شکفته بادا لبان من،
که نیمهماهِ نیمرخانِ تو را،
شبانه میبوسند.
فدای تو،
دو چشم من،
که چشمهای تو را خواب دیدهاند.
ببینمت!
تو کجایی که چهرهات باغیست،
که از هزار پنجره نور میوزد هر صبح!
#رضا_براهنی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
که نیمهماهِ نیمرخانِ تو را،
شبانه میبوسند.
فدای تو،
دو چشم من،
که چشمهای تو را خواب دیدهاند.
ببینمت!
تو کجایی که چهرهات باغیست،
که از هزار پنجره نور میوزد هر صبح!
#رضا_براهنی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
این آغوش را تا یخ نزده
تا از بغل نیفتاده باید بچشی
این انگشت هارا که باید
لای موهایت بپیچند را
و این گونه های تب دار را
همین شب ها باید ببوسی
همین حالا باید زندگی کنی
این "من" را
همین حالا باید دوست بداری
شاید فردا برای هر اتفاق خوبی
دیر باشد
#فاطمه_صابری
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
تا از بغل نیفتاده باید بچشی
این انگشت هارا که باید
لای موهایت بپیچند را
و این گونه های تب دار را
همین شب ها باید ببوسی
همین حالا باید زندگی کنی
این "من" را
همین حالا باید دوست بداری
شاید فردا برای هر اتفاق خوبی
دیر باشد
#فاطمه_صابری
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
براى حمايت از اثر فقط يك قطعه از البوم قرار داده شد.علاقمندان ميتوانند آلبوم جدید را از سایت های معتبر خريدارى نمایند.
#شهر_دیوونه
#احسان_خواجه_امیری
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
#شهر_دیوونه
#احسان_خواجه_امیری
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Telegram
attach 📎
خدا هم شکلی از تجربه کردن است، اگر می خواهید بدانید خدا چیست،باید هنر تجربه کردن را بیاموزید،آن وقت دیگر نیازی به رفتن به معبد و کلیسا نیست، هر جا که تجربه کردن رخ دهد همان جا کلیساست، همان جا معبد است، به یک گل سرخ نگاه کنید اگر در گل سرخ محو شوید و گل سرخ در شما محو شود در آن لحظه مشاهده گر به مشاهده شونده تبدیل می شود، و دیگر بین این دو چیز دیگری به جز دیدار کردن، بجز یکی شدن، بجز ذوب شدن در یگدیگر مطرح نخواهد بود. اینجا دیگر مرزها فرو میریزند، به شکلی شما با گل سرخ یکی میشوید، و گل سرخ با شما یکی میشود.
#کتاب_خوانی
#شکوه_آزادی
#اشو
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
#کتاب_خوانی
#شکوه_آزادی
#اشو
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
هيچ مى گويى اسيرى داشتم حالش چه شد!؟
خستهى من نيم جانى داشت احوالش چه شد!؟
هيچ مى پرسى كه مرغى كز ديارى گاه گاه
مى رسيد و نامه اى مى بود بر بالش چه شد!؟
هيچ كِلکِ فكر مىرانى بر اين كآن خسته را
جانِ نالان خود برآمد جسم چون نالش چه شد!؟
در ضميرت هيچ مى گردد كه پار افتاده اى
مرغ روحش گرد من مى گشت، امسالش چه شد!؟
پيش چشمت هيچ مى گردد كه در دشتِ خيال
آهوى من بود مجنونى به دنبالش، چه شد!؟
پيش دستت چاكرى استاده بُد آخر ببين
مرگ افكندش ز پا، غم كرد پامالش، چه شد!
مُلکِ عيشِ " محتشم" يارب! چرا شد سرنگون؟
گشت بختش واژگون، برگشت اقبالش، چه شد!؟
#محتشم_كاشانى
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
خستهى من نيم جانى داشت احوالش چه شد!؟
هيچ مى پرسى كه مرغى كز ديارى گاه گاه
مى رسيد و نامه اى مى بود بر بالش چه شد!؟
هيچ كِلکِ فكر مىرانى بر اين كآن خسته را
جانِ نالان خود برآمد جسم چون نالش چه شد!؟
در ضميرت هيچ مى گردد كه پار افتاده اى
مرغ روحش گرد من مى گشت، امسالش چه شد!؟
پيش چشمت هيچ مى گردد كه در دشتِ خيال
آهوى من بود مجنونى به دنبالش، چه شد!؟
پيش دستت چاكرى استاده بُد آخر ببين
مرگ افكندش ز پا، غم كرد پامالش، چه شد!
