اصلا قبول حرف شما، من روانی ام
من رعد و برق و زلزله ام ، ناگهانی ام
این بیت هایِ تلخِ نفس گیرِ شعله خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی ام...
#حامدعسکری
@TakbeyyyT
من رعد و برق و زلزله ام ، ناگهانی ام
این بیت هایِ تلخِ نفس گیرِ شعله خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی ام...
#حامدعسکری
@TakbeyyyT
😢4👍2👏2
❤4👍2😢2🤔1
😢4👍2❤1
😢3👍1👏1
گیریم خنجرِ حرف تو
بر پهلوی باورها نشست!
نوش دارویی
شرابی
شیونی...
شعری به کارش میکنیم ؛
دل که چرکین شد، چه کارش میکنیم؟!
#محمدرضاشفيعیکدکنی
@TakbeyyyT
بر پهلوی باورها نشست!
نوش دارویی
شرابی
شیونی...
شعری به کارش میکنیم ؛
دل که چرکین شد، چه کارش میکنیم؟!
#محمدرضاشفيعیکدکنی
@TakbeyyyT
🔥4😢3👏1
😢3
بین این شهرها و کشورها
با تو خوب است یک سفر به اتاق!
خستهام از جهان و آدمهاش
بغلم کن! مرا ببر به اتاق...
وحشیانه بیفت در بغلم
بدنت را عمود کن با عشق
وحشیانه ببوس و گاز بگیر
گردنم را کبود کن با عشق
بعد آرام شو، بچسب به من
بعد سیگار دود کن با عشق...
تخت طوفانی است، دستم را
دُور آن گیسوان لَخت ببند
تو کوآلای کوچکم هستی
خواب خود را به این درخت ببند
خفه کن با تنت دهانم را
دستهای مرا به تخت ببند...
رازها را، نگفتنیها را
توی مستی بگو درِ گوشم
بغضها را بریز در تن من
من که کوهم، همیشه خاموشم
گریه کن روی سینهی لُختم
بعد بیهوش شو در آغوشم...
آفریده شده زمین و زمان
که مرا با تو آشنا بکند
حل شوم در تن تو، در روحت
که مرا از خودم رها بکند
هیچ چیزی نمیتواند که
این دو دیوانه را جدا بکند...
@TakbeyyyT
با تو خوب است یک سفر به اتاق!
خستهام از جهان و آدمهاش
بغلم کن! مرا ببر به اتاق...
وحشیانه بیفت در بغلم
بدنت را عمود کن با عشق
وحشیانه ببوس و گاز بگیر
گردنم را کبود کن با عشق
بعد آرام شو، بچسب به من
بعد سیگار دود کن با عشق...
تخت طوفانی است، دستم را
دُور آن گیسوان لَخت ببند
تو کوآلای کوچکم هستی
خواب خود را به این درخت ببند
خفه کن با تنت دهانم را
دستهای مرا به تخت ببند...
رازها را، نگفتنیها را
توی مستی بگو درِ گوشم
بغضها را بریز در تن من
من که کوهم، همیشه خاموشم
گریه کن روی سینهی لُختم
بعد بیهوش شو در آغوشم...
آفریده شده زمین و زمان
که مرا با تو آشنا بکند
حل شوم در تن تو، در روحت
که مرا از خودم رها بکند
هیچ چیزی نمیتواند که
این دو دیوانه را جدا بکند...
@TakbeyyyT
🔥3🥴3👎2🤡2❤1👏1😱1
❤4🥰3
شَبکی به کنج خلوت اگرم دهی اجازت
بِمکم چنان لبت را که در آن سخن نماند
اگه اجازه ندم چی؟
یک بوسه حلالوار از آن لب
گر میندهی حرام گیرم...
@TakbeyyyT
بِمکم چنان لبت را که در آن سخن نماند
اگه اجازه ندم چی؟
یک بوسه حلالوار از آن لب
گر میندهی حرام گیرم...
@TakbeyyyT
🥰7🔥2😱2❤1💯1
❤3👍1🥰1🙏1😍1
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود
نوعی طپشِ قلب شبیهِ ضربان بود
کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد
انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم
دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
«چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود»
فهمید که دیوانه و دلبسته ی اویم
«از بسکه اشارات نظر نامه رسان بود»
#محمدرضا_نظری
@TakbeyyyT
نوعی طپشِ قلب شبیهِ ضربان بود
کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد
انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم
دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
«چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود»
فهمید که دیوانه و دلبسته ی اویم
«از بسکه اشارات نظر نامه رسان بود»
#محمدرضا_نظری
@TakbeyyyT
❤6👌2👏1😢1
❤6👍1💯1
👏3