Virgool - ویرگول
5.19K subscribers
68 photos
17 videos
3 files
776 links
ویرگول، شبکه اجتماعی محتوای فارسی و نسل جدید سرویس های بلاگ نویسی است.

شما هم در ویرگول بنویسید و مطلبتان را به سادگی به دست صدها خواننده برسانید
https://virgool.io
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚙 ماشین‌ها خاطرات‌مون رو حمل می‌کنن. از پیکان سفید بابا تا تاکسی‌های شهری و ماشین‌های عروسی.

از ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴ می‌تونین، خاطره‌هاتون با ماشین رو توی ویرگول بنویسین و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشر کنین تا شاید یکی از برندگان بیش از ۱۰۰ میلیون تومان جوایز این مسابقه باشین.🎁

اطلاعات بیشتر درباره مسابقه رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
💯53👍1
چرا بعضی نظریه‌ها «علم» به حساب نمی‌آیند؟

کارل پوپر، فیلسوفی بود که پرسید: «مرز میان علم و شبه‌علم کجاست؟»
پاسخ ساده بود: «علم، خودش را در معرض باطل شدن قرار می‌دهد؛ اما شبه‌علم نه.»

از فروید تا انیشتین، از روانکاوی تا نسبیت، پوپر در میانه‌ی قرن بیستم، یاد داد که هر نظریه‌ی علمی باید آماده‌ی رد شدن باشد.
او می‌گفت دانشمندان نباید دنبال اثبات نظریه‌های خود باشند، بلکه باید در جست‌وجوی راهی برای رد آن‌ها باشند.

اما آیا واقعاً می‌شود آزمایشی طراحی کرد که هیچ فرضیه‌ی از پیش‌تعیین‌شده‌ای در آن نباشد؟

پوپر چنین می‌خواست، اما دنیای علم چیز دیگری می‌گفت.
در این نوشته، از فلسفه‌ی علم پوپر، خوش‌بینی او به آینده، نقدش بر روشنفکران مدگرا و باورش به «جسارت اندیشیدن» می‌خوانید.

متن کامل را در ویرگول بخوانید:
🔗https://vrgl.ir/KsPqs
5
چرا مغز ما ضرر را بزرگ‌تر از سود می‌بیند؟

گاهی فکر می‌کنیم که مغز قرار است بهترین تصمیم‌های مالی را برای‌مان بگیرد؛ اما کافی است بازار قرمز شود تا بفهمیم داستان چیز دیگری است. همان لحظه‌ای که ترس از راه می‌رسد، مغز به‌جای حفظ دارایی، دنبال حفظ جان می‌گردد. برای او افت ۱۰ درصدی سبد سهام، چندان تفاوتی با صدای خش‌خش یک شکارچی پشت بوته ندارد.

دهه‌ها قبل، «دنیل کانمن» و «آموس تورسکی» نشان دادند که انسان‌ها دردِ باخت را شدیدتر از لذتِ برد تجربه می‌کنند. به همین دلیل است که در سود، محتاط می‌شویم و در ضرر، ریسک‌پذیر. همین الگو ساده، باعث می‌شود بازده واقعی بسیاری از سرمایه‌گذاران تا چند درصد از خود بازار عقب بماند.

اما راهی برای ایستادن مقابل این سیستم قدیمی وجود دارد:
«ساختن ساختار تصمیم‌گیری»

یادداشت کردن دلیل خرید و فروش، تعیین حدهای از پیش‌مشخص و یک توقف کوتاه در لحظه‌های هیجانی، همان جایی است که کنترل به منطق برمی‌گردد.

به قول «ریچارد تیلر»:
«ما منطقی نیستیم، اما پیش‌بینی‌پذیریم و می‌توانیم خودمان را بازطراحی کنیم.»

نسخه‌ی کامل این پست را می‌توانید در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/oUtAc
👍41
مسابقه «دنده‌عقب با اتو ابزار» تا ۱۰ آذر ۱۴۰۴ تمدید شد؛
زمان بیشتری برای اینکه روایت ماشینی خودتان را بنویسید و منتشر کنید.

