عاشقانه های فاطیما
818 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima

آنگاه که یاری نبود
ما در سلولهایمان
سرود خواندیم و
اشکهایمان را پنهان کردیم

یکی یکی پر
پر
دسته دسته
کبوتر از خواب هایمان پرید و
کلاغ ها چشم قصه هایمان را نوک زدند
تاریخ مان تاریک شد

حالا ما را بجا نمی آورید ؟!

ما سرودهایی بودیم
دسته جمعی
وقتی که هیچ گوشی
گناه ش را اقرار نکرد
شنیدن شلیکی شد
که قلب های پناهنده به دیوار را
وحشیانه نشانه رفته بود
دارها در چشم هایمان آویزان
گذشته ها را
قدم می زنند

#لیلا_محمودی
@asheghanehaye_fatima

عشق، تاج بر سرت می‌گذارد، اما برصلیبت نیز می‌کشد.
عشق، تو را آن‌چنان که بودی، بر صلیب می‌کشد: گذشته‌ات را.
عشق، تاج بر سرت می‌گذارد، آن‌چنان که باید باشی: آینده.
عشق، هم تاج است و هم صلیب. از ترس‌ِ صلیبِ عشق است که بسیاری از آدم‌ها خود را از موهبتِ عشق، محروم ساخته‌اند. آن‌ها با اجتناب از صلیبِ عشق، از تاجِ عشق نیز بی‌نصیب می‌مانند. تاجِ عشق، تاجِ سلطنت بر اقلیم وجود است.
اما آنچه در عشق مصلوب می‌شود، نفسانیتِ توست، خودِ کاذبِ توست. در عشق، این خودِ راستینت است که تاج بر سر می‌گذارد.
بر یک روی سکه‌ی عشق، صلیب است و بر روی دیگرِ آن، رستاخیز.


#مسیحا_برزگر
با ما از عشق سخن بگو
شرحی بر کتابِ «پیامبر» جبران خلیل جبران
صفحه‌ی ۱۰۲
@asheghanehaye_fatima

بند کفشم که باز می شود

فکر می کنم

بی بهانه از خانه بیرون زدن هم

بهانه ی خوبی نبود

و باز

دست به دامن آتش گرفته ی سیگار دیگری می شوم


هنوز

جوی این کوچه ی کهنه

از عطش یک ماهی سرخ

هر شب ماه را

مثل قرص خوابی سر می کشد


همین که فکر می کنم هنوز

به من فکر می کنی

خوشبخت ترین فراموش شده ام


#محمدسجاد_صادقی

از کتاب از یک جعبه ی سیاه
@asheghanehaye_fatima

خبر این است که: من نیز کمی بد شده ام 
اعتراف اینکه: در این شیوه سرآمد شده ام

پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم
شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام

عشق برخاست که شاعرتر از آنم بکند
که همان لحظه ی دیدار تو شاید شده ام

شعر و عشق این سو و آن سوی صراط اند که من
چشم را بسته و از واهمه اش رد شده ام

مدعی نیستم اما، هنری بهتر از این؟
که همانی که کسی حدس نمی زد شده ام

مادرم شاعری و عاشقی ام را که گریست
باورم گشت که گمگشته ی مقصد شده ام

پیرزن گر چه بهشتی ست، دعایم همه اوست
یادم انداخت که چندی ست مردد شده ام

یادم انداخت زمان قید مکان را زد و رفت
منِ جامانده در این قرن زمان زد شده ام

مثل آیینه که از دیدن خود می شکند
مثل عکسم که نمی خواست بخندد شده ام

لحظه ها نیش به بلعیدن روحم زده اند
شکل آن سیب که از شاخه می افتد شده ام

همسرم حاصل جمع همه ی آیینه هاست
حیف، من آنچه که او یاد ندارد شده ام
.
#محمدعلی_بهمنی
برادر بزرگترم تازنده بود، در مزرعه کار نمیکرد. وقتی مُرد، لباس هایش را مترسک مزرعه می پوشید.
صبح روز بعد مترسک را با لباس هایش برده بودند، هرچه گشتیم پیدا نشد!
مزرعه مان ازصدای کلاغ ها، سیاه شد. چهل سالِ بعد که پیردخترِ همسایه مُرد، مترسک را توی اتاقش پیدا کردند، در حالیکه دکمه های پیراهنش باز بود ...

@asheghanehaye_fatima

#علی_ناصری
#مترسک
شبانه های مرا،
می‌شود سحر باشی!؟

@asheghanehaye_fatima

👤 محمدعلی بهمنی
مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش
می‌گفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم..

ما هم که جوان و جاهل،
چه می‌دانستیم صدا با دل ِ آدم چه می‌کند.....

@asheghanehaye_fatima

#علي_غفا
تمام عمر به همین فکر کرده ام

به اینکه راهی پیدا کنم در غروب

از زیبایی ات فرار کنم

بروم

و سیگاری روشن کنم…


نقشه ی جهان را باز می کنم
.
.
می بندم
.
.
نقشه ی دیگری را باز می کنم
.
.
می بندم
.
.
نقشه ی دیگری…
.
.
نقشه ها را تو کشیده ای

راه های فرار را تو بسته ای

زیبایی تو بن بست است!

