اعلام استقلال لوهانسک دونتسک توسط پوتین
حکم رسمی برسمیت شناختن این دو منطقه از سوی دولت روسیه به ارتش ابلاغ شده و دیپلماتهای روس در حال تدارک برای ایجاد روابط با دولت دنباس میباشند
حکم رسمی برسمیت شناختن این دو منطقه از سوی دولت روسیه به ارتش ابلاغ شده و دیپلماتهای روس در حال تدارک برای ایجاد روابط با دولت دنباس میباشند
✳️تحلیل مواد مهم اعلامیه همکاری ۴۳ ماده ای بین فدراسیون روسیه و جمهوری آزربایجان
📎در ماده یک این اعلامیه آشکارا بر موارد "احترام به استقلال- حاکمیت ملی- تمامیت ارضی- پایبندی به اصول عدم تعرض- عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر- برابری- عدم توسل به زور و یا تهدید و نیز منافع متقابل" اشاره میشود.
* کاربرد واژه های فوق بین دولتین مذکور همه از ادبیات سیاسی جهانشمول نشات گرفته و ریشه در تکامل دولت- ملت ها و نیز سازمان های بین المللی جهانی و منطقه ای دارد و تفسیر سلسله مراتبی از این ماده کاملا غیر علمی و ناشی از comple theory میباشد.
* اهمیت دیگر ماده یک این است که مستقیما بر تمامیت ارضی اشاره دارد فلذا حرکت های جدایی طلبانه و فعالیت های لابی ارمنی در روسیه طی دوسال اخیر را به کلی بی اهمیت مینماید.
و اگر در آینده حقوقی را هم برای ارامنه ساکن در بخشی از منطقه قره باغ کوهستانی به رسمیت بشناسد نهایتا یک خودمختاری مدنی خواهد بود (همان گونه که از اوایل قرن بیستم تا اواخر دهه ۸۰ میلادی همان قرن جریان داشته است).
📎 در ماده دو صراحتا از واژه های "سیاست خارجی مستقل" و "منافع ملی" یاد کرده و این دو مورد را برای طرفین محفوظ داشته است.
📎 در ماده سه به سازمان های بین المللی از جمله "سازمان ملل- سازمان امنیت و همکاری اروپا" اشاره کرده و مستقیما اصول این سازمانها را وارد اعلامیه میکند و این خودبخود قضیه نفوذ روسیه در جمهوری آزربایجان را محدود کرده و همزمان در آینده راه را برای نظارت بر بازگشت آوارگان جنگ اول قره باغ مهیا نموده و روسیه را از حالت تک نظاره گر بودن خارج میکند.
📎ماده چهار از اصطلاح مواضع یکسان و مشابه دو کشور در مورد موضوعات بین المللی صحبت به میان میاورد.
* باید توجه کرد که صحبت از موضوعات بین المللی ربطی به سیاست خارجی مستقل طرفین ندارد. و این گزینه از مدت ها قبل در حال اجرا شدن است و هر وقت منافع ملی در تضاد با موضوعات بین المللی ای بین کشورهایی که در یک کنسرت یا اتحاد یا ائتلاف دوجانبه و چند جانبه بوده و بایستی موضع مشترک اتخاذ میکرده اند ، قرار گرفته است طبعا منافع ملی در اولویت و ارجحیت قرار داده شده و این از بدیهیات دیپلماسی است.
* علاوه بر رویه دیپلماتیک جهانی که ذکر آن رفت، در مساله مذکور بیانیه شوشا یک ضمانت است و اگر در منافات با این ماده بود طبیعتا بایستی در ماده پیشین این ماده هرچند ضمنی بدان اشاره میرفت. یعنی عدم اعتراض روسیه به بیانیه شوشا خودبخود ماهیت ماده چهار را مشخص میکند و آن را محدود به گزینه های خاصی میکند که ذکر مفصل آن در اینجا مقدور نیست.
📎 در ماده شش اعلامیه مذکور از واژه "رایزنی فوری" در مواقع خطرساز برای طرفین استفاده شده است و نه کمک نظامی متقابل و در حقیقت این ماده ی جدیدی نیست.
