Virgool - ویرگول
5.19K subscribers
68 photos
17 videos
3 files
776 links
ویرگول، شبکه اجتماعی محتوای فارسی و نسل جدید سرویس های بلاگ نویسی است.

شما هم در ویرگول بنویسید و مطلبتان را به سادگی به دست صدها خواننده برسانید
https://virgool.io
Download Telegram
در روان‌شناسی، آزمایش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد برداشت ما از تصاویر ناواضح و چندمعنایی، بیشتر از اینکه به خود تصویر مربوط باشد، بازتابی از ذهن، تجربه‌ها و زاویه‌ی دید ماست.
یعنی در واقع، ما جهان را از پشت «عینک ذهنی» خودمان می‌بینیم.

اگر این عینک کثیف یا آسیب‌دیده باشد، تصویری که از دنیا می‌گیریم هم ناقص خواهد بود. اگر هنرمند یا فیلم‌ساز باشیم، این عینک تنها متعلق به خودمان نیست؛ بلکه آن را بر چشم مخاطب هم می‌گذاریم.

در یادداشت «عینک روی صورت سینماست؛ اما تصویر؟!» ابوالفضل ناصری با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأمل‌برانگیز، از یک خاطره ساده آغاز می‌کند و به نقد از وضعیت سینما و هنرمندان امروز می‌رسد.

اگر به هنر، فلسفه‌ی دیدن و مسئولیت هنرمند در جامعه علاقه‌مندید، این پست را در ویرگول مطالعه کنید:
https://vrgl.ir/KgWyR

ویرگول
جایی برای خواندن و نوشتن!
1
🧠 استرس همیشه دشمن نیست. گاهی فقط زبانش رو بلد نیستیم!

ذهن ما زیر فشار، دو مسیر رو ممکنه طی کنه؛ قفل می‌کنه یا بهترین عملکردش رو نشون می ده.
تفاوتش به این برمی‌گرده که بلدیم با استرس چطور رفتار کنیم یا نه.

استرس مثبت (Eustress)، همون فشاریه که باعث تمرکز، انگیزه و خلاقیته.
استرس منفی (Distress)، ذهنو فرسوده می‌کنه و ما رو از پا در میاره.

راه حل این موضوع مهندسی ذهنه.
یعنی بدونیم چطور با استرس حرف بزنیم، نه بجنگیم:

۱. افکارمون رو بازسازی کنیم:
به‌جای «اگه خراب کنم چی می‌شه؟» بگیم «اگه موفق شم چی می‌شه؟»

۲. روی چیزایی که کنترل‌شون دست ماست تمرکز کنیم، نه روی ترس از آینده.

گفت‌وگوی درونی منفی رو با جملات توانمندساز جایگزین کنیم:
«من نمی‌تونم» رو با «من هنوز راهشو کامل پیدا نکردم» عوض کنیم.

وقتی استرس از یه حدی بیشتر بشه و مزمن بمونه، دیگه کمکی نمی‌کنه.
بی‌خوابی، بی‌انگیزگی، دردهای بی‌دلیل یا انزوا، هشدارن که باید ذهن رو ریکاوری کنیم.

تمرین‌هایی مثل:
• نفس عمیق با شمارش معکوس
• تصویرسازی ذهنی موفقیت
• لیست‌برداری از چیزهایی که کنترل‌پذیرند
• و ساختن جمله‌های انگیزشی شخصی

🌱 مهندسی ذهن یعنی، استرس هنوز هست، ولی این‌بار تویی که سکان رو توی دستت گرفتی.

📎https://vrgl.ir/4dJiF

#ویرگول
جایی برای خواندن و نوشتن!
5
بیشتر ما با شوق و ذوق شروع می‌کنیم، اما چند روز بعد انرژی‌مون تموم می‌شه.
اینجاست که تداوم وارد بازی می‌شه؛ یعنی ساختن سیستمی که حتی وقتی خسته‌ای یا بی‌حوصله‌ای، باز تو رو جلو می‌بره.