مُلکِ عيشِ " محتشم" يارب! چرا شد سرنگون؟
گشت بختش واژگون، برگشت اقبالش، چه شد!؟
#محتشم_كاشانى
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
مگر من مرده باشم حال و روزت این چنین باشد
نمی خواهم ببینم زیر چشمان تو چین باشد
توباید اسمانی باشی ودراوج پر گیری
خیالی نیست سهم ما اگر روی زمین باشد
غزال تیز پایم دلبری انداز ه ایی دارد
برای دیدنت تا کی دو چشمم در کمین باشد
چه حالی داشت روزی با تو چشمی سیر سر کردن
بساط جورمان با طعم چای دارچین باشد
به خوابم آمدی گفتی همیشه بادلم هستی
همان بهتر که در تعبیر خوابم نقطه چین باشد..
#فرزاد_حسین_زاده
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
نمی خواهم ببینم زیر چشمان تو چین باشد
توباید اسمانی باشی ودراوج پر گیری
خیالی نیست سهم ما اگر روی زمین باشد
غزال تیز پایم دلبری انداز ه ایی دارد
برای دیدنت تا کی دو چشمم در کمین باشد
چه حالی داشت روزی با تو چشمی سیر سر کردن
بساط جورمان با طعم چای دارچین باشد
به خوابم آمدی گفتی همیشه بادلم هستی
همان بهتر که در تعبیر خوابم نقطه چین باشد..
#فرزاد_حسین_زاده
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
فرض بفرمایید
یک کسی به من چاقو زده است
به ظلم به زور یا به ناحق
درستش این است که
من بروم بیمارستان
و از دکتر بخواهم این چاقو را دربیاورد
و از او خواهش کنم
کاری کند که جایِ زخم هم نماند
اما بعضی از ما دلمان میخواهد
این چاقو را همانگونه در بدنمان نگه داریم
و یا هزار بار آن را دربیاوریم
و دوباره به خودمان بزنیم.
این کار بیماری و گرفتاری است.
یا فرض کنید
یک ماشین سرِ چهارراه به من میزند و میرود
حالا قرار است
من تا آخرِ عمرم سرِ چهارراه بنشینم و بگویم
"بببینید این با من چه کرد"
من باید خیلی ابله باشم
که این کار را بکنم.
بنابراین وقتی ما مدام به گذشته فکر میکنیم
مثلِ این است که
یک نفر پایِ من را شکسته است
و من پایِ شکستهام را نگه میدارم
و آن را به همه هم نشان میدهم
و عجیبتر اینکه
پایم را درست میکنم
و دوباره آن را میشکنم
برای این که دردِ دفعهی دوم
بیشتر است.
این کار را نکنید
گذشته درگذشته ...
#دکتر_هلاکویی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
یک کسی به من چاقو زده است
به ظلم به زور یا به ناحق
درستش این است که
من بروم بیمارستان
و از دکتر بخواهم این چاقو را دربیاورد
و از او خواهش کنم
کاری کند که جایِ زخم هم نماند
اما بعضی از ما دلمان میخواهد
این چاقو را همانگونه در بدنمان نگه داریم
و یا هزار بار آن را دربیاوریم
و دوباره به خودمان بزنیم.
این کار بیماری و گرفتاری است.
یا فرض کنید
یک ماشین سرِ چهارراه به من میزند و میرود
حالا قرار است
من تا آخرِ عمرم سرِ چهارراه بنشینم و بگویم
"بببینید این با من چه کرد"
من باید خیلی ابله باشم
که این کار را بکنم.
بنابراین وقتی ما مدام به گذشته فکر میکنیم
مثلِ این است که
یک نفر پایِ من را شکسته است
و من پایِ شکستهام را نگه میدارم
و آن را به همه هم نشان میدهم
و عجیبتر اینکه
پایم را درست میکنم
و دوباره آن را میشکنم
برای این که دردِ دفعهی دوم
بیشتر است.
این کار را نکنید
گذشته درگذشته ...
