@asheghanehaye_fatima.
.
زبان سکوت
یک ساعتِ تمام، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید: آخر خفه شدم! چرا حرف نمیزنی؟
گفتم: نشنیدی؟.... برو...
#کارو | شکست سکوت
.
زبان سکوت
یک ساعتِ تمام، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید: آخر خفه شدم! چرا حرف نمیزنی؟
گفتم: نشنیدی؟.... برو...
#کارو | شکست سکوت
@asheghanehaye_fatima
مفشار!
وه! بدينسان مفشار! اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه، اي شب ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پاي دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ي اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
مفشار!
وه! بدينسان مفشار! اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه، اي شب ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پاي دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ي اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
@asheghanehaye_fatima
من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سر و پا شکسته در بیدادم
اینها همه هیچ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟
#کارو
من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سر و پا شکسته در بیدادم
اینها همه هیچ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟
#کارو
@asheghanehaye_fatima
ﺷﺒﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ , ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﯿﻎ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ ..
ﺑﮕﻔﺘﻢ :
ﺧﺎﻟﻘﺎ , ﻳﺎﺭﺏ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺴﺘﻢ؟
ﮐﺠﺎﺋﯽ ﺗﻮ؟ ﭼﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﻮ؟ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺗﻮ ﺍﺯ
ﻗﻠﺒﻢ؟
ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﯽ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﭼﻪ
ﻣﯿﺠﻮﺋﯽ؟
ﺗﻮ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺗﻮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺯ ﻓﺮﻫﺎﺩﺵ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺳﭙﺮﺩﻯ ﺗﯿﻎ ﺑﺮ ﻇﺎﻟﻢ , ﺑﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻥ جفا ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺧﻮﻧﺨﻮﺍﺭﺕ , ﺗﻮ ﻇﻠﻢ ﺭﺍ ﻋﻄﺎ
ﮐﺮﺩﯼ ...
ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺩﻳﺮﻳﻨﻢ , ﺳﻮﺍ ﮐﺮﺩﻯ ...
ﺳﭙﺲ ﮔﻮﻳﯽ : ﻧﺸﻮ ﮐﺎﻓﺮ ... ؟
ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺴﺘﻢ ....؟؟
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮔﺮ ﻋﺰﯾﺰﺕ ﺭﺍ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻣﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ
ﮔﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﺁﯾﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺻﺒﺮ ﺍﯾﻮﺑﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺁﻥ
ﺟﺎﻭﯾﺪﺕ ﺳﺨﻦ ﺁﺭﯼ؟
ﺗﻮ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﮐﻔﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ .. ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ؟؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﻫﻮﺱ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪﻭ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﭘﺎﯼ ﻣﯿﮑﻮﺑﻨﺪ
ﻭ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻨﺪ ﻋﺠﺐ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩﯼ
ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ... ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻯ
ﺧﻄﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺒﺨﺸﻢ ....
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻯ
#کارو
ﺷﺒﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ , ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﯿﻎ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ ..
ﺑﮕﻔﺘﻢ :
ﺧﺎﻟﻘﺎ , ﻳﺎﺭﺏ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺴﺘﻢ؟
ﮐﺠﺎﺋﯽ ﺗﻮ؟ ﭼﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﻮ؟ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺗﻮ ﺍﺯ
ﻗﻠﺒﻢ؟
ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﯽ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﭼﻪ
ﻣﯿﺠﻮﺋﯽ؟
ﺗﻮ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺗﻮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺯ ﻓﺮﻫﺎﺩﺵ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺳﭙﺮﺩﻯ ﺗﯿﻎ ﺑﺮ ﻇﺎﻟﻢ , ﺑﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻥ جفا ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺧﻮﻧﺨﻮﺍﺭﺕ , ﺗﻮ ﻇﻠﻢ ﺭﺍ ﻋﻄﺎ
ﮐﺮﺩﯼ ...
ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺩﻳﺮﻳﻨﻢ , ﺳﻮﺍ ﮐﺮﺩﻯ ...