یک راه ساده برای شروع تداوم وجود داره:
- کار بزرگ رو به کوچک‌ترین قدم ممکن تبدیل کن.
- به‌جای «باید پروژه رو تموم کنم» فقط بگو:
«امروز ۱۰ دقیقه روی بخش اولش کار می‌کنم.»
- همین قدم‌های کوچک، کم‌کم بزرگ‌ترین پروژه‌ها رو می‌سازن.

اگه می‌خوای بدونی چطور با عادت‌ها، تکنیک پومودورو و حتی هوش مصنوعی می‌شه این تداوم رو ساخت، پست کامل رو اینجا بخون:
https://vrgl.ir/f15Ru

ویرگول
جایی برای خواندن و نوشتن!
6👏3👍2
شاید اسم «جستار» به گوشت خورده باشه، اما دقیقاً می‌دونی چیه؟
جستار نوشته‌ایه برای کاوش، نه نتیجه‌گیری؛ سفری شخصی که نویسنده توی اون با خودش و مخاطب هم‌زمان فکر می‌کنه.

جستار چند ویژگی داره:
- شخصی و صمیمیه، نه خشک و آکادمیک.
- هدفش کشف کردنه، نه قانع‌کردن.
- می‌تونه با خاطره، روایت یا یک پرسش شروع شه و حتی با پرسش هم تمام شه.
- ترکیبی از فکر و احساس، فلسفه و زندگی روزمره‌ست.

📚 از مونتنی و ویرجینیا وولف تا شفیعی کدکنی و ملکیان، همه با جستارها تلاش کردن جهان رو از دریچه‌ی خودشون بفهمن.

اگه دوست داری بنویسی، ولی از قالب‌های سخت مقاله و داستان فراری هستی، جستار، قلمت رو آزاد می‌کنه.
امتحانش کن؛ از یک پرسش یا تجربه‌ی شخصی شروع کن و اجازه بده نوشته‌ات تو رو با خودش ببره.

این متن از ویرگول الهه روح‌اللهی بود که می‌تونین از لینک زیر این پست رو مطالعه کنین:
https://vrgl.ir/WTiL2

ویرگول،
جایی برای خواندن و نوشتن!
10👏1
شبکه‌های اجتماعی می‌تونن هم بهترین دوست فردیت باشن، هم بزرگ‌ترین تهدید برای تو.

🔹 گاهی با «نمایش زندگی ایده‌آل» ما رو مجبور به پوشیدن نقاب‌هایی می‌کنن که هیچ شباهتی به خود واقعی‌مون ندارن؛ جایی که تأییدطلبی و ترس از قضاوت، جای اصالت رو می‌گیره.

🔹 الگوریتم‌ها هم با ساختن «اتاق پژواک» فقط حرف‌هایی رو نشون‌مون میدن که دوست داریم بشنویم؛ این یعنی دور شدن از دیدگاه‌های متفاوت و تحلیل انتقادی.

🔹 اما همین فضاها می‌تونن فرصتی برای خودابرازگری و ساخت جوامع حمایتی باشن؛ به‌ویژه برای گروه‌هایی که در دنیای واقعی صداشون کمتر شنیده می‌شه.

💡بهترین راهکاری که توی این مسیر می‌تونیم داشته باشیم، یادگیری سواد دیجیتال، شناخت الگوریتم‌ها، تعیین مرز برای استفاده و تغذیه زندگی درونی هست
فردیت واقعی یعنی حتی وسط شلوغی فضای مجازی، اصالت و عمق خودتو حفظ کنی.

📎 این موضوع را به‌طور کامل‌تر در این ویرگول بخونین:
https://vrgl.ir/IDZH7
👍1🔥1
اعتماد به نفس فقط روی حال خوب فردی تأثیر نداره؛ مستقیم روی روابط و کیفیت زندگی هم اثر می‌ذاره.
اینا چند تکنیکیه که می‌تونه کم‌کم شما رو قوی‌تر کنه 👇

