سروش صحت نشسته روبهروی مهمونهاش و با علیرضا قربانی، ایرج طهماسب، پیمان قاسمخانی و گروس عبدالملکیان گپ میزنه.
اینجا احسان عبدیپور سفرنامه رو تعریف میکنه، دکتر ماحوزی مثنوی میخونه و رشید کاکاوند شاعرهای مهجور رو معرفی میکنه.
اینجا حتی حسین مدنی میاد و از «انسانشناسی برای مردم»، فرهنگ یاریگری ایرانیها و آینده یادگیری ماشینی میگه.
✨ همهی این اتفاقها توی یک برنامه تلویزیونی به اسم «اکنون» میافته؛ جایی که بیشتر شبیه یک سفر فرهنگیه.
شما اکنون رو دنبال میکنین؟
📌اینجا دربارهی «اکنون» و ماجراهاش بیشتر بخونین:
https://vrgl.ir/6eRhR
اینجا احسان عبدیپور سفرنامه رو تعریف میکنه، دکتر ماحوزی مثنوی میخونه و رشید کاکاوند شاعرهای مهجور رو معرفی میکنه.
اینجا حتی حسین مدنی میاد و از «انسانشناسی برای مردم»، فرهنگ یاریگری ایرانیها و آینده یادگیری ماشینی میگه.
✨ همهی این اتفاقها توی یک برنامه تلویزیونی به اسم «اکنون» میافته؛ جایی که بیشتر شبیه یک سفر فرهنگیه.
شما اکنون رو دنبال میکنین؟
📌اینجا دربارهی «اکنون» و ماجراهاش بیشتر بخونین:
https://vrgl.ir/6eRhR
ویرگول
اکنون جانورشناس با قطبنما خیال میکند - ویرگول
یک گزارش درباره اکنون و حسین مدنی
❤14💩8👎3👍2🌚1💯1
یه جایی وسط مسیر کاریم، حس کردم همهچیز فقط روی کاغذ خوبه. عنوان بهتر، حقوق بالاتر، پروژههای بزرگتر.
اما توی دلم میدونستم بیشتر از اینکه جلو برم، دارم خودمو قانع میکنم.
این همون لحظهایه که بهش میگن: خودفریبی شغلی.
وقتی فکر میکنیم رشد کردیم، ولی درواقع فقط درحال مشغول نگهداشتن خودمونیم.
شما این تجربه رو داشتین؟
ادامه این ویرگول رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین: https://vrgl.ir/3QlpY
اما توی دلم میدونستم بیشتر از اینکه جلو برم، دارم خودمو قانع میکنم.
این همون لحظهایه که بهش میگن: خودفریبی شغلی.
وقتی فکر میکنیم رشد کردیم، ولی درواقع فقط درحال مشغول نگهداشتن خودمونیم.
شما این تجربه رو داشتین؟
ادامه این ویرگول رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین: https://vrgl.ir/3QlpY
ویرگول
توهم پیشرفت و بزرگترین دروغی که به خودمون میگیم - ویرگول
یه جایی وسط مسیر کاریم، بدون هیچ اتفاق خاصی، یه لحظه وایسادم و حس کردم چیزی درست نیست. روی کاغذ همهچیز خوب بود، عنوانهای جدید، حقوق بهتر،…
👍3
تقریباً همهمون شبهایی داشتیم که توی رختخواب غلت زدیم و ذهنمون پر بوده از «اگرها»:
اگر فردا دیر برسم چی؟
اگر مصاحبهم خراب بشه چی؟
اگر آینده اونطوری که میخوام نشه چی؟
واقعیت اینه که نگرانی هیچ نتیجهای رو تغییر نمیده. تنها چیزی که عوض میکنه، حالِ ماست؛ لحظهای که باید توش نفس بکشیم و زندگی کنیم.
🔍 تحقیقات نشون میده نگرانی مداوم:
- سطح استرس و هورمون کورتیزول رو بالا میبره.
- خواب و تمرکز رو مختل میکنه.
- حتی سیستم ایمنی رو ضعیف میکنه.
پس چه کار باید کنیم؟
🔸نگرانیهامون رو بنویسیم (بیشترشون هیچوقت اتفاق نمیافتن).
🔸«ساعت نگرانی» بذاریم؛ یعنی فقط توی زمان مشخصی بهش فکر کنیم.
🔸با تمرین ذهنآگاهی (مثل توجه به نفس کشیدن) به لحظه حال برگردیم.
🔸از خودمون بپرسیم: «این موضوع قابل کنترله یا نه؟» اگر آره، عمل کنیم؛ اگر نه، رهاش کنیم.
اما باید توجه داشته باشیم که:
نگرانی سالم، ما رو به عمل میرسونه و نگرانی ناسالم، ما رو توی دور باطل «اگرها» گیر میاندازه.
✨ آینده، راه خودش رو میره. نگرانی هیچوقت نتیجه رو عوض نکرده، اما همیشه حالِ ما رو خراب کرده.
این ویرگول رو از طریق این لینک کاملتر بخونین:
https://vrgl.ir/4XoNA
اگر فردا دیر برسم چی؟
اگر مصاحبهم خراب بشه چی؟
اگر آینده اونطوری که میخوام نشه چی؟
واقعیت اینه که نگرانی هیچ نتیجهای رو تغییر نمیده. تنها چیزی که عوض میکنه، حالِ ماست؛ لحظهای که باید توش نفس بکشیم و زندگی کنیم.
🔍 تحقیقات نشون میده نگرانی مداوم:
- سطح استرس و هورمون کورتیزول رو بالا میبره.
- خواب و تمرکز رو مختل میکنه.
- حتی سیستم ایمنی رو ضعیف میکنه.
پس چه کار باید کنیم؟
🔸نگرانیهامون رو بنویسیم (بیشترشون هیچوقت اتفاق نمیافتن).
🔸«ساعت نگرانی» بذاریم؛ یعنی فقط توی زمان مشخصی بهش فکر کنیم.
🔸با تمرین ذهنآگاهی (مثل توجه به نفس کشیدن) به لحظه حال برگردیم.
🔸از خودمون بپرسیم: «این موضوع قابل کنترله یا نه؟» اگر آره، عمل کنیم؛ اگر نه، رهاش کنیم.
اما باید توجه داشته باشیم که:
نگرانی سالم، ما رو به عمل میرسونه و نگرانی ناسالم، ما رو توی دور باطل «اگرها» گیر میاندازه.
✨ آینده، راه خودش رو میره. نگرانی هیچوقت نتیجه رو عوض نکرده، اما همیشه حالِ ما رو خراب کرده.
این ویرگول رو از طریق این لینک کاملتر بخونین:
https://vrgl.ir/4XoNA
ویرگول
نگرانی نتیجه را تغییر نمیدهد؛ چرا ذهن ما بیهوده خسته میشود؟ - ویرگول
هر بار که موج نگرانی سراغمان آمد، یادمان باشد:
«نگرانی هیچ نتیجهای را تغییر نمیدهد؛ اما میتواند زندگی اکنون را نابود کند.»
«نگرانی هیچ نتیجهای را تغییر نمیدهد؛ اما میتواند زندگی اکنون را نابود کند.»
❤5
دلقک توی ادبیات فقط برای خندوندن نیست؛ خیلی وقتها تنها کسیه که میتونه حقیقت رو بگه، وقتی بقیه سکوت رو ترجیح میدن.
هاینریش بل توی رمان «عقاید یک دلقک»، قصهی هانس شنیر، دلقکی تنها بعد جنگ جهانی دوم توی آلمان رو تعریف میکنه.
عشقش ماری ترکش کرده، خانواده ثروتمندش هم پسش زدن. اون مونده با یه زانوی زخمی، خاطرات قدیمی و جامعهای پر از ریا و فراموشی.
هانس همون وجدان زخمی جامعهست؛ دلقکی که باید شادی بیاره، اما غمگینترین آدم داستانه.
همه گذشتهشون رو پنهون میکنن، ولی اون حقیقت رو میگه و همین باعث طردشدنش میشه.
بل نشون میده دلقک مدرن مثل آینهست؛ زشتیهای جامعه رو بازتاب میده، حتی اگه کسی طاقت نگاه کردن نداشته باشه.
✨ رمان «عقاید یک دلقک» یادآوری میکنه، صداقت همیشه بهایی داره؛ اما اگر انتخابش نکنی، آخر داستان خودت رو از دست خواهی داد.
❓شما حاضرید برای صداقت چنین بهایی بدین؟
از طریق لینک زیر، این مطلب رو توی ویرگول بهطور کاملتر بخونین:
https://vrgl.ir/zQOzP
هاینریش بل توی رمان «عقاید یک دلقک»، قصهی هانس شنیر، دلقکی تنها بعد جنگ جهانی دوم توی آلمان رو تعریف میکنه.
عشقش ماری ترکش کرده، خانواده ثروتمندش هم پسش زدن. اون مونده با یه زانوی زخمی، خاطرات قدیمی و جامعهای پر از ریا و فراموشی.
هانس همون وجدان زخمی جامعهست؛ دلقکی که باید شادی بیاره، اما غمگینترین آدم داستانه.
همه گذشتهشون رو پنهون میکنن، ولی اون حقیقت رو میگه و همین باعث طردشدنش میشه.
بل نشون میده دلقک مدرن مثل آینهست؛ زشتیهای جامعه رو بازتاب میده، حتی اگه کسی طاقت نگاه کردن نداشته باشه.
✨ رمان «عقاید یک دلقک» یادآوری میکنه، صداقت همیشه بهایی داره؛ اما اگر انتخابش نکنی، آخر داستان خودت رو از دست خواهی داد.
❓شما حاضرید برای صداقت چنین بهایی بدین؟
از طریق لینک زیر، این مطلب رو توی ویرگول بهطور کاملتر بخونین:
https://vrgl.ir/zQOzP
❤8🥰1
طبق آمار، ۷۰۰ میلیون نفر هر هفته سراغ ChatGPT میرن و فقط در یک هفته ۱۸ میلیارد پیام باهاش رد و بدل میکنن. نکته جالب اینه که بیشتر این استفادهها دیگه فقط کاری نیست؛ بالای ۷۰٪ گفتوگوها مربوط به زندگی روزمرهست. از چیدن برنامهریزی روزانه گرفته تا پیدا کردن دستور غذا یا حتی ایده برای تعطیلات آخر هفته.
با این حال توی محیط کار هم جای خودش رو حسابی حفظ کرده. خیلیها اول یک متن خام مینویسن و بعد میدن به ChatGPT تا بهبودش بده و واسهشون مثل یک ویراستار عمل میکنه. توی تیمهای فنی هم دیباگ سریع یا توضیح مفاهیم پیچیده رو به اون میسپارن.
واقعیت اینه که ChatGPT دیگه فقط یک ابزار کمکی نیست؛ عادتیه که با ما زندگی میکنه و توی هر تصمیمگیری همراهمونه.
تو چه وقتهایی بیشتر سراغ ChatGPT میری؟
ادامه این محتوا رو توی این پست ویرگول بخونین:
https://vrgl.ir/bP05h
با این حال توی محیط کار هم جای خودش رو حسابی حفظ کرده. خیلیها اول یک متن خام مینویسن و بعد میدن به ChatGPT تا بهبودش بده و واسهشون مثل یک ویراستار عمل میکنه. توی تیمهای فنی هم دیباگ سریع یا توضیح مفاهیم پیچیده رو به اون میسپارن.
واقعیت اینه که ChatGPT دیگه فقط یک ابزار کمکی نیست؛ عادتیه که با ما زندگی میکنه و توی هر تصمیمگیری همراهمونه.
تو چه وقتهایی بیشتر سراغ ChatGPT میری؟
ادامه این محتوا رو توی این پست ویرگول بخونین:
https://vrgl.ir/bP05h
ویرگول
مردم با «چتجیپیتی» چه میکنند؟ - ویرگول
از آمار تا اقدامهای عملی برای تو«چتجیپیتی فقط یک ابزار پاسخگویی نیست؛ عادتِ تصمیمسازی روزمرهی ماست.» 😎خلاصهی اجراییتا تیر ۱۴۰۴، ح…
👍7
بازار گاهی به یک بازی روانی تبدیل میشه.
🔹 وقتی سود میکنیم، دوپامین توی مغزمون ترشح میشه. لذتش اونقدر قویه که منطق خاموش میشه و فقط میخوای دوباره همون حس رو تجربه کنی.
🔹 وقتی جا میمونیم، «ترس از دست دادن» (FOMO) در ذهن فعال میشه. میبینیم بقیه سود کردن، ما هم بیمحابا وارد میشیم.
اما این تازه اول ماجراست. خطاهای شناختی هم به بازی اضافه میشن:
اثر گلهای: چون همه میخرن، ما هم میخریم.
سوگیری تایید: فقط دنبال خبرهایی میگردیم که انتخابمون رو تایید کنه.
لنگر انداختن: به یک قیمت اولیه میچسبیم، حتی اگه بازار سقوط کنه.
اینجا راهحل چیه؟ قبل از هر تصمیم هیجانی چند ثانیه مکث کن، دنبال اطلاعات کامل باش و برای خودت برنامه مشخص بچین.
📖 ادامه این بحث رو توی ویرگول بخون؛ شاید نگاهت به سرمایهگذاری بعدی تغییر کرد:
🔗https://vrgl.ir/gGTd7
🔹 وقتی سود میکنیم، دوپامین توی مغزمون ترشح میشه. لذتش اونقدر قویه که منطق خاموش میشه و فقط میخوای دوباره همون حس رو تجربه کنی.
🔹 وقتی جا میمونیم، «ترس از دست دادن» (FOMO) در ذهن فعال میشه. میبینیم بقیه سود کردن، ما هم بیمحابا وارد میشیم.
اما این تازه اول ماجراست. خطاهای شناختی هم به بازی اضافه میشن:
اثر گلهای: چون همه میخرن، ما هم میخریم.
سوگیری تایید: فقط دنبال خبرهایی میگردیم که انتخابمون رو تایید کنه.
لنگر انداختن: به یک قیمت اولیه میچسبیم، حتی اگه بازار سقوط کنه.
اینجا راهحل چیه؟ قبل از هر تصمیم هیجانی چند ثانیه مکث کن، دنبال اطلاعات کامل باش و برای خودت برنامه مشخص بچین.
📖 ادامه این بحث رو توی ویرگول بخون؛ شاید نگاهت به سرمایهگذاری بعدی تغییر کرد:
🔗https://vrgl.ir/gGTd7
ویرگول
وقتی مغز به دنبال "پول مفت" میرود - ویرگول
یادتان هست بورس چطور غوغا به پا کرد؟ این هجوم جهانیه و ریشه در مغز ما داره، نه فقط اقتصاد ایران!"
❤2
باران میبارید، چراغ برق پتپت میکرد و من زیر آن آسمان شهریور، داشتم دعا میخواندم که ناگهان یک پیامک آمد:
«شاید آن روز که خرمالوهای دلمان برسند، ما آدمهای شادی باشیم...»
زدم روی لینک. کتاب «تا خرمالوها برسند» را خریدم.
جلدش ساده بود، نه آنقدر که بیتفاوت بگذری و نه آنقدر که عاشقش شوی.
انگار که خرمالوهای نارس روی جلد، منتظر رسیدن بودن؛ مثل ما آدمها.
این کتاب ۸ داستان کوتاه دارد. قصههایی از آدمهایی شبیه من و تو؛ پر از رنج، صبر و دلهایی که هنوز نرسیدهاند!
قصههایی که اگر اهل گریه کردن هم نباشی، جایی از وجودت را میسوزانند.
وقتی کتاب را بستم، تا شب بهش فکر میکردم.
به اینکه شاید همهی ما فقط منتظریم یک نفر، یک اتفاق یا حتی یک روز آرام، باعث رسیدن خرمالوهای دلمان شوند.
📖ادامه این ویرگول درباره کتاب «تا خرمالوها برسند» را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://vrgl.ir/N2Jbb
«شاید آن روز که خرمالوهای دلمان برسند، ما آدمهای شادی باشیم...»
زدم روی لینک. کتاب «تا خرمالوها برسند» را خریدم.
جلدش ساده بود، نه آنقدر که بیتفاوت بگذری و نه آنقدر که عاشقش شوی.
انگار که خرمالوهای نارس روی جلد، منتظر رسیدن بودن؛ مثل ما آدمها.
این کتاب ۸ داستان کوتاه دارد. قصههایی از آدمهایی شبیه من و تو؛ پر از رنج، صبر و دلهایی که هنوز نرسیدهاند!
قصههایی که اگر اهل گریه کردن هم نباشی، جایی از وجودت را میسوزانند.
وقتی کتاب را بستم، تا شب بهش فکر میکردم.
به اینکه شاید همهی ما فقط منتظریم یک نفر، یک اتفاق یا حتی یک روز آرام، باعث رسیدن خرمالوهای دلمان شوند.
📖ادامه این ویرگول درباره کتاب «تا خرمالوها برسند» را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://vrgl.ir/N2Jbb
ویرگول
تا خرمالوها برسند! - ویرگول
باران ریخته بود کف دست آدمها و به آن دوردستها که نگاه میکردی، چند ابر تکه پارهی سیاه، برای خودشان برق می زدند.
❤1
گاهی فکر میکنیم ایدههای بزرگ، حاصل ذهنهای استثناییاند؛ ذهنهایی مثل «انیشتین» یا «مارتین لوتر کینگ».
اما واقعیت این است که حتی درخشانترین ذهنها هم بدون بستر، تیم و جامعهای پویا، نمیتوانستند شکوفا شوند.
امروز، موفقیت بیش از آنکه نتیجهی نبوغ فردی باشد، محصول «هوش جمعی» است؛ یعنی توانایی گروهها برای فکر کردن، تصمیمگیری و خلق در کنار هم.
استارتآپها، سازمانها و حتی جنبشهای فرهنگی زمانی رشد میکنند که ترکیب درستی از آدمهای متفاوت در کنار هم باشند؛ کسانی با مهارتهای مکمل، نه مشابه.
پس شاید زمان آن رسیده که بهجای سنجش هوش افراد، به «هوشمندی تیمها» نگاه کنیم.
چون در نهایت، هیچ اتومبیلی فقط با یک قطعه حرکت نمیکند.
🔗 برای مطالعهی کامل این پست ویرگول، از لینک زیر اقدام کنید:
https://vrgl.ir/rohjr
اما واقعیت این است که حتی درخشانترین ذهنها هم بدون بستر، تیم و جامعهای پویا، نمیتوانستند شکوفا شوند.
امروز، موفقیت بیش از آنکه نتیجهی نبوغ فردی باشد، محصول «هوش جمعی» است؛ یعنی توانایی گروهها برای فکر کردن، تصمیمگیری و خلق در کنار هم.
استارتآپها، سازمانها و حتی جنبشهای فرهنگی زمانی رشد میکنند که ترکیب درستی از آدمهای متفاوت در کنار هم باشند؛ کسانی با مهارتهای مکمل، نه مشابه.
پس شاید زمان آن رسیده که بهجای سنجش هوش افراد، به «هوشمندی تیمها» نگاه کنیم.
چون در نهایت، هیچ اتومبیلی فقط با یک قطعه حرکت نمیکند.
🔗 برای مطالعهی کامل این پست ویرگول، از لینک زیر اقدام کنید:
https://vrgl.ir/rohjr
ویرگول
هوش فردی یا هوش جمعی ؟؟ - ویرگول
آیا برای شکوفایی ایده های اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی ویا ایده کسب و کار و ... هوش فردی موثرتر است یا هوش جمعی و کار تیمی ؟آیا موفقیت افرادی…
❤5
در طول روز شاید با این تیپ آدمها برخورد کنیم:
- کسی که دعوت به جمع رو رد میکنه.
- همکلاسیای که حتی وقتی جواب سؤال رو بلده، دست بلند نمیکنه.
- همکاری که همیشه نگرانِ اشتباه کردنه، چند بار جملهاش رو قبل از گفتن مرور میکنه.
- دوستی که بعد از هر گفتوگو، ذهنش پر از «نکنه ناراحتش کردم؟» میشه.
این آدمها شاید دچار الگوهای شخصیتی اضطرابی یا اجتنابی باشن؛ دو تیپی که ریشهشون یکیه، اما مسیرشون متفاوته.
👤 شخصیت اضطرابی
مدام درگیر دلشوره و پیشبینی فاجعهست.
ذهنش روی «اگرها» میچرخه و آرامش، براش فقط یک لحظهی کوتاهه.
👤 شخصیت اجتنابی
میخواد ارتباط داشته باشه، اما از ترس طرد شدن، عقب میکشه. سکوت میکنه، چون نگرانِ قضاوت شدنه.
🤔 اما ما در قدم اول چه برخوردی باید داشته باشیم؟
– قضاوت نکنیم؛ چون پشت هر رفتار، دلیلی پنهانه.
– بهجای نصیحت، شنونده باشیم.
– آرامش خودمون رو حفظ کنیم تا به اونها هم آرامش منتقل کنیم.
– اگر خواستیم کمک کنیم، با ملایمت و بدون فشار به فرد کمک کنیم.
اگر در اطرافتون چنین افرادی را میشناسین، این پست ویرگول رو از دست ندین؛ تا دربارهی تفاوت شخصیتهای اضطرابی و اجتنابی و راه درستِ برخورد با هرکدام بیشتر اطلاعات کسب کنین:
🔗https://vrgl.ir/QESvs
- کسی که دعوت به جمع رو رد میکنه.
- همکلاسیای که حتی وقتی جواب سؤال رو بلده، دست بلند نمیکنه.
- همکاری که همیشه نگرانِ اشتباه کردنه، چند بار جملهاش رو قبل از گفتن مرور میکنه.
- دوستی که بعد از هر گفتوگو، ذهنش پر از «نکنه ناراحتش کردم؟» میشه.
این آدمها شاید دچار الگوهای شخصیتی اضطرابی یا اجتنابی باشن؛ دو تیپی که ریشهشون یکیه، اما مسیرشون متفاوته.
👤 شخصیت اضطرابی
مدام درگیر دلشوره و پیشبینی فاجعهست.
ذهنش روی «اگرها» میچرخه و آرامش، براش فقط یک لحظهی کوتاهه.
👤 شخصیت اجتنابی
میخواد ارتباط داشته باشه، اما از ترس طرد شدن، عقب میکشه. سکوت میکنه، چون نگرانِ قضاوت شدنه.
🤔 اما ما در قدم اول چه برخوردی باید داشته باشیم؟
– قضاوت نکنیم؛ چون پشت هر رفتار، دلیلی پنهانه.
– بهجای نصیحت، شنونده باشیم.
– آرامش خودمون رو حفظ کنیم تا به اونها هم آرامش منتقل کنیم.
– اگر خواستیم کمک کنیم، با ملایمت و بدون فشار به فرد کمک کنیم.
اگر در اطرافتون چنین افرادی را میشناسین، این پست ویرگول رو از دست ندین؛ تا دربارهی تفاوت شخصیتهای اضطرابی و اجتنابی و راه درستِ برخورد با هرکدام بیشتر اطلاعات کسب کنین:
🔗https://vrgl.ir/QESvs
ویرگول
مقایسهٔ شخصیتهای اضطرابی و اجتنابی؛ با هرکدوم چطور برخورد کنیم؟ - ویرگول
همهٔ ما توی زندگی با آدمهایی برخورد کردیم که یا خیلی مضطربن، یا بیش از حد از جمع فاصله میگیرن. شاید خودمون هم گاهی توی یکی از این دستهها…
👍4❤3
تا به حال به این فکر کردهاید که ریشهی عصبانیت و پرخاش در ما از کجاست؟
گاهی پشت فریادها، دلهایی پنهان شدهاند که از درون زخمیاند.
عزتنفس پایین، خویشتنداریِ نابسنده یا حتی ترس از شکست میتواند ما را به نقطهای برساند که «پرخاش» را با «قدرت» اشتباه بگیریم.
پژوهشها نشان دادهاند که افراد پرخاشگر اغلب چند ویژگی مشترک دارند.
از جمله: تصویر ذهنی منفی، تمایل به تلافی و سلطهگری در روابط.
اما نکته مهم این است که پرخاش یک نشانه است؛ نشانهای از دردی که دیده نشده و نیازی که شنیده نشده.
اگر کنجکاوید بدانید چه ویژگیهایی درون ما میتواند باعث پرخاش شود و چطور میشود آن را شناخت، این نوشته را از دست ندهید 👇
🔗https://vrgl.ir/jmVcp
گاهی پشت فریادها، دلهایی پنهان شدهاند که از درون زخمیاند.
عزتنفس پایین، خویشتنداریِ نابسنده یا حتی ترس از شکست میتواند ما را به نقطهای برساند که «پرخاش» را با «قدرت» اشتباه بگیریم.
پژوهشها نشان دادهاند که افراد پرخاشگر اغلب چند ویژگی مشترک دارند.
از جمله: تصویر ذهنی منفی، تمایل به تلافی و سلطهگری در روابط.
اما نکته مهم این است که پرخاش یک نشانه است؛ نشانهای از دردی که دیده نشده و نیازی که شنیده نشده.
اگر کنجکاوید بدانید چه ویژگیهایی درون ما میتواند باعث پرخاش شود و چطور میشود آن را شناخت، این نوشته را از دست ندهید 👇
🔗https://vrgl.ir/jmVcp
ویرگول
چرا و چگونه پرخاشگر شدیم؟!🧐 - ویرگول
اگرچه میان افراد پرخاشگر نیز مانند همه طیف های جامعه تفاوت های فردی زیادی وجود دارد، نتایج پژوهش ها نشان داده است برخی از خصوصیتهای شخصیتی…
⚡2
دندهعقب به گذشته؛ جایی که خاطره آنجاست…
ماشینها فقط ما را جابهجا نمیکنند؛ آنها خاطراتمان را حمل میکنند.
از پیکان سفید بابا در سفرهای شمال گرفته تا سرویسهای مدرسه، تاکسیهای شهری و ماشینهای عروسی…
هرکدام صحنهای از زندگی ما بودهاند.
حالا وقتش رسیده دندهعقب به گذشته بزنیم.🚘
ویرگول و اتو ابزار، از شما دعوت میکنند تا روایتگر خاطرات ماشینی خود باشید.
✍️ فقط کافی است در ویرگول بنویسید و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشرش کنید تا وارد مسابقه بشید.
📅 زمان برگزاری: ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴
🏆 جوایز:
نفر اول: ۴۰ میلیون تومان
نفر دوم: ۲۵ میلیون تومان
نفر سوم: ۱۵ میلیون تومان
نفرات چهارم و پنجم: ۵ میلیون تومان
🎁 جوایز با قرعهکشیها:
سه پست برگزیده با رأی کاربران: ساعت هوشمند شیائومی.
سه نفر از تمام شرکتکنندگان: چراغ مطالعهی شیائومی.
سه نفر از رأیدهندگان: هدفون بلوتوثی شیائومی.
👩💻 داوران:
آنالی اکبری، کاوه فولادینسب، پژند سلیمانی و نغمه کرمنژاد
برای مطالعهی جزئیات بیشتر و شرکت در مسابقه، به صفحهی زیر مراجعه کنید:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
#دنده_عقب_با_اتو_ابزار
ماشینها فقط ما را جابهجا نمیکنند؛ آنها خاطراتمان را حمل میکنند.
از پیکان سفید بابا در سفرهای شمال گرفته تا سرویسهای مدرسه، تاکسیهای شهری و ماشینهای عروسی…
هرکدام صحنهای از زندگی ما بودهاند.
حالا وقتش رسیده دندهعقب به گذشته بزنیم.🚘
ویرگول و اتو ابزار، از شما دعوت میکنند تا روایتگر خاطرات ماشینی خود باشید.
✍️ فقط کافی است در ویرگول بنویسید و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشرش کنید تا وارد مسابقه بشید.
📅 زمان برگزاری: ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴
🏆 جوایز:
نفر اول: ۴۰ میلیون تومان
نفر دوم: ۲۵ میلیون تومان
نفر سوم: ۱۵ میلیون تومان
نفرات چهارم و پنجم: ۵ میلیون تومان
🎁 جوایز با قرعهکشیها:
سه پست برگزیده با رأی کاربران: ساعت هوشمند شیائومی.
سه نفر از تمام شرکتکنندگان: چراغ مطالعهی شیائومی.
سه نفر از رأیدهندگان: هدفون بلوتوثی شیائومی.
👩💻 داوران:
آنالی اکبری، کاوه فولادینسب، پژند سلیمانی و نغمه کرمنژاد
برای مطالعهی جزئیات بیشتر و شرکت در مسابقه، به صفحهی زیر مراجعه کنید:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
#دنده_عقب_با_اتو_ابزار
❤5🎉1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚙 ماشینها خاطراتمون رو حمل میکنن. از پیکان سفید بابا تا تاکسیهای شهری و ماشینهای عروسی.
از ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴ میتونین، خاطرههاتون با ماشین رو توی ویرگول بنویسین و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشر کنین تا شاید یکی از برندگان بیش از ۱۰۰ میلیون تومان جوایز این مسابقه باشین.🎁
اطلاعات بیشتر درباره مسابقه رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
از ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴ میتونین، خاطرههاتون با ماشین رو توی ویرگول بنویسین و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشر کنین تا شاید یکی از برندگان بیش از ۱۰۰ میلیون تومان جوایز این مسابقه باشین.🎁
اطلاعات بیشتر درباره مسابقه رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
💯5❤2👍1
چرا بعضی نظریهها «علم» به حساب نمیآیند؟
کارل پوپر، فیلسوفی بود که پرسید: «مرز میان علم و شبهعلم کجاست؟»
پاسخ ساده بود: «علم، خودش را در معرض باطل شدن قرار میدهد؛ اما شبهعلم نه.»
از فروید تا انیشتین، از روانکاوی تا نسبیت، پوپر در میانهی قرن بیستم، یاد داد که هر نظریهی علمی باید آمادهی رد شدن باشد.
او میگفت دانشمندان نباید دنبال اثبات نظریههای خود باشند، بلکه باید در جستوجوی راهی برای رد آنها باشند.
اما آیا واقعاً میشود آزمایشی طراحی کرد که هیچ فرضیهی از پیشتعیینشدهای در آن نباشد؟
پوپر چنین میخواست، اما دنیای علم چیز دیگری میگفت.
در این نوشته، از فلسفهی علم پوپر، خوشبینی او به آینده، نقدش بر روشنفکران مدگرا و باورش به «جسارت اندیشیدن» میخوانید.
متن کامل را در ویرگول بخوانید:
🔗https://vrgl.ir/KsPqs
کارل پوپر، فیلسوفی بود که پرسید: «مرز میان علم و شبهعلم کجاست؟»
پاسخ ساده بود: «علم، خودش را در معرض باطل شدن قرار میدهد؛ اما شبهعلم نه.»
از فروید تا انیشتین، از روانکاوی تا نسبیت، پوپر در میانهی قرن بیستم، یاد داد که هر نظریهی علمی باید آمادهی رد شدن باشد.
او میگفت دانشمندان نباید دنبال اثبات نظریههای خود باشند، بلکه باید در جستوجوی راهی برای رد آنها باشند.
اما آیا واقعاً میشود آزمایشی طراحی کرد که هیچ فرضیهی از پیشتعیینشدهای در آن نباشد؟
پوپر چنین میخواست، اما دنیای علم چیز دیگری میگفت.
در این نوشته، از فلسفهی علم پوپر، خوشبینی او به آینده، نقدش بر روشنفکران مدگرا و باورش به «جسارت اندیشیدن» میخوانید.
متن کامل را در ویرگول بخوانید:
🔗https://vrgl.ir/KsPqs
❤5
چرا مغز ما ضرر را بزرگتر از سود میبیند؟
گاهی فکر میکنیم که مغز قرار است بهترین تصمیمهای مالی را برایمان بگیرد؛ اما کافی است بازار قرمز شود تا بفهمیم داستان چیز دیگری است. همان لحظهای که ترس از راه میرسد، مغز بهجای حفظ دارایی، دنبال حفظ جان میگردد. برای او افت ۱۰ درصدی سبد سهام، چندان تفاوتی با صدای خشخش یک شکارچی پشت بوته ندارد.
دههها قبل، «دنیل کانمن» و «آموس تورسکی» نشان دادند که انسانها دردِ باخت را شدیدتر از لذتِ برد تجربه میکنند. به همین دلیل است که در سود، محتاط میشویم و در ضرر، ریسکپذیر. همین الگو ساده، باعث میشود بازده واقعی بسیاری از سرمایهگذاران تا چند درصد از خود بازار عقب بماند.