ﺳﭙﺲ ﮔﻮﻳﯽ : ﻧﺸﻮ ﮐﺎﻓﺮ ... ؟
ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺴﺘﻢ ....؟؟
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮔﺮ ﻋﺰﯾﺰﺕ ﺭﺍ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻣﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ
ﮔﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﺁﯾﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺻﺒﺮ ﺍﯾﻮﺑﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺁﻥ
ﺟﺎﻭﯾﺪﺕ ﺳﺨﻦ ﺁﺭﯼ؟
ﺗﻮ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﮐﻔﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ .. ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ؟؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﻫﻮﺱ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪﻭ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﭘﺎﯼ ﻣﯿﮑﻮﺑﻨﺪ
ﻭ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻨﺪ ﻋﺠﺐ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩﯼ
ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ... ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻯ
ﺧﻄﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺒﺨﺸﻢ ....
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻯ
#کارو
@asheghanehaye_fatima
خدایا کفر میگویم، پریشانم، پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟ نمیدانم، نمیدانم
مرا بی آن که خود خواهم، اسیر زندگی کردی
تو مسئولی خداوندا، به این آغاز و پایانم
من آن بازیچهای هستم که میرقصم به هر سازت
تو میخندی از آن اول به این چشمان گریانم
نه در مسجد، نه میخانه، نه در دیری، نه در کعبه
من آن بیدم که میلرزم دگر بر مرگ پایانم
خدایی، ناخدایی، هرچه هستی، غافلی یا رب
که من آن کشتی بشکستهای در کام طوفانم
تویی قادر، تویی مطلق، نسوزان خشک و تر با هم
#کارو
#کفرنامه_ی_من
خدایا کفر میگویم، پریشانم، پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟ نمیدانم، نمیدانم
مرا بی آن که خود خواهم، اسیر زندگی کردی
تو مسئولی خداوندا، به این آغاز و پایانم
من آن بازیچهای هستم که میرقصم به هر سازت
تو میخندی از آن اول به این چشمان گریانم
نه در مسجد، نه میخانه، نه در دیری، نه در کعبه
من آن بیدم که میلرزم دگر بر مرگ پایانم
خدایی، ناخدایی، هرچه هستی، غافلی یا رب
که من آن کشتی بشکستهای در کام طوفانم
تویی قادر، تویی مطلق، نسوزان خشک و تر با هم
#کارو
#کفرنامه_ی_من
@asheghanehaye_fatima
.
ناز
گفتم که ای غزال! چرا ناز میکنی؟
هر دم نوای مختلفی ساز میکنی؟
گفتا: به درب خانهات ار کس نکوفت مشت
روی سکوت محض تو در باز میکنی؟
#کارو
شکست سکوت
.
ناز
گفتم که ای غزال! چرا ناز میکنی؟
هر دم نوای مختلفی ساز میکنی؟
گفتا: به درب خانهات ار کس نکوفت مشت
روی سکوت محض تو در باز میکنی؟
#کارو
شکست سکوت
@asheghanehaye_fatima
.
.
نام شب
من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سر و پا شکسته در بیدادم
اینها همه هیچ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟
#کارو
شکست سکوت
.
.
نام شب
من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سر و پا شکسته در بیدادم
اینها همه هیچ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟
#کارو
شکست سکوت
@asheghanehaye_fatima
وتو..اي قلب من اي، روسپي باده پرست!
زاده ي وهم وجنون، زنگي ديوانه ي مست!
كه همه عمر، ملول وقدح باده بدست..
شهوت آلود ونفس مرده و پژمرده و گيج
پدر زندگي ام را به عبث سوزاندي!
بس كن آخر بخدا، شرم كن، اي واي! بس است،
هرچه دركنج قفس عشق مرا گرياندي..
هرچه در وصف هوس، شعربگويم، خواندي..
كاروان رفت، هوس رفت، نفس رفت، كنون!
كنج عزلتگه ماتمكده ي ناكامي..
زارو سرگشته بصحراي جنون..
از پريشاني دنياي پريشاندل عشق
همره درد جنون!
ياد او مانده براي من ويك قطره سرشك.
#کارو
وتو..اي قلب من اي، روسپي باده پرست!
زاده ي وهم وجنون، زنگي ديوانه ي مست!