1️⃣ هدف‌های کوچیک و دست‌یافتنی بذار
2️⃣ یاد بگیر راحت «نه» بگی
3️⃣ گفت‌وگوی درونی مثبت داشته باش
4️⃣ زبان منفی رو حذف کن
5️⃣ یک نقطه‌ی موفقیت مشخص برای خودت بساز
6️⃣ پیشرفت‌هات رو رصد کن، حتی اگه کوچیک باشه
7️⃣ با زبان بدن درست (شانه صاف، سر بالا) راه برو و بشین
8️⃣ چالش‌ها رو بپذیر، ازشون فرار نکن
9️⃣ روی موفقیت‌ها و نقاط قوتت تمرکز کن، نه شکست‌ها

📌 اعتماد به نفس با یک‌شبه تغییر نمی‌کنه؛ اما با همین قدم‌های کوچیک، می‌تونه زندگی‌ت رو متحول کنه.
جزئیات بیشتر این تکنیک‌ها رو اینجا بخون: https://vrgl.ir/on2Xd
👍6💯1
قبل از اینکه رویدادی فرصت نفس کشیدن پیدا کند، سیلی از برداشت‌ها، تحلیل‌ها و روایت‌های آماده بر سرش می‌ریزد.
در این اتفاق حقیقت خام تقریباً ناپدید می‌شود و ما بیشتر «روایت‌ها» را مصرف می‌کنیم تا واقعیت را.

🔎 این چرخه چطور کار می‌کند؟
۱. رویداد اتفاق می‌افتد.
۲. خلا معنایی ایجاد می‌شود.
۳. روایت‌های سریع ساخته و پخش می‌شوند.
۴. تورم گفتار فضا را اشباع می‌کند.
۵. جذابیت و اقناع‌گری جای حقیقت را می‌گیرد.

📌 پیامدش این است که نسل‌ها بیشتر با نسخه‌های روایت‌شده‌ی جهان زندگی می‌کنند تا با تجربه مستقیم آن.
شاید راه نجات، بازگشت به «سکوت، صبر و مشاهده بی‌واسطه» باشد؛ در جهانی که اعتیاد به تفسیر دارد، همین عمل ساده یک حرکت انقلابی است.

🖋 این ویرگول را به‌طور کامل در لینک زیر بخوانید:
https://vrgl.ir/LUJ7y
👍3
معمولاً وقتی از مدرنیسم صحبت می‌شه. اسم‌هایی مثل جویس یا فاکنر به ذهن میاد؛ اما ویرجینیا وولف مسیر متفاوتی رو طی کرد:
او مدرنیسم رو به تجربه‌ی زنانه پیوند زد و به یکی از مهم‌ترین صداهای نقد فمینیستی بدل شد.

🔹 در رمان‌هایی مثل خانم دالووی یا به‌سوی فانوس دریایی، تکنیک «جریان سیال ذهن» رو نه صرفاً برای نوآوری فرمی، بلکه برای بازنمایی زیست زنانه به‌کار گرفت.

🔹 در رساله‌ی معروف اتاقی از آنِ خود، استقلال مالی و فکری زنان رو شرط خلاقیت ادبی دونست؛ استعاره‌ی «اتاق» هنوز هم الهام‌بخشه.

🔹 وولف در نقدهاش نشون داد تاریخ ادبیات، چطور زنان رو به حاشیه رانده؛ کاری که بعدها الهام‌بخش نقد فمینیستی شد. می‌شه گفت سه محور در کار او به هم گره خورده. حدس شما از این سه محور چیه؟

ادامه این ویرگول رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین:
https://vrgl.ir/GBkHx
👏41
سروش صحت نشسته روبه‌روی مهمون‌هاش و با علیرضا قربانی، ایرج طهماسب، پیمان قاسم‌خانی و گروس عبدالملکیان گپ می‌زنه.
اینجا احسان عبدی‌پور سفرنامه رو تعریف می‌کنه، دکتر ماحوزی مثنوی می‌خونه و رشید کاکاوند شاعرهای مهجور رو معرفی می‌کنه.
اینجا حتی حسین مدنی میاد و از «انسان‌شناسی برای مردم»، فرهنگ یاریگری ایرانی‌ها و آینده یادگیری ماشینی می‌گه.

همه‌ی این اتفاق‌ها توی یک برنامه تلویزیونی به اسم «اکنون» می‌افته؛ جایی که بیشتر شبیه یک سفر فرهنگیه.

