This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
«آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه، به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه. عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه. اونا ممکنه از هم دور بشن، اما همدیگه رو فراموش نمیکنن»
#پویا_جمشیدی
@asheghanehaye_fatima
#وقتی_نسیم_می_وزد
«آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه، به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه. عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه. اونا ممکنه از هم دور بشن، اما همدیگه رو فراموش نمیکنن»
#پویا_جمشیدی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
«آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه، به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه. عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه. اونا ممکنه از هم دور بشن، اما همدیگه رو فراموش نمیکنن»
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
«آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه، به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه. عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه. اونا ممکنه از هم دور بشن، اما همدیگه رو فراموش نمیکنن»
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima
روزایی رو که زندگی میکنم، پوچترین لحظات عمرمه. سخت، تلخ و دلگیر. انقدر که نمیدونم قلبم، این حجم بیتابی رو چطور تحمل میکنه. اگه مطمئن بودم براش مهمه، اگه کمی شک داشتم که قلبش هنوز برای من میزنه، اگه احتمال میدادم حرف زدن باهاش چیزی رو عوض میکنه، اگه میدونستم هنوزم به من فکر میکنه، روبهروش میایستادم و بهش میگفتم «نبودنت رو بیشتر از این ادامه نده» میگفتم «من حق دارم ببینمت، حق دارم هر روز بغل کنم. من حق دارم باهات غریبه نباشم.» میگفتم «نمیتونی دستم رو ول کنی، وقتی روحم به امید تو نفس میکشه»
هر شب به این امید میخوابم که روز بعد رو نبینم، هر صبح که بیدار میشم، دستم رو روی قلبم میذارم و میگم؛ لعنتی! پس کی میخوای تمومش کنی؟
زمان خارج از ارادهی من میگذره و زندگی فاصلهش رو با من بیشتر میکنه. غمانگیزه وقتی میبینم توی رویاهاش، دیگه جایی برای من نیست. اما توی دنیا من، جای هیچکس به اندازهی اون خالی نیست.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
روزایی رو که زندگی میکنم، پوچترین لحظات عمرمه. سخت، تلخ و دلگیر. انقدر که نمیدونم قلبم، این حجم بیتابی رو چطور تحمل میکنه. اگه مطمئن بودم براش مهمه، اگه کمی شک داشتم که قلبش هنوز برای من میزنه، اگه احتمال میدادم حرف زدن باهاش چیزی رو عوض میکنه، اگه میدونستم هنوزم به من فکر میکنه، روبهروش میایستادم و بهش میگفتم «نبودنت رو بیشتر از این ادامه نده» میگفتم «من حق دارم ببینمت، حق دارم هر روز بغل کنم. من حق دارم باهات غریبه نباشم.» میگفتم «نمیتونی دستم رو ول کنی، وقتی روحم به امید تو نفس میکشه»
هر شب به این امید میخوابم که روز بعد رو نبینم، هر صبح که بیدار میشم، دستم رو روی قلبم میذارم و میگم؛ لعنتی! پس کی میخوای تمومش کنی؟
زمان خارج از ارادهی من میگذره و زندگی فاصلهش رو با من بیشتر میکنه. غمانگیزه وقتی میبینم توی رویاهاش، دیگه جایی برای من نیست. اما توی دنیا من، جای هیچکس به اندازهی اون خالی نیست.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima
یه وقتایی بیشتر از اینکه بخوام زندگی کنم، ترجیح میدم بمیرم. وقتایی که حس میکنم با سرعتی باور نکردنی، با همهی آدمای اطرافم غریبه شدم. وقتایی که حس میکنم رنگ روزهای گذشتهم، روشنتر از آیندهی پیشرومه. وقتایی که یادم میفته به یه خاطره، از گذشتههای دور تعلق دارم.
هیچ حسی توی دنیا، به تلخی غریبه شدن با آدمی که سالها زندگیش کردی نیست. هیچی بدتر از این نیست که زنده باشی و لحظهلحظه کمرنگ شدنت رو با چشمای خودت ببینی.
گاهی دلم میخواد زورم به زمان برسه، تا این عقربههای لعنتی رو برگردونم به عقب و توی بهترین روز عمرم، به زندگیم خاتمه بدم. اگه زورم به این عقربههای لعنتی میرسید، اگه میتونستم زمان رو به عقب هل بدم، توی همون روزی میمردم که آخرین «دوستت دارم» رو ازش شنیدم. اونوقت انقدر غمگین از دنیا نمیرفتم.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
یه وقتایی بیشتر از اینکه بخوام زندگی کنم، ترجیح میدم بمیرم. وقتایی که حس میکنم با سرعتی باور نکردنی، با همهی آدمای اطرافم غریبه شدم. وقتایی که حس میکنم رنگ روزهای گذشتهم، روشنتر از آیندهی پیشرومه. وقتایی که یادم میفته به یه خاطره، از گذشتههای دور تعلق دارم.
هیچ حسی توی دنیا، به تلخی غریبه شدن با آدمی که سالها زندگیش کردی نیست. هیچی بدتر از این نیست که زنده باشی و لحظهلحظه کمرنگ شدنت رو با چشمای خودت ببینی.
گاهی دلم میخواد زورم به زمان برسه، تا این عقربههای لعنتی رو برگردونم به عقب و توی بهترین روز عمرم، به زندگیم خاتمه بدم. اگه زورم به این عقربههای لعنتی میرسید، اگه میتونستم زمان رو به عقب هل بدم، توی همون روزی میمردم که آخرین «دوستت دارم» رو ازش شنیدم. اونوقت انقدر غمگین از دنیا نمیرفتم.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
یه وقتایی بیشتر از اینکه بخوام زندگی کنم، ترجیح میدم بمیرم. وقتایی که حس میکنم با سرعتی باور نکردنی، با همهی آدمای اطرافم غریبه شدم. وقتایی که حس میکنم رنگ روزهای گذشتهم، روشنتر از آیندهی پیشرومه. وقتایی که یادم میفته به یه خاطره، از گذشتههای دور تعلق دارم.
هیچ حسی توی دنیا، به تلخی غریبه شدن با آدمی که سالها زندگیش کردی نیست. هیچی بدتر از این نیست که زنده باشی و لحظهلحظه کمرنگ شدنت رو با چشمای خودت ببینی.
گاهی دلم میخواد زورم به زمان برسه، تا این عقربههای لعنتی رو برگردونم به عقب و توی بهترین روز عمرم، به زندگیم خاتمه بدم. اگه زورم به این عقربههای لعنتی میرسید، اگه میتونستم زمان رو به عقب هل بدم، توی همون روزی میمردم که آخرین «دوستت دارم» رو ازش شنیدم. اونوقت انقدر غمگین از دنیا نمیرفتم.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima
هیچ حسی توی دنیا، به تلخی غریبه شدن با آدمی که سالها زندگیش کردی نیست. هیچی بدتر از این نیست که زنده باشی و لحظهلحظه کمرنگ شدنت رو با چشمای خودت ببینی.
گاهی دلم میخواد زورم به زمان برسه، تا این عقربههای لعنتی رو برگردونم به عقب و توی بهترین روز عمرم، به زندگیم خاتمه بدم. اگه زورم به این عقربههای لعنتی میرسید، اگه میتونستم زمان رو به عقب هل بدم، توی همون روزی میمردم که آخرین «دوستت دارم» رو ازش شنیدم. اونوقت انقدر غمگین از دنیا نمیرفتم.
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima
«آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه، به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه. عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه. اونا ممکنه از هم دور بشن، اما همدیگه رو فراموش نمیکنن»
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima
#پویا_جمشیدی
#وقتی_نسیم_می_وزد
@asheghanehaye_fatima