كه همه عمر، ملول وقدح باده بدست..
شهوت آلود ونفس مرده و پژمرده و گيج
پدر زندگي ام را به عبث سوزاندي!
بس كن آخر بخدا، شرم كن، اي واي! بس است،
هرچه دركنج قفس عشق مرا گرياندي..
هرچه در وصف هوس، شعربگويم، خواندي..
كاروان رفت، هوس رفت، نفس رفت، كنون!
كنج عزلتگه ماتمكده ي ناكامي..
زارو سرگشته بصحراي جنون..
از پريشاني دنياي پريشاندل عشق
همره درد جنون!
ياد او مانده براي من ويك قطره سرشك.
#کارو
@asheghabehaye_fatima
زمستان مُرد.
مثل همه ی زمستان ها،این زمستان هم،خیلی ساده و بی تکلیف مرد.
و اشک فردای برف های آب شده را،بخاطر شیون مرگ اجتناب ناپذیرش،بفرمان زمان-بفردای زمان..یعنی..به شکفتگی بهار زندگی سپرد.
آه..ای بوسه های نگران عشق های نیمه شب پنهانی..
زمستان است این که اینجا خوابیده..
و زمستان است،بالاخره،پایان بهار هر زندگانی
در انتظار چه هستید؟
چرا می ترسید از دوست داشتن؟
چرا می ترسید از زندگی،صحبت بازماندگان را،آموختن..
زندگی کنید..علی رغم تهدید زمستان ها..
و از بهار،آنچنان که شایسته ی انسان های بهار آفرین است،پذیرایی کنید.
#کارو
#ماسه_ها_و_حماسه_ها
زمستان مُرد.
مثل همه ی زمستان ها،این زمستان هم،خیلی ساده و بی تکلیف مرد.
و اشک فردای برف های آب شده را،بخاطر شیون مرگ اجتناب ناپذیرش،بفرمان زمان-بفردای زمان..یعنی..به شکفتگی بهار زندگی سپرد.
آه..ای بوسه های نگران عشق های نیمه شب پنهانی..
زمستان است این که اینجا خوابیده..
و زمستان است،بالاخره،پایان بهار هر زندگانی
در انتظار چه هستید؟
چرا می ترسید از دوست داشتن؟
چرا می ترسید از زندگی،صحبت بازماندگان را،آموختن..
زندگی کنید..علی رغم تهدید زمستان ها..
و از بهار،آنچنان که شایسته ی انسان های بهار آفرین است،پذیرایی کنید.
#کارو
#ماسه_ها_و_حماسه_ها
مفشار!
وه! بدينسان مفشار!
اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه،
ای ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پای دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ی اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
@asheghanehaye_fatima
وه! بدينسان مفشار!
اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه،
ای ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پای دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ی اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
گفتم: که چیست فرق میان شراب و آب
کاینیک کند خنک دل و آنیک کند کباب
گفتا: که آب خندهی عشق است در سرشک
لیکن شراب نقش سرشک است در سراب
#کارو_دردریان
گفتم: که چیست فرق میان شراب و آب
کاینیک کند خنک دل و آنیک کند کباب
گفتا: که آب خندهی عشق است در سرشک
لیکن شراب نقش سرشک است در سراب
#کارو_دردریان
@asheghanehaye_fatima
وتو..اي قلب من اي، روسپي باده پرست!
زاده ي وهم وجنون، زنگي ديوانه ي مست!
كه همه عمر، ملول وقدح باده بدست..
شهوت آلود ونفس مرده و پژمرده و گيج
پدر زندگي ام را به عبث سوزاندي!
بس كن آخر بخدا، شرم كن، اي واي! بس است،
هرچه دركنج قفس عشق مرا گرياندي..
هرچه در وصف هوس، شعربگويم، خواندي..
كاروان رفت، هوس رفت، نفس رفت، كنون!
كنج عزلتگه ماتمكده ي ناكامي..
زارو سرگشته بصحراي جنون..
از پريشاني دنياي پريشاندل عشق
همره درد جنون!
ياد او مانده براي من ويك قطره سرشك.
#کارو
وتو..اي قلب من اي، روسپي باده پرست!
