@asheghanehaye_fatima
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
کتاب:
#شب_با_تو_حرف_مي_زند
ترجمه:
#اصغر_نوري
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
کتاب:
#شب_با_تو_حرف_مي_زند
ترجمه:
#اصغر_نوري
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
آینه دختر را می سوزاند
دختری بزک کرده از مژگان تا سینه ها
تنهای تنها در آینه
و تابستان بال های سختش را مچاله می کند .
زیر میوه ی طلایی هسته ای وجود دارد
سر شار از خاکستر سرخ
و گل سرخی با باری سنگین و دلپذیر
گلبرگ های صیقلی اش را می ریزد .
اتاق سرشار است
از عطر فراموش کار گل های مادری اش
اسبت را زین کن باکره ی ناپاک
از بنفشه و نرگس .
زره ات را فراموش نکن
زره ای از پیچک و یاسمن
زیرا که تنها همین برایت مانده برای جنگ
در آفتاب و برف
و عرق و خون خشن
_اگر آسمان بی امان صاعقه زند
بر ران های آزاد و اسطوخودوس وار تو _
شهسوار بزرگ شهوت رانی .
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
ترجمه :
#اصغر_نوری
کتاب :
#شب_بامن_ازتو_حرف_میزند
#نیماژ
@asheghanehaye_fatima
دختری بزک کرده از مژگان تا سینه ها
تنهای تنها در آینه
و تابستان بال های سختش را مچاله می کند .
زیر میوه ی طلایی هسته ای وجود دارد
سر شار از خاکستر سرخ
و گل سرخی با باری سنگین و دلپذیر
گلبرگ های صیقلی اش را می ریزد .
اتاق سرشار است
از عطر فراموش کار گل های مادری اش
اسبت را زین کن باکره ی ناپاک
از بنفشه و نرگس .
زره ات را فراموش نکن
زره ای از پیچک و یاسمن
زیرا که تنها همین برایت مانده برای جنگ
در آفتاب و برف
و عرق و خون خشن
_اگر آسمان بی امان صاعقه زند
بر ران های آزاد و اسطوخودوس وار تو _
شهسوار بزرگ شهوت رانی .
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
ترجمه :
#اصغر_نوری
کتاب :
#شب_بامن_ازتو_حرف_میزند
#نیماژ
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
تنها چهرهی توست
تنها چهرهی توست
عشق من
و تنات
تنها با توست
که من از تنها بودن دست میکشم
و حتی دست میکشم از بودن اين شبح
که آينهها هم برايش خالیست
بايد ببينمت
تا زمين و زندگی را به دست گيرم
به دور از بودنات
خونم آبی خاکستریست که سکوت میکند
به دور از بودنات
در من چيزی نيست
جز مشتی بزرگ و فرو بسته
که آزارم میدهد
نبودنات
پلک عظيمیست
روی تمام تنم
#آلن_برن
تنها چهرهی توست
تنها چهرهی توست
عشق من
و تنات
تنها با توست
که من از تنها بودن دست میکشم
و حتی دست میکشم از بودن اين شبح
که آينهها هم برايش خالیست
بايد ببينمت
تا زمين و زندگی را به دست گيرم
به دور از بودنات
خونم آبی خاکستریست که سکوت میکند
به دور از بودنات
در من چيزی نيست
جز مشتی بزرگ و فرو بسته
که آزارم میدهد
نبودنات
پلک عظيمیست
روی تمام تنم
#آلن_برن
Forwarded from دستیار
.
دستم که تو را لمس کرده
بهتر خواهد شد .
همان ساعت ها
در همان هوا زنگ می زنند
و دوباره دست به دست هم
ما را از هم جدا می کنند .
اما خاطره ی نزدیکی تو
جوهری تازه است
که بی وقفه سراغش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایه یی دیگر بگسترانم .
اشتیاقم به تو
ابری مبهم است که حالا
ستاره های تازه یی از آن می چینم .
وعده های تن تو
مرا قبل از گل دادنم به صلیب می کشند
و حالا با شبح سبک تو
به خواب می روم اینجا
همراه قلم و اندیشه .
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
ترجمه :
#اصغر_نوری
کتاب :
#شب_بامن_ازتو_حرف_میزند
#نیماژ
@asheghanehaye_fatima
دستم که تو را لمس کرده
بهتر خواهد شد .
همان ساعت ها
در همان هوا زنگ می زنند
و دوباره دست به دست هم
ما را از هم جدا می کنند .