برای شرکت کافی است خاطره‌تان را در ویرگول بنویسید و با تگ «دنده‌عقب با اتو ابزار» منتشر کنید.
شاید روایت شما برنده یکی از جوایز ما باشد.

جزئیات کامل در لینک زیر:
https://lnkd.in/diuEaYdS
1
آخرین ماه‌های زندگی بتهوون چه شکلی بود؟

داستان پایان زندگی بتهوون (موسیقی‌دان و آهنگساز اهل آلمان)، از یک سرماخوردگی ساده شروع شد.

پاییز ۱۸۲۶، وقتی از سفری کوتاه برمی‌گشت، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این بیماری کوچک، نقطه‌ی آغاز فصل آخر زندگی‌اش باشد؛ اما خیلی زود حالش رو به وخامت گذاشت و سینه‌پهلو، ضعف شدید و چهار جراحی پیاپی، او را برای ماه‌ها در بستر نگه داشت.

بتهوون این روزها را تقریباً تنها گذراند. دوستان زیادی او را فراموش کرده بودند و نزدیک‌ترین همراهش هم بیشتر وقت‌ها گرفتار کار خودش بود. همین تنهایی است که روایت این روزها را تلخ‌تر می‌کند.

چند روز پیش از مرگ، توان حرف‌زدن را از دست داده بود. «فردیناند هیلر» که به ملاقاتش رفته، نوشته است صورتش از تب می‌درخشید و تنها توانست با نگاهی کوتاه از آن‌ها تشکر کند. آخرین چیزی که نوشت، یادداشتی کوتاه خطاب به «کارل» بود.

اما عجیب‌ترین بخشِ روایت، لحظه‌ی مرگ اوست؛ می‌گویند در ۲۶ مارس ۱۸۲۷، درست هم‌زمان با رعدوبرقی شدید، چشم‌هایش را باز کرد، دست راستش را با مشت گره‌کرده بالا آورد و بعد… هیچ، سکوت و تمام شد.

سال‌ها بعد، کالبدشکافی و حتی آزمایش دی‌ان‌ای روی تارهای مویش نشان داد که بتهوون با مشکلات جدی کبدی، هپاتیت ب و احتمالاً تأثیر الکل، دست‌وپنجه نرم می‌کرد. ترکیبی که می‌تواند توضیح دهد چرا جسم قدرتمندش این‌قدر ناگهانی فرو ریخت.

این روایت را به‌طور کامل در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/W53lM
10👍1
تأمین مالی جمعی، امروز جایگاهی مشخص در ساختار بازار مالی دارد.
شفافیت اطلاعات، نظارت فرابورس بر ارزیابی پروژه‌ها و تعریف پیش‌بینی سود و دوره بازپرداخت، این مدل را برای سرمایه‌گذاران خرد و حرفه‌ای قابل اتکا کرده است.

با وجود توسعه سکوهای متعدد، چالش اصلی همچنان دسترسی یکپارچه به پروژه‌های فعال و امکان مقایسه‌ی ساختاریافته میان آن‌ها از نرخ سود و دوره بازگشت تا حوزه پروژه بود.
این پراکندگی، ارزیابی و مقایسه پروژه‌ها را با چالش مواجه می‌کرد.
ما با همین هدف ویرگول‌ اینوست را معرفی کردیم.
پلتفرمی متمرکز که همه پروژه‌های تأمین مالی جمعی زیر نظر فرابورس را در یک بستر واحد نمایش می‌دهد و امکان می‌دهد بدون جست‌وجوی پراکنده، پروژه‌ها را بررسی و انتخاب کنید.

در ویرگول‌ اینوست:
پروژه‌ها بلافاصله پس از انتشار ثبت می‌شوند و تغییر وضعیت آن‌ها اطلاع داده می‌شود.
اطلاعات کلیدی شامل نوع ضمانت‌نامه، پیش‌بینی سود و معرفی طرح در دسترس است.
کاربر پس از انتخاب، مستقیماً به سکوی طرح منتقل می‌شود و فرآیند سرمایه‌گذاری را تکمیل می‌کند.

