«صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی، تو را هم آرزو کردم»
«شعرخوانی»
🔸این هفته برای دورهمیای به بهانه شعر، چهلوپنجمین جلسه شعرخوانی برگزار خواهد شد.
🔹دوشنبه ۱۰ آذر، ساعت ۱۸، در اتاق مجازی انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
ولی من باز پنهانی، تو را هم آرزو کردم»
«شعرخوانی»
🔸این هفته برای دورهمیای به بهانه شعر، چهلوپنجمین جلسه شعرخوانی برگزار خواهد شد.
🔹دوشنبه ۱۰ آذر، ساعت ۱۸، در اتاق مجازی انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
❤25👎1
رایانش
«ز گرد سواران در آن پهن دشت زمین شش شد و آسمان گشت هشت هزار و صد و شصت گرد دلیر به یک زخم شد کشته چون نره شیر برفتند ترکان ز پیش مغان کشیدند لشگر سوی دامغان» «شعرخوانی» 🔸این هفته چهلوچهارمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «شاهنامهخوانی-داستان ایرج» برگزار…
«تنگ اندر آمد به نزدیکشان
نبود آگه از رای تاریکشان
دو پرخاشجوی با یکی نیک خوی
گرفتند پرسش نه بر آرزوی
دو دل پر ز کینه یکی دل به جای
برفتند هر سه به پرده سرای...»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوششمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «شاهنامهخوانی-داستان ایرج» برگزار خواهد شد.
🔹امروز شنبه ۱۵ آذر، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 در این جلسه به خوانش ادامهی داستان ایرج خواهیم پرداخت.
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
نبود آگه از رای تاریکشان
دو پرخاشجوی با یکی نیک خوی
گرفتند پرسش نه بر آرزوی
دو دل پر ز کینه یکی دل به جای
برفتند هر سه به پرده سرای...»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوششمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «شاهنامهخوانی-داستان ایرج» برگزار خواهد شد.
🔹امروز شنبه ۱۵ آذر، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 در این جلسه به خوانش ادامهی داستان ایرج خواهیم پرداخت.
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
🔥8❤1
«گرچه با رقص و ناز در چمن است
سرنوشت درخت، سوختن است…»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوهفتمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «سرنوشت» برگزار خواهد شد.
🔹امروز شنبه ۲۲ آذر، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
سرنوشت درخت، سوختن است…»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوهفتمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «سرنوشت» برگزار خواهد شد.
🔹امروز شنبه ۲۲ آذر، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
❤13
«از زمانی که اجل مژدهٔ فردا میداد
دیر وقتیست که رخسارهٔ شب یلداییست»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوهشتمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «حافظخوانی» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۲۹ آذر، ساعت ۱۸، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
دیر وقتیست که رخسارهٔ شب یلداییست»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلوهشتمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «حافظخوانی» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۲۹ آذر، ساعت ۱۸، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
❤22🔥2
«هنوز با همه دردم امیدِ درمان است
که آخری بُوَد آخر شبانِ یلدا را»
🔸حال که فصل پاییز به دامان بلندترین شب خود چنگ زده تا دقایقی بیشتر میهمان گرمیِ جمعهایمان باشد، گرداگرد هم جمع میشویم تا دقیقه به دقیقه باهم بودنمان را عزیز بداریم.
♦️پس از شما دعوت میکنیم در جشن یلدای رایانش همراه ما باشید.
🔸یکشنبه ۳۰ آذر از ساعت ۱۶:۳۰ در اتاق انجمن علمی مهندسی کامپیوتر
@Rayanesh_CE
که آخری بُوَد آخر شبانِ یلدا را»
🔸حال که فصل پاییز به دامان بلندترین شب خود چنگ زده تا دقایقی بیشتر میهمان گرمیِ جمعهایمان باشد، گرداگرد هم جمع میشویم تا دقیقه به دقیقه باهم بودنمان را عزیز بداریم.
♦️پس از شما دعوت میکنیم در جشن یلدای رایانش همراه ما باشید.
🔸یکشنبه ۳۰ آذر از ساعت ۱۶:۳۰ در اتاق انجمن علمی مهندسی کامپیوتر
@Rayanesh_CE
❤24
«میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید، امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکاب خنگ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد ...»
🔹امروز بزرگداشت رودکی است. همان شاعر تیره چشمِ روشن بین که لطافت طبع و تاثیر سخنش امیر سامانی را اینگونه به وجد آورد.
🔸اگرچه مایه بسی تاسف است که امروزه از او جز شماری اندک ابیات پراکنده به جا نمانده است؛ اما تاثیر سرودههای رودکی در درازنای تاریخ ادبیات ایران، همواره به چشم میخورد:
«خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی»
@Rayanesh_CE
سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید، امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکاب خنگ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد ...»
🔹امروز بزرگداشت رودکی است. همان شاعر تیره چشمِ روشن بین که لطافت طبع و تاثیر سخنش امیر سامانی را اینگونه به وجد آورد.
🔸اگرچه مایه بسی تاسف است که امروزه از او جز شماری اندک ابیات پراکنده به جا نمانده است؛ اما تاثیر سرودههای رودکی در درازنای تاریخ ادبیات ایران، همواره به چشم میخورد:
«خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی»
@Rayanesh_CE
❤20🔥1
«با همه خلق جهان گرچه از آن
بیشتر بیره و کمتر به رهند
تو چنان زی که بمیری برهی
نه چنان چون تو بمیری برهند»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلونهمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «سبک خراسانی» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۶ دی، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
بیشتر بیره و کمتر به رهند
تو چنان زی که بمیری برهی
نه چنان چون تو بمیری برهند»
«شعرخوانی»
🔸این هفته چهلونهمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «سبک خراسانی» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۶ دی، ساعت ۱۸:۳۰، در طبقهی ۶ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (اتاق ۶۲۸) منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
❤19
بهرام بیضایی
۱۳۱۷–۱۴۰۴
▪️نویسنده، محقق، کارگردان و هنرمندی تأثیرگذار دیروز، ۵ دیماه در زادروزش، چشم از جهان فروبست.
▪️او آثاری مانند «مرگ یزدگرد»، «باشو غریبه کوچک» و «قصهی مردم کوچهی ما» را بر جای گذاشت؛ آثاری که فراتر از زمان و نسل، میراثی ماندگار برای علاقهمندان هنر هستند.
نامش جاوید و جای خالیاش بلند🖤
@Rayanesh_CE
۱۳۱۷–۱۴۰۴
▪️نویسنده، محقق، کارگردان و هنرمندی تأثیرگذار دیروز، ۵ دیماه در زادروزش، چشم از جهان فروبست.
▪️او آثاری مانند «مرگ یزدگرد»، «باشو غریبه کوچک» و «قصهی مردم کوچهی ما» را بر جای گذاشت؛ آثاری که فراتر از زمان و نسل، میراثی ماندگار برای علاقهمندان هنر هستند.
نامش جاوید و جای خالیاش بلند🖤
@Rayanesh_CE
❤60😢6
«روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که به جز مرگ نسنجند قدر مرد»
«شعرخوانی»
🔸این هفته پنجاهمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «مرگ» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۱۳ دی، ساعت ۱۸، در اتاق مجازی انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
دردا که به جز مرگ نسنجند قدر مرد»
«شعرخوانی»
🔸این هفته پنجاهمین جلسه شعرخوانی، با موضوع «مرگ» برگزار خواهد شد.
🔹شنبه ۱۳ دی، ساعت ۱۸، در اتاق مجازی انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر منتظرتان هستیم!
🔹 اشعار خوانده شده در هر جلسه را میتوانید از کانال اشعار رایانش دنبال کنید.
@Rayanesh_CE
❤21👎20
👎15❤11
«ابرها آمده بودند نفس تازه کنم
رعدوبرقی همهٔ برگوبرم را سوزاند»
شش سال گذشت.
از آن صبحگاه شوم چهارشنبه
آنچه در ساعات آغازین آن روز از هم میگسیخت، نه پارههای هواپیما که پارههای تن ما بود.
و حال ماییم و داغی که نه نیازی به شرح دارد و نه یارای شرح آن داریم.
پس با قلبی آکنده از اندوه و خشم، در غم از دست دادن عزیزانمان به سوگ مینشینیم.
به امید فردایی عاری از اینچنین رعدوبرقهای جانگداز و بنیانسوز.
روحشان شاد و یادشان تا ابد جاودانه🖤
@Rayanesh_CE
رعدوبرقی همهٔ برگوبرم را سوزاند»
شش سال گذشت.
از آن صبحگاه شوم چهارشنبه
آنچه در ساعات آغازین آن روز از هم میگسیخت، نه پارههای هواپیما که پارههای تن ما بود.
و حال ماییم و داغی که نه نیازی به شرح دارد و نه یارای شرح آن داریم.
پس با قلبی آکنده از اندوه و خشم، در غم از دست دادن عزیزانمان به سوگ مینشینیم.
به امید فردایی عاری از اینچنین رعدوبرقهای جانگداز و بنیانسوز.
روحشان شاد و یادشان تا ابد جاودانه🖤
@Rayanesh_CE
❤59👎1
«از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده»
صدایی در نمیآید؛ چرا که یا طنابی دور گردن داریم یا بغضی در گلو.
با امید ختم این تقویم لبریز از شرّ و بیداد، به سوگواری مصیبت از دست دادن هزاران هموطن خود مینشینیم.
به یاد قلبهای بزرگی که دیگر نمیتپند و لبهایی که دیگر نمیخندند.
@Rayanesh_CE
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده»
صدایی در نمیآید؛ چرا که یا طنابی دور گردن داریم یا بغضی در گلو.
با امید ختم این تقویم لبریز از شرّ و بیداد، به سوگواری مصیبت از دست دادن هزاران هموطن خود مینشینیم.
به یاد قلبهای بزرگی که دیگر نمیتپند و لبهایی که دیگر نمیخندند.
@Rayanesh_CE
❤108🔥6👎5😢5
Forwarded from انجمن علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر
چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
❤196👎27👍1🔥1🥰1