اما خاطره ی نزدیکی تو
جوهری تازه است
که بی وقفه سراغش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایه یی دیگر بگسترانم .
اشتیاقم به تو
ابری مبهم است که حالا
ستاره های تازه یی از آن می چینم .
وعده های تن تو
مرا قبل از گل دادنم به صلیب می کشند
و حالا با شبح سبک تو
به خواب می روم اینجا
همراه قلم و اندیشه .
#آلن_برن
#شاعر_فرانسه🇫🇷
ترجمه :
#اصغر_نوری
کتاب :
#شب_بامن_ازتو_حرف_میزند
#نیماژ
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
دوستت دارم
هیچ چیز وجود ندارد بهتر این را بگوید
همه چیز ناتوان است
واژه می بوسدش،تنگ در آغوش می گیرد.
چقدر دنبال جریانی یگانه می گردیم
برای دو خون مان
چقدر رویا می بینیم
چقدر می خوابیم
یکی در دیگری
همه چیز ناتوان است
هیچ چیز وجود ندارد.
با این همه دوستت دارم
می خواهم بگویم می سوزم
و تنها از تو
می خواهم بگویم
باید مرگ ما را به هم برساند.
با این همه دوستت دارم
می خواهم بگویم تنها وجود تو
از من،من می سازد
می خواهم بگویم تنها تو
زخم زندگی را می بندی.
#آلن_برن
دوستت دارم
هیچ چیز وجود ندارد بهتر این را بگوید
همه چیز ناتوان است
واژه می بوسدش،تنگ در آغوش می گیرد.
چقدر دنبال جریانی یگانه می گردیم
برای دو خون مان
چقدر رویا می بینیم
چقدر می خوابیم
یکی در دیگری
همه چیز ناتوان است
هیچ چیز وجود ندارد.
با این همه دوستت دارم
می خواهم بگویم می سوزم
و تنها از تو
می خواهم بگویم
باید مرگ ما را به هم برساند.
با این همه دوستت دارم
می خواهم بگویم تنها وجود تو
از من،من می سازد
می خواهم بگویم تنها تو
زخم زندگی را می بندی.
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻮ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺗﺎﻙ
ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﺧﻮﺷﻪﺍﻱ
ﻛﻪ ﺧﻮﺷﻪﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻢ
ﺍﻳﻦﻃﻮﺭ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻣﺮﺍ .
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﺗﺸﻨﻪﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ
ﻣﻦ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ
ﺑﺎ ﮔﻮﺩﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ
ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻳﻲ ﻭ ﭘﺮﺵ ﻛﻨﻲ .
ﺍﻳﻦ ﺳﺎﻥ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺑﻮﺩ
ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻮﺩ .
ﺩﻭ ﺗﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻳﺎ ﻳﻚ ﻧﻤﻲﺩﺍﻧﻢ
ﭼﻮﻥ ﺁﺫﺭﺧﺶ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻮد
#آلن_برن
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻮ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺗﺎﻙ
ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﺧﻮﺷﻪﺍﻱ
ﻛﻪ ﺧﻮﺷﻪﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻢ
ﺍﻳﻦﻃﻮﺭ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻣﺮﺍ .
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﺗﺸﻨﻪﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ
ﻣﻦ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ
ﺑﺎ ﮔﻮﺩﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ
ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻳﻲ ﻭ ﭘﺮﺵ ﻛﻨﻲ .
ﺍﻳﻦ ﺳﺎﻥ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺑﻮﺩ
ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻮﺩ .
ﺩﻭ ﺗﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻳﺎ ﻳﻚ ﻧﻤﻲﺩﺍﻧﻢ
ﭼﻮﻥ ﺁﺫﺭﺧﺶ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻮد
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
@adheghanehaye_fatima
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
تو به سکوت وانخواهی داشت
نه روحم را،نه خونم را و نه صدایم را
لب هایم دیگر از هم باز نمی شوند
جز برای گفتن نامت
و اگر از گل سرخ حرف می زنم
از توست
یا اگر از نان،عسل،شن یا از خودم
حرف میزنم
تو پس تمام کلماتم هستی
لبریزشان می کنی ،می سوزانی،تهی میکنی
تو آب دهانم هستی و دهانم
حتی سکوتم از تو مضطرب است.
