@asheghanehaye_fatima
دست میکشم
به موهایم
بلند تر شده اند
#زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیتی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر،
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند شکستن یک قوری چینی بود ...
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر حتی مهم نیست
دوستم داری یا نه !!
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند از خودش هم بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها...
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز از بر است
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را؛
اما این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
می شویم نمی رود،
می سابم عمیقتر می شود ...
دست می کشم به موهایم،
بلند تر شده اند
دست می کشم به رویاهایم، کوتاهتر
دست به دستم، سردتر
#رویا_شاه_حسین_زاده
دست میکشم
به موهایم
بلند تر شده اند
#زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیتی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر،
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند شکستن یک قوری چینی بود ...
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر حتی مهم نیست
دوستم داری یا نه !!
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند از خودش هم بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها...
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز از بر است
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را؛
اما این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
می شویم نمی رود،
می سابم عمیقتر می شود ...
دست می کشم به موهایم،
بلند تر شده اند
دست می کشم به رویاهایم، کوتاهتر
دست به دستم، سردتر
#رویا_شاه_حسین_زاده
Forwarded from دستیار
.
در این اندیشه ام که، زنانی که حتی شهامت و اعتماد به نفس نشان دادن خود واقعی شان را ندارند و زیر بار سنگین عمل های زیبایی و لوازم آرایش مانده اند، چه باری را قرار است از روی دوش همشهریانشان بردارند ...
#هستی_دارایی #انتخابات #شورای_شهر #زن #زنان #زنانگی #زیبایی #سادگی
#پست_موقت
@asheghanehaye_fatima
در این اندیشه ام که، زنانی که حتی شهامت و اعتماد به نفس نشان دادن خود واقعی شان را ندارند و زیر بار سنگین عمل های زیبایی و لوازم آرایش مانده اند، چه باری را قرار است از روی دوش همشهریانشان بردارند ...
#هستی_دارایی #انتخابات #شورای_شهر #زن #زنان #زنانگی #زیبایی #سادگی
#پست_موقت
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
تو تمام منی
من تمام اندوه سالخورده #زنان سرزمینم
که از سر ناچاری
ردپای عشقشان را در فالها دنبال میکنند
شاید روزی برگردد
شاید دوباره مرا بخواهد
شاید مرغ عشقها
و قهوهها
و تاروتها
یک بار راست بگویند
ولی هیچ مردی
هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت
به لبخندم اعتماد نکن
زخمی با من است
که با هیچ دروغی درمان نمیشود
تا روزی که هنوز
زنان غمگینی هستند
که با صدای زنگ تلفن
بغض میکنند
📖 #بی_من_فروغ_نخوان
#نیلوفر_لاری_پور
تو تمام منی
من تمام اندوه سالخورده #زنان سرزمینم
که از سر ناچاری
ردپای عشقشان را در فالها دنبال میکنند
شاید روزی برگردد
شاید دوباره مرا بخواهد
شاید مرغ عشقها
و قهوهها
و تاروتها
یک بار راست بگویند
ولی هیچ مردی
هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت
به لبخندم اعتماد نکن
زخمی با من است
که با هیچ دروغی درمان نمیشود
تا روزی که هنوز
زنان غمگینی هستند
که با صدای زنگ تلفن
بغض میکنند
📖 #بی_من_فروغ_نخوان
#نیلوفر_لاری_پور
@asheghanehaye_fatima
❑زنی كه به سنتها تف كرد
درها را ببنديد و
دامن آنهایی را كه هنوز باكرهاند
با هفت آب بشوئيد
مگر نمیدانيد
زنی به سنتها تف كرد و
بی شرمانه از عشق گفت
لامذهب
لبخندی بر لب دارد
انگار يك كرور فحش !
بلند بلند نفرين
آنقدر بلند كه كسی نفسهای
حسادتان را نشنود
فاجعه است... فاجعه
يك چشم به هم زدن
زن و دخترهايتان فاسد و عاشق میشوند
آنگاه
پيكهايتان را
در لذت زنده بهگور كردن
كدام زن سر میكشيد
و عقدههای مردانگيتان را
چگونه باز میكنيد.
