@asheghanehaye_fatima
مرا ببخش
در روزگار بدی عاشقت شدم
دست من نبود
نه جغرافیا
نه تاریخ
نه عشق به تو
که در جهنمی ترین زمانه ی خاورمیانه
متولد شده ای ...
#علی_صالحی_بافقی
مرا ببخش
در روزگار بدی عاشقت شدم
دست من نبود
نه جغرافیا
نه تاریخ
نه عشق به تو
که در جهنمی ترین زمانه ی خاورمیانه
متولد شده ای ...
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
دلم
گناه تازه ای می جست
تا در اعجاز ارتكابش
شيطان به سجده بيفتد ...
گفتم دوستت دارم
اما داشتم
و دارم
و خواهم داشت
و شيطان را در اين نيرنگ
به خاك و خون كشيدم.
#علی_صالحی_بافقی
دلم
گناه تازه ای می جست
تا در اعجاز ارتكابش
شيطان به سجده بيفتد ...
گفتم دوستت دارم
اما داشتم
و دارم
و خواهم داشت
و شيطان را در اين نيرنگ
به خاك و خون كشيدم.
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
وطنت را
از نگاهت فتح می کنم
و تنت را ازلب هات ...
سربازان ِ گمنام
در خاطره ی هیچ جنگ و صلحی امّا
به یاد نمی مانند ...
#علی_صالحی_بافقی
وطنت را
از نگاهت فتح می کنم
و تنت را ازلب هات ...
سربازان ِ گمنام
در خاطره ی هیچ جنگ و صلحی امّا
به یاد نمی مانند ...
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
نمی بینی
هیچ پرنده ای
در آغاز ِهیچ پاییز و بهاری
هیچ چمدانی با خود نمی بَرَد نمی آورَد ...
چمدان ها
فصل ها
برای بردنِ بعضی چیزها
خیلی کوچک اند.
#علی_صالحی_بافقی
نمی بینی
هیچ پرنده ای
در آغاز ِهیچ پاییز و بهاری
هیچ چمدانی با خود نمی بَرَد نمی آورَد ...
چمدان ها
فصل ها
برای بردنِ بعضی چیزها
خیلی کوچک اند.
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
تنها پیراهن تو می داند
آنجا
چه رازی از لذت لیمو خواب است.
آیا دختران پرتقال چین می دانند
سه پنج شنبه مانده به آخر پاییز
عروسی باغ است!؟
زیر درخت سپیدار،
خواب می دید
معلم جوان دهکده.
آن سو تر
انبوه زائران
به جانب فانوس روشن بالای کوه می رفتند.
دختری میان دختران پرتقال چین
برای معلم جوان
نان و سرشیر و پتو آورده بود.
■علی صالحی
#علی_صالحی
تنها پیراهن تو می داند
آنجا
چه رازی از لذت لیمو خواب است.
آیا دختران پرتقال چین می دانند
سه پنج شنبه مانده به آخر پاییز
عروسی باغ است!؟
زیر درخت سپیدار،
خواب می دید
معلم جوان دهکده.
آن سو تر
انبوه زائران
به جانب فانوس روشن بالای کوه می رفتند.
دختری میان دختران پرتقال چین
برای معلم جوان
نان و سرشیر و پتو آورده بود.
■علی صالحی
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
زندگی
هیچ چیزِ دندانگیری نداشت؛
اگر لبانت نبود و
دکمه های پیراهنت...
#علی_صالحی_بافقی
زندگی
هیچ چیزِ دندانگیری نداشت؛
اگر لبانت نبود و
دکمه های پیراهنت...
#علی_صالحی_بافقی
زندگی
هیچ چیز دندانگیری نداشت
اگر لبانت نبود و
دکمه های پیراهنت.
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
هیچ چیز دندانگیری نداشت
اگر لبانت نبود و
دکمه های پیراهنت.
#علی_صالحی_بافقی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
تو باید تازهگیها
از اینجا گذشته باشی.
گفتوگویِ مخفی ماه وُ
پردهپوشیِ آب هم
همین را میگویند.
دیگر نیازی به دعای دریا نیست
گلدانها را آب دادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت و رو کردهام
دنیا خیلی خوب است،
بیا!
علامتِ خانهبودنِ من
همین پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نیایی
پرده را نخواهم کشید.
■علی صالحی
#علی_صالحی
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
تو باید تازهگیها
از اینجا گذشته باشی.
گفتوگویِ مخفی ماه وُ
پردهپوشیِ آب هم
همین را میگویند.
دیگر نیازی به دعای دریا نیست
گلدانها را آب دادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت و رو کردهام
دنیا خیلی خوب است،
بیا!
علامتِ خانهبودنِ من
همین پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نیایی
پرده را نخواهم کشید.
■علی صالحی
#علی_صالحی
هزار بار هم که
از این شانه به آن شانه بغلتی،
این شب
صبح نمی شود
وقتی که دلتنگ باشی..!
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
از این شانه به آن شانه بغلتی،
این شب
صبح نمی شود
وقتی که دلتنگ باشی..!
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
من ديدم
از همان سرِ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازهی نعنای نورسيده میآيد.
