عاشقانه های فاطیما
819 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
تو عادت داشتی هر
#شب🌙
بگویم "دوستت دارم"
یقین دارم که مدت هاست
میخوابی و بیداری...!

#امید_صباغ_نو


@asheghanehaye_fatima
ترسِ شیرین و مبهمی دارد
اینکه در انحصارِ یک نفری .....!؟


#امید_صباغ_نو

@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا تعبیر کن خواب سراسر انتظارم را
نیایی تا همیشه ، تا ابد کابوس میبینم

#امید_صباغ_نو


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima


شرقی ترین نگاه تو بیچاره کرده اند

این چشمهای غمزده را ،آهوی ختن،


بوی تو را گرفته مشامم – عزیز من

چیزی شبیه عطر وجود تو_ عطر زن


#امید_صباغ_نو
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima



حالا که حواسِ جهان پرت است
بیا فرار کنیم
برویم در گوشه ای دور
در آغوش هم گم شویم،
در آغوش هم بمیریم
در آغوش هم بپوسیم!
آن قدر که
دیرینه شناسان اعصارِ بعد
وقتی استخوان های گره خورده مان را پیدا کردند
خیال کنند
موجود تازه ای کشف کرده اند!

#امید_صباغ_نو |
لا به لای زخم های کهنه زخم ات را بزن
جا برای زخم های تازه کم دارم رفیق ...


#امید_صباغ_نو




@asheghanehaye_fatima
جادوی چشم‌های تو را دختری نداشت
جادوی چشم‌های تو را دیگری نداشت

می‌خواستم وجود تو را شاعری کنم
این کار احتیاج به خوش‌باوری نداشت

آتش زدی به زندگیِ مردِ آذری
تقویم قبلِ آمدن‌ات #آذر ی نداشت

در چشم‌هات معجزه بیداد می‌کند
باید چگونه دعویِ پیغمبری نداشت؟!

یک شهر دربه‌در شده است از حضورِ تو
یوسف هم این‌قَدَر، به خدا مشتری نداشت

بر «تختِ» خود بخواب و به «جمشید»ها بگو
این مرد قصدِ غارت و اسکندری نداشت

وقتی که رفت، جنسِ دلش را شناختم
او یک فرشته بود، اگرچه پری نداشت...

#امید_صباغ_نو



@asheghanehaye_fatima
نگو که شب شده راحت بخواب، راحت نیست


#امید_صباغ_نو


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima


گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست!
در زندگی‌ام، غیر زمستان خبری نیست!

در زندگی‌ام، بعد تو و خاطره‌هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

انگار نه انگار دل شهر گرفته‌ست
از بارش بی‌وقفه‌ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می‌گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

از روزِ به‌هم‌ریختن رابطه‌ی ما
از خاله‌زنک بازی تهران خبری نیست!

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

در آتش نمرود تو می‌سوزم و افسوس
از معجزه‌ی باغ و گلستان خبری نیست!

در فال غریبانه‌ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری‌ات ای عشق، به قرآن خبری نیست


#امید_صباغ_نو