بيائيد...
خانهها را يك به يك بگرديد و
يادداشتهايش را بسوزانيد
مبادا كسی مانيفتش را
از بر كند
نترسيد
درها را بنديد و در خلوت
بی سانسور... صادقانه اعتراف كنيد.
بودنمان از صدقهی سر زنیست كه
به سنتها تف كرد و
جسورانه از عشق گفت...
■ #سیمین_چایچی
#شعر
#زنان
❑زنی كه به سنتها تف كرد
درها را ببنديد و
دامن آنهایی را كه هنوز باكرهاند
با هفت آب بشوئيد
مگر نمیدانيد
زنی به سنتها تف كرد و
بی شرمانه از عشق گفت
لامذهب
لبخندی بر لب دارد
انگار يك كرور فحش !
بلند بلند نفرين
آنقدر بلند كه كسی نفسهای
حسادتان را نشنود
فاجعه است... فاجعه
يك چشم به هم زدن
زن و دخترهايتان فاسد و عاشق میشوند
آنگاه
پيكهايتان را
در لذت زنده بهگور كردن
كدام زن سر میكشيد
و عقدههای مردانگيتان را
چگونه باز میكنيد.
بيائيد...
خانهها را يك به يك بگرديد و
يادداشتهايش را بسوزانيد
مبادا كسی مانيفتش را
از بر كند
نترسيد
درها را بنديد و در خلوت
بی سانسور... صادقانه اعتراف كنيد.
بودنمان از صدقهی سر زنیست كه
به سنتها تف كرد و
جسورانه از عشق گفت...
■ #سیمین_چایچی
#شعر
#زنان
@asheghanehaye_fatima
#زنان و مردانِ بسیاری را میشناسم که در بسترِ همسرانشان به آغوشِ مرد یا زنِ دیگری فکر میکنند. به کسانی فکر میکنند که اگر احساسات، موقعیتها و لحظههایشان را جورِ دیگری مدیریت کرده بودند، حالا شاید بسترشان پر شده بود از عطرِ خوشِ زندگی، از رایحه ی بی بدیل عشق، از گرمای رسیدن ... شاید هم نه .
📖 #همه_ی_مادران_به_بهشت_نمیروند
#نیکی_فیروزکوهی
#زنان و مردانِ بسیاری را میشناسم که در بسترِ همسرانشان به آغوشِ مرد یا زنِ دیگری فکر میکنند. به کسانی فکر میکنند که اگر احساسات، موقعیتها و لحظههایشان را جورِ دیگری مدیریت کرده بودند، حالا شاید بسترشان پر شده بود از عطرِ خوشِ زندگی، از رایحه ی بی بدیل عشق، از گرمای رسیدن ... شاید هم نه .
📖 #همه_ی_مادران_به_بهشت_نمیروند
#نیکی_فیروزکوهی
@asheghanehaye_fatima
از مسیر دلم که گذشتی
تمام ریشههایم در زمین
خشکیدند
و قدمهایت را شمردم که از قدیم
در مسیر نور
اقیانوسها را به خواب عمیق دعوت میکردند
میخواستم لبخندت را
به دریا بریزم
تا تمام ماهیان به زیبایی زمین ایمان بیاورند
میخواستم از پلههای چشمانت بگذرم
تا آسمان
تمام ستارهگانش را در دامنت حبس کند
تا کوه سینه آسمان را بشگافد
و مترسک
تنها پریدن گنجشکها را بخاطر بسپارد
شب از موهایت آویزان بود
گندمزار از بوی تنت سبز شد
و باد
وزیدن را از چادرت آموخت
من که سر راهت سبز میشدم
جنگل آتش میگرفت
باد
بادبادک کودکیام را
به سمت تو میچرخاند
کبوتران
در بام خانهتان برف میشدند
بچه ها در برف مینوشتند
آب ، نان ، انار
مادر بزرگ به قصه اش ادامه میداد:
زنان عاشق
زود میمیرند
تو سبز پوشیدی
آسمان آبی شد
بیابان غبار را در سینهاش پنهان کرد
ابرها به کوه دل بستند
خورشید پشت تپهها پنهان شد
و من فهمیدم
زنده گی جای قشنگی است
که زیر پیراهنت جا گذاشته ام
سالها بعد
تو بزرگ شدی
برایم سیب سرخ تعارف کردی
دردهایت را دستمال دوختی
اشکهایت را در باران پنهان کردی
و من هنوز
همان کودکی بودم
که باد
بادبادک کودکیاش را
به سمت تو میچرخاند
#حبیب_نکیسا
#زنان_عاشق_زود_می_میرند.