زاده ي وهم وجنون، زنگي ديوانه ي مست!
كه همه عمر، ملول وقدح باده بدست..
شهوت آلود ونفس مرده و پژمرده و گيج
پدر زندگي ام را به عبث سوزاندي!
بس كن آخر بخدا، شرم كن، اي واي! بس است،
هرچه دركنج قفس عشق مرا گرياندي..
هرچه در وصف هوس، شعربگويم، خواندي..
كاروان رفت، هوس رفت، نفس رفت، كنون!
كنج عزلتگه ماتمكده ي ناكامي..
زارو سرگشته بصحراي جنون..
از پريشاني دنياي پريشاندل عشق
همره درد جنون!
ياد او مانده براي من ويك قطره سرشك.
#کارو
...:
خداوندا! دیگر چه بگویم ؟ چگونه بگویم که چند سال متوالی برای تسلی دلم از یکطرف و پیدا کردن راه حلی برای مشکلی که داشتم ، جز خداوندان زمین مونسی نداشتم .. تا اینکه ..
یک بار احساس استخوان شکنی سراپای زندگیم را تکان داد . یکوقت عملا دیدم که دارم پیر می شوم و هنوز جای پای هیچ مردی در بیکران بی آب و علف زندگی سرسام گرفته ام ، پیدا نیست !..
تنفر شدیدی نسبت به هر چه شاعر است و نویسنده است در من بوجود آمد .. چون یکباره بخاطرم آمد که این انسان های معروف ، که ظاهرا خدای معنویات هستند ، هرگز صمیمانه درباره تیر بختانی چون من که تنها گناهشان فقدان زیبایی ظاهر است نگریسته اند ! هرگز نخواندم که یکی از آنها عاشق دختر زشت رویا چون من شده باشند . و اگر تصادفا هم چنین کاری کرده اند .. پایه اش براساس ترحم بوده نه محبت ! ترحم ! ترحم.
آری! خداوندا! قلب هیچکس نباید بخاطر من – بخاطر قلب من – بطپد ، برای اینکه اصلا نیستم ! نه ، خدا! خدا ، منهای زیبایی مفهوم زن چیست ؟ من چیستم ؟ در حیرتم ، پروردگارا ! مگر هنگام آمدن من ، این حقیقت برای تو آشکار نبود ؟
مرا چرا آفریدی ؟ برای چه ؟
برای که آفریدی ؟ برای نشان دادن عظمت و قدرت زیبایی ؟ برای این کار وسیله دیگری جز ( زشتی ) این منبع تیره بختی زندگی تیره بخت من نداشتی ؟!
پروردگارا! من متاسفم که تحمل زندگی با این همه خفت ، از توان من خارج است !..
من همین امشب به آستان تو بر می گردم .. تا در ساختمانم تجدید نظر کنی ! این سینه ی خشک بدرد من نمی خورد ! من پستان لازم دارم .. یک جفت پستان سپید و برجسته که شکافشان بستر شهوت شبانه جوانان هوسران این دوران باشد .. جوانانیکه عظمت عشق را – برغم صفای دل ، در برجستگی پستان ها جستجو می کنند!
من موی سرکش و پریشان می خواهم تا هر یک از تارهایشان را زنجیر بندگی صد دل هرزه پرست سازم ! این فکر عمیق بدرد من نمی خورد ، به چه دردم می خورد ؟ .. من فکر بچگانه می خواهم که با یک اشاره بخاطر هوسی موهوم دل به هرکس و ناکس ببازم !..
پروردگارا ! من امشب رهسپار بارگاه تو هستم .. و این گناه من نیست .. مرا بخاطر گناهی که ندارم ببخش ...
#نامه_یک_دختر_زشت_به_خدا
#نامههای_سرگردان
#کارو
@asheghanehaye_fatima
خداوندا! دیگر چه بگویم ؟ چگونه بگویم که چند سال متوالی برای تسلی دلم از یکطرف و پیدا کردن راه حلی برای مشکلی که داشتم ، جز خداوندان زمین مونسی نداشتم .. تا اینکه ..