پس بگو قرار بود که تو بيايی
و ...
من نمیدانستم !
دردت به جانِ بیقرارِ پُر گريهام
پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ من
کجا بودی ؟
■علی صالحی
#علی_صالحی
من ديدم
از همان سرِ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازهی نعنای نورسيده میآيد.
پس بگو قرار بود که تو بيايی
و ...
من نمیدانستم !
دردت به جانِ بیقرارِ پُر گريهام
پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ من
کجا بودی ؟
■علی صالحی
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
در ازدحام اين همه ظلمت بیعصا
چراغ را هم از من گرفتهاند
اما من
ديوار به ديوار
از لمس معطر ماه
به سايه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد.
در تکلم کورباش کلمات
چشمهای خسته مرا از من گرفتهاند
اما من
اشاره به اشاره
از حيرت بی باور شب
به تشخيص روشن روز خواهم رسيد
پس زنده باد اميد.
در تحمل بی تاب تشنگی
ميل به طعم باران را از من گرفتهاند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجيب آب
به کشف بیپايان دريا رسيدهام
پس زنده باد اميد.
در چه کنمهای بي رفتن سفر
صبوری سندباد را از من گرفتهاند
اما من
گرداب به گرداب
از شوق رسيدن به کرانه موعود
توفانهای هزار هيولا را طی خواهم کرد
پس زنده باد اميد.
چراغها ، چشمها،کلمات
باران و کرانه را از من گرفتهاند
همه چيز
همه چيز را از من گرفتهاند
حتي نوميدی را
پس زنده باد اميد...
■علی صالحی
#علی_صالحی
در ازدحام اين همه ظلمت بیعصا
چراغ را هم از من گرفتهاند
اما من
ديوار به ديوار
از لمس معطر ماه
به سايه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد.
در تکلم کورباش کلمات
چشمهای خسته مرا از من گرفتهاند
اما من
اشاره به اشاره
از حيرت بی باور شب
به تشخيص روشن روز خواهم رسيد
پس زنده باد اميد.
در تحمل بی تاب تشنگی
ميل به طعم باران را از من گرفتهاند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجيب آب
به کشف بیپايان دريا رسيدهام
پس زنده باد اميد.
در چه کنمهای بي رفتن سفر
صبوری سندباد را از من گرفتهاند
اما من
گرداب به گرداب
از شوق رسيدن به کرانه موعود
توفانهای هزار هيولا را طی خواهم کرد
پس زنده باد اميد.
چراغها ، چشمها،کلمات
باران و کرانه را از من گرفتهاند
همه چيز
همه چيز را از من گرفتهاند
حتي نوميدی را
پس زنده باد اميد...
■علی صالحی
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
پروانه
به آتش می زند بی پروا ...
من
بی شهامت
با تردیدِ هزاران آری و نه در سَر
در این قصّه
دوستدارِ نقشِ آتشم
نامِ پروانه را
حتما
یک عاشق بر او نهاده است
پروا، نه ...
#علی_صالحی_بافقی
پروانه
به آتش می زند بی پروا ...
من
بی شهامت
با تردیدِ هزاران آری و نه در سَر
در این قصّه
دوستدارِ نقشِ آتشم
نامِ پروانه را
حتما
یک عاشق بر او نهاده است
پروا، نه ...
#علی_صالحی_بافقی
من آنقدر دوستت میدارم
که دوباره بعد از مرگ،
به خانه باز خواهم گشت،
و برمیگردم.
من برمیگردم،
درست به شیوهی شبنمی
در گرگ و میشِ سحر...
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
من آنقدر دوستت میدارم
که دوباره بعد از مرگ،
به خانه باز خواهم گشت،
و برمیگردم.
من برمیگردم،
درست به شیوهی شبنمی
در گرگ و میشِ سحر...
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
...
سردت نیست؟!
بفرما کنارِ سنگچینِ روشنِ رویا!
همهی ما اهلِ همین حوالی غمگینیم،
نگران آسمان اخم کردهی
بیکبوتر نباش،
فردا حتما
باران خواهد آمد...!
#علی_صالحی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
سردت نیست؟!
بفرما کنارِ سنگچینِ روشنِ رویا!
همهی ما اهلِ همین حوالی غمگینیم،
نگران آسمان اخم کردهی
بیکبوتر نباش،
فردا حتما
باران خواهد آمد...!
#علی_صالحی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
مأوای ما گلبرگ کوچکیست
بازمانده از باغی دور
با هزار زمستانِ دیوانهاش در پی
و سهم ستاره از آفتاب
تنها تبسم پنهانیست
که در انعکاسِ تکلمِ شب جاریست.
خدایا از آن پرندهی کوچک سبز
اگر خبر داری،
بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن.
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima
مأوای ما گلبرگ کوچکیست
بازمانده از باغی دور
با هزار زمستانِ دیوانهاش در پی
و سهم ستاره از آفتاب
تنها تبسم پنهانیست
که در انعکاسِ تکلمِ شب جاریست.
خدایا از آن پرندهی کوچک سبز
اگر خبر داری،
بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن.
#علی_صالحی
@asheghanehaye_fatima