@asheghanehaye_fatima
خدایا کفر میگویم، پریشانم، پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟ نمیدانم، نمیدانم
مرا بی آن که خود خواهم، اسیر زندگی کردی
تو مسئولی خداوندا، به این آغاز و پایانم
من آن بازیچهای هستم که میرقصم به هر سازت
تو میخندی از آن اول به این چشمان گریانم
نه در مسجد، نه میخانه، نه در دیری، نه در کعبه
من آن بیدم که میلرزم دگر بر مرگ پایانم
خدایی، ناخدایی، هرچه هستی، غافلی یا رب
که من آن کشتی بشکستهای در کام طوفانم
تویی قادر، تویی مطلق، نسوزان خشک و تر با هم
#کارو
#کفرنامه_ی_من
خدایا کفر میگویم، پریشانم، پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟ نمیدانم، نمیدانم
مرا بی آن که خود خواهم، اسیر زندگی کردی
تو مسئولی خداوندا، به این آغاز و پایانم
من آن بازیچهای هستم که میرقصم به هر سازت
تو میخندی از آن اول به این چشمان گریانم
نه در مسجد، نه میخانه، نه در دیری، نه در کعبه
من آن بیدم که میلرزم دگر بر مرگ پایانم
خدایی، ناخدایی، هرچه هستی، غافلی یا رب
که من آن کشتی بشکستهای در کام طوفانم
تویی قادر، تویی مطلق، نسوزان خشک و تر با هم
#کارو
#کفرنامه_ی_من