از مسیر دلم که گذشتی
تمام ریشههایم در زمین
خشکیدند
و قدمهایت را شمردم که از قدیم
در مسیر نور
اقیانوسها را به خواب عمیق دعوت میکردند
میخواستم لبخندت را
به دریا بریزم
تا تمام ماهیان به زیبایی زمین ایمان بیاورند
میخواستم از پلههای چشمانت بگذرم
تا آسمان
تمام ستارهگانش را در دامنت حبس کند
تا کوه سینه آسمان را بشگافد
و مترسک
تنها پریدن گنجشکها را بخاطر بسپارد
شب از موهایت آویزان بود
گندمزار از بوی تنت سبز شد
و باد
وزیدن را از چادرت آموخت
من که سر راهت سبز میشدم
جنگل آتش میگرفت
باد
بادبادک کودکیام را
به سمت تو میچرخاند
کبوتران
در بام خانهتان برف میشدند
بچه ها در برف مینوشتند
آب ، نان ، انار
مادر بزرگ به قصه اش ادامه میداد:
زنان عاشق
زود میمیرند
تو سبز پوشیدی
آسمان آبی شد
بیابان غبار را در سینهاش پنهان کرد
ابرها به کوه دل بستند
خورشید پشت تپهها پنهان شد
و من فهمیدم
زنده گی جای قشنگی است
که زیر پیراهنت جا گذاشته ام
سالها بعد
تو بزرگ شدی
برایم سیب سرخ تعارف کردی
دردهایت را دستمال دوختی
اشکهایت را در باران پنهان کردی
و من هنوز
همان کودکی بودم
که باد
بادبادک کودکیاش را
به سمت تو میچرخاند
#حبیب_نکیسا
#زنان_عاشق_زود_می_میرند.
@asheghanehaye_fatima
پاول شونت: لعنت بر شیطون!
من مشتاقش بودم، میخواستم مال من باشه؛ اگه مشتاق کسی باشی آزارش ندادی. شاید شیوهی بروز اشتیاق آزاردهنده باشه ، اما خود اشتیاق کسی رو آزار نمیده. هیچ زنی ازت نمیرنجه که چرا مشتاقشی، که چرا دوسش داری، خود زن مرز رابطه رو بهت نشون میده..
#زنان_برابر_چشم_انداز_رودخانه
#هاینریش_بل
پاول شونت: لعنت بر شیطون!
من مشتاقش بودم، میخواستم مال من باشه؛ اگه مشتاق کسی باشی آزارش ندادی. شاید شیوهی بروز اشتیاق آزاردهنده باشه ، اما خود اشتیاق کسی رو آزار نمیده. هیچ زنی ازت نمیرنجه که چرا مشتاقشی، که چرا دوسش داری، خود زن مرز رابطه رو بهت نشون میده..
#زنان_برابر_چشم_انداز_رودخانه
#هاینریش_بل
@asheghanehaye_fatima
زن نوين، دختر نجیبی نیست که عشقش به یک ازدواج موفق ختم شود، همسری نیست که در خفا از خیانتهای شوهرش رنج بکشد... پیردختری نیست که در حسرت عشق نافرجام جوانیش بسوزد، او قربانی شرایط رقتبار طبیعت سرکوب شدهاش نیست... زن نوین قهرمانی است که مستقلانه از زندگی طلب میکند، که اعتماد به نفس دارد، که علیه بردگی جهانی زنان در مقابل دولت و خانه و جامعه میایستد، که به عنوان نماینده همجنسانش برای حقوقش میجنگد...