شما اکنون رو دنبال می‌کنین؟
📌اینجا درباره‌ی «اکنون» و ماجراهاش بیشتر بخونین:
https://vrgl.ir/6eRhR
14💩8👎3👍2🌚1💯1
یه جایی وسط مسیر کاریم، حس کردم همه‌چیز فقط روی کاغذ خوبه. عنوان بهتر، حقوق بالاتر، پروژه‌های بزرگ‌تر.
اما توی دلم می‌دونستم بیشتر از اینکه جلو برم، دارم خودمو قانع می‌کنم.

این همون لحظه‌ایه که بهش می‌گن: خودفریبی شغلی.
وقتی فکر می‌کنیم رشد کردیم، ولی درواقع فقط درحال مشغول نگه‌داشتن خودمونیم.

شما این تجربه‌ رو داشتین؟

ادامه این ویرگول رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین: https://vrgl.ir/3QlpY
👍4
تقریباً همه‌مون شب‌هایی داشتیم که توی رختخواب غلت زدیم و ذهن‌مون پر بوده از «اگرها»:
اگر فردا دیر برسم چی؟
اگر مصاحبه‌م خراب بشه چی؟
اگر آینده اون‌طوری که می‌خوام نشه چی؟

واقعیت اینه که نگرانی هیچ نتیجه‌ای رو تغییر نمی‌ده. تنها چیزی که عوض می‌کنه، حالِ ماست؛ لحظه‌ای که باید توش نفس بکشیم و زندگی کنیم.

🔍 تحقیقات نشون می‌ده نگرانی مداوم:

- سطح استرس و هورمون کورتیزول رو بالا می‌بره.
- خواب و تمرکز رو مختل می‌کنه.
- حتی سیستم ایمنی رو ضعیف می‌کنه.

پس چه کار باید کنیم؟

🔸نگرانی‌هامون رو بنویسیم (بیشترشون هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتن).

🔸«ساعت نگرانی» بذاریم؛ یعنی فقط توی زمان مشخصی بهش فکر کنیم.

🔸با تمرین ذهن‌آگاهی (مثل توجه به نفس کشیدن) به لحظه حال برگردیم.

🔸از خودمون بپرسیم: «این موضوع قابل کنترله یا نه؟» اگر آره، عمل کنیم؛ اگر نه، رهاش کنیم.

اما باید توجه داشته باشیم که:

نگرانی سالم، ما رو به عمل می‌رسونه و نگرانی ناسالم، ما رو توی دور باطل «اگرها» گیر می‌اندازه.

آینده، راه خودش رو می‌ره. نگرانی هیچ‌وقت نتیجه رو عوض نکرده، اما همیشه حالِ ما رو خراب کرده.

این ویرگول رو از طریق این لینک کامل‌تر بخونین:‌
https://vrgl.ir/4XoNA
5
دلقک توی ادبیات فقط برای خندوندن نیست؛ خیلی وقت‌ها تنها کسیه که می‌تونه حقیقت رو بگه، وقتی بقیه سکوت رو ترجیح می‌دن.

هاینریش بل توی رمان «عقاید یک دلقک»، قصه‌ی هانس شنیر، دلقکی تنها بعد جنگ جهانی دوم توی آلمان رو تعریف می‌کنه.
عشقش ماری ترکش کرده، خانواده ثروتمندش هم پسش زدن. اون مونده با یه زانوی زخمی، خاطرات قدیمی و جامعه‌ای پر از ریا و فراموشی.

هانس همون وجدان زخمی جامعه‌ست؛ دلقکی که باید شادی بیاره، اما غمگین‌ترین آدم داستانه.
همه گذشته‌شون رو پنهون می‌کنن، ولی اون حقیقت رو می‌گه و همین باعث طردشدنش می‌شه.

بل نشون می‌ده دلقک مدرن مثل آینه‌ست؛ زشتی‌های جامعه رو بازتاب می‌ده، حتی اگه کسی طاقت نگاه کردن نداشته باشه.

رمان «عقاید یک دلقک» یادآوری می‌کنه، صداقت همیشه بهایی داره؛ اما اگر انتخابش نکنی، آخر داستان خودت رو از دست خواهی داد.

