دلم گرفته، به خود قول داده ام، اما-
برایتان ننویسم چه با دلم کردند
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
برایتان ننویسم چه با دلم کردند
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
و تنها میتوانی آخرین درمانِ من باشی
و بیشک دیگران بیهوده میجویند تسکینم!
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
و بیشک دیگران بیهوده میجویند تسکینم!
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
بیا عبور کن از این پل تماشایی
ببین چگونه گذر کردهام ز هرچه محال
ببین به جز تو که پامال درهات شدهام
کدام قله نشین را نکردهام پامال
تو کیستی؟ که سفر کردن از هوایت را
نمیتوانم حتی به بالهای خیال...
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
ببین چگونه گذر کردهام ز هرچه محال
ببین به جز تو که پامال درهات شدهام
کدام قله نشین را نکردهام پامال
تو کیستی؟ که سفر کردن از هوایت را
نمیتوانم حتی به بالهای خیال...
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
تنها آینه اتاق تو پیر نشانم نمی دهد
این جیوه را به اکسیر آغشته ای ؟
تا شیر مرگ از تو بنوشم
هر بار جوانترم می کنی
امروز کوچک تر
فردا کودک تر
گهواره ام در این اتاق تاب می خورد
خواب آوازی بخوان
رویا های ندیده
بر پلک هایم سنگینی می کنند
پوشیده تر از سنگ
نرمایی دارد تماشایت
نه تویی دارد دیدارت
یک روتر از شیشه
هیچ مشامی رد خواب های معطر شده ام را نخواهد یافت
آنگونه که دوست می داری به خوابم بیا
عصا را پس در گذاشته ام
چه شکوهی دارند راست قامتان
تا به تا باز می شود کاغذ مچاله شده ام
در این سبد چه می وزد ؟
بارانی بی ابر
آفتابی بی خورشید
کمانه ی شعری از من
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
این جیوه را به اکسیر آغشته ای ؟
تا شیر مرگ از تو بنوشم
هر بار جوانترم می کنی
امروز کوچک تر
فردا کودک تر
گهواره ام در این اتاق تاب می خورد
خواب آوازی بخوان
رویا های ندیده
بر پلک هایم سنگینی می کنند
پوشیده تر از سنگ
نرمایی دارد تماشایت
نه تویی دارد دیدارت
یک روتر از شیشه
هیچ مشامی رد خواب های معطر شده ام را نخواهد یافت
آنگونه که دوست می داری به خوابم بیا
عصا را پس در گذاشته ام
چه شکوهی دارند راست قامتان
تا به تا باز می شود کاغذ مچاله شده ام
در این سبد چه می وزد ؟
بارانی بی ابر
آفتابی بی خورشید
کمانه ی شعری از من
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
مینوشَمَت که تشنگیام بیشتر شود
آب از تماس با عَطَشم شعلهور شود
آنگاه بیمضایقهتر نعره میکشم
تا آسمانِ کر شده هم با خبر شود
آنقدرها سکوتِ تو را گوش میدهم
تا گوشم از شنیدنِ بسیار کر شود
تو در منی و
شعرم اگر «حافظانه» نیست
« عِشقَت نَه سَرسَریست
که از سَر بهدَر شود » !
آرامشم همیشه مرا رنج دادهاست
شورِ خطر کجاست
که رَنجم بهسَر شود؟
مَرهم به زخمِ بسته که راهی نمیبَرد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود ...
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
آب از تماس با عَطَشم شعلهور شود
آنگاه بیمضایقهتر نعره میکشم
تا آسمانِ کر شده هم با خبر شود
آنقدرها سکوتِ تو را گوش میدهم
تا گوشم از شنیدنِ بسیار کر شود
تو در منی و
شعرم اگر «حافظانه» نیست
« عِشقَت نَه سَرسَریست
که از سَر بهدَر شود » !
آرامشم همیشه مرا رنج دادهاست
شورِ خطر کجاست
که رَنجم بهسَر شود؟
مَرهم به زخمِ بسته که راهی نمیبَرد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود ...