■ #الکساندرا_کولنتای
#کولنتای #زنان
زن نوين، دختر نجیبی نیست که عشقش به یک ازدواج موفق ختم شود، همسری نیست که در خفا از خیانتهای شوهرش رنج بکشد... پیردختری نیست که در حسرت عشق نافرجام جوانیش بسوزد، او قربانی شرایط رقتبار طبیعت سرکوب شدهاش نیست... زن نوین قهرمانی است که مستقلانه از زندگی طلب میکند، که اعتماد به نفس دارد، که علیه بردگی جهانی زنان در مقابل دولت و خانه و جامعه میایستد، که به عنوان نماینده همجنسانش برای حقوقش میجنگد...
■ #الکساندرا_کولنتای
#کولنتای #زنان
@asheghanehaye_fatima
ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شدهاند…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت...
❑جنس دوم ■سیمون دوبووار ■ترجمه: #قاسم_صنعوی
◘۹ ژانویه،برابر است با تولد سیمون دوبووار نویسنده و مبارز فرانسوی
#سیمون_دوبووار
#زنان
ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شدهاند…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت...
❑جنس دوم ■سیمون دوبووار ■ترجمه: #قاسم_صنعوی
◘۹ ژانویه،برابر است با تولد سیمون دوبووار نویسنده و مبارز فرانسوی
#سیمون_دوبووار
#زنان
💢 @asheghanehaye_fatima
زنی که معتقد است مردها بی احساس ، بی توجه و غیرقابل اعتماد هستند ، با مردهایی با این خصوصیات رو به رو می شود .
زنی که انتظار دارد مردی را بیابد که مهربان ، احساساتی وَ قابل اعتماد باشد ، با چنین مردی مواجه خواهد شد .
این تصادف نیست .
انتظارات مثبت سبب می شود که مرد خود را فردی باارزش بداند و تا آنجا که ممکن است نیازهای زن را برآورده کند .
📚 #زنان_باهوش_انتخابهای_احمقانه
🖋 #کانل_کوآن_ملوین_کیندر
زنی که معتقد است مردها بی احساس ، بی توجه و غیرقابل اعتماد هستند ، با مردهایی با این خصوصیات رو به رو می شود .
زنی که انتظار دارد مردی را بیابد که مهربان ، احساساتی وَ قابل اعتماد باشد ، با چنین مردی مواجه خواهد شد .
این تصادف نیست .
انتظارات مثبت سبب می شود که مرد خود را فردی باارزش بداند و تا آنجا که ممکن است نیازهای زن را برآورده کند .
📚 #زنان_باهوش_انتخابهای_احمقانه
🖋 #کانل_کوآن_ملوین_کیندر
@asheghanehaye_fatima
در واقع نیز میان زن نجیبی که شوهر میکرد و زن "نانجیبی"که کارش به فحشا میکشید فرقی اساسی وجود نداشت. اولی فقط به یک نفر و برای همشه بفروش میرفت و دومی به افراد مختلف و برای یک لحظه. من البته بجای خود توضیح خواهم داد که چگونه از یک نظر، بردگی زن در حالت اول بیشتر از حالت دوم بود. در اینجا به همین بسنده میکنم که نجابت که یکی از مهمترین خصوصیات زن بود و سعی میشد به آن جنبه اخلاقی داده شود در واقع یک معنای صرفا اقتصادی داشت. نجابت وسیلهای بود برای حفظ ارزش کالائی-جنسی دختر. چرا که بدون آن دختر قابل مبادله و فروش نبود. اینکه میگفتند دختر باید پاک دامن و نجیب باشد در واقع منظورشان همین ارزش کالائی-جنسی بود که میبایست تا لحظه فروش حفظ شود.