برای دیدن پروژه‌های فعال و مقایسه آن‌ها، به
ویرگول‌ اینوست سر بزنید و کانال تلگرام را دنبال کنید.
👍42🔥1
حتی پیش از آن‌که هیولا چشم باز کند، پرسش اصلی شکل می‌گیرد.
اینکه خالق، بعد از آفرینش، چه مسئولیتی دارد؟

روایت تازه‌ی «گیلرمو دل‌تورو» از «فرانکنشتاین»، بیشتر از آن‌که درباره‌ی هیولا باشد، درباره‌ی انسان است؛ انسانی که می‌تواند بسازد، اما از پذیرفتن ساخته‌ی خودش می‌ترسد.
در این فیلم، مخلوق نه قهرمان است و نه شر مطلق. او انسانی‌‌ست که دیر به جهان رسیده و هنوز نمی‌داند چرا باید در آن بماند.

جهان سرد و منظم فیلم، پر از سکوت‌هایی‌ است که بیشتر از دیالوگ‌ها حرف می‌زنند. نورهای محدود، ریتم آرام و فاصله‌ی میان خالق و مخلوق، تبعید را به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کنند؛ تبعیدی که فقط مکانی نیست، بلکه درونی‌ است.

دل‌تورو در این بازخوانی، به‌جای بازگویی یک افسانه‌ی کلاسیک، سراغ زخم‌های فراموش‌شده‌ی انسان می‌رود و این سؤال را آرام، اما مداوم تکرار می‌کند:
آیا می‌شود اشتباه را پذیرفت و بخشید؟

این یادداشت، خوانشی روایی از «Frankenstein (2025)» است؛ متنی درباره‌ی آفرینش، تبعید و مسئولیتی که اغلب نادیده گرفته می‌شود.

برای خواندن کامل این ویرگول، وارد لینک زیر شوید:
https://vrgl.ir/koNI1
5
نیکولای گوگول، خیلی پیش از آن‌که مفاهیمی مثل «وضعیت پیشاهذیانی» وارد ادبیات روان‌پزشکی شوند، روند فرو رفتن ذهن در توهم و هذیان را با جزئیاتی خیره‌کننده ترسیم می‌کند.

پوپریشچین، قهرمان داستان، پیش از آن‌که به هذیان برسد، وارد مرحله‌ای می‌شود که جهان برایش عجیب می‌شود؛
جزئیات بی‌اهمیت ناگهان معنا پیدا می‌کنند، ذهنش مشوش است و حس می‌کند «اتفاقی در راه است».

او یک کارمند دون‌پایه است که از موقعیت اجتماعی‌اش احساس تحقیر می‌کند.
ذهنش از قبل درگیر این پرسش است که «چرا من هیچ‌کس نیستم و دیگران بالاترند».
این حس، زمینه‌ی روانی اوست.

در چنین وضعیتی، وقتی خبر مربوط به پادشاه اسپانیا را می‌شنود، این خبر برایش مثل بقیه‌ی آدم‌ها «یک خبر سیاسی معمولی» نیست.
ذهنش آن را بیش از حد جدی می‌گیرد و مدام به آن برمی‌گردد؛
چون ناخودآگاه به یک سؤال عمیق‌تر گره می‌خورد:
«چطور ممکن است کسی پادشاه شود؟ چه چیزی آدم‌ها را این‌قدر مهم می‌کند؟»

این سؤال کم‌کم تمام فکرش را اشغال می‌کند.
ذهن آشفته‌ی او نمی‌تواند با منطق عادی به آن پاسخ دهد، پس در نهایت یک پاسخ هذیانی می‌سازد:

«من خودم پادشاه اسپانیا هستم.»

با این هذیان، هم به سؤال ذهنی‌اش درباره‌ی پادشاه اسپانیا جواب می‌دهد و هم احساس حقارت و بی‌اهمیتی اجتماعی خودش را جبران می‌کند.

