شب شعر و مهتاب
121 subscribers
115 photos
2 videos
برای شب‌هایی که هیاهوی زندگی می‌پیچه تو سرت و دلت یه گوشه‌ی آروم از جهان می‌خواد 🌙🍂
Download Telegram
آن‌چه را عاشقانه دوست می‌داری،
بیاب،
و بگذار تو را بکُشد.
بگذار خالی‌ات کند،
از هرچه هستی.
بگذار بر شانه‌هایت بچسبد،
سنگینت کند،
به سوی یک پوچی تدریجی.
بگذار بکشدت
و باقیمانده‌ات را ببلعد.
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت،
دیر یا زود.
اما چه بهتر که آن‌چه دوست می‌داری،
بکشدت!

#بوکوفسکی
برگردان: #مهیار_مظلومی
1
👌1
عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگر است
عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگر است...

#مولانا جان
1
مولانا: این اندوه کِی تمام می شود؟
شمس: اندوه تمام نمی شود،
تو آنقدر وسیع می شوی که اندوه در تو گم می شود!🌸
4
با سلاحی که مرا کشت به او جان می‌داد
با همان لب که به من قول فراوان می‌داد!

#سید_تقی_سیدی
💔1
1
صد بوسه داده‌ایم امانت به دست باد
تا کی تو را نسیم ببوسد به جای ما؟

#احسان_انصاری
2💔1
تو مثل روز زیبایی،
روزی که اولین بار دیدمت

تو مثل شب غمگینی،
شبی که رفتی و دلواپسم نبودی…

#ژاک_پرور
1🕊1
آن‌قدر در تبعید
زندگی کرده بود،
با قامتی خمیده راه می‌رفت
مثل این‌که
وطنش را زیر بالَش
گرفته باشد.

عدنان الصائغ
برگردان: مهدی حسینی‌نژاد
💔1
💔2
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی..!

#سعدی
👌21
چند پنهان کنم افسانه‌ى هجران از تو؟
حال من بر همه پيداست، چه پنهان از تو؟!

#هلالی_جغتایی
1👌1
ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
منزل او در دلست، اما ندانم دل کجاست

مشخصه یهو خیلی دارم حال می‌کنم با #هلالی_جغتایی یا نه؟ 😁
2👀1
شاعری تشریح جسم درد بعد از مردن است
شعر مرهم نیست، با یک زخم بازی کردن است..

#محمدجواد_حیدری
💔1
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه دورتر از عمر آرزومندست...

#هوشنگ_ابتهاج
1💔1
شب شعر و مهتاب
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم که راه دورتر از عمر آرزومندست... #هوشنگ_ابتهاج
زمان میان من و او جدایی افکنده‌ست
من ایستاده در اکنون و او در آینده‌ست

#هوشنگ_ابتهاج
1💔1
۶ ماه … 💔🖤
💔4
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من؟!

#فریدون‌_مشیری
بله، قطعا حق با #مهدی_اخوان_ثالث عزیزه که بدترین و دردناک‌ترین رنج به نظرم اینه که شاهد مردن آرزوهات باشی:

خیز ای دل خانه را شوییم و بیرون افکنیم
پیکرِ پُر خونِ صدها آرزویِ کشته را...


این روزها هیچ‌جوره دلم آروم نمی‌گیره…
💔2
تو بگو وصف لب یار، گناهش با من
تو بخوان نغمه ی دلدار، گناهش با من

تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دار
مستی‌ات با بغلت هر دو گناهش با من!

تو مرا گرم بخوان گرم بگیرم در بر
مردمان هر چه بگویند، گناهش با من

تو بمان در بر من محرم اسرارم باش
گر بگویند گناه است، گناهش با من!

#حسین_منزوی
1