📎در ماده هفتم باز از بکارگیری مکانیسم رایزنی در صورت وارد شدن هرگونه لطمه به شراکت راهبردی طرفین نام برده شده است و این ماده هم در خیلی جهات میتواند علیه خود روسیه بکار گرفته شده و نیز توسط اصل "حاکمیت ملی" و "سیاست خارجی مستقل" مندرج در ماده یک محدود گردد.
📎 ماده یازده عملا این حق را به آزربایجان میدهد تا با استناد بدان حکومت خودخوانده موجود در قره باغ را تحت عنوان سرکوب افراد و سازمان های مخل حاکمیت-استقلال و تمامیت ارضی ،توسط روسیه سرکوب کند.
📎در ماده شانزده از ارائه کمک های نظامی به یکدیگر جهت برقراری صلح و ثبات " بر اساس منشور سازمان ملل متحد" سخن رفته است.
📎از جمله مواد مهم اعلامیه ماده ۱۹ و ۲۰ است که عملا بر ضد موضع ایران بوده و تماما با منافع ملی و اقتصادی آزربایجان همخوانی داشته و تعدی احتمالی ایران در آینده به بسترهای نفتی- گازی آزربایجان را از بینمیبرد(در گذشته چندین بار ایران اقدام به نقض حریم دریایی جمهوری آزربایجان نموده و ادعاهایی بر چاه های انرژی گونشلی و ... داشته است).
📎 مواد مربوط به انرژی و اقتصاد بیشتر به نفع فدراسیون روسیه بوده و در حقیقت روسیه با علم بر اینکه از شمال غرب احتمالا با تحریم روبرو گردد ، در پی یافتن راه های مبادله اقتصادی در جنوب است و زمینه های این از مدتها قبل آماده شده و تاکید طرفین در بیانیه ۱۰ نوامبر بر گسترش راه های ارتباطی و تجاری دقیقا پیش بینی امروز و فردای روسیه میباشد که در منافات با منافع ترکیه و آزربایجان نیست.
📎ماده سی و دو از توسعه همکاری در زمینه استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی صحبت میکند که در حقیقت اشاره به اجرای پروژ های انرژی هسته ای در جمهوری آزربایجان به مانند تورکیه میباشد و برای آزربایجان عایدات خوبی به همراه خواهد داشت.
📎مواد دیگر در حقیقت محتوای تازه ای در برندارند و تمام این مواد از سالها پیش بین دو کشور در حال اجرا شدن هستند.
#تحلیل_میلتچی
@Milliatchi_Turk | 👤
📎در ماده یک این اعلامیه آشکارا بر موارد "احترام به استقلال- حاکمیت ملی- تمامیت ارضی- پایبندی به اصول عدم تعرض- عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر- برابری- عدم توسل به زور و یا تهدید و نیز منافع متقابل" اشاره میشود.
* کاربرد واژه های فوق بین دولتین مذکور همه از ادبیات سیاسی جهانشمول نشات گرفته و ریشه در تکامل دولت- ملت ها و نیز سازمان های بین المللی جهانی و منطقه ای دارد و تفسیر سلسله مراتبی از این ماده کاملا غیر علمی و ناشی از comple theory میباشد.
* اهمیت دیگر ماده یک این است که مستقیما بر تمامیت ارضی اشاره دارد فلذا حرکت های جدایی طلبانه و فعالیت های لابی ارمنی در روسیه طی دوسال اخیر را به کلی بی اهمیت مینماید.
و اگر در آینده حقوقی را هم برای ارامنه ساکن در بخشی از منطقه قره باغ کوهستانی به رسمیت بشناسد نهایتا یک خودمختاری مدنی خواهد بود (همان گونه که از اوایل قرن بیستم تا اواخر دهه ۸۰ میلادی همان قرن جریان داشته است).
📎 در ماده دو صراحتا از واژه های "سیاست خارجی مستقل" و "منافع ملی" یاد کرده و این دو مورد را برای طرفین محفوظ داشته است.