شما حاضرید برای صداقت چنین بهایی بدین؟

از طریق لینک زیر، این مطلب رو توی ویرگول به‌طور کامل‌تر بخونین:
https://vrgl.ir/zQOzP
8🥰1
طبق آمار، ۷۰۰ میلیون نفر هر هفته سراغ ChatGPT می‌رن و فقط در یک هفته ۱۸ میلیارد پیام باهاش رد و بدل می‌کنن. نکته جالب اینه که بیشتر این استفاده‌ها دیگه فقط کاری نیست؛ بالای ۷۰٪ گفت‌وگوها مربوط به زندگی روزمره‌ست. از چیدن برنامه‌ریزی روزانه گرفته تا پیدا کردن دستور غذا یا حتی ایده‌ برای تعطیلات آخر هفته.

با این حال توی محیط کار هم جای خودش رو حسابی حفظ کرده. خیلی‌ها اول یک متن خام می‌نویسن و بعد می‌دن به ChatGPT تا بهبودش بده و واسه‌شون مثل یک ویراستار عمل می‌کنه. توی تیم‌های فنی هم دیباگ سریع یا توضیح مفاهیم پیچیده رو به اون می‌سپارن.

واقعیت اینه که ChatGPT دیگه فقط یک ابزار کمکی نیست؛ عادتیه که با ما زندگی می‌کنه و توی هر تصمیم‌گیری همراه‌مونه.

تو چه وقت‌هایی بیشتر سراغ ChatGPT می‌ری؟

ادامه این محتوا رو توی این پست ویرگول بخونین:
https://vrgl.ir/bP05h
👍7👎1
بازار گاهی به یک بازی روانی تبدیل می‌شه.

🔹 وقتی سود می‌کنیم، دوپامین توی مغزمون ترشح می‌شه. لذتش اونقدر قویه که منطق خاموش می‌شه و فقط می‌خوای دوباره همون حس رو تجربه کنی.
🔹 وقتی جا می‌مونیم، «ترس از دست دادن» (FOMO) در ذهن فعال می‌شه. می‌بینیم بقیه سود کردن، ما هم بی‌محابا وارد می‌شیم.

اما این تازه اول ماجراست. خطاهای شناختی هم به بازی اضافه می‌شن:
اثر گله‌ای: چون همه می‌خرن، ما هم می‌خریم.
سوگیری تایید: فقط دنبال خبرهایی می‌گردیم که انتخاب‌مون رو تایید کنه.
لنگر انداختن: به یک قیمت اولیه می‌چسبیم، حتی اگه بازار سقوط کنه.

اینجا راه‌حل چیه؟ قبل از هر تصمیم هیجانی چند ثانیه مکث کن، دنبال اطلاعات کامل باش و برای خودت برنامه‌ مشخص بچین.

📖 ادامه این بحث رو توی ویرگول بخون؛ شاید نگاهت به سرمایه‌گذاری بعدی تغییر کرد:
🔗https://vrgl.ir/gGTd7
2
باران می‌بارید، چراغ برق پت‌پت می‌کرد و من زیر آن آسمان شهریور، داشتم دعا می‌خواندم که ناگهان یک پیامک آمد:
«شاید آن روز که خرمالوهای دلمان برسند، ما آدم‌های شادی باشیم...»

زدم روی لینک. کتاب «تا خرمالوها برسند» را خریدم.
جلدش ساده بود، نه آن‌قدر که بی‌تفاوت بگذری و نه آن‌قدر که عاشقش شوی.
انگار که خرمالوهای نارس روی جلد، منتظر رسیدن بودن؛ مثل ما آدم‌ها.

این کتاب ۸ داستان کوتاه دارد. قصه‌هایی از آدم‌هایی شبیه من و تو؛ پر از رنج، صبر و دل‌هایی که هنوز نرسیده‌اند!
قصه‌هایی که اگر اهل گریه‌ کردن هم نباشی، جایی از وجودت را می‌سوزانند.

وقتی کتاب را بستم، تا شب بهش فکر می‌کردم.
به اینکه شاید همه‌ی ما فقط منتظریم یک نفر، یک اتفاق یا حتی یک روز آرام، باعث رسیدن خرمالوهای دل‌مان شوند.

