عاشقانه های فاطیما
818 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima



وقتی تو نیستی
حرف های زیادی هست برای با تو گفتن
و در حضورت
تنها تشنه ی شنیدنم .
اما تو در سکوت
با نگاهی عمیق به من می نگری
و من شرمسارانه خاموش می مانم
چه کنم؟
نباید حرف های بیهوده ام
لحظه های تو را به باد دهند
اگر در اسارت این همه اندوه نبودیم
همه چیز، خنده بر لبهایمان می نشاند .



#میخائیل_لرمانتف
@asheghanehaye_fatima

وقتی تو نیستی
حرف های زیادی هست برای با تو گفتن
و در حضورت
تنها تشنه ی شنیدنم .
اما تو در سکوت
با نگاهی عمیق به من می نگری
و من شرمسارانه خاموش می مانم
چه کنم؟
نباید حرف های بیهوده ام
لحظه های تو را به باد دهند
اگر در اسارت این همه اندوه نبودیم
همه چیز، خنده بر لبهایمان می نشاند .



#میخائیل_لرمانتف
وقتی تو نیستی
حرف های زیادی هست برای با تو گفتن
و در حضورت
تنها تشنه ی شنیدنم

اما تو در سکوت
با نگاهی عمیق به من می نگری
و من شرمسارانه خاموش می مانم
چه کنم؟
نباید حرف های بیهوده ام
لحظه های تو را به باد دهند

اگر در اسارت این همه اندوه نبودیم
همه چیز، خنده بر لبهایمان می نشاند...


#میخائیل_لرمانتف

@asheghanehaye_fatima
هم‌دیگر را وداع گفتیم
اما تصویرِ تو تا ابد در دلم باقی است
مانند شبحی کم‌رنگ
از بهترین سال‌های زندگی‌ام
شبحی شادی آفرین
وفادار مانده‌ام
و هیچ عشق تازه‌ای
تصویر تو را از دلم نخواهد زدود
هم‌چون معبدی استوار که همواره معبد است
و هم‌چون معبودی که همیشه خداست.

#میخائیل_لرمانتف



@asheghanehaye_fatima
نه
دیگر چنان پُر شور
دوستت نمی‌دارم
چرا که تابش زیبایی‌ات
برای من نیست
در تو
رنج‌های گذشته‌ام را
دوست می‌دارم
و جوانی از دست رفته‌ام را...

هرچند گه‌گاه
نگاه مبهوت می‌دارم به چشمانت
آرام
و نهفته
مدام با خود سخن‌ ساز‌ می‌کنم
اما نه با تو
که با قلب خود می‌گشایم
رازناکیِ سینه‌ را.

در سیمایت
سیمای دیگری را می‌جویم
در لب‌هایت
لب‌هایی که دیری‌ست خاموش‌اند
و در چشمانت
آتش مرده‌ی چشمانی دیگر را.




عشق سوخته
#میخائیل_لرمانتف
ترجمه:حمیدرضا آتش‌برآب

@asheghanehaye_fatima
همدیگر را وداع گفتیم
اما تصویرِ تو تا ابد در دلم باقی است
مانند شبحی کم‌رنگ
از بهترین سال‌های زندگی‌ام
شبحی شادی آفرین
وفادار مانده‌ام
و هیچ عشق تازه‌ای
تصویر تو را از دلم نخواهد زدود
همچون معبدی استوار که همواره معبد است
و همچون معبودی که همیشه خداست

#میخائیل_لرمانتف

@asheghanehaye_fatima
نه
دیگر چنان پُر شور
دوستت نمی‌دارم
چرا که تابش زیبایی‌ات
برای من نیست
در تو
رنج‌های گذشته‌ام را
دوست می‌دارم
و جوانی از دست رفته‌ام را...

هرچند گه‌گاه
نگاه مبهوت می‌دارم به چشمانت
آرام
و نهفته
مدام با خود سخن‌ ساز‌ می‌کنم
اما نه با تو
که با قلب خود می‌گشایم
رازناکیِ سینه‌ را

در سیمایت
سیمای دیگری را می‌جویم
در لب‌هایت
لب‌هایی که دیری‌ست خاموش‌اند
و در چشمانت
آتش مرده‌ی چشمانی دیگر را.




عشق سوخته
#میخائیل_لرمانتف
ترجمه: حمیدرضا آتش‌برآب

@asheghanehaye_fatima
هم‌دیگر را وداع گفتیم
اما تصویرِ تو تا ابد در دلم باقی است
مانند شبحی کم‌رنگ
از بهترین سال‌های زندگی‌ام
شبحی شادی آفرین
وفادار مانده‌ام
و هیچ عشق تازه‌ای
تصویر تو را از دلم نخواهد زدود
هم‌چون معبدی استوار که همواره معبد است
و هم‌چون معبودی که همیشه خداست


#میخائیل_لرمانتف

@asheghanehaye_fatima
چه هراسی ست زیستن در اسارت این زنجیرها، و در بطن تنهایی.
آدمیانی که شریکِ دقایق طربناک تو بودند
هرگز تکه ای از غم هایت را بر دوش نخواهند کشید.
تنهایی ام پرنده ای یکه تاز را می ماند که پادشاه آسمان ها باشد!
قلبم فشرده از رنج هایی بی حساب است.
لحظه های زندگی ام را به تماشا نشسته ام
که گردن نهاده به تقدیر
همچون خوابی از پس یکدیگر می گذرند،
و باز با همان آرزوهایِ پیشین باز می گردند .
تابوتی می بینم که چشم به راه کسی ست!
کسی که لحظه ای بر زمین درنگ کند
و از رفتن باز ایستد.
می دانم که اندوه مرگ من کسی را ویران نخواهد کرد
و ایمان دارم روز مرگم ، شادیِ بزرگتری از روز میلادم برایشان به ارمغان خواهد آورد!.

#میخائیل_لرمانتف
برگردان: رخساره شمیرانی

@asheghanehaye_fatima
چه هراسی ست زیستن در اسارت این زنجیرها، و در بطن تنهایی.

آدمیانی که شریک دقایق طربناک تو بودند، هرگز تکه ای از غم هایت را بر دوش نخواهند کشید.
تنهایی ام پرنده ای یکه تاز را می ماند که پادشاه آسمان ها باشد!
قلبم فشرده از رنج هایی بی حساب است.
لحظه های زندگی ام را به تماشا نشسته ام
که گردن نهاده به تقدیر
همچون خوابی از پس یکدیگر می گذرند، و باز با همان آرزوهای پیشین باز می‌گردند.
تابوتی می بینم که چشم به راه کسی ست!
کسی که لحظه ای بر زمین درنگ کند
و از رفتن باز ایستد.
می دانم که اندوه مرگ من کسی را ویران نخواهد کرد.
و ایمان دارم روز مرگم ،
شادیِ بزرگتری از روز میلادم برایشان به ارمغان خواهد آورد!

#میخائیل_لرمانتف
ترجمه: رخساره شمیرانی

@asheghanehaye_fatima
می دانم که اندوه مرگ من
کسی را ویران نخواهد کرد
و ایمان دارم روز مرگم ،
شادیِ بزرگتری از روز میلادم برایشان به ارمغان خواهد آورد!.

#میخائیل_لرمانتف


@asheghanehaye_fatima