اما راهی برای ایستادن مقابل این سیستم قدیمی وجود دارد:
«ساختن ساختار تصمیمگیری»
یادداشت کردن دلیل خرید و فروش، تعیین حدهای از پیشمشخص و یک توقف کوتاه در لحظههای هیجانی، همان جایی است که کنترل به منطق برمیگردد.
به قول «ریچارد تیلر»:
«ما منطقی نیستیم، اما پیشبینیپذیریم و میتوانیم خودمان را بازطراحی کنیم.»
نسخهی کامل این پست را میتوانید در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/oUtAc
گاهی فکر میکنیم که مغز قرار است بهترین تصمیمهای مالی را برایمان بگیرد؛ اما کافی است بازار قرمز شود تا بفهمیم داستان چیز دیگری است. همان لحظهای که ترس از راه میرسد، مغز بهجای حفظ دارایی، دنبال حفظ جان میگردد. برای او افت ۱۰ درصدی سبد سهام، چندان تفاوتی با صدای خشخش یک شکارچی پشت بوته ندارد.
دههها قبل، «دنیل کانمن» و «آموس تورسکی» نشان دادند که انسانها دردِ باخت را شدیدتر از لذتِ برد تجربه میکنند. به همین دلیل است که در سود، محتاط میشویم و در ضرر، ریسکپذیر. همین الگو ساده، باعث میشود بازده واقعی بسیاری از سرمایهگذاران تا چند درصد از خود بازار عقب بماند.
اما راهی برای ایستادن مقابل این سیستم قدیمی وجود دارد:
«ساختن ساختار تصمیمگیری»
یادداشت کردن دلیل خرید و فروش، تعیین حدهای از پیشمشخص و یک توقف کوتاه در لحظههای هیجانی، همان جایی است که کنترل به منطق برمیگردد.
به قول «ریچارد تیلر»:
«ما منطقی نیستیم، اما پیشبینیپذیریم و میتوانیم خودمان را بازطراحی کنیم.»
نسخهی کامل این پست را میتوانید در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/oUtAc
👍4❤1
مسابقه «دندهعقب با اتو ابزار» تا ۱۰ آذر ۱۴۰۴ تمدید شد؛
زمان بیشتری برای اینکه روایت ماشینی خودتان را بنویسید و منتشر کنید.
برای شرکت کافی است خاطرهتان را در ویرگول بنویسید و با تگ «دندهعقب با اتو ابزار» منتشر کنید.
شاید روایت شما برنده یکی از جوایز ما باشد.
جزئیات کامل در لینک زیر:
https://lnkd.in/diuEaYdS
زمان بیشتری برای اینکه روایت ماشینی خودتان را بنویسید و منتشر کنید.
برای شرکت کافی است خاطرهتان را در ویرگول بنویسید و با تگ «دندهعقب با اتو ابزار» منتشر کنید.
شاید روایت شما برنده یکی از جوایز ما باشد.
جزئیات کامل در لینک زیر:
https://lnkd.in/diuEaYdS
❤1
آخرین ماههای زندگی بتهوون چه شکلی بود؟
داستان پایان زندگی بتهوون (موسیقیدان و آهنگساز اهل آلمان)، از یک سرماخوردگی ساده شروع شد.
پاییز ۱۸۲۶، وقتی از سفری کوتاه برمیگشت، هیچکس فکر نمیکرد این بیماری کوچک، نقطهی آغاز فصل آخر زندگیاش باشد؛ اما خیلی زود حالش رو به وخامت گذاشت و سینهپهلو، ضعف شدید و چهار جراحی پیاپی، او را برای ماهها در بستر نگه داشت.
بتهوون این روزها را تقریباً تنها گذراند. دوستان زیادی او را فراموش کرده بودند و نزدیکترین همراهش هم بیشتر وقتها گرفتار کار خودش بود. همین تنهایی است که روایت این روزها را تلختر میکند.
چند روز پیش از مرگ، توان حرفزدن را از دست داده بود. «فردیناند هیلر» که به ملاقاتش رفته، نوشته است صورتش از تب میدرخشید و تنها توانست با نگاهی کوتاه از آنها تشکر کند. آخرین چیزی که نوشت، یادداشتی کوتاه خطاب به «کارل» بود.
اما عجیبترین بخشِ روایت، لحظهی مرگ اوست؛ میگویند در ۲۶ مارس ۱۸۲۷، درست همزمان با رعدوبرقی شدید، چشمهایش را باز کرد، دست راستش را با مشت گرهکرده بالا آورد و بعد… هیچ، سکوت و تمام شد.
سالها بعد، کالبدشکافی و حتی آزمایش دیانای روی تارهای مویش نشان داد که بتهوون با مشکلات جدی کبدی، هپاتیت ب و احتمالاً تأثیر الکل، دستوپنجه نرم میکرد. ترکیبی که میتواند توضیح دهد چرا جسم قدرتمندش اینقدر ناگهانی فرو ریخت.
این روایت را بهطور کامل در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/W53lM
داستان پایان زندگی بتهوون (موسیقیدان و آهنگساز اهل آلمان)، از یک سرماخوردگی ساده شروع شد.
پاییز ۱۸۲۶، وقتی از سفری کوتاه برمیگشت، هیچکس فکر نمیکرد این بیماری کوچک، نقطهی آغاز فصل آخر زندگیاش باشد؛ اما خیلی زود حالش رو به وخامت گذاشت و سینهپهلو، ضعف شدید و چهار جراحی پیاپی، او را برای ماهها در بستر نگه داشت.
بتهوون این روزها را تقریباً تنها گذراند. دوستان زیادی او را فراموش کرده بودند و نزدیکترین همراهش هم بیشتر وقتها گرفتار کار خودش بود. همین تنهایی است که روایت این روزها را تلختر میکند.
چند روز پیش از مرگ، توان حرفزدن را از دست داده بود. «فردیناند هیلر» که به ملاقاتش رفته، نوشته است صورتش از تب میدرخشید و تنها توانست با نگاهی کوتاه از آنها تشکر کند. آخرین چیزی که نوشت، یادداشتی کوتاه خطاب به «کارل» بود.
اما عجیبترین بخشِ روایت، لحظهی مرگ اوست؛ میگویند در ۲۶ مارس ۱۸۲۷، درست همزمان با رعدوبرقی شدید، چشمهایش را باز کرد، دست راستش را با مشت گرهکرده بالا آورد و بعد… هیچ، سکوت و تمام شد.