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
سرودمت
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم ...
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم و
نگران نخواندهها باشم ...
#محمدعلی_بهمنی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم ...
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم و
نگران نخواندهها باشم ...
#محمدعلی_بهمنی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
سرودمت
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم ...
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم و
نگران نخواندهها باشم ...
#محمدعلی_بهمنی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
سرودمت
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم ...
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم و
نگران نخواندهها باشم ...
#محمدعلی_بهمنی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
از دایرهات ای عشق، بیرون نروم هرگز
هر گونه که گردونم، سرگشته بگرداند
من چرخش تصویرم، سرگیجه نمیگیرم
بگذار که تقدیرم، همواره بچرخاند
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
هر گونه که گردونم، سرگشته بگرداند
من چرخش تصویرم، سرگیجه نمیگیرم
بگذار که تقدیرم، همواره بچرخاند
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
خدا به جز تو کسی نیست عشق جاویدم
دلم خوش است که تنها تو را پرستیدم
دلم خوش است که در قهوهایِ چشمانت
تو را که جان و جهان من است میدیدم
بخند و فرصت آغوش را فراهم کن
که من رهاییِ از سالهای تبعیدم
چقدر عمر هدر رفته با نبودنهات
چقدر نور که کم بود بی تو خورشیدم
قرار نیست زمستان همیشگی باشد
بهار من! چقدر مانده است تا عیدم؟
چقدر فرصت آغوش مانده و من و تو
چقدر دیر تو را یافتم...ببخشیدم
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
دلم خوش است که تنها تو را پرستیدم
دلم خوش است که در قهوهایِ چشمانت
تو را که جان و جهان من است میدیدم
بخند و فرصت آغوش را فراهم کن
که من رهاییِ از سالهای تبعیدم
چقدر عمر هدر رفته با نبودنهات
چقدر نور که کم بود بی تو خورشیدم
قرار نیست زمستان همیشگی باشد
بهار من! چقدر مانده است تا عیدم؟
چقدر فرصت آغوش مانده و من و تو
چقدر دیر تو را یافتم...ببخشیدم
#محمدعلی_بهمنی
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
از شما بسیار خواندیم آقای بهمنی 🖤
بدرود آقای بهمنی
بدرود...
حال من خوب است ، حال روزگارم خوب نیست
حال خوبم را خودم باور ندارم ، خوب نیست
آب و خاک و باد و آتش شرمسارم میکنند
این که از یاران خوبم شرمسارم ، خوب نیست
روز و شب را میشمارم ؛ کار آسانیست ؛ حیف
روز و شب را هرچه آسان میشمارم خوب نیست
من که هست و نیستم خاک است ، خاکی مَشربم
اینکه میخواهند برخی خاکسارم خوب نیست
ابرها در خشکسالیها دعاگو داشتند
حیرتا ! بارانم و باید نبارم خوب نیست !
در مرور خود به درک بیحضوری می رسم
زندهام ، اما خودم را سوگوارم خوب نیست
مرگ هم آرامش خوبیست میفهمم ولی
این که تا کی در صف این انتظارم خوب نیست
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima
بدرود آقای بهمنی
بدرود...
حال من خوب است ، حال روزگارم خوب نیست
حال خوبم را خودم باور ندارم ، خوب نیست
آب و خاک و باد و آتش شرمسارم میکنند
این که از یاران خوبم شرمسارم ، خوب نیست
روز و شب را میشمارم ؛ کار آسانیست ؛ حیف
روز و شب را هرچه آسان میشمارم خوب نیست
من که هست و نیستم خاک است ، خاکی مَشربم
اینکه میخواهند برخی خاکسارم خوب نیست
ابرها در خشکسالیها دعاگو داشتند
حیرتا ! بارانم و باید نبارم خوب نیست !
در مرور خود به درک بیحضوری می رسم
زندهام ، اما خودم را سوگوارم خوب نیست
مرگ هم آرامش خوبیست میفهمم ولی
این که تا کی در صف این انتظارم خوب نیست
#محمدعلی_بهمنی
@asheghanehaye_fatima