نکته‌ی جالب این‌جاست:
مفهوم «اتمسفر هذیانی» تازه در سال ۱۹۱۳ وارد ادبیات علمی شد،
اما این فضا در «یادداشت‌های یک دیوانه» در سال ۱۸۳۵، با زبان داستان ساخته شده بود.

اینجا می‌شود دید که ادبیات، گاهی همان پدیده‌هایی را روایت می‌کند که علم سال‌ها بعد برایشان نام و مفهوم می‌سازد.

این نوشته را به‌طور کامل‌تر از طریق این لینک بخوانید:
https://vrgl.ir/ULKxw
🔥3👍1🤔1
شاید از بیرون همه‌چیز عادی به‌نظر برسد، اما درونِ سرتان همیشه شلوغ است. نگرانی پشت نگرانی؛ حتی وقتی «دلیل خاصی» وجود ندارد.
در این موقع جمله «مغزم هیچ‌وقت استراحت نمی‌کند» را تکرار می‌کنیم.
اینجا ممکن است پای چیزی فراتر از استرس روزمره در میان باشد؛
اضطراب فراگیر.

اضطراب فراگیر، فقط فکرِ زیاد نیست.
بدن هم وارد ماجرا می‌شود:
خستگی، تنش عضلانی، بی‌خوابی، تپش قلب.
و همین باعث می‌شود خیلی‌ها سال‌ها دنبال علت جسمی بگردند،
درحالی‌که ریشه‌ی اصلی، جای دیگری است.

در این نوشته بیشتر درباره اضطراب فراگیر دقیقاً چیست و چه فرقی با نگرانی عادی دارد، بخوانید.

با نگرانی‌هایی که این روزها داریم، شاید این متن همان چیزی باشد که کمک کند اسمِ حالتان را درست‌تر بشناسید و بهتر به مهار آن بپردازید.

🔗 متن کامل را در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/1GZbS
6👎1
کسب‌وکار داشتن در این روزها ساده نیست.
📣 تصمیم برای تبلیغ، سخت‌تر هم هست.

برای همین تصمیم گرفتیم به‌جای یک تخفیف ساده، امکان یک تجربه‌ی واقعی از تبلیغات را بدون هزینه در اختیار کسب‌وکارها بگذاریم.

از ۴ تا ۱۸ اسفند، هر کسب‌وکار می‌تواند یک کمپین بنری کامل در ویرگول اجرا کند و ۵ هزار ایمپرشن رایگان دریافت کند.

این طرح شامل:
⦿ اجرای یک کمپین بنری واقعی
⦿ ۵ هزار ایمپرشن رایگان
⦿ نمایش در جایگاه‌های تبلیغاتی ویرگول
⦿ دریافت گزارش عملکرد پس از پایان نمایش‌ها

و هیچ هزینه‌ای برای اجرای این کمپین دریافت نخواهد شد.

توجه داشته باشید که هر کسب‌وکار فقط یک بار می‌تواند از این طرح استفاده کند و محتوای تبلیغ باید با قوانین انتشار ویرگول مطابقت داشته باشد.



اگر تا امروز بنر نگرفته‌اید، این می‌تواند نقطه‌ی شروع شما باشد.
اگر قبلاً تبلیغ کرده‌اید، این یک فرصت دوباره برای دیده‌شدن است.


جزئیات کامل و ثبت درخواست از طریق لینک زیر:
🖥 https://vrgl.ir/hemayattel

در کنار هم ادامه می‌دهیم!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
9
Forwarded from Abrha
🖥 وبینار رایگان دستور از شما، اجرا با OpenClaw

🤖تجربه شگفت‌انگیز به خدمت گرفتن هوش مصنوعی در انجام کلیه امور شخصی و روزمره شما

🎙ارائه دهنده : هومان حق پرست


اطلاعات بیشتر در لندینگ ثبت‌نام رویداد👇👇👇
https://evand.com/events/openclaw 🔗
👆👆👆


در کانال ابرها عضو شوید: ✌️

📣@abrhacom
👎21