📖ادامه این ویرگول درباره کتاب «تا خرمالوها برسند» را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://vrgl.ir/N2Jbb
1
گاهی فکر می‌کنیم ایده‌های بزرگ، حاصل ذهن‌های استثنایی‌اند؛ ذهن‌هایی مثل «انیشتین» یا «مارتین لوتر کینگ».
اما واقعیت این است که حتی درخشان‌ترین ذهن‌ها هم بدون بستر، تیم و جامعه‌ای پویا، نمی‌توانستند شکوفا شوند.

امروز، موفقیت بیش از آن‌که نتیجه‌ی نبوغ فردی باشد، محصول «هوش جمعی» است؛ یعنی توانایی گروه‌ها برای فکر کردن، تصمیم‌گیری و خلق در کنار هم.
استارت‌آپ‌ها، سازمان‌ها و حتی جنبش‌های فرهنگی زمانی رشد می‌کنند که ترکیب درستی از آدم‌های متفاوت در کنار هم باشند؛ کسانی با مهارت‌های مکمل، نه مشابه.

پس شاید زمان آن رسیده که به‌جای سنجش هوش افراد، به «هوشمندی تیم‌ها» نگاه کنیم.
چون در نهایت، هیچ اتومبیلی فقط با یک قطعه حرکت نمی‌کند.

🔗 برای مطالعه‌ی کامل این پست ویرگول، از لینک زیر اقدام کنید:
https://vrgl.ir/rohjr
5
در طول روز شاید با این تیپ آدم‌ها برخورد کنیم:
- کسی که دعوت به جمع رو رد می‌کنه.
- هم‌کلاسی‌ای که حتی وقتی جواب سؤال رو بلده، دست بلند نمی‌کنه.
- همکاری که همیشه نگرانِ اشتباه کردنه، چند بار جمله‌اش رو قبل از گفتن مرور می‌کنه.
- دوستی که بعد از هر گفت‌وگو، ذهنش پر از «نکنه ناراحتش کردم؟» می‌شه.

این آدم‌ها شاید دچار الگوهای شخصیتی اضطرابی یا اجتنابی باشن؛ دو تیپی که ریشه‌شون یکیه، اما مسیرشون متفاوته.

👤 شخصیت اضطرابی
مدام درگیر دلشوره و پیش‌بینی فاجعه‌ست.
ذهنش روی «اگرها» می‌چرخه و آرامش، براش فقط یک لحظه‌ی کوتاهه.

👤 شخصیت اجتنابی
می‌خواد ارتباط داشته باشه، اما از ترس طرد شدن، عقب می‌کشه. سکوت می‌کنه، چون نگرانِ قضاوت شدنه.

🤔 اما ما در قدم اول چه برخوردی باید داشته باشیم؟
– قضاوت نکنیم؛ چون پشت هر رفتار، دلیلی پنهانه.
– به‌جای نصیحت، شنونده باشیم.
– آرامش خودمون رو حفظ کنیم تا به اون‌ها هم آرامش منتقل کنیم.
– اگر خواستیم کمک کنیم، با ملایمت و بدون فشار به فرد کمک کنیم.

اگر در اطراف‌تون چنین افرادی را می‌شناسین، این پست ویرگول رو از دست ندین؛ تا درباره‌ی تفاوت شخصیت‌های اضطرابی و اجتنابی و راه درستِ برخورد با هرکدام بیشتر اطلاعات کسب کنین:
🔗https://vrgl.ir/QESvs
👍43
تا به حال به این فکر کرده‌اید که ریشه‌ی عصبانیت و پرخاش در ما از کجاست؟
گاهی پشت فریادها، دل‌هایی پنهان شده‌اند که از درون زخمی‌اند.

عزت‌نفس پایین، خویشتنداریِ نابسنده یا حتی ترس از شکست می‌تواند ما را به نقطه‌ای برساند که «پرخاش» را با «قدرت» اشتباه بگیریم.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد پرخاشگر اغلب چند ویژگی مشترک دارند.
از جمله: تصویر ذهنی منفی، تمایل به تلافی و سلطه‌گری در روابط.
اما نکته مهم این است که پرخاش یک نشانه است؛ نشانه‌ای از دردی که دیده نشده و نیازی که شنیده نشده.