#دکتر_هلاکویی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Forwarded from کافه تنهایی
سرگرد؛ جناب سرهنگ! جسارتا " اعتراف تحت فشار" ارزش,قضایی نداره
مسعود شصت چی؛ استیک که سِرو نمی کنیم، داريم اعتراف میگیریم، ارزش غذایی نداره که نداره
#دیالوگ
#مرد_هزار_چهره
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhae
مسعود شصت چی؛ استیک که سِرو نمی کنیم، داريم اعتراف میگیریم، ارزش غذایی نداره که نداره
#دیالوگ
#مرد_هزار_چهره
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhae
یک لب بده به من که لبـم تـیر می کشـد
عشقت مـرا به آتش و زنجیـر می کشـد
یک لب بده دوبــاره که در حـسرت لبت
تب آتشی بـراین دل غمگیـر می کشـد
چون آهویی که از همـه مـردم گریخـته
خود را به زیر سایهی یک شیـر می کشد
این بوسه ها که می چشی از قندهار لب
آخر تـو را به قلـــه ی پامیــر می کشد
این لحظه هـای داغ هوس خیـز عاشقی
ما را به یک جنـون نفس گیــر می کشد
بر روی بوم نرم تنــم دسـت هــای تو
یک چشمـه زلال ســرازیـــــر می کشد
حاشا که شیخ، از شب ما با خبـــر شود
کـــــار من و تو باز به تعزیـر می کشد
#فرشته_خدابنده
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
عشقت مـرا به آتش و زنجیـر می کشـد
یک لب بده دوبــاره که در حـسرت لبت
تب آتشی بـراین دل غمگیـر می کشـد
چون آهویی که از همـه مـردم گریخـته
خود را به زیر سایهی یک شیـر می کشد
این بوسه ها که می چشی از قندهار لب
آخر تـو را به قلـــه ی پامیــر می کشد
این لحظه هـای داغ هوس خیـز عاشقی
ما را به یک جنـون نفس گیــر می کشد
بر روی بوم نرم تنــم دسـت هــای تو
یک چشمـه زلال ســرازیـــــر می کشد
حاشا که شیخ، از شب ما با خبـــر شود
کـــــار من و تو باز به تعزیـر می کشد
#فرشته_خدابنده
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
#کتاب_خوانی
#وداع_با_اسلحه
#ارنست_همینگوی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
#کتاب_خوانی
#وداع_با_اسلحه
#ارنست_همینگوی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
#قسمت_هفتم
کین خواهی #ایرج
بزرگ شدن #منوچهر نوه #ایرج ، جواب رد #فریدون به پیام عذرخواهی فرزندانش #سلم و #تور .
پیروزی #ایرج به همراه سردارانش #قارن ، #قباد ، #شاهپور ، #سام_نریمان ، #کرشاسپ ، #سرو ، #شیروی ، بر #تور و سپس #سلم و همپیمانش #کاکو (از نوادگان #ضحاک )
#شاهنامه
#امیر_خادم (پژوهشگر و گردآورنده این مجموعه)
#فردوسی_خوانی
@readingferdowsi
#پادکست
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
کین خواهی #ایرج
بزرگ شدن #منوچهر نوه #ایرج ، جواب رد #فریدون به پیام عذرخواهی فرزندانش #سلم و #تور .
پیروزی #ایرج به همراه سردارانش #قارن ، #قباد ، #شاهپور ، #سام_نریمان ، #کرشاسپ ، #سرو ، #شیروی ، بر #تور و سپس #سلم و همپیمانش #کاکو (از نوادگان #ضحاک )
#شاهنامه
#امیر_خادم (پژوهشگر و گردآورنده این مجموعه)
#فردوسی_خوانی
@readingferdowsi
#پادکست
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Telegram
attach 📎
وقتی که میآمدی
چشم دکانها
سمت تو میچرخید
و گردنها
سمت تو کج میشدند
رد که میشدی
کور مادرزاد
عاشقت میشد
و وقتی که میرفتی
او دوباره مادرزاد
رد که نمیشدی
کساد بود همه جا
سیگارها عروج میکردند
سر ظهر غروب میشد همه جا
و طلوع نمیکرد تا فردا سر ظهر.
#محسن_چاووشی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
چشم دکانها
سمت تو میچرخید
و گردنها
سمت تو کج میشدند
رد که میشدی
کور مادرزاد
عاشقت میشد
و وقتی که میرفتی
او دوباره مادرزاد
رد که نمیشدی
کساد بود همه جا
سیگارها عروج میکردند
سر ظهر غروب میشد همه جا
و طلوع نمیکرد تا فردا سر ظهر.