📎 در ماده سه به سازمان های بین المللی از جمله "سازمان ملل- سازمان امنیت و همکاری اروپا" اشاره کرده و مستقیما اصول این سازمانها را وارد اعلامیه میکند و این خودبخود قضیه نفوذ روسیه در جمهوری آزربایجان را محدود کرده و همزمان در آینده راه را برای نظارت بر بازگشت آوارگان جنگ اول قره باغ مهیا نموده و روسیه را از حالت تک نظاره گر بودن خارج میکند.
📎ماده چهار از اصطلاح مواضع یکسان و مشابه دو کشور در مورد موضوعات بین المللی صحبت به میان میاورد.
* باید توجه کرد که صحبت از موضوعات بین المللی ربطی به سیاست خارجی مستقل طرفین ندارد. و این گزینه از مدت ها قبل در حال اجرا شدن است و هر وقت منافع ملی در تضاد با موضوعات بین المللی ای بین کشورهایی که در یک کنسرت یا اتحاد یا ائتلاف دوجانبه و چند جانبه بوده و بایستی موضع مشترک اتخاذ میکرده اند ، قرار گرفته است طبعا منافع ملی در اولویت و ارجحیت قرار داده شده و این از بدیهیات دیپلماسی است.
* علاوه بر رویه دیپلماتیک جهانی که ذکر آن رفت، در مساله مذکور بیانیه شوشا یک ضمانت است و اگر در منافات با این ماده بود طبیعتا بایستی در ماده پیشین این ماده هرچند ضمنی بدان اشاره میرفت. یعنی عدم اعتراض روسیه به بیانیه شوشا خودبخود ماهیت ماده چهار را مشخص میکند و آن را محدود به گزینه های خاصی میکند که ذکر مفصل آن در اینجا مقدور نیست.
📎 در ماده شش اعلامیه مذکور از واژه "رایزنی فوری" در مواقع خطرساز برای طرفین استفاده شده است و نه کمک نظامی متقابل و در حقیقت این ماده ی جدیدی نیست.
📎در ماده هفتم باز از بکارگیری مکانیسم رایزنی در صورت وارد شدن هرگونه لطمه به شراکت راهبردی طرفین نام برده شده است و این ماده هم در خیلی جهات میتواند علیه خود روسیه بکار گرفته شده و نیز توسط اصل "حاکمیت ملی" و "سیاست خارجی مستقل" مندرج در ماده یک محدود گردد.
📎 ماده یازده عملا این حق را به آزربایجان میدهد تا با استناد بدان حکومت خودخوانده موجود در قره باغ را تحت عنوان سرکوب افراد و سازمان های مخل حاکمیت-استقلال و تمامیت ارضی ،توسط روسیه سرکوب کند.
📎در ماده شانزده از ارائه کمک های نظامی به یکدیگر جهت برقراری صلح و ثبات " بر اساس منشور سازمان ملل متحد" سخن رفته است.
📎از جمله مواد مهم اعلامیه ماده ۱۹ و ۲۰ است که عملا بر ضد موضع ایران بوده و تماما با منافع ملی و اقتصادی آزربایجان همخوانی داشته و تعدی احتمالی ایران در آینده به بسترهای نفتی- گازی آزربایجان را از بینمیبرد(در گذشته چندین بار ایران اقدام به نقض حریم دریایی جمهوری آزربایجان نموده و ادعاهایی بر چاه های انرژی گونشلی و ... داشته است).
📎 مواد مربوط به انرژی و اقتصاد بیشتر به نفع فدراسیون روسیه بوده و در حقیقت روسیه با علم بر اینکه از شمال غرب احتمالا با تحریم روبرو گردد ، در پی یافتن راه های مبادله اقتصادی در جنوب است و زمینه های این از مدتها قبل آماده شده و تاکید طرفین در بیانیه ۱۰ نوامبر بر گسترش راه های ارتباطی و تجاری دقیقا پیش بینی امروز و فردای روسیه میباشد که در منافات با منافع ترکیه و آزربایجان نیست.
