رباعیات فارسی
1.79K subscribers
143 photos
7 videos
6 files
92 links
به دنيای زيبای رباعیات فارسی خوش آمديد!
دوستانتان را نيز دعوت كنيد
ارتباط : @Abbas_Hosseinnejad
Download Telegram
چند رباعی از #مجتبی_احمدی به احترام و یاد زنده‌یاد «ابوالفضل زرویی نصرآباد»، مرد باسواد و بامرام سرزمین شعر و ادب، خاصه طنز شریف و نجیب و شیرین و نمکین، که دهم آذرماه ۱۴۰۴، هفتمین سالگرد درگذشت اوست.


ـ حدیث قند
ای آینه، هم‌نشین و خویشاوندت
همسایۀ دیرینِ خرد، لبخندت
در سلسلۀ رجالِ طنزآورِ ماست
بیش از همه معتبر، «حدیثِ قند»ت


ـ بر سبیل طنز
ای مرد! به شعرِ بی‌بدیلت سوگند!
هم نیز به نثر و این قبیلت سوگند!ن
در شهر، کسی مثل تو طنزآور نیست
ملّا! به همان تارِ سبیلت سوگند!


ـ افسانه‌های امروزی
ملّا! طنزِ رفوزه‌ها را بنویس
یا تذکرۀ اهل ریا را بنویس
هنگامۀ لوده‌های پرتیراژ است
افسانۀ امروزی ما را بنویس


ـ مانا
ای مرد! به اهلِ بذله و بذل قسم!
حتی به نمونه‌هایی از هزل قسم!ن
در عرصۀ «طنز»، تا ابد مانایی
استاد! به حضرت ابوالفضل قسم!


ـ ماه به روایت آه
با لبخند، آه را روایت کردی
بی‌حاشیه، راه را روایت کردی
شب‌هات، به‌رغم انزوا، روشن بود
آن‌گونه که «ماه» را روایت کردی تو


ـ ملّا
آری، متملّقان و دولّاشدگان...
با «یا مولا»، صاحبِ ویلا شدگان...
اما تو از این فریق، رستی، ملّا!
این مدّعیان؛ نخوانده ملّاشدگان...


ـ بلندا
دیدیم که در میان سرها، سروی
خواندیم که در متن خبرها، سروی
هرچند که «باغِ طنز» در داغت سوخت
اما تو، علی‌رغم تبرها، سروی


ـ بازیگران
گفتند به‌جِد عضوِ اکیپت شده‌اند!
یک‌چند توتون‌آورِ پیپت شده‌اند...!
بعد از تو، ببین که نارفیقانِ عزیز
بازیگرِ اصلیِ کلیپت شده‌اند!


ـ تقدیم به بامعرفت عالم
مانند تو اصلِ نیک‌خویی نشدند
حتی اهلِ گشاده‌رویی نشدند
بسیارانی به زعمِ خود استادند
اما نه؛ «ابوالفضل زرویی» نشدند


ـ اصل مطلب
دل داد به کار، «اصل مطلب» را گفت
با صبر و وقار، اصل مطلب را گفت
چون دید که از اساس، دنیا «بدلی»ست
با مرگ، این‌بار اصل مطلب را گفت...

عکس: #عباس_حسین_نژاد

✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
6
Forwarded from خشت روی خشت (محمد)
نذر و نیاز برادرم رضا امیرخانی
۱)
هرچند پرندگی پریدن دارد
دل با تو گلایه‌اش شنیدن دارد:
تا مهر، امیدِ بردمیدن دارد
بازآ که جهان هنوز دیدن دارد
۲)
ما با تو قرار بر تپیدن داریم
امید به صبح بردمیدن داریم‌
با سرو بلند قامت دوست هنوز
در باغ، قرار قد کشیدن داریم

تهران | ۱۲ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی

https://xn--r1a.website/DoBeytKashi
2👍1
دل خود به قرار دیگر اندازیمش
خاکستر اگر به آذر اندازیمش

آن طرح نوی که در سر حافظ بود
ما آمده‌ایم تا در اندازیمش

#مصطفی_محدثی_خراسانی


✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
5
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت

یک‌ریز به گوش پنجره پچ پچ کرد 
چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت؟

#قیصر_امین_پور
(اردیبهشت۱۳۳۸ - آبان۱۳۸۶ شمسی)


✍️✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
9👏1
در پیرهن سادۀ زردت بانو
پاییز نشسته پای دردت بانو

یک روز مرا مرا مرا خواهد کشت
زیبایی منحصربه‌فردت بانو


زنده‌یاد #غلامرضا_بروسان
سکتۀ سوم


✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
3👍3
انگار چراغ ماه را روشن کرد
وقتی که شب سیاه را روشن کرد

تا مرگ عزیز راه را گم نکند
با موی سپید راه را روشن کرد


#مسعود_سعادتی
#رباعیات_ارسالی

✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
👏5
گنجینۀ داغ و غصه و درد دلم
پاییز هزار چهرۀ زرد دلم

من معترفم که در مصافت ای عشق
در اول این راه کم آورد دلم

#محسن_چالاک
#رباعیات_ارسالی


✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
5👏2
در ورطۀ توفان خودت غرقم کن
در زلف پریشان خودت غرقم کن

هر چند خلیج فارس در من جاری است
در کرخۀ چشمان خودت غرقم کن

#رحمن_ایزدی
#رباعیات_ارسالی

✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
1
آهسته بیا زمزمه کن در گوشم
تا شعله‌ور از بوسه شود آغوشم

 در من بدمد نسیم رؤیایی شب
روشن بکند شوق دل خاموشم


#فاطمه_سیدالحسینی
#رباعیات_ارسالی


✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
3👍1
شاها ز تولای تو مستم دستی
جز دامن تو نیست به‌دستم دستی

گر دست ز پا فتادگان میگیری
بالله که من از پای نشستم دستی
 
#نیر_تبریزی
رباعی در آستان مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام گفته.



✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
10👍1
جز بر رُخ صخره، چنگ خود را نزده
جز جرعه‌ای از شرنگ خود را نزده

چون سنگتراش رفته از یاد کسی
این گونه به سینه سنگ خود را نزده

#مرتضی_برخورداری
#رباعیات_ارسالی


✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
2
ای لعل لبت به دلنوازى مشهور
وی روی خوشت به ترکتازی مشهور

با زلف تو قصه‌ای‌ست ما را مشکل
همچون شب يلدا به درازی مشهور

#عبید_زاکانی
قرن ۸ قمری



✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
5
گیسوی تو قصه‌ای پر از تعلیق است
جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی
خط لب تو چقدر نستعلیق است


****


وقتی «به سلامت» است روی لب تو
انگار قیامت است روی لب تو

لب بر لب تو ... دوباره بر می‌گردم
این بوسه امانت است روی لب تو


****


زیبایی تو خواب مرا ریخت به هم
آرامش مرداب مرا ریخت به هم

زیباتر از آنی که تحمل بکنم
زیبایی‌ات اعصاب مرا ریخت به هم


#جلیل_صفربیگی



✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
11👏3
Forwarded from خشت روی خشت (محمد)
حس می‌کردم پرنده آواز من است
حس می‌کردم که ابر پرواز من است
حس می‌کردم که در تماشای وجود
سرسبزی هر درخت ابراز من است
▪️▫️▪️

گُل در این باغ، عندلیبی دارد
این باغ خودش درخت سیبی دارد
در دشت شقایقیم و بر وفق مراد
از داغ تو، هر دلی نصیبی دارد
▪️▫️▪️

گفتم خواهم که تا کنار تو رسم
سر بردارم، فرازِ دارِ تو رسم
گفتا به کنار دار خواهی تو‌ رسید
اما نرسد مرا به کار تو رسم
▪️▫️▪️

می‌آمد و جان عاشقانش در مشت
زرتشت و صلیب تازیانش بر پشت
هم جام می‌ام گرفت پیش از چرخشت
هم پیش رخم سیاوشانم را کشت
▪️▫️▪️

با نرگسِِ خویش، مست پنداشت مرا
با آن لبِ لعل، باده انگاشت مرا
گفتا لبِ سرخ و باده‌ی سرخ خوش است
گفتا و به خون خویش واداشت مرا
▪️▫️▪️

در میکده شد غالیه‌مویی که مپرس
در سوگ نشست ماهرویی که مپرس
من، کینِ سیاوشم، تو، سوگند خوری؟
[هِق‌هِق زد خنجر از گلویی که مپرس]
▪️▫️▪️

این ابر اگر هوای پرواز کند
این سرو اگر اقامه‌ی ناز کند
آن خطبه‌ی خون چقدر جاری نشود؟
زخم من و تو چنانچه سر باز کند
▪️▫️▪️

ایکاش شقایقی به بار آید از او
یا سرو قدی که سر به دار آید از او
ما را نبوَد دلی که در کار آید
ما منتظریم تا چه کار آید از او
▪️▫️▪️

با ناز خود از نیاز گویم؟ هیهات
با شمع ز سوز و ساز گویم؟ هیهات
بر کُشته‌ی خود نماز گویم؟ هیهات
وان قصه دوباره باز گویم؟ هیهات
▪️▫️▪️

گفتا که تو را چگونه تصویر کنم؟
گفتم زخمم! فقط نمک‌گیر کنم
این‌سان که مُزوِّران به تعجیل خوشند
بد نیست در انتظارشان دیر کنم
▪️▫️▪️

هر‌چند که جهد کرده‌ای بسیاری
نتوانستی مرا ز خود واداری
ای آن که تو کُشته‌ی دو صد بازاری
جز با لب یار، بر نیاید کاری

https://xn--r1a.website/DoBeytKashi
7
تا بندۀ دودمان باور شده‌ام
در آتش عاشقی شناور شده‌ام

دستم به تمام قله‌ها می‌چربد
امروز که خاک پای حیدر شده‌ام

#سیدحسن_حسینی
#امام_علی


✍️✍️✍️

دوستانتان را به دنیای رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
9
سرمست ز گیرایی جامی رفته
مجنون شده در حسرت کامی رفته

این‌گونه اگر کعبه ترک خورده یقین
در بدرقۀ علی دو گامی رفته

#مرتضی_برخورداری
#رباعیات_ارسالی



✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
12
Forwarded from چهار خطی
گدایی بر سر گنج!

ای در طلب گره‌گشایی مُرده
در وصل بزاده، از جدایی مُرده
ای بر لب بحر، تشنه با خاک شده
وی بر سر گنج، از گدایی مُرده!

عطار نیشابوری
(د. ۶۲۷ ق)
‏●
کاری ندارم که عطاملک جوینی، رباعی را در کار دق‌مرگ شدن سلطان محمد خوارزمشاه، به سال ۶۱۷ ق، کرده و گفته: «و وقت وفات او، یکی در نظم آورده است».
نیز کاری به این ندارم که شمس تبریزی و افلاکی و ترمذی و سلطان ولد از رباعی خوش‌شان‌آمده و مریدان مولانا آن را به حضرت مولوی بسته‌اند.
انتساب رباعی به افضل کاشانی و شاه نعمت الله ولی نیز به بنده ربطی ندارد. دوستداران افضل، مانند دوستداران ابوسعید، هر رباعی به دردبخوری در تاریخ رباعی فارسی بوده، به ایشان اعطا کرده‌اند. به این مطلب هم کاری ندارم.
حتی کاری ندارم به اینکه عطار در مصیبت‌نامه عین همین مطلب را به نظم در آورده است:
ای دریغا! روبهی شد شیر تو
تشنه می‌میری و دریا زیر تو
تشنه از دریا جدایی می‌کنی
بر سر گنجی گدایی می‌کنی

فقط، رباعی عطار را نوشتم که بگویم، شیخنا! سخن عارفانۀ تو را فرخی یزدی، این شاعر لب دوخته و جگر سوخته، ۷۰۰ سال بعد، این جوری به حوزۀ اجتماعیات بُرده است:

دردی بتر از علت نادانی نیست
جز علم، دوای این پریشانی نیست
با آنکه به روی گنج منزل دارد
بدبخت و فقیرتر ز ایرانی نیست!

‏●
منابع:
مختارنامه، ۱۴۹؛ مصیبت‌نامه، ۹۸؛ تاریخ جهانگشای، ۲: ۱۱۷؛ مقالات شمس، ۲۴۱؛ کلیات شمس، ۸: ۲۶۹؛ معارف سلطان ولد، ۵۴؛ معارف ترمذی، ۶۱؛ مناقب العارفین، ۵۵۸؛ دیوان بابا افضل، ۱۷۶؛ دیوان شاه نعمت الله، ۸۰۱؛ دیوان فرخی یزدی، ۲۱۱
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from خشت روی خشت (محمد)
نذر و نیاز برادرم رضا امیرخانی
۱)
هرچند پرندگی پریدن دارد
دل با تو گلایه‌اش شنیدن دارد:
تا مهر، امیدِ بردمیدن دارد
بازآ که جهان هنوز دیدن دارد
۲)
ما با تو قرار بر تپیدن داریم
امید به صبح بردمیدن داریم‌
با سرو بلند قامت دوست هنوز
در باغ، قرار قد کشیدن داریم

تهران | ۱۲ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی

https://xn--r1a.website/DoBeytKashi
2
با گرد و غبار ِ کوی تو آغشته
ای هر نفَسم به بوی تو آغشته

آلوده‌ام و نهاد پاکی که مراست
خاکی است به ‌آرزوی تو آغشته!

#زهیر_توکلی



✍️
دوستانتان را به دنیای رباعيات زیبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
4
از غصّهٔ روزهای بد گریه نکن
فردا از راه می‌رسد، گریه نکن

همخانه! بیا پاک کنم اشکت را
همسایه نگاه می‌کند، گریه نکن

#امید_مهدی_نژاد


دوستانتان را به دنیای رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
5