سالها بعد، کالبدشکافی و حتی آزمایش دیانای روی تارهای مویش نشان داد که بتهوون با مشکلات جدی کبدی، هپاتیت ب و احتمالاً تأثیر الکل، دستوپنجه نرم میکرد. ترکیبی که میتواند توضیح دهد چرا جسم قدرتمندش اینقدر ناگهانی فرو ریخت.
این روایت را بهطور کامل در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/W53lM
❤9👍1
تأمین مالی جمعی، امروز جایگاهی مشخص در ساختار بازار مالی دارد.
شفافیت اطلاعات، نظارت فرابورس بر ارزیابی پروژهها و تعریف پیشبینی سود و دوره بازپرداخت، این مدل را برای سرمایهگذاران خرد و حرفهای قابل اتکا کرده است.
با وجود توسعه سکوهای متعدد، چالش اصلی همچنان دسترسی یکپارچه به پروژههای فعال و امکان مقایسهی ساختاریافته میان آنها از نرخ سود و دوره بازگشت تا حوزه پروژه بود.
این پراکندگی، ارزیابی و مقایسه پروژهها را با چالش مواجه میکرد.
ما با همین هدف ویرگول اینوست را معرفی کردیم.
پلتفرمی متمرکز که همه پروژههای تأمین مالی جمعی زیر نظر فرابورس را در یک بستر واحد نمایش میدهد و امکان میدهد بدون جستوجوی پراکنده، پروژهها را بررسی و انتخاب کنید.
در ویرگول اینوست:
پروژهها بلافاصله پس از انتشار ثبت میشوند و تغییر وضعیت آنها اطلاع داده میشود.
اطلاعات کلیدی شامل نوع ضمانتنامه، پیشبینی سود و معرفی طرح در دسترس است.
کاربر پس از انتخاب، مستقیماً به سکوی طرح منتقل میشود و فرآیند سرمایهگذاری را تکمیل میکند.
برای دیدن پروژههای فعال و مقایسه آنها، به ویرگول اینوست سر بزنید و کانال تلگرام را دنبال کنید.
شفافیت اطلاعات، نظارت فرابورس بر ارزیابی پروژهها و تعریف پیشبینی سود و دوره بازپرداخت، این مدل را برای سرمایهگذاران خرد و حرفهای قابل اتکا کرده است.
با وجود توسعه سکوهای متعدد، چالش اصلی همچنان دسترسی یکپارچه به پروژههای فعال و امکان مقایسهی ساختاریافته میان آنها از نرخ سود و دوره بازگشت تا حوزه پروژه بود.
این پراکندگی، ارزیابی و مقایسه پروژهها را با چالش مواجه میکرد.
ما با همین هدف ویرگول اینوست را معرفی کردیم.
پلتفرمی متمرکز که همه پروژههای تأمین مالی جمعی زیر نظر فرابورس را در یک بستر واحد نمایش میدهد و امکان میدهد بدون جستوجوی پراکنده، پروژهها را بررسی و انتخاب کنید.
در ویرگول اینوست:
پروژهها بلافاصله پس از انتشار ثبت میشوند و تغییر وضعیت آنها اطلاع داده میشود.
اطلاعات کلیدی شامل نوع ضمانتنامه، پیشبینی سود و معرفی طرح در دسترس است.
کاربر پس از انتخاب، مستقیماً به سکوی طرح منتقل میشود و فرآیند سرمایهگذاری را تکمیل میکند.
برای دیدن پروژههای فعال و مقایسه آنها، به ویرگول اینوست سر بزنید و کانال تلگرام را دنبال کنید.
👍4❤2🔥1
حتی پیش از آنکه هیولا چشم باز کند، پرسش اصلی شکل میگیرد.
اینکه خالق، بعد از آفرینش، چه مسئولیتی دارد؟
روایت تازهی «گیلرمو دلتورو» از «فرانکنشتاین»، بیشتر از آنکه دربارهی هیولا باشد، دربارهی انسان است؛ انسانی که میتواند بسازد، اما از پذیرفتن ساختهی خودش میترسد.
در این فیلم، مخلوق نه قهرمان است و نه شر مطلق. او انسانیست که دیر به جهان رسیده و هنوز نمیداند چرا باید در آن بماند.
جهان سرد و منظم فیلم، پر از سکوتهایی است که بیشتر از دیالوگها حرف میزنند. نورهای محدود، ریتم آرام و فاصلهی میان خالق و مخلوق، تبعید را به تجربهای ملموس تبدیل میکنند؛ تبعیدی که فقط مکانی نیست، بلکه درونی است.
دلتورو در این بازخوانی، بهجای بازگویی یک افسانهی کلاسیک، سراغ زخمهای فراموششدهی انسان میرود و این سؤال را آرام، اما مداوم تکرار میکند:
آیا میشود اشتباه را پذیرفت و بخشید؟
این یادداشت، خوانشی روایی از «Frankenstein (2025)» است؛ متنی دربارهی آفرینش، تبعید و مسئولیتی که اغلب نادیده گرفته میشود.
برای خواندن کامل این ویرگول، وارد لینک زیر شوید:
https://vrgl.ir/koNI1
اینکه خالق، بعد از آفرینش، چه مسئولیتی دارد؟
روایت تازهی «گیلرمو دلتورو» از «فرانکنشتاین»، بیشتر از آنکه دربارهی هیولا باشد، دربارهی انسان است؛ انسانی که میتواند بسازد، اما از پذیرفتن ساختهی خودش میترسد.
در این فیلم، مخلوق نه قهرمان است و نه شر مطلق. او انسانیست که دیر به جهان رسیده و هنوز نمیداند چرا باید در آن بماند.
جهان سرد و منظم فیلم، پر از سکوتهایی است که بیشتر از دیالوگها حرف میزنند. نورهای محدود، ریتم آرام و فاصلهی میان خالق و مخلوق، تبعید را به تجربهای ملموس تبدیل میکنند؛ تبعیدی که فقط مکانی نیست، بلکه درونی است.
دلتورو در این بازخوانی، بهجای بازگویی یک افسانهی کلاسیک، سراغ زخمهای فراموششدهی انسان میرود و این سؤال را آرام، اما مداوم تکرار میکند:
آیا میشود اشتباه را پذیرفت و بخشید؟
این یادداشت، خوانشی روایی از «Frankenstein (2025)» است؛ متنی دربارهی آفرینش، تبعید و مسئولیتی که اغلب نادیده گرفته میشود.
برای خواندن کامل این ویرگول، وارد لینک زیر شوید:
https://vrgl.ir/koNI1
ویرگول
فرانکنشتاین؛ روایتی مدرن از خالق و مخلوق
در جایی از جهان، لحظهای هست که سکوت میشکند و موجودی از دل تاریکی، نخستین نفس خود را میگیرد.