#آلن_برن
تو به سکوت وانخواهی داشت
نه روحم را،نه خونم را و نه صدایم را
لب هایم دیگر از هم باز نمی شوند
جز برای گفتن نامت
و اگر از گل سرخ حرف می زنم
از توست
یا اگر از نان،عسل،شن یا از خودم
حرف میزنم
تو پس تمام کلماتم هستی
لبریزشان می کنی ،می سوزانی،تهی میکنی
تو آب دهانم هستی و دهانم
حتی سکوتم از تو مضطرب است.
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
اندیشیدن به تو
گرانبهاترین سكوت من است
طولانیترین و پرهیاهوترین سكوت
تو همیشه در منی
مانند قلب سادهام
اما قلبی كه به درد میآورد.
○●شاعر: #آلن_برن |فرانسه|
○●برگردان: #اصغر_نوری
اندیشیدن به تو
گرانبهاترین سكوت من است
طولانیترین و پرهیاهوترین سكوت
تو همیشه در منی
مانند قلب سادهام
اما قلبی كه به درد میآورد.
○●شاعر: #آلن_برن |فرانسه|
○●برگردان: #اصغر_نوری
تنها چهره ي توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست مي كشم
و حتي دست مي كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالي ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگي را به دست گيرم .
به دور از بودن ات
خونم آبي خاكستري ست كه سكوت
مي كند.
به دور از بودن ات
در من چيزي نيست
جز مشتي بزرگ و فرو بسته
كه آزارم مي دهد.
نبودن ات
پلك عظيمي ست
روي تمام تنم.
#آلن_برن
@asheghanehaye_fatima
عشق به آخر خواهد رسيد پيش از آنکه من به عشق برسم
همچون زندان خواهماش ديد
گلها را میبينم
چنان زيبا
كه گويی راه میروند
و چشمان گريان
كنارشان پرپر میشوند.
عشق به آخر خواهد رسيد اما من خواهم گفت
در شبهايی از
ملافه، پلک، باد و زنجره
من در روزِ تن تو وارد شدهام.
خواهم گفت
كه از تو زيستهام
و در آن حال میميرم
كه گلبرگ به گلبرگ
از پلههای خاطره پايين میروم.
شاعر: #آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
همچون زندان خواهماش ديد
گلها را میبينم
چنان زيبا
كه گويی راه میروند
و چشمان گريان
كنارشان پرپر میشوند.
عشق به آخر خواهد رسيد اما من خواهم گفت
در شبهايی از
ملافه، پلک، باد و زنجره
من در روزِ تن تو وارد شدهام.
خواهم گفت
كه از تو زيستهام
و در آن حال میميرم
كه گلبرگ به گلبرگ
از پلههای خاطره پايين میروم.
شاعر: #آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
تو به سکوت وانخواهی داشت
نه روحام را، نه خونام را و نه صدایم را
لبهایم دیگر از هم باز نمیشوند
جز برای گفتن نامات
و اگر از گل سرخ حرف میزنم
از توست
یا اگر از نان، عسل، شن یا از خودم
حرف میزنم
تو پس تمام کلماتام هستی
لبریزشان میکنی، میسوزانی، تهی میکنی
تو آب دهانام هستی و دهانام
حتا سکوتام از تو مضطرب است.
شاعر: #آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
تو به سکوت وانخواهی داشت
نه روحام را، نه خونام را و نه صدایم را
لبهایم دیگر از هم باز نمیشوند
جز برای گفتن نامات
و اگر از گل سرخ حرف میزنم
از توست
یا اگر از نان، عسل، شن یا از خودم
حرف میزنم
تو پس تمام کلماتام هستی
لبریزشان میکنی، میسوزانی، تهی میکنی
تو آب دهانام هستی و دهانام
حتا سکوتام از تو مضطرب است.
شاعر: #آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
■دستی که تنات را لمس کرده
دستام که تنات را لمس کرده
بهتر خواهد نوشت.
همان ساعتها
در همان هوا زنگ میزنند
و دوباره دستبهدستِ هم
ما را از هم جدا میکنند.
اما خاطرهی نزدیکیِ تو
جوهری تازه است
که بیوقفه سراغاش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایهیی دیگر بگسترانم.
اشتیاقام به تو
ابری مبهم است که حالا
ستارههای تازهیی از آن میچینم.
وعدههای تنِ تو
مرا قبل از گل دادنام به صلیب میکشند
و حالا با شبحِ سبکِ تو
اینجا به خواب میروم
به همراه قلم و اندیشه.
#آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
دستام که تنات را لمس کرده
بهتر خواهد نوشت.
همان ساعتها
در همان هوا زنگ میزنند
و دوباره دستبهدستِ هم
ما را از هم جدا میکنند.
اما خاطرهی نزدیکیِ تو
جوهری تازه است
که بیوقفه سراغاش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایهیی دیگر بگسترانم.
اشتیاقام به تو
ابری مبهم است که حالا
ستارههای تازهیی از آن میچینم.
وعدههای تنِ تو
مرا قبل از گل دادنام به صلیب میکشند
و حالا با شبحِ سبکِ تو
اینجا به خواب میروم
به همراه قلم و اندیشه.
#آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
تنها چهرهای توست
عشق من
و تنات
تنها با توست
که من از تنها بودن دست میکشم
و حتا دست میکشم از بودن این شبح
که آینهها هم برایش خالیست
باید ببینمات
تا زمین و زندگی را به دست گیرم
به دور از بودنات
خونام آبی خاکستریست که سکوت میکند
به دور از بودنات
در من چیزی نیست
جز مشتی بزرگ و فروبسته
که آزارم میدهد
نبودنات
پلک عظيمیست
روی تمام تنام
#آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
عشق من
و تنات
تنها با توست
که من از تنها بودن دست میکشم
و حتا دست میکشم از بودن این شبح
که آینهها هم برایش خالیست
باید ببینمات
تا زمین و زندگی را به دست گیرم
به دور از بودنات
خونام آبی خاکستریست که سکوت میکند
به دور از بودنات
در من چیزی نیست
جز مشتی بزرگ و فروبسته
که آزارم میدهد
نبودنات
پلک عظيمیست
روی تمام تنام
#آلن_برن | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ |
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
دوستت دارم
هیچ چیز وجود ندارد بهتر این را بگوید
همه چیز ناتوان است
واژه میبوسدش، تنگ در آغوش میگیرد.
چقدر دنبال جریانی یگانه میگردیم
برای دو خونمان
چقدر رؤیا میبینیم
چقدر میخوابیم
یکی در دیگری
همه چیز ناتوان است
هیچ چیز وجود ندارد.
با این همه دوستت دارم
میخواهم بگویم میسوزم
و تنها از تو
میخواهم بگویم
باید مرگ ما را به هم برساند.
با این همه دوستت دارم
میخواهم بگویم تنها وجود تو
از من، من میسازد
میخواهم بگویم تنها تو
زخم زندگی را میبندی.
■شاعر: #آلن_برن
■برگردان: #اصغر_نوری
📕●از کتاب: «شب با من از تو حرف میزند» | نشر: نیماژ
دوستت دارم
هیچ چیز وجود ندارد بهتر این را بگوید
همه چیز ناتوان است
واژه میبوسدش، تنگ در آغوش میگیرد.
چقدر دنبال جریانی یگانه میگردیم
برای دو خونمان
چقدر رؤیا میبینیم
چقدر میخوابیم
یکی در دیگری
همه چیز ناتوان است
هیچ چیز وجود ندارد.
با این همه دوستت دارم
میخواهم بگویم میسوزم
و تنها از تو
میخواهم بگویم
باید مرگ ما را به هم برساند.
با این همه دوستت دارم
میخواهم بگویم تنها وجود تو
از من، من میسازد
میخواهم بگویم تنها تو
زخم زندگی را میبندی.
■شاعر: #آلن_برن
■برگردان: #اصغر_نوری
📕●از کتاب: «شب با من از تو حرف میزند» | نشر: نیماژ
@asheghanehaye_fatima
چه ساکت است اینجا خدای من
انگار چشمهها خشکیدهاند
قلبها زندگی را گم کردهاند
و برگها راز لانهها را.
چه ساکت است، انگار دختران جوان
طعم آواز دادن رؤیاهاشان را گم کردهاند
با رؤیاهاشان بیهوده مانده
یا میدانند که خدا میخواهد محرومشان کند از زندگی.
دیگر کسی گلها را به اسم صدا نخواهد زد
تمام علفزار خوراک انبار علوفه میشود
بیآنکه دستی رشتهای از دوستی گره بزند.
ببین چه غمگین است علفزار
از وقتی که دیگر نمیشود آنجا آواز خواند
ببین نیها چه سختاند در انتهای علفزار
چه شتابی میکند سحر برای ترک چشمهسار.