یک بار احساس استخوان شکنی سراپای زندگیم را تکان داد . یکوقت عملا دیدم که دارم پیر می شوم و هنوز جای پای هیچ مردی در بیکران بی آب و علف زندگی سرسام گرفته ام ، پیدا نیست !..
تنفر شدیدی نسبت به هر چه شاعر است و نویسنده است در من بوجود آمد .. چون یکباره بخاطرم آمد که این انسان های معروف ، که ظاهرا خدای معنویات هستند ، هرگز صمیمانه درباره تیر بختانی چون من که تنها گناهشان فقدان زیبایی ظاهر است نگریسته اند ! هرگز نخواندم که یکی از آنها عاشق دختر زشت رویا چون من شده باشند . و اگر تصادفا هم چنین کاری کرده اند .. پایه اش براساس ترحم بوده نه محبت ! ترحم ! ترحم.
آری! خداوندا! قلب هیچکس نباید بخاطر من – بخاطر قلب من – بطپد ، برای اینکه اصلا نیستم ! نه ، خدا! خدا ، منهای زیبایی مفهوم زن چیست ؟ من چیستم ؟ در حیرتم ، پروردگارا ! مگر هنگام آمدن من ، این حقیقت برای تو آشکار نبود ؟
مرا چرا آفریدی ؟ برای چه ؟
برای که آفریدی ؟ برای نشان دادن عظمت و قدرت زیبایی ؟ برای این کار وسیله دیگری جز ( زشتی ) این منبع تیره بختی زندگی تیره بخت من نداشتی ؟!
پروردگارا! من متاسفم که تحمل زندگی با این همه خفت ، از توان من خارج است !..
من همین امشب به آستان تو بر می گردم .. تا در ساختمانم تجدید نظر کنی ! این سینه ی خشک بدرد من نمی خورد ! من پستان لازم دارم .. یک جفت پستان سپید و برجسته که شکافشان بستر شهوت شبانه جوانان هوسران این دوران باشد .. جوانانیکه عظمت عشق را – برغم صفای دل ، در برجستگی پستان ها جستجو می کنند!
من موی سرکش و پریشان می خواهم تا هر یک از تارهایشان را زنجیر بندگی صد دل هرزه پرست سازم ! این فکر عمیق بدرد من نمی خورد ، به چه دردم می خورد ؟ .. من فکر بچگانه می خواهم که با یک اشاره بخاطر هوسی موهوم دل به هرکس و ناکس ببازم !..
پروردگارا ! من امشب رهسپار بارگاه تو هستم .. و این گناه من نیست .. مرا بخاطر گناهی که ندارم ببخش ...
#نامه_یک_دختر_زشت_به_خدا
#نامههای_سرگردان
#کارو
@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی از شاعر معاصر #کارو
و خواندن شعر
"آزادی (الا ای رهگذر)"
توسط ایشان
به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت
نعش آزادی...
@asheghanehaye_fatima
و خواندن شعر
"آزادی (الا ای رهگذر)"
توسط ایشان
به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت
نعش آزادی...
@asheghanehaye_fatima
کارو دردریان متولد 1304 در همدان و وفات 1387 در کالیفرنیا و نویسنده و شاعر ارمنی تبار ایرانی وبرادر ویگن خواننده ایرانی بود. یکی از نامه های جالب کارو در مورد نامه به یک الاغ که طبق معمول بیانگر درد های جامعه هست.
🎴 دانلود فایل صوتی کتاب :
https://tttttt.me/cafe_tanhaee_archive/964
#کتاب_صوتی
#نامه_به_یک_الاغ
#کارو
@asheghanehaye_fatima
🎴 دانلود فایل صوتی کتاب :
https://tttttt.me/cafe_tanhaee_archive/964
#کتاب_صوتی
#نامه_به_یک_الاغ
#کارو
@asheghanehaye_fatima
Telegram
کتابخونه کافه تنهایی
کارو دردریان متولد 1304 در همدان و وفات 1387 در کالیفرنیا و نویسنده و شاعر ارمنی تبار ایرانی وبرادر ویگن خواننده ایرانی بود. یکی از نامه های جالب کارو در مورد نامه به یک الاغ که طبق معمول بیانگر درد های جامعه هست.