تنها نتیجه روحی-اخلاقی نجابت برای دختر محرومیت وی از پرورش و رشد آزادانۀ غرایز و احساسات طبیعی و شخصیت فردی و اجتماعی وی و تضمین بردگی او به صاحب بعدیش بود. درس نجابت، به دختر یا زن یاد میداد که به مرد غریبه نگاه نکند، با دیگران نخندد و با کسی جز شوهر و محارم خود گفتگو نداشته باشد. در یک کلام درهای زندگی و معاشرت اجتماعی را بروی خود ببندد و بر احساسات طبیعی خود سرپوش گذاشته و آنها را به نفع لذت جویی و فرمانروایی صاحب خود سرکوب نماید.
#زنان_در_جامعه
#ئولین_رید
ترجمه:اصغر مهدیزادگان
در واقع نیز میان زن نجیبی که شوهر میکرد و زن "نانجیبی"که کارش به فحشا میکشید فرقی اساسی وجود نداشت. اولی فقط به یک نفر و برای همشه بفروش میرفت و دومی به افراد مختلف و برای یک لحظه. من البته بجای خود توضیح خواهم داد که چگونه از یک نظر، بردگی زن در حالت اول بیشتر از حالت دوم بود. در اینجا به همین بسنده میکنم که نجابت که یکی از مهمترین خصوصیات زن بود و سعی میشد به آن جنبه اخلاقی داده شود در واقع یک معنای صرفا اقتصادی داشت. نجابت وسیلهای بود برای حفظ ارزش کالائی-جنسی دختر. چرا که بدون آن دختر قابل مبادله و فروش نبود. اینکه میگفتند دختر باید پاک دامن و نجیب باشد در واقع منظورشان همین ارزش کالائی-جنسی بود که میبایست تا لحظه فروش حفظ شود.
تنها نتیجه روحی-اخلاقی نجابت برای دختر محرومیت وی از پرورش و رشد آزادانۀ غرایز و احساسات طبیعی و شخصیت فردی و اجتماعی وی و تضمین بردگی او به صاحب بعدیش بود. درس نجابت، به دختر یا زن یاد میداد که به مرد غریبه نگاه نکند، با دیگران نخندد و با کسی جز شوهر و محارم خود گفتگو نداشته باشد. در یک کلام درهای زندگی و معاشرت اجتماعی را بروی خود ببندد و بر احساسات طبیعی خود سرپوش گذاشته و آنها را به نفع لذت جویی و فرمانروایی صاحب خود سرکوب نماید.
#زنان_در_جامعه
#ئولین_رید
ترجمه:اصغر مهدیزادگان
#زن
#قاچاق_زنان
#دومین_تجارت_سازمان یافته میلیاردی_در_ایران
#مهر 1395
رئیس گروه جزا و جرمشناسی دانشگاه «شهید بهشتی» تهران با ابراز تأسف نسبت به اینکه امروز قاچاق زنان یک تجارت میلیارد دلاری شده احتمال داده قاچاق زنان دومین جرم سازمانیافته بعد از قاچاق مواد مخدر در ایران باشد.
حسین میرمحمد صادقی، در نشستِ «بررسی ابعاد تامین امنیت زنان در برابر خشونت» که گروه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی ایران برگزارکننده آن بود به تشریح این موضوع میپردازد.
به گفته او «امروز قاچاق زنان تبدیل به تجارت میلیارد دلاری شده و درآمد زیادی دارد که گاهی زنان از موضوع بیخبرند و به وعدههای مختلف و عدم آگاهی به دام این قاچاقچیان میافتند که البته قانون مبارزه با قاچاق انسان تصویب شد و شروع به عمل معاونت و انجام این عمل خود جرمانگاری شد و حتی برای کارکنان دولت که به این امر کمک کنند مجازاتهایی در نظر گرفته شد. همچنین خشونت علیه زنان در حوزه منازعات مسلحانه بسیار مهم است. تجاوز جنسی در جنگها قطعا جنایت جنگی است که بالاتر از جنایت جنگی هم میتوان از آن به عنوان نسلکشی یاد کرد».
قاچاق زنان در ایران همواره یکی از آسیبهای اجتماعی بوده و در دورههای مختلف درباره آن بحث و نظرهای زیادی مطرح شده، اما بیان سازمانیافتگی آن و حتی مشارکت بخشهایی از نهادهای رسمی و حکومتی در قاچاق زنان آن هم از تریبونهای رسمی بیسابقه بوده است.
آذرماه سال 1392 رییس پلیس مهاجرت و گذرنامه نیروی انتظامی درباره پدیده قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی گفته بود این موضوع را نفی نمیکنیم، اما عدد آن قابل توجه نیست.
💢#امارات، #قطر، #بحرین، #کویت، #ترکیه، #ازبکستان و #آذربایجان و اخیراً #ارمنستان از جمله کشورهایی هستند که #زنان_دختران ایرانی به آنها قاچاق میشوند ،
که عموماً به عنوان کارگران #سکسی مورد داد و ستد قرارمیگیرند و بخشی از آنها جذب #دیسکو، #بارها و هتلها جهت کارگری یا #ماساژ میشوند.
@asheghanehaye_fatima
#قاچاق_زنان
#دومین_تجارت_سازمان یافته میلیاردی_در_ایران
#مهر 1395
رئیس گروه جزا و جرمشناسی دانشگاه «شهید بهشتی» تهران با ابراز تأسف نسبت به اینکه امروز قاچاق زنان یک تجارت میلیارد دلاری شده احتمال داده قاچاق زنان دومین جرم سازمانیافته بعد از قاچاق مواد مخدر در ایران باشد.
حسین میرمحمد صادقی، در نشستِ «بررسی ابعاد تامین امنیت زنان در برابر خشونت» که گروه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی ایران برگزارکننده آن بود به تشریح این موضوع میپردازد.
به گفته او «امروز قاچاق زنان تبدیل به تجارت میلیارد دلاری شده و درآمد زیادی دارد که گاهی زنان از موضوع بیخبرند و به وعدههای مختلف و عدم آگاهی به دام این قاچاقچیان میافتند که البته قانون مبارزه با قاچاق انسان تصویب شد و شروع به عمل معاونت و انجام این عمل خود جرمانگاری شد و حتی برای کارکنان دولت که به این امر کمک کنند مجازاتهایی در نظر گرفته شد. همچنین خشونت علیه زنان در حوزه منازعات مسلحانه بسیار مهم است. تجاوز جنسی در جنگها قطعا جنایت جنگی است که بالاتر از جنایت جنگی هم میتوان از آن به عنوان نسلکشی یاد کرد».
قاچاق زنان در ایران همواره یکی از آسیبهای اجتماعی بوده و در دورههای مختلف درباره آن بحث و نظرهای زیادی مطرح شده، اما بیان سازمانیافتگی آن و حتی مشارکت بخشهایی از نهادهای رسمی و حکومتی در قاچاق زنان آن هم از تریبونهای رسمی بیسابقه بوده است.
آذرماه سال 1392 رییس پلیس مهاجرت و گذرنامه نیروی انتظامی درباره پدیده قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی گفته بود این موضوع را نفی نمیکنیم، اما عدد آن قابل توجه نیست.
💢#امارات، #قطر، #بحرین، #کویت، #ترکیه، #ازبکستان و #آذربایجان و اخیراً #ارمنستان از جمله کشورهایی هستند که #زنان_دختران ایرانی به آنها قاچاق میشوند ،
که عموماً به عنوان کارگران #سکسی مورد داد و ستد قرارمیگیرند و بخشی از آنها جذب #دیسکو، #بارها و هتلها جهت کارگری یا #ماساژ میشوند.
@asheghanehaye_fatima
زنان خود میتوانند خود را از قید و بندهای جامعه آزاد کنند؛ اگر خود را به عنوان یک شخصیت قبول کنند نه یک کالای جنسی؛ تا زمانی که خود نخواهند بچه به دنیا نیاورند؛ اگر این حق را به کسی ندهند که صاحب بدن آنها باشد؛ اگر حاضر نباشند که خدمتکار خدا باقی بمانند...