#آلن_برن
برگردان: #اصغر_نوری
چه ساکت است اینجا خدای من
انگار چشمهها خشکیدهاند
قلبها زندگی را گم کردهاند
و برگها راز لانهها را.
چه ساکت است، انگار دختران جوان
طعم آواز دادن رؤیاهاشان را گم کردهاند
با رؤیاهاشان بیهوده مانده
یا میدانند که خدا میخواهد محرومشان کند از زندگی.
دیگر کسی گلها را به اسم صدا نخواهد زد
تمام علفزار خوراک انبار علوفه میشود
بیآنکه دستی رشتهای از دوستی گره بزند.
ببین چه غمگین است علفزار
از وقتی که دیگر نمیشود آنجا آواز خواند
ببین نیها چه سختاند در انتهای علفزار
چه شتابی میکند سحر برای ترک چشمهسار.
#آلن_برن
برگردان: #اصغر_نوری
تنها چهره ی توست
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست می كشم
و حتی دست می كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالی ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگی را به دست گيرم .
به دور از بودنت
خونم آبی خاكستری ست كه سكوت
می كند.
به دور از بودنت
در من چيزی نيست
جز مشتی بزرگ و فرو بسته
كه آزارم می دهد.
نبودن ات
پلك عظيمی ست
روی تمام تنم.
#آلن_برن
#شب_با_تو_حرف_مي_زند
ترجمه: اصغر نوری
عشق من
و تن ات.
تنها با توست
كه من از تنها بودن دست می كشم
و حتی دست می كشم
از بودن اين شبح
كه آيينه هم برايش خالی ست .
بايد ببينمت
تا زمين و زندگی را به دست گيرم .
به دور از بودنت
خونم آبی خاكستری ست كه سكوت
می كند.
به دور از بودنت
در من چيزی نيست
جز مشتی بزرگ و فرو بسته
كه آزارم می دهد.
نبودن ات
پلك عظيمی ست
روی تمام تنم.
#آلن_برن
#شب_با_تو_حرف_مي_زند
ترجمه: اصغر نوری
دستی که تنت را لمس کرده
دستم که تنت را لمس کرده
بهتر خواهد نوشت.
همان ساعتها
در همان هوا زنگ میزنند
و دوباره دستبهدستِ هم
ما را از هم جدا میکنند.
اما خاطرهی نزدیکیِ تو
جوهری تازه است
که بیوقفه سراغش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایهای دیگر بگسترانم.
اشتیاقم به تو
ابری مبهم است که حالا
ستارههای تازهای از آن میچینم.
وعدههای تنِ تو
مرا قبل از گل دادنم به صلیب میکشند
و حالا با شبحِ سبکِ تو
اینجا به خواب میروم
به همراه قلم و اندیشه.
#آلن_برن
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
دستم که تنت را لمس کرده
بهتر خواهد نوشت.
همان ساعتها
در همان هوا زنگ میزنند
و دوباره دستبهدستِ هم
ما را از هم جدا میکنند.
اما خاطرهی نزدیکیِ تو
جوهری تازه است
که بیوقفه سراغش خواهم رفت
تا در برابرم
نوری دیگر و سایهای دیگر بگسترانم.
اشتیاقم به تو
ابری مبهم است که حالا
ستارههای تازهای از آن میچینم.
وعدههای تنِ تو
مرا قبل از گل دادنم به صلیب میکشند
و حالا با شبحِ سبکِ تو
اینجا به خواب میروم
به همراه قلم و اندیشه.
#آلن_برن
برگردان: #اصغر_نوری
@asheghanehaye_fatima
شب با من از تو حرف میزند
رؤیاهایی به من نمیدهد
سرشار از زنانِ روشن
تصویرِ تو را برایام میآورد
تا نبودنات خفهام نکند.
میبیند که من
تنات را ندارم در بغلام
و دراز میکشد کنارم
همانندِ شبحِ تنِ تو.
#آلن_برن [ Alain Borne | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ ]
@asheghanehaye_fatima
رؤیاهایی به من نمیدهد
سرشار از زنانِ روشن
تصویرِ تو را برایام میآورد
تا نبودنات خفهام نکند.
میبیند که من
تنات را ندارم در بغلام
و دراز میکشد کنارم
همانندِ شبحِ تنِ تو.
#آلن_برن [ Alain Borne | فرانسه، ۱۹۶۲-۱۹۱۵ ]
@asheghanehaye_fatima