❤5
نیکولای گوگول، خیلی پیش از آنکه مفاهیمی مثل «وضعیت پیشاهذیانی» وارد ادبیات روانپزشکی شوند، روند فرو رفتن ذهن در توهم و هذیان را با جزئیاتی خیرهکننده ترسیم میکند.
پوپریشچین، قهرمان داستان، پیش از آنکه به هذیان برسد، وارد مرحلهای میشود که جهان برایش عجیب میشود؛
جزئیات بیاهمیت ناگهان معنا پیدا میکنند، ذهنش مشوش است و حس میکند «اتفاقی در راه است».
او یک کارمند دونپایه است که از موقعیت اجتماعیاش احساس تحقیر میکند.
ذهنش از قبل درگیر این پرسش است که «چرا من هیچکس نیستم و دیگران بالاترند».
این حس، زمینهی روانی اوست.
در چنین وضعیتی، وقتی خبر مربوط به پادشاه اسپانیا را میشنود، این خبر برایش مثل بقیهی آدمها «یک خبر سیاسی معمولی» نیست.
ذهنش آن را بیش از حد جدی میگیرد و مدام به آن برمیگردد؛
چون ناخودآگاه به یک سؤال عمیقتر گره میخورد:
«چطور ممکن است کسی پادشاه شود؟ چه چیزی آدمها را اینقدر مهم میکند؟»
این سؤال کمکم تمام فکرش را اشغال میکند.
ذهن آشفتهی او نمیتواند با منطق عادی به آن پاسخ دهد، پس در نهایت یک پاسخ هذیانی میسازد:
«من خودم پادشاه اسپانیا هستم.»
با این هذیان، هم به سؤال ذهنیاش دربارهی پادشاه اسپانیا جواب میدهد و هم احساس حقارت و بیاهمیتی اجتماعی خودش را جبران میکند.
نکتهی جالب اینجاست:
مفهوم «اتمسفر هذیانی» تازه در سال ۱۹۱۳ وارد ادبیات علمی شد،
اما این فضا در «یادداشتهای یک دیوانه» در سال ۱۸۳۵، با زبان داستان ساخته شده بود.
اینجا میشود دید که ادبیات، گاهی همان پدیدههایی را روایت میکند که علم سالها بعد برایشان نام و مفهوم میسازد.
این نوشته را بهطور کاملتر از طریق این لینک بخوانید:
https://vrgl.ir/ULKxw
پوپریشچین، قهرمان داستان، پیش از آنکه به هذیان برسد، وارد مرحلهای میشود که جهان برایش عجیب میشود؛
جزئیات بیاهمیت ناگهان معنا پیدا میکنند، ذهنش مشوش است و حس میکند «اتفاقی در راه است».
او یک کارمند دونپایه است که از موقعیت اجتماعیاش احساس تحقیر میکند.
ذهنش از قبل درگیر این پرسش است که «چرا من هیچکس نیستم و دیگران بالاترند».
این حس، زمینهی روانی اوست.
در چنین وضعیتی، وقتی خبر مربوط به پادشاه اسپانیا را میشنود، این خبر برایش مثل بقیهی آدمها «یک خبر سیاسی معمولی» نیست.
ذهنش آن را بیش از حد جدی میگیرد و مدام به آن برمیگردد؛
چون ناخودآگاه به یک سؤال عمیقتر گره میخورد:
«چطور ممکن است کسی پادشاه شود؟ چه چیزی آدمها را اینقدر مهم میکند؟»
این سؤال کمکم تمام فکرش را اشغال میکند.
ذهن آشفتهی او نمیتواند با منطق عادی به آن پاسخ دهد، پس در نهایت یک پاسخ هذیانی میسازد:
«من خودم پادشاه اسپانیا هستم.»
با این هذیان، هم به سؤال ذهنیاش دربارهی پادشاه اسپانیا جواب میدهد و هم احساس حقارت و بیاهمیتی اجتماعی خودش را جبران میکند.
نکتهی جالب اینجاست:
مفهوم «اتمسفر هذیانی» تازه در سال ۱۹۱۳ وارد ادبیات علمی شد،
اما این فضا در «یادداشتهای یک دیوانه» در سال ۱۸۳۵، با زبان داستان ساخته شده بود.
اینجا میشود دید که ادبیات، گاهی همان پدیدههایی را روایت میکند که علم سالها بعد برایشان نام و مفهوم میسازد.
این نوشته را بهطور کاملتر از طریق این لینک بخوانید:
https://vrgl.ir/ULKxw
🔥2👍1🤔1
شاید از بیرون همهچیز عادی بهنظر برسد، اما درونِ سرتان همیشه شلوغ است. نگرانی پشت نگرانی؛ حتی وقتی «دلیل خاصی» وجود ندارد.
در این موقع جمله «مغزم هیچوقت استراحت نمیکند» را تکرار میکنیم.
اینجا ممکن است پای چیزی فراتر از استرس روزمره در میان باشد؛
اضطراب فراگیر.
اضطراب فراگیر، فقط فکرِ زیاد نیست.
بدن هم وارد ماجرا میشود:
خستگی، تنش عضلانی، بیخوابی، تپش قلب.
و همین باعث میشود خیلیها سالها دنبال علت جسمی بگردند،
درحالیکه ریشهی اصلی، جای دیگری است.
در این نوشته بیشتر درباره اضطراب فراگیر دقیقاً چیست و چه فرقی با نگرانی عادی دارد، بخوانید.
با نگرانیهایی که این روزها داریم، شاید این متن همان چیزی باشد که کمک کند اسمِ حالتان را درستتر بشناسید و بهتر به مهار آن بپردازید.
🔗 متن کامل را در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/1GZbS
در این موقع جمله «مغزم هیچوقت استراحت نمیکند» را تکرار میکنیم.
اینجا ممکن است پای چیزی فراتر از استرس روزمره در میان باشد؛
اضطراب فراگیر.
اضطراب فراگیر، فقط فکرِ زیاد نیست.
بدن هم وارد ماجرا میشود:
خستگی، تنش عضلانی، بیخوابی، تپش قلب.
و همین باعث میشود خیلیها سالها دنبال علت جسمی بگردند،
درحالیکه ریشهی اصلی، جای دیگری است.
در این نوشته بیشتر درباره اضطراب فراگیر دقیقاً چیست و چه فرقی با نگرانی عادی دارد، بخوانید.
با نگرانیهایی که این روزها داریم، شاید این متن همان چیزی باشد که کمک کند اسمِ حالتان را درستتر بشناسید و بهتر به مهار آن بپردازید.
🔗 متن کامل را در ویرگول بخوانید:
https://vrgl.ir/1GZbS
❤4