بادبانِ تو باشم
تا  آب شوم در اقیانوس
و در موجِ تو   بیداد کنم بر کشتی
و  بر بادبانِ پیراهنت‌

اگر نَرنجی از من
آمینی بلند می‌گویم از دور
بوسه‌ای سوخته می‌زنم
به دامَنَت ...





               #رضا_زاهد‌
    شعر هم تمام می‌شود

    @asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنی‌‌
که خواهانِ توست در بسترِ خویش،
درختی‌ست سرشار از آشیانه‌های خواهش
و زنی،
که پذیرای تو می‌گردد در بسترت
                      .      پرنده‌‌یی‌ست مهاجر...

■شاعر: #آدونیس [ سوریه، ۱۹۳۰ ]

■برگردان: #صالح_بوعذار

📕●از کتاب: «محاصره»


@asheghanehaye_fatima
.

مـن به بتی ایمان آورده‌ام
که چشمانش شبیه توست

پدرانت می گفتند او خالق توست
مادرانت نذرها پایش می کردند

و من به سنت قبیله‌ام
قربانی‌ات می‌شوم...


#آدونیس
#شما_فرستادید

@asheghanehaye_fatima
.
چه‌سان
تو را شفا دهد از زخم‌هایت،
                      دستی که ذبح کرده تو را؟
                         
■شاعر: #آدونیس [ سوریه، ۱۹۳۰ ]

■برگردان: #صالح_بوعذار

@asheghanehaye_fatima
لا المجرى يأخذني
لا القرار يستبقيني
أنا التموّج، جدلّ بين الماء ونفسه..
--------------------
نه جریان می‌بَرَد مرا
نه سکون نگاهم می‌دارد
تلاطم‌ام من، جدالی میانِ آب و خویشتن‌اش..

#آدونیس
ترجمه: #محمد_حمادی
@asheghanehaye_fatima
بانو
تنت بهار و
هر دندانت کبوتری‌ست
که آواز می‌خواند به نامم...
صحرایی شو
و درآغوشم گیر
تا مرا تاریخی باشد از تندر.‌..
می‌پرسم
آیا عشق تنها جایی‌ست
که مرگ نمی‌آیدش؟
.
#آدونیس
مترجم #صالح_بوعذار
#کتاب_دگردیسی‌ها_و_کوچ_در_اقالیم_روز_و_شب.
#نشر_شالگردن
@asheghanehaye_fatima
رفتیم دورتر از رؤیا 
عشق ورزیدیم ژرف‌‌تر از دل
و به آن‌ که نام می‌نهاد؛
گفتیم: نام مَنِه بر ما وُ بیدار گشتیم
تو برکه‌یی
من تنه‌‌ی مهر گیاه‌ام‌ وُ لب‌ریز از زمین‌ام
پهلو می‌گیرم در کرانه‌هایت
و کمرت،
           لنگرم.
#آدونیس [ سوریه، ۱۹۳۰ ]

برگردان: #صالح_بوعذار

📕از کتاب: «دگردیسی‌ها و کوچ در اقالیم روز و شب» | نشر: #شالگردن

@asheghanehaye_fatima
در این جهان فلسفه‌ای نیافتم
بشر نمی‌اندیشد
به آسمان می‌نگرد
وتصویر زنی را در آسمان می‌بیند
آن زن گاهی خدایش می‌شود
گاهی عشق
و گاهی فلسفه
و گاهی مرگ



#آدونیس
ترجمه بابک شاکر

@asheghanehaye_fatima
طلسمی از تن‌طلسماتِ آدونیس





تن تو پرسان است در تن‌ام

تن من بین دو زن:
ذاتم و تو.

تن تو
نزدیک‌تر است از من به من.

تن تو پیش من،
و نخواهم که دریابم‌اش مگر به
غیابی که در اوست.

تن‌های ما کتابی است
و هر یک نوشته‌ برای دیگری.

تن ما وحی است
و ردکننده‌ی هیکل‌هاست.

تن تو آگاه‌تر از من است به من.

تن تو با من از من کلام می‌گوید.

تن من یگانه‌ی تن توست
مفردی دوگانه:
تن تو
ط   ل    س   م   برای من
م    س   ل   ط   به روی من





#آدونیس  آغاز تن پایان دریا.


@asheghanehaye_fatima