📎ماده سی و دو از توسعه همکاری در زمینه استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی صحبت میکند که در حقیقت اشاره به اجرای پروژ های انرژی هسته ای در جمهوری آزربایجان به مانند تورکیه میباشد و برای آزربایجان عایدات خوبی به همراه خواهد داشت.
📎مواد دیگر در حقیقت محتوای تازه ای در برندارند و تمام این مواد از سالها پیش بین دو کشور در حال اجرا شدن هستند.
#تحلیل_میلتچی
@Milliatchi_Turk | 👤
#بازیخوانی
#جنگ_جهانی_سوم
#روسیه
یکبار بصورت روشن و شفاف میگویم تا همه متوجه موضوع بشوند و از جریان مطلع گردند
در ایران و منطقه قدرت در دست دو امپراطوری قاجار و عثمانی قرار داشت
عثمانی در تله جنگ جهانی اول از بین رفت و قاجار با کودتای انگلیس ساقط شد
خاورمیانه که منطقه ثروتمند و فوق استراتژیک بوده و هست و برای جهان غرب اهمیت مرگ و حیات را داشت
انگلیس_فرانسه و آمریکا شروع به تولید دولتهای دست نشانده کردند تا به واسطه این عوامل و عناصر خود منطقه را تکه تکه کرده اتحاد ملتهایش را از بین ببرند عنصر تورک_اسلام چیزی بود که خاورمیانه و کل منطقه را میتوانست متحد و مقتدر بگرداند و هدف از بین بردن این عنصر بود
در وهله اول سه کشور مذکور به واسطه جاسوسان و عوامل خودشان شروع به نوشتن تئوری حکومت و تمدن پارسی کردند
با کودتا و نفوذ به لایه های مختلف جامعه و گروههای سیاسی حاکمیت تورک قاجار در ایران فعلی ساقط و یک افسر شیره کش و خشن برای تخت پادشاهی حکومت پارسی توسط انگلیس آماده سازی شد
رضامیرپنج پالانی که سفارت انگلیس لقب رضاخان را بهش داد
یک شبه بدون داشتن هیچ سابقه حکومتداری در نسل اندر نسلش به پادشاه ممالک محروسه تورکان(ایران) تبدیل شد و طبق تئوری و برنامه اروپا و آمریکا ایران فعلی را اجرایی کرد و بوجود آورد
پس از رضاپالانی بسیاری دولتهای دست نشانده در جای جای منطقه تولید شدند و خاورمیانه بدست اراذل اوباش انگلیس افتاد
سردسته اوباش غربیها همین پهلویها بودند باند پهلوی که متشکل از جاسوسان اروپا عده ای فاشیست و نژادپرست و دیوانه و متوهم بودند
همچون انگل به سرتاسر ایران پخش شدند و زیرساختهای هویتی فرهنگی مدنیت تاریخ آیین و باورهای ملل اینجا را به نابودی کشاندند
باند پهلوی بشدت ضداسلام و ضدتورک بودند
اصلا مانفیست حکومتشان برپایه این تفکر بود
در دیگر نقاط منطقه هم توسط استعمار؛ دولتهای فاسد و دیکتاتوری و باندهای اسلامگرای افراطی را تولید کردند
امروزه که شاهد القاعده طالبان و داعش هستیم ریشه اینها و فرقه هایی همچون پانفارسها_ تروریسم کوردی(کردستان بزرگ)_داشناکهای ارمنی(ارمنستان) بزرگ توسط اروپا و آمریکا تولید شده
تا عنصر مسلمانان و تورکها را از منطقه پاکسازی بکنند
اینها همه اش وسیله استعمار غرب میباشند
و همانطور که میدانیم از قرنها پیش اروپاییان همواره تورکها را رقیب و دشمن خود دانسته اند و قدرتمند شدن تورکها را مساوی با تضعیف خود دانسته اند
تحویل ایران به رضاپالانی و باند جنایتکار و فاشیست پانفارسیسم توسط