«اما گلدمن»
#اما_گلدمن
#زنان
@asheghanehaye_fatima
«اما گلدمن»
#اما_گلدمن
#زنان
@asheghanehaye_fatima
دست میکشم
به موهایم
بلند تر شده اند
#زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیتی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر،
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند شکستن یک قوری چینی بود ...
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر حتی مهم نیست
دوستم داری یا نه !!
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند از خودش هم بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها...
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز از بر است
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را؛
اما این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
می شویم نمی رود،
می سابم عمیقتر می شود ...
دست می کشم به موهایم،
بلند تر شده اند
دست می کشم به رویاهایم، کوتاهتر
دست به دستم، سردتر
@asheghanehaye_fatima
#رویا_شاه_حسین_زاده
به موهایم
بلند تر شده اند
#زنان
وقتی از پیر شدن می ترسند
موهایشان را
بلند می کنند
و اهمیت می دهند
به آنچه که عمر
با خط بریل
زیر چشمهایشان می نویسد
اهمیتی ندارد دیگر
اینکه زیر پایم
چقدر سست است
زیر پای زندگیمان
سست تر،
من یک کوه یخی بزرگم
که دیگر مهم نیست
به کدام کشتی باری
برخورد میکنم
جهان من روزی
بند شکستن یک قوری چینی بود ...
دلم برای اهمیت های کوچکم تنگ است
و دیگر حتی مهم نیست
دوستم داری یا نه !!
آدم روزی به جایی می رسد
که می تواند از خودش هم بکند
مثل کندن پوست از کف دستش
و کشیدن ناخنها...
زن جای لکه های بی ربط روغن را
روی اجاق گاز از بر است
و لکه های دستمالهای آشپزخانه را؛
اما این لکه ی بغض
کجای روح من است؟
امشب نمی دانم
چه مرگم است
چیزی توی دلم هست
می شویم نمی رود،
می سابم عمیقتر می شود ...
دست می کشم به موهایم،
بلند تر شده اند
دست می کشم به رویاهایم، کوتاهتر
دست به دستم، سردتر
@asheghanehaye_fatima
#رویا_شاه_حسین_زاده
دروغی بزرگ تر از خوشبختی نمی توان یافت. آدمی به ظاهر آن خیره می شود
بی آن که بتواند جانور مهیبی را که در آن پنهان است ببیند.
#زنان_تروا
#ژان_پل_سارتر
@asheghanehaye_fatima
بی آن که بتواند جانور مهیبی را که در آن پنهان است ببیند.
#زنان_تروا
#ژان_پل_سارتر
@asheghanehaye_fatima
اثر انگشت ما،
از قلب هائی که لمسشان کرده ایم
هیچوقت پاک نمی شود.
#زنان
#چارلز_بوکوفسکی
@asheghanehaye_fatima
از قلب هائی که لمسشان کرده ایم
هیچوقت پاک نمی شود.
#زنان
#چارلز_بوکوفسکی
@asheghanehaye_fatima
نمی توانم تسلیم شوم.
دردها، ای دردهای من،
در جهان دردی نیست که از آن من نباشد!
من ملکه ای بودم و همسر سلطانی شدم.
زیباترین پسران را به او بخشیدم:
نیزه یونانی آنان را، یکی از پس دیگری نابود کرد.
پریام، همسر من، سلطان من
بر پلکان قربانگاه، پیش چشمان من
به دست آنان به خون کشیده شد.
و من خود گلوی دریده اش را دیدم،
و خونش را دیدم که جستن می کرد.
دخترانم، دخترانی که برای
بزرگ ترین شاهان آسیا تربیت کرده بودم،
در اروپا
اربابانی بدکار را خدمت خواهند کرد.
@asheghanehaye_fatima
#ژان_پل_سارتر 👤
#زنان_تروا 📚
برداشتی از اثر اوری پید
ترجمه قاسم صنعوی
دردها، ای دردهای من،
در جهان دردی نیست که از آن من نباشد!