#محسن_چاووشی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
روسری آبی به جون آتش ,
تهش زدی آتش به جونه مو روز و شو نالون به کوه و دشت
تش زنوم بر دشت به جونه تو ,
تش زنوم بر دشت به جونه تو
آخ دله زاروم اسیرته راه و رفتاروم در مسیرته
آهویه دلوم زبون بسته در چنگ شیرته اسیرته , در چنگ شیرته اسیرته
خوش اون ساعت یارِ مهربون که گردی عروسه خونه مون بیارنت غرقه گل زیبا همه دست افشانو کِل زنون
#روسری_آبی
#علی_زندوکیلی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
تهش زدی آتش به جونه مو روز و شو نالون به کوه و دشت
تش زنوم بر دشت به جونه تو ,
تش زنوم بر دشت به جونه تو
آخ دله زاروم اسیرته راه و رفتاروم در مسیرته
آهویه دلوم زبون بسته در چنگ شیرته اسیرته , در چنگ شیرته اسیرته
خوش اون ساعت یارِ مهربون که گردی عروسه خونه مون بیارنت غرقه گل زیبا همه دست افشانو کِل زنون
#روسری_آبی
#علی_زندوکیلی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Telegram
attach 📎
تو از دیوار میترسی، من از آوار میترسم
من از لرزیدن دستان تو هر بار میترسم
به پای بیقراری مینویسی لرزش دل را
و من مثل همیشه باز از دیدار میترسم
در این ابهام میمانی که انکارم کنی یا نه
نمیدانی من از این کار و از انکار میترسم
سکوتم را به تو دادم لبانم را تو بگشایی
ولی از گفتگوهای سر بازار میترسم
حلالت میکنم از شیر مادر نیز شیرینتر
بکش ما را، که من از مردن بر دار میترسم
حرامم باد آن شب که، بدون تو سحر گردد
خروسش را نمیخواهم، من از هشدار میترسم
خبر دارم که دوری با جنون همخانه میگردد
اگرچه من همیشه از چنین اخبار میترسم
دو چشمانت برای من خودش افسانه میخواند
سخن از عشق را کم کن من از گفتار میترسم
#جهان_سبزعلیپور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
من از لرزیدن دستان تو هر بار میترسم
به پای بیقراری مینویسی لرزش دل را
و من مثل همیشه باز از دیدار میترسم
در این ابهام میمانی که انکارم کنی یا نه
نمیدانی من از این کار و از انکار میترسم
سکوتم را به تو دادم لبانم را تو بگشایی
ولی از گفتگوهای سر بازار میترسم
حلالت میکنم از شیر مادر نیز شیرینتر
بکش ما را، که من از مردن بر دار میترسم
حرامم باد آن شب که، بدون تو سحر گردد
خروسش را نمیخواهم، من از هشدار میترسم
خبر دارم که دوری با جنون همخانه میگردد
اگرچه من همیشه از چنین اخبار میترسم
دو چشمانت برای من خودش افسانه میخواند
سخن از عشق را کم کن من از گفتار میترسم
#جهان_سبزعلیپور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
Forwarded from کافه تنهایی
گاهي بايد شكست را قبول كرد و رفت ....
كوچ كرد به شهر آرزو هاي جديد...
گاهي بايد خودت تمام روياهاي گذشته ات را
به دريا بسپاري و غرق شُدَنش را به چشم ببيني
تا باور كني
گاه بايد تمام دوست داشتني هاي قديمي ات را فراموش كني و از نو شروع كني
گاه بايد ساكت و آرام بگذري....
#ناشناس
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
كوچ كرد به شهر آرزو هاي جديد...
گاهي بايد خودت تمام روياهاي گذشته ات را
به دريا بسپاري و غرق شُدَنش را به چشم ببيني
تا باور كني
گاه بايد تمام دوست داشتني هاي قديمي ات را فراموش كني و از نو شروع كني
گاه بايد ساكت و آرام بگذري....
#ناشناس
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
گفت
فراموشم کن
من در هیچ خیابانی
با تو قدم نزده ام..!
زبانم بند آمد
خواستم بگويم:
قدم نزده ام
ولی در تمام کوچه های این شهر
به تو فکر کرده ام....!
#فرید_صارمی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
فراموشم کن
من در هیچ خیابانی
با تو قدم نزده ام..!
زبانم بند آمد
خواستم بگويم:
قدم نزده ام
ولی در تمام کوچه های این شهر
به تو فکر کرده ام....!
#فرید_صارمی
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
حوا: میدونی، بساط عاشقی رو داری اما نمی دونی کجا پهنش کنی .
فرهاد: خب پهن کردم همینجا !
#دیالوگ
#در_دنیای_تو_ساعت_چند_است؟
#صفی_یزدانیان
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
فرهاد: خب پهن کردم همینجا !
#دیالوگ
#در_دنیای_تو_ساعت_چند_است؟
#صفی_یزدانیان
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee