تکاپو
10 subscribers
544 photos
70 videos
9 files
22 links
مجله فرهنگی اجتماعی تکاپو
در تکاپوی لحظات خوب و شیرین خانوادگی


کانال دیگر ما :

@iranavion

@rumors


برای ارتباط با ما با آی دی زیر در ارتباط باشید
@takapu111
پیام کوتاه فقط. ۰۹۳۸۴۰۶۲۰۸۸
Download Telegram
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین آرامشه
تو زیباترین آرزوی منی...
شانه‌های تو ...
قبله‌گاه دیدگان پرنیاز من
شانه‌های تو،
مُهر سنگی نماز من!
هرشب دلم بهانه‌ی تو ،
هیچ ...
بگذریم ...
امشب دلم دوباره تو را ...
هیچ ...
شب بخیر ...!
میگویند
در خواب هایم
هذیان میگویم
اما هیچکس نمیداند
با تو حرف میزنم!!!
همه آرام گرفتند ،
و شب از نیمه گذشت ...
آنچه در خواب نشد ،
چشمِ من و فکرِ تو بود ...
یه دیوونه رو هیشکی نمیتونه آروم کنه،
جز اونی که دیوونش کرده
من آن اَبرم
که دَر گرمای مُرداد،
اگر باران ندارم سایه دارم
آغوشم بوی تنهایی میده
خودم وقتی خودمو بغل میکنم تمام تنم بوی غم میگیره
همه ی وجودم میشه دلتنگی
واسه کی و چرا و چگونش بمونه بین منو خدا

مرا از دور تماشا کن
من از نزدیک غمگینم
با فاصله اي امن كه آسيب نبيني

بنشين و فقط شاهد ويراني من باش
مرگم بهانه شد به منِ عاشقت کمی
بینِ تمامِ مشغله‌هایت زمان دهی
تا روی تیر برقِ سرِ کوچه‌ی شما
عکسی زنند، خاطره‌ها را تکان دهی

تن بی تو در مزارِ خودش دفن شد ولی
دل پایِ حرفهای قدیمی همیشه هست
حالا تو هم بیا و کنارِ جنازه‌ام
اشکی بریز تا که غمت را نشان دهی

یادت که هست وقتِ جدایی دلِ مرا
با خود به ناکجایِ جهان کوچ داده‌ای
امروز مرده‌ام، به همین نیز راضی‌ام
یک مشت خاک بر جسدم جای آن دهی

همسایه، شهر، خانه، خیابان، غزل، اجل
در مرگِ من تمامی‌شان دست داشتند
اما تو هیچ در پی تقصیرِ خود نباش
من خواستم که ختم بر این داستان دهی

دنیا بدون من به کسی سخت نگذرد
هرکس به فکر زندگی و کسبِ روزی‌اش
تنها سفارش اینکه بیاموز بعدِ من
باید به عشق تن بدهی یا که جان دهی

این بیت را وصیتِ آخر حساب کن
مثل همیشه دردسرت می‌دهم ببخش
خانم بدان که منتظرم عصرِ جمعه‌ای
گنجشک‌های قبرِ مرا خرده نان دهی
عین برد بود
باختن دلم به تو
ای عشق، مرا
بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او
زنده بمانم....
خوش باد آن سحر که به وصل تو میرسم
تنها دلیل و علت شب زنده داری ام...
تو می‌روی و دل ز دست می‌رود ،

مرو ...

که با تو هر چه هست می‌رود ...
جانا ! کجایِ جهانی بدونِ من ؟!
برگرد ، بی تو ، نبضِ جهانم نمی زند ،
با شانه ها و آینه ها ، قهر کرده ام ،
لکنت گرفته قلبِ زمانم ، نمی زند !!!
در دستور زبان
/جان/
یک یک بخش است...
آن هم فدای تو!
آخرين لحظه تلخ ديدار
سر به سر پوچ ديدم جهان را
باد ناليد و من گوش كردم
خش خش برگهاي خزان را
باز خواندي
باز راندي
باز بر تخت عاجم نشاندي
باز در كام موجم كشاندي
گر چه در پرنيان غمي شوم
سالها در دلم زيستي تو
آه هرگز ندانستم از عشق
چيستي تو؟
كيستي تو؟
‏متاسفانه آدميزاد تا از دست نده قدر نميدونه!
همه دارن به هم آسيب ميزنن
اسم سيگاره ك بد در رفته!
منی که میبینی اینجا نشستم، همه چیزم رو فروختم... نگاهم رو به سنگ فرشِ زمین فروختم تا چشم‌هام به هر کس و ناکسی نیفته ! صدام رو به سکوت فروختم تا مبادا با کسِ دیگه‌ای هم‌صدا بشم ! خورشیدم رو به سایه‌ی سردی فروختم تا دلم گرم بشه !
اما دلم... دلم گرون بود، خیلی گرون، اما اون رو هم ارزون فروختم، به تو !
میگن چیزهای ارزون زود بی‌ارزش میشن ... نه ؟