اگر کنجکاوید بدانید چه ویژگی‌هایی درون ما می‌تواند باعث پرخاش شود و چطور می‌شود آن را شناخت، این نوشته را از دست ندهید 👇

🔗https://vrgl.ir/jmVcp
2
دنده‌عقب به گذشته؛ جایی که خاطره آنجاست…
ماشین‌ها فقط ما را جابه‌جا نمی‌کنند؛ آن‌ها خاطراتمان را حمل می‌کنند.

از پیکان سفید بابا در سفرهای شمال گرفته تا سرویس‌های مدرسه، تاکسی‌های شهری و ماشین‌های عروسی…
هرکدام صحنه‌ای از زندگی ما بوده‌اند.

حالا وقتش رسیده دنده‌عقب به گذشته بزنیم.🚘
ویرگول و اتو ابزار، از شما دعوت می‌کنند تا روایتگر خاطرات ماشینی خود باشید.

✍️ فقط کافی است در ویرگول بنویسید و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشرش کنید تا وارد مسابقه بشید.
📅 زمان برگزاری: ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴

🏆 جوایز:
نفر اول: ۴۰ میلیون تومان
نفر دوم: ۲۵ میلیون تومان
نفر سوم: ۱۵ میلیون تومان
نفرات چهارم و پنجم: ۵ میلیون تومان

🎁 جوایز با قرعه‌کشی‌ها:
سه پست برگزیده با رأی کاربران: ساعت هوشمند شیائومی.
سه نفر از تمام شرکت‌کنندگان: چراغ مطالعه‌ی شیائومی.
سه نفر از رأی‌دهندگان: هدفون بلوتوثی شیائومی.

👩‍💻 داوران:
آنالی اکبری، کاوه فولادی‌نسب، پژند سلیمانی و نغمه کرم‌نژاد

برای مطالعه‌ی جزئیات بیشتر و شرکت در مسابقه، به صفحه‌ی زیر مراجعه کنید:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar

#دنده_عقب_با_اتو_ابزار
5🎉1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚙 ماشین‌ها خاطرات‌مون رو حمل می‌کنن. از پیکان سفید بابا تا تاکسی‌های شهری و ماشین‌های عروسی.

از ۳ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۴ می‌تونین، خاطره‌هاتون با ماشین رو توی ویرگول بنویسین و با تگ «دنده عقب با اتو ابزار» منتشر کنین تا شاید یکی از برندگان بیش از ۱۰۰ میلیون تومان جوایز این مسابقه باشین.🎁

اطلاعات بیشتر درباره مسابقه رو از طریق لینک زیر مطالعه کنین:
🔗 https://virgool.io/campaign/autoabzar
💯53👍1
چرا بعضی نظریه‌ها «علم» به حساب نمی‌آیند؟

کارل پوپر، فیلسوفی بود که پرسید: «مرز میان علم و شبه‌علم کجاست؟»
پاسخ ساده بود: «علم، خودش را در معرض باطل شدن قرار می‌دهد؛ اما شبه‌علم نه.»

از فروید تا انیشتین، از روانکاوی تا نسبیت، پوپر در میانه‌ی قرن بیستم، یاد داد که هر نظریه‌ی علمی باید آماده‌ی رد شدن باشد.
او می‌گفت دانشمندان نباید دنبال اثبات نظریه‌های خود باشند، بلکه باید در جست‌وجوی راهی برای رد آن‌ها باشند.

اما آیا واقعاً می‌شود آزمایشی طراحی کرد که هیچ فرضیه‌ی از پیش‌تعیین‌شده‌ای در آن نباشد؟

پوپر چنین می‌خواست، اما دنیای علم چیز دیگری می‌گفت.
در این نوشته، از فلسفه‌ی علم پوپر، خوش‌بینی او به آینده، نقدش بر روشنفکران مدگرا و باورش به «جسارت اندیشیدن» می‌خوانید.

متن کامل را در ویرگول بخوانید:
🔗https://vrgl.ir/KsPqs
5