عاشقانه های فاطیما
819 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima

اگر بمیرم
می‌خواهم از همان‌جا که مرا دفن کرده‌اند
گلی بشکفد

اگر بمیرم
از تاریکی - خیلی زیاد – خواهم ترسید
کاش می‌توانستم به ‌آسمان پرواز کنم

گل‌ها در میانِ‌ گل‌ها جا دارند
اگر بمیرم
می‌خواهم که در قلبِ انسان‌ها
شعری شکوفا کنم

اگر بمیرم
می‌خواهم در آن باغِ ممنوعه - در آن‌سوی مرز -
دفن شوم

اگر بمیرم
مثل زنده‌ها رفتار می‌کنم
تا تو ناراحت نشوی.


#نه‌شه_یاشین |ترکیه|

📕از کتاب: #جمهوری_فدرال_ابر | نشر: #سولار۱۳۹۶

🔘برگردان: #ابوالفضل_پاشا
○■شعری از #آساف_هالت_چلبی
#Asaf_Hâlet_Çelebi
- که او را در ایران به نامِ #آصف_حالت_چلبی هم می‌شناسند -

■برگردان از #ابوالفضل_پاشا

📕●برگرفته از کتاب #جمهوری_فدرال_ابر
نشر #سولار، چ اول، سال ۱۳۹۶



□جیب


تو را در رؤیاهای خودم پیدا کردم
و به‌خاطر آن‌که همین را بسیار پسندیدم
از آن‌جا نخواستم که بیرون بیایم
اکنون در ژرفا
و اکنون در گستردگی به ‌سر می‌بریم
و شخصن
رؤیا
به من تعلق دارد
خویشتنِ خود را می‌بینم
و در درونِ خودم گردش می‌کنم
جیبی دارم که واضح نیست
از آن‌جا خورشیدهای اسباب‌بازی
باغ‌چه‌های اسباب‌بازی
و دریاهای اسباب‌بازی بیرون می‌آید
و هنگامی که ملول می‌شوم
آن‌ها را در جیبِ دیگرم می‌گذارم
زیباترین دل‌مشغولیِ من تویی
وقتی که باغ‌چه‌های‌ام مرا سرگرم نمی‌کنند
بیا
و به من آرامش بده.


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



■دریاچه‌ی پنهان

همین‌که چشم‌های‌ام را می‌بستم
و همین که نَفَس‌های رؤیا بریده می‌شد
به‌آن‌جا می‌رفتم
عشق از ابتدای رودخانه‌ها منتظر بود
همان آبی که خورشید خودش را در آن شست‌وشو می‌داد
آیا جایی شلوغ است؟
آری دنیا محل ازدحام است
من اما به شما علاقه‌مند شدم

حقیقتی را که با حرف‌های‌ام فراری دادم
در زمین دیدم و
در آسمان دیدم
چشم‌های‌تان دو شب‌تابِ شعر
و درخشان بود

همین که همه‌چیز را گفتم
در سکوت دور شدم
یک شاعرِ سال‌خورده‌ی باتجربه
در سرزمینِ رؤیاها
گویا همه‌چیز را می‌داند




#نه‌شه_یاشین | Neşe Yaşın | قبرس، ۱۹۵۹ |

برگردان: #ابوالفضل_پاشا

📕از کتاب: #جمهوری_فدرال_ابر | #نشر_سولار | چ اول۱۳۹۶ |
@asheghanehaye_fatima


■زندگی با تو

تو ای محبوبِ من!
هر بار که مشتاقِ دیدار تو می‌شوم
به آسمان نگاه می‌کنم
زیرا که چشم‌های تو را در آبیِ آن می‌بینم

تو ای یکی‌یک‌دانه‌ی من!
هر بار که مشتاقِ دیدار تو می‌شوم
به دریاها می‌نگرم
زیرا که وقتی به افق نگاه می‌کنم
معجزه‌ات را می‌بینم

تو ای یکی‌یک‌دانه‌ی من!
هر بار که مشتاقِ دیدار تو می‌شوم
به پرندگان نگاه می‌کنم
زیرا که آزاد بودن‌ات را در بال‌های‌شان می‌بینم

و تو ای معشوق من!
هر بار که مشتاقِ دیدار تو می‌شوم
به‌نام تو عصیان می‌کنم
اما نمی‌خواهم که مشتاقِ دیدار تو باشم
که می‌خواهم با تو زندگی کنم
هر بار که مشتاقِ دیدار تو می‌شوم
می‌خواهم به خودت نگاه کنم
و تو را فقط در خودت ببینم.

#بهچت_نجاتی_گیل | #بهجت_نجاتی_گیل | | Behçet Necatigil | ترکیه، ۱۹۷۹ - ۱۹۱۶ |

برگردان: #ابوالفضل_پاشا

📕●از کتاب: #جمهوری_فدرال_ابر | نشر: #سولار ۱۳۹۶ |