.
او و من
در کنارِ آب های زمستانی
آتشی سرخ به پا کردیم
لبهامان از بوسه بر روحِ هم دیگر
از نفس افتادند،
و زندگی را به
شعلههای سوزان سپردیم.
#پابلو_نرودا (شیلی)
مترجم: #احمد_پوری
@asheghanehaye_fatima
او و من
در کنارِ آب های زمستانی
آتشی سرخ به پا کردیم
لبهامان از بوسه بر روحِ هم دیگر
از نفس افتادند،
و زندگی را به
شعلههای سوزان سپردیم.
#پابلو_نرودا (شیلی)
مترجم: #احمد_پوری
@asheghanehaye_fatima
شب را با تو سرکردهام
و چون بیدار میشوم، دهانِ تو،
از رؤیاهایت سرمیکشد،
تا طعمِ زمین،
آبِ دریا، خزهی دریایی،
و ژرفای زندگی را به من بخشد،
و بوسهات را میستایم
نمِ سپیدهدمان بر آن
گویی از دریای پیرامونِ من
سر بر کرده است...
■شاعر: #پابلو_نرودا [ Pablo Neruda / شیلی، ۱۹۷۳-۱۹۰۴ ]
■برگردان: #احمد_پوری
.@asheghanehaye_fatima
و چون بیدار میشوم، دهانِ تو،
از رؤیاهایت سرمیکشد،
تا طعمِ زمین،
آبِ دریا، خزهی دریایی،
و ژرفای زندگی را به من بخشد،
و بوسهات را میستایم
نمِ سپیدهدمان بر آن
گویی از دریای پیرامونِ من
سر بر کرده است...
■شاعر: #پابلو_نرودا [ Pablo Neruda / شیلی، ۱۹۷۳-۱۹۰۴ ]
■برگردان: #احمد_پوری
.@asheghanehaye_fatima