@asheghanehaye_fatima

#محمد_عسکری_ساج
(بخشی از شعر…)
@asheghanehaye_fatima

ناگهان زنگ می زند تلفن،
ناگهان وقتِ رفتنت باشد
مرد هم گریه می کند وقتی
سرِ من روی دامنت باشد
بکشی دست روی تنهاییش،
بکشد دست از تو و دنیات
واقعا عاشق خودش باشی،
واقعا عاشق تنت باشد
روبرویت گلوله و باتوم،
پشت سر خنجر رفیقانت
توی دنیای دوست داشتنی!!
بهترین دوست،دشمنت باشد
دل به آبی آسمان بدهی،
به همه عشق را نشان بدهی
بعد،در راه دوست جان بدهی...
دوستت عاشق زنت باشد!
چمدانی نشسته بر دوشت،
زخم هایی به قلب مغلوبت
پرتگاهی به نامِ آزادی
مقصدِ راه آهنت باشد
عشق مکثی ست قبلِ بیداری...
انتخابی میانِ جبر و جبر
جامِ سم توی دست لرزانت،
تیغ هم روی گردنت باشد
خسته از «انقلاب»و«آزادی»،
فندکی درمی آوری ...شاید
هجده«تیر»بی سرانجامی،
توی سیگار «بهمنت»باشد...

#سيدمهدي_موسوي
برایت آرزوهای ساده می کنم
آرزو می کنم شب ها خواب های خوب ببینی و صبح ها سر حوصله ملافه های سفید را مرتب کنی،
پنجره اتاقت را باز کنی و هنگامی که چایت را می نوشی
آفتاب روی گونه ات بنشیند.
آرزو می کنم به کسی که دوستش داری بگویی،
دوستت دارم
اگر نه امیدوارم قدرت این را داشته باشی
که لبخندهای مصنوعی بزنی
آرزو می کنم
کتاب های خوب بخوانی،
آهنگ های خوب گوش کنی،
عطر های خوب ببویی،
با آدم های خوب حرف بزنی و فراموش نکنی
که هیچ وقت دیر نیست
بودن چیزی که دوست داری باشی!
@asheghanehaye_fatima

#روزبه_معین
@asheghanehaye_fatima

از خواب خسته ام
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد .....

#عباس_معروفی
@asheghanehaye_fatima

شعر، تنها دلیلِ تنهایی ست... هر زمان خسته شد دلت، برگرد
ماشه را سمتِ دفترت بچکان، شعر را تا همیشه راحت کن...!


#امید_صباغ_نو
@asheghanehaye_fatima

دقیقا همان روز
که گفتی چرا ته موهایت را فر نمیکنی
چرا لاغر نمیکنی
چرا به خودت نمیرسی
چرا موسیقی کلاسیک گوش میکنی

دقیقا همان روز
که عیب هایم به چشمت آمد
فهمیدم دیگر دوستم نداری

فهمیدم میروی
فهیدم فاتحه این رابطه را خواندی

عاشق عیب هارا نمیبیند
دقیقا همان روزی
که دیدی دیگر عاشقم نبودی. . .

#گیلدا_میربلوک
@asheghanehaye_fatima

لازم نیست مرا دوست داشته باشی...!
من تو را به اندازه ی هردومان
دوست دارم!

#عباس_معروفی
@asheghanehaye_fatima

اضافه کردنِ شکلک‌ها به شبکه‌های اجتماعی شاید بسیاری از سخن‌ها را کوتاه کرده اما دلتنگ‌ها را دیوانه می‌کند..
فکرش را بکنید: دلتنگش هستید، ساعتی کلنجار می‌روید، وقت می‌گذارید، شعری یا متنی پیدا می‌کنید، تمام احساستان را در آن ریخته و می‌فرستید به او...
اما در جواب: 👍🏻
شما دیوانه نمی‌شدید؟

پوریا_امجدی
@asheghanehaye_fatima

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید
صبح بخیر

#فروغ_فرخزاد
@asheghanehaye_fatima

شازده کوچولو پرسید:
غمگین‌تر از اینکه
بیایے و کسے
از اومدنت خوشحال نشه، چیه؟

روباه گفت:
برے و کسے متوجه رفتنت نشه...

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@asheghanehaye_fatima
.
كسي نفهميد
چرا بيشترين بي خوابي ها را
هر شب
براي كساني تحمل مي كنيم
كه بارها به ما ثابت كردند
كه بي لياقت اند
بي لياقت ها آرام خوابيده اند
لطفأ كمي آرامتر
بيدار بمانيد...

#فريد_صارمی
اول تیر جشن تیرگان ،طولانی ترین روز سال خجسته باد
@asheghanehsye_fatima
@asheghanehaye_fatima

فرض کن پاک کنی برداشتم

و نام تو را

از سر نویس ِ تمام نامه ها

و از تارک ِ تمام ترانه ها پاک کردم!

فرض کن با قلمم جناق شکستم!

به پرسش و پروانه پشت کردم

و چشمهایم را به روی رویش ِ رؤیا و روشنی بستم!

فرض کن دیگر آوازی از آسمان ِ بی ستاره نخواندم،

حجره ی حنجره ام از تکلم ترانه تهی شد

و دیگر شبگرد ِ کوچه ی شما،

صدای آواز های مرا نشنید!

بگو آنوقت،

با عطر ِ آشنای این همه آرزو چه کنم؟

با التماس این دل ِ در به در!

با بی قراری ٍ ابرهای بارانی...

باور کن به دیدار ِ آینه هم که می روم،

خیال ِ تو از انتهای سیاهی ِ چشمهایم سوسو می زند!

موضوع دوری ِ دستها و دیدارها مطرح نیست!

همنشین ِ نفسهای من شده ای! خاتون!

با دلتنگی ِ دیدگانم یکی شده ای!


#یغما_گلرویی