کافه تنهایی
10.8K subscribers
1.97K photos
1.75K videos
12 files
1.44K links
تنهایی را دوست دارم
به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم.


کتابخونه کافه تنهایی
@cafe_tanhaee_archive

تبلیغات 👈 @ads_cafe_tanhae


صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/cafetanhaee/

ارتباط با ادمین
@arakh67
@Hamid_fd
Download Telegram
حالم بد است مثل دلِ گرفته خیلی ها
عشقم کجاست؟ پدرِ همیشه آبیِ تاجی ها

#ناشناس
💙💙💙💙

🌹🌹 تسلیت به قسمت پاکِ جامعه ورزش 🌹🌹
#به_نام_پدر
#منصور_پورحیدری
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
دغدغه از غم فرداست ,خودت میدانی
که پر از شاید و اماست ,خودت میدانی

چشم تو مأمنی از بخشش مروارید است
غرق در بستر دریاست ,خودت میدانی

دل من مثل نهالیست که خشکیده ز آب
برکه ای مثل تو میخواست ,خودت میدانی

شعر من وصف غم انگیز فراق دل توست
غزل چشم تو زیباست ,خودت میدانی

چه کسی دیده جهان را پس چشمان ترت
برق چشمان تو غوغاست ,خودت میدانی

ز ازل تا به ابد حادثه افتاده چنین
عشق هم حادثه ماست ,خودت میدانی

دل سودایی من مخزن آلام و غم است
بغض دیدار تو زیباست ,خودت میدانی

لایقم نیست غزل گفتن و آداب سخن
شاعری کار شماهاست ,خودت میدانی

#منصور_پیکانپور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه روزگار عجیبی
عشق تو را انتخاب میکنید
اما این منم که امتحان میشود به صبر،
،
گاهی بیا کنارم بنشین و بگو از من چه خبر
شنیده ای که شاعر میگوید ، به خودم آمد انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی دل بستن بود
،
تو با من چه کردی که هر ورقه کتابهای شعر آیینه م شده است
،
حالا تو رویای محقق من باش
و بمان...




#منصور_ضابطیان
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفت و غزلم چشم براهش نگران شد
دلشوره ما بود دلارام جهان شد

در اول اسایشمان سقف فروریخت
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد

زخمی به گل کهنه ما کاشت خداوند
اینجا که رس
یدیم همان زخم دهان شد

انگاه همان زخم
همان کوره کوچک
شد قله یک اه مسیرفوران شد

باما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم که چه ها کرد و چنان شد

ما حسرت ودلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد

جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده گفت گران شد

یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب اورد ببوسم رمضان شد

یک حافظ کهنه،دوسه تا عطر،گل سر
رفت وهمه دلخوشی ام یک چمدان شد

باهرکه نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان«وای به حال دگران»شد

#شعر_خوانی
#حامد_عسکری
#پنجشنبه_جمعه
#منصور_ضابطیان
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من حواسم همیشه پرت توئه
آره من مرد بی حواس توام

تو تمام جهان برای منی
من نخ دکمه لباس توام

من پناهندم به آغوشت
آخرین قایق نجات منی

صد دفعه هی مرور کردم و باز
بهترین جای خاطرات منی

من به زیبایی تو مشکوکم
شک به زیبایی تو زشته برام

من بمونم، برم ، تو چی میخوای
انتخاب تو سرنوشته برام...

من یه شعرم نشسته رو لبهات
من یه شهرم برای اشغالت

من یه دستم که مونده تو موهات
من یه عطرم که رفته از شالت...

من یه روحم همیشه پشت سرت
بعد مرگم میام دنبالت...

هیچ دنیامو مرگ پر کرده
من یه مرده ام که زندگی دارم

کاش میشد بگم... توام منو دوست
کاش میشد توام بگی... دارم ❤️


#شعر_خوانی
#احمد_امیر_خلیلی
#منصور_ضابطیان
#پنجشنبه_جمعه
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
چه می‌نویسم نمی‌دانم،
همین‌قدر می‌دانم
تو،
تو،
تو،
قسمتی از دریچه‌ گشوده به روی خوبی‌ها هستی
که در دسترس من
در مقابل چشمان من
قرار گرفته‌ای
و چه عزیز هستی...

بیشتر چیزی ندارم
که بگویم که:
«سکوت با هزار زبان در سخن است»

خدانگهدارت...


#سیمین_بهبهانی
(نامه از سیمین بهبهانی به #منصور_اوجی از کتابِ«یکصد و ده نامه از دو سیمین»)
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادت نره دوستت دارم
خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارمو بگیر
مال خودت، مال چشات


#منصور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee