@asheghanehaye_fatima
📚 #معرفی_کتاب
📕●کتاب: «با اینهمه عاشقت بودهام» | چاپ سوم
○●عاشقانههای: #غادة_السمان | سوریه |
○●برگردان: #موسا_بیدج
📓●ناشر: #سرزمین_اهورایی↙️
○●منتقـدان در اين نكته اشتراک نظر دارنـد كه پديدآورندهی اين شعرها و داستانها (غادة) دلى پردرد و سرى پُرشور دارد و زنىست كه بر عكس مسير رودخانه شنا میكنـد چراكه از همان آغاز بر بسيارى از عرف و عادتهاى روانى و اجتماعى جامعه محافظـهكار سنتى محل زيستاش در سوريه طغيان كرد.
☆☆☆☆☆☆
📖●شعری از این کتاب
■نگرانى
هرگز به تو اعتماد نكردهام
اگر با من دست دادهاى
ترسيدهام كه انگشتانام را بدزدى
و اگر مرا بوسیدهای دندانهایام را شمردهام!
با اينهمه عاشقات بودهام.
@asheghanehaye_fatima
📚 #معرفی_کتاب
📕●کتاب: «با اینهمه عاشقت بودهام» | چاپ سوم
○●عاشقانههای: #غادة_السمان | سوریه |
○●برگردان: #موسا_بیدج
📓●ناشر: #سرزمین_اهورایی↙️
○●منتقـدان در اين نكته اشتراک نظر دارنـد كه پديدآورندهی اين شعرها و داستانها (غادة) دلى پردرد و سرى پُرشور دارد و زنىست كه بر عكس مسير رودخانه شنا میكنـد چراكه از همان آغاز بر بسيارى از عرف و عادتهاى روانى و اجتماعى جامعه محافظـهكار سنتى محل زيستاش در سوريه طغيان كرد.
☆☆☆☆☆☆
📖●شعری از این کتاب
■نگرانى
هرگز به تو اعتماد نكردهام
اگر با من دست دادهاى
ترسيدهام كه انگشتانام را بدزدى
و اگر مرا بوسیدهای دندانهایام را شمردهام!
با اينهمه عاشقات بودهام.
@asheghanehaye_fatima
بلقیس
رساترین واژه ی کتاب عشق
و پیوندی خجسته بود
از مرمر و ابریشم،
و بنفشهها میان چشماناش
آسوده میخفتند.
بلقیس!
دلتنگیام
دلتنگیام
دلتنگیام...
خانهی کوچک ما
شاهزادهی خوشبوی خویش را میجوید.
ای یار!
تو را از دست من چیدند
و شعر را از لب من،
نوشتن را
خواندن را
خردسالی را
و آرزوها را
به یغما بردند.
بلقیس!
تو آن اشکی که بر مژهی کمانچه میچکید.
زیبای من!
در سایهسار خدا بخواب
که پس از تو
شعر ناممکن شده است
زن هم
ناممکن!
■●شاعر: #نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
■●برگردان: #موسا_بیدج | ●بخشی از شعر «بلقیس»
📸●عکس: «بلقیس الراوی» همسر نزار قبانی
@asheghanehaye_fatima
رساترین واژه ی کتاب عشق
و پیوندی خجسته بود
از مرمر و ابریشم،
و بنفشهها میان چشماناش
آسوده میخفتند.
بلقیس!
دلتنگیام
دلتنگیام
دلتنگیام...
خانهی کوچک ما
شاهزادهی خوشبوی خویش را میجوید.
ای یار!
تو را از دست من چیدند
و شعر را از لب من،
نوشتن را
خواندن را
خردسالی را
و آرزوها را
به یغما بردند.
بلقیس!
تو آن اشکی که بر مژهی کمانچه میچکید.
زیبای من!
در سایهسار خدا بخواب
که پس از تو
شعر ناممکن شده است
زن هم
ناممکن!
■●شاعر: #نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
■●برگردان: #موسا_بیدج | ●بخشی از شعر «بلقیس»
📸●عکس: «بلقیس الراوی» همسر نزار قبانی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
نمیخواهم بدانم
زادروزت را
زادگاهات را
کودکیهایت
و نورسیدهگیات را
که تو زنی
از سلسله گلهایی
و من اجازه ندارم
در تاریخ یک گل دخالت کنم.
زمستان لندن مرا آموخت
زرد را دوست بدارم
و همگناناش را
و به شوق آیم
از شکست رنگ زیبایات
آرامش شیرینات
پیراهن سیاه مراکشیات
و چشمانات
که از سوال شاعرانه
سرشارند.
در زمستان لندن
صدای تو
کلام من
و قاصد عشق
خاکستری است
شاعر: #نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
برگردان: #موسا_بیدج
نمیخواهم بدانم
زادروزت را
زادگاهات را
کودکیهایت
و نورسیدهگیات را
که تو زنی
از سلسله گلهایی
و من اجازه ندارم
در تاریخ یک گل دخالت کنم.
زمستان لندن مرا آموخت
زرد را دوست بدارم
و همگناناش را
و به شوق آیم
از شکست رنگ زیبایات
آرامش شیرینات
پیراهن سیاه مراکشیات
و چشمانات
که از سوال شاعرانه
سرشارند.
در زمستان لندن
صدای تو
کلام من
و قاصد عشق
خاکستری است
شاعر: #نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
زنی
در دل ترانهام
پشم میریسد.
چای میریزد
پنجره
به روی روزها باز است
دریا دور.
روز یکشنبه
آبی میپوشد
سرگرم است
مجله ها... فرهنگ ملتها...
شعر عاطفی میخواند
در صندلی میخوابد
پنجره
به روی روزها باز است
دریا دور...
شاعر: #محمود_درویش | فلسطین، ۲۰۰۸-۱۹۴۱ |
برگردان: #موسا_بیدج
زنی
در دل ترانهام
پشم میریسد.
چای میریزد
پنجره
به روی روزها باز است
دریا دور.
روز یکشنبه
آبی میپوشد
سرگرم است
مجله ها... فرهنگ ملتها...
شعر عاطفی میخواند
در صندلی میخوابد
پنجره
به روی روزها باز است
دریا دور...
شاعر: #محمود_درویش | فلسطین، ۲۰۰۸-۱۹۴۱ |
برگردان: #موسا_بیدج
بانوی من!
که چون سنجابی ترسان
بر درختان سینهام میآویزی
عاشقان جهان
در نیمهی تابستان عاشق شدهاند
منظومههای عشق
در نیمهی تابستان سروده شدهاند
انقلابهای آزادی
در نیمهی تابستان برپا شدهاند
اما
رخصت فرما
از این عادت تابستانی
خود را باز دارم
و با تو
بر بالشی از نخ نقره
و پنبهی برف سربگذارم.
#نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
■برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
که چون سنجابی ترسان
بر درختان سینهام میآویزی
عاشقان جهان
در نیمهی تابستان عاشق شدهاند
منظومههای عشق
در نیمهی تابستان سروده شدهاند
انقلابهای آزادی
در نیمهی تابستان برپا شدهاند
اما
رخصت فرما
از این عادت تابستانی
خود را باز دارم
و با تو
بر بالشی از نخ نقره
و پنبهی برف سربگذارم.
#نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
■برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمات
دستات را از من مگیر
برای بالاپوش پشمینات
از بازیهای کودکانهام مترس.
همیشه آرزو داشتهام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتشِ برف میسوزد!
#نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
برگردان: #موسا_بیدج
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمات
دستات را از من مگیر
برای بالاپوش پشمینات
از بازیهای کودکانهام مترس.
همیشه آرزو داشتهام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتشِ برف میسوزد!
#نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |
برگردان: #موسا_بیدج
قلب تو
سرزمین من است
خانوادهی من است
ملت من است
قلب تو
قلب من است
#سمیح_القاسم | فلسطین، ۲۰۱۴-۱۹۳۹ |
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
سرزمین من است
خانوادهی من است
ملت من است
قلب تو
قلب من است
#سمیح_القاسم | فلسطین، ۲۰۱۴-۱۹۳۹ |
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمت
دستات را از من مگیر
برای بالاپوش پشمینات
از بازیهای کودکانهام مترس.
همیشه آرزو داشتهام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتش برف میسوزد!
#نزار_قبانی
برگردان: #موسا_بیدج
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمت
دستات را از من مگیر
برای بالاپوش پشمینات
از بازیهای کودکانهام مترس.
همیشه آرزو داشتهام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتش برف میسوزد!
#نزار_قبانی
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
■مردى كه مرد من نیست
آن لحظهی مبارک را لعنت میكنم
لحظه اى كه قايقم
به جزيرهی تو كوبيده شد
و درهم شكست
و از شكستگىاش احساس شادى كرد
و به كرانهی تو دل باخت.
آن لحظهی مبارک را لعنت مىكنم
و طبقمعمول
شتابانام
در كوچههاى شهرى كه از آن من نيست
و در رؤياى مردى
كه مرد من نيست.
#غادة_السمان
برگردان: #موسا_بیدج
■مردى كه مرد من نیست
آن لحظهی مبارک را لعنت میكنم
لحظه اى كه قايقم
به جزيرهی تو كوبيده شد
و درهم شكست
و از شكستگىاش احساس شادى كرد
و به كرانهی تو دل باخت.
آن لحظهی مبارک را لعنت مىكنم
و طبقمعمول
شتابانام
در كوچههاى شهرى كه از آن من نيست
و در رؤياى مردى
كه مرد من نيست.
#غادة_السمان
برگردان: #موسا_بیدج
■دوستات دارم
اینجا در تمام دنيا زنی به زيبايی تو نیست،
ولی مشكل تو
مشكل گلیست که عطر خود را نمیبوید،
مشکل کتابیست که خواندن نمیداند.
تو مهمترین زن عالمی!
نه بهخاطراینکه چشمانات بهسان دو باغ سبز و خرم آسیایی میمانند،
و نه برایاینکه لبانات نصف محصول شراب فرانسه را انبار میکنند،
و نه بهخاطراینکه سینههایت اولین دیکتاتورهایی هستند که بر جهان سوم حکومت میکنند...
و نه برایاینکه تن زیرکات
قبلازاینکه چیزی گفته باشم آن را بخواند
تو مهمترین زن دنیایی
چون من تو را دوست دارم!
#نزار_قبانی
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima
اینجا در تمام دنيا زنی به زيبايی تو نیست،
ولی مشكل تو
مشكل گلیست که عطر خود را نمیبوید،
مشکل کتابیست که خواندن نمیداند.
تو مهمترین زن عالمی!
نه بهخاطراینکه چشمانات بهسان دو باغ سبز و خرم آسیایی میمانند،
و نه برایاینکه لبانات نصف محصول شراب فرانسه را انبار میکنند،
و نه بهخاطراینکه سینههایت اولین دیکتاتورهایی هستند که بر جهان سوم حکومت میکنند...
و نه برایاینکه تن زیرکات
قبلازاینکه چیزی گفته باشم آن را بخواند
تو مهمترین زن دنیایی
چون من تو را دوست دارم!
#نزار_قبانی
برگردان: #موسا_بیدج
@asheghanehaye_fatima