من ملکه ای بودم و همسر سلطانی شدم.
زیباترین پسران را به او بخشیدم:
نیزه یونانی آنان را، یکی از پس دیگری نابود کرد.
پریام، همسر من، سلطان من
بر پلکان قربانگاه، پیش چشمان من
به دست آنان به خون کشیده شد.
و من خود گلوی دریده اش را دیدم،
و خونش را دیدم که جستن می کرد.
دخترانم، دخترانی که برای
بزرگ ترین شاهان آسیا تربیت کرده بودم،
در اروپا
اربابانی بدکار را خدمت خواهند کرد.
@asheghanehaye_fatima
#ژان_پل_سارتر 👤
#زنان_تروا 📚
برداشتی از اثر اوری پید
ترجمه قاسم صنعوی
گفتم #زنان به عشق محتاجند؟ گفت عشق به زنان محتاج است. و بعد، مرا بوسید.
گفتم زنان به نور محتاجند؟ گفت گیاهان تمامشان به نور محتاجند. گفتم زنان گیاهند؟ گفت روینده و شکنندهاند و بر زمستانهای طولانی فاتحند، گیاهند. و بعد مرا بوسید.
گفتم زنان به رنج محتاجند؟ گفت زن زخمی رنج است، و خالق رنج است، و مداوای رنج است، و تداوم رنج است، و پایان رنج است، زن رنج است، و کیست که به خود محتاج نباشد. و بعد مرا بوسید.
گفتم زنان بی نیازند نه؟ گفت نه، زن نیاز و بینیازی است در هم تنیده.
و بعد مرا بوسید و گفت از یاد نبری زنان بسیار اندکند، و مردان نیز. شراب بسیار اندک است، و تنگ بلور نیز. نور بسیار اندک است، و گیاه نیز. به یاد بیاور برایت گفتم ما بیشتر سنگ آدمنماییم، مرد و زن کم است، رنج و جنون از حد گذشته است.
گفتم برای همین است که اینهمه تنهاییم؟ گفت برای همین است که این همه تنهاییم.
و بعد رفت، و دیدم نور شد، و گیاه شد، و رنج شد، و باهار شد، و ابر شد و بر کویرها بارید. نگاهش کردم، تا زمانی که خوابم برد، و خواب دیدم ابر را آتش زدهاند، گریهام گرفت، از خواب پریدم. همانجا بود، مرا بوسید،، و باز تنها ماند...
#حمید_سلیمی
@asheghanehaye_fatima
گفتم زنان به نور محتاجند؟ گفت گیاهان تمامشان به نور محتاجند. گفتم زنان گیاهند؟ گفت روینده و شکنندهاند و بر زمستانهای طولانی فاتحند، گیاهند. و بعد مرا بوسید.
گفتم زنان به رنج محتاجند؟ گفت زن زخمی رنج است، و خالق رنج است، و مداوای رنج است، و تداوم رنج است، و پایان رنج است، زن رنج است، و کیست که به خود محتاج نباشد. و بعد مرا بوسید.
گفتم زنان بی نیازند نه؟ گفت نه، زن نیاز و بینیازی است در هم تنیده.
و بعد مرا بوسید و گفت از یاد نبری زنان بسیار اندکند، و مردان نیز. شراب بسیار اندک است، و تنگ بلور نیز. نور بسیار اندک است، و گیاه نیز. به یاد بیاور برایت گفتم ما بیشتر سنگ آدمنماییم، مرد و زن کم است، رنج و جنون از حد گذشته است.
گفتم برای همین است که اینهمه تنهاییم؟ گفت برای همین است که این همه تنهاییم.
و بعد رفت، و دیدم نور شد، و گیاه شد، و رنج شد، و باهار شد، و ابر شد و بر کویرها بارید. نگاهش کردم، تا زمانی که خوابم برد، و خواب دیدم ابر را آتش زدهاند، گریهام گرفت، از خواب پریدم. همانجا بود، مرا بوسید،، و باز تنها ماند...
#حمید_سلیمی
@asheghanehaye_fatima