#کتاب_صوتی
#نامه_به_یک_الاغ
#کارو
#کافه_تنهایی…
#کتاب_صوتی
#نامه_به_یک_الاغ
#کارو
#کافه_تنهایی…
@asheghanehaye_fatima
برو ای دوست ، برو !
برو ای دختر پالان محبت بر دوش !
دیده بر دیده ی من ، مفکن و نازم مفروش ..
من دگر سیرم ... سیر .. !
بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست !
تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست !
کم بگو ، جاه تو کو ؟ ! مال تو کو ؟ ! برده ی زر !
کهنه رقاصه ی وحشی صفت ، زنگی خر !
گر طلا نیست مرا ، تخم طلا ! ... مردم من !
زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف
آتش سینه ی صد ها تن دلسردم من !
دل من چون دل تو صحنه ی دلقکها نیست !
دیده ام مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست !
دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است!
ضربانش ، جرس قافله ی زنده دلان
طپش طبل ستم کوب ، ستم کوفتگان
{ تک تک } ساعت ، پایان شب بیداد است!
دل من ، ای زن بدبخت هوس پرور ، پست !
شعله ی آتش { شیرین } شکن { فرهاد } است !
حیف از این قلب ، از این قبر طرب پرور درد
که به فرمان تو ، تسلیم تو جانی کردم
حیف از آن که با سوز شراری ، جانسوز
پایمال هوس هرزه و آنی کردم
در عوض با من شوریده ، چه کردی ؟ نا مرد ! { نا زن ! }
دل بمن دادی ؟ نیست ؟
صحبت از دل مکن ، این لانه ی شهوت ، دل نیست !
دل سپردن اگر اینست ! که این مشکل نیست !
هان ! بگیر ، این دلت : از سینه فکندیم بدر !
ببرش دور ببر
ببرش تحفه ز بهر پدرت ، گرگ پدر !
#کارو_دردریان
#کتاب_شکست_سکوت
#کارو
برو ای دوست ، برو !
برو ای دختر پالان محبت بر دوش !
دیده بر دیده ی من ، مفکن و نازم مفروش ..
من دگر سیرم ... سیر .. !
بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست !
تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست !
کم بگو ، جاه تو کو ؟ ! مال تو کو ؟ ! برده ی زر !
کهنه رقاصه ی وحشی صفت ، زنگی خر !
گر طلا نیست مرا ، تخم طلا ! ... مردم من !
زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف
آتش سینه ی صد ها تن دلسردم من !
دل من چون دل تو صحنه ی دلقکها نیست !
دیده ام مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست !
دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است!
ضربانش ، جرس قافله ی زنده دلان
طپش طبل ستم کوب ، ستم کوفتگان
{ تک تک } ساعت ، پایان شب بیداد است!
دل من ، ای زن بدبخت هوس پرور ، پست !
شعله ی آتش { شیرین } شکن { فرهاد } است !
حیف از این قلب ، از این قبر طرب پرور درد
که به فرمان تو ، تسلیم تو جانی کردم
حیف از آن که با سوز شراری ، جانسوز
پایمال هوس هرزه و آنی کردم
در عوض با من شوریده ، چه کردی ؟ نا مرد ! { نا زن ! }
دل بمن دادی ؟ نیست ؟
صحبت از دل مکن ، این لانه ی شهوت ، دل نیست !
دل سپردن اگر اینست ! که این مشکل نیست !
هان ! بگیر ، این دلت : از سینه فکندیم بدر !
ببرش دور ببر
ببرش تحفه ز بهر پدرت ، گرگ پدر !
#کارو_دردریان
#کتاب_شکست_سکوت
#کارو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مفشار!
وه! بدينسان مفشار!
اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه،
ای ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پای دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ی اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
@asheghanehaye_fatima
وه! بدينسان مفشار!
اين تن بيمار مرا
تنگ آغوش سيه،
ای ديوانه گيج!
دست بردار..برو!
دست و پای دل بيرحم وگنهكار مرا
برتن مرده ی اين عشق فسونكار مپيچ!
#کارو
@asheghanehaye_fatima