❤10👍1
❤13
گفت: باید حد زند هشیار مردم را حاکم شهر
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
#پروین_اعتصامی
@yad_dasht
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
#پروین_اعتصامی
@yad_dasht
❤8👍1
❤7
❤5
❤8
❤7😍1
❤7
❤5
| یادداشت روزانه |
زدستِ عشقِ تو یک روز دین بگردانم... #سعدی @yad_dasht
چرا به سرکشی از من عنان بگردانی
مکن که بیخودم اندر جهان بگردانی
.
ز دست عشق تو یک روز دین بگردانم
چه گردد ار دل نامهربان بگردانی
.
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی
به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی
.
گمان مبر که بداریم دستت از فتراک
بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی
.
وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توست
بگردم ار به سرم همچنان بگردانی
.
اگر قدم ز من ناشکیب واگیری
و گر نظر ز من ناتوان بگردانی
.
ندانمت ز کجا آن سپر به دست آید
که تیر آه من از آسمان بگردانی
.
گرم ز پای سلامت به سر در اندازی
ورم ز دست ملامت به جان بگردانی
.
سر ارادت سعدی گمان مبر هرگز
که تا قیامت از این آستان بگردانی.
.
#سعدی
@yad_dasht
مکن که بیخودم اندر جهان بگردانی
.
ز دست عشق تو یک روز دین بگردانم
چه گردد ار دل نامهربان بگردانی
.
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی
به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی
.
گمان مبر که بداریم دستت از فتراک
بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی
.
وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توست
بگردم ار به سرم همچنان بگردانی
.
اگر قدم ز من ناشکیب واگیری
و گر نظر ز من ناتوان بگردانی
.
ندانمت ز کجا آن سپر به دست آید
که تیر آه من از آسمان بگردانی
.
گرم ز پای سلامت به سر در اندازی
ورم ز دست ملامت به جان بگردانی
.
سر ارادت سعدی گمان مبر هرگز
که تا قیامت از این آستان بگردانی.
.
#سعدی
@yad_dasht
❤4😍1
❤3
❤1
❤3
❤6
❤4
❤5
جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
من بر کنار رفتم تو در میان نشستی
.
گر جان ز من ربودی الحمدلله ای جان
چون تو به جای جانم بر جای جان نشستی
.
گرچه تو را نبینم بی تو جهان نبینم
یعنی تو نور چشمی در چشم از آن نشستی
.
چون خواستی که عاشق در خون دل بگردد
در خون دل نشاندی در لامکان نشستی
.
من چون به خون نگردم از شوق تو چو تنها
در زیر خدر عزت چندان نهان نشستی
.
گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی
چون جویمت که در جان بس بی نشان نشستی
.
برخاست ز امتحانت یکبارگی دل من
من خود کیم که با من در امتحان نشستی
.
تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان ز چشمم تا در جهان نشستی
.
عطار عاشق از تو زین بیش صبر نکند
نبود روا که چندین بی عاشقان نشستی
.
#عطار
@yad_dasht
من بر کنار رفتم تو در میان نشستی
.
گر جان ز من ربودی الحمدلله ای جان
چون تو به جای جانم بر جای جان نشستی
.
گرچه تو را نبینم بی تو جهان نبینم
یعنی تو نور چشمی در چشم از آن نشستی
.
چون خواستی که عاشق در خون دل بگردد
در خون دل نشاندی در لامکان نشستی
.
من چون به خون نگردم از شوق تو چو تنها
در زیر خدر عزت چندان نهان نشستی
.
گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی
چون جویمت که در جان بس بی نشان نشستی
.
برخاست ز امتحانت یکبارگی دل من
من خود کیم که با من در امتحان نشستی
.
تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان ز چشمم تا در جهان نشستی
.
عطار عاشق از تو زین بیش صبر نکند
نبود روا که چندین بی عاشقان نشستی
.
#عطار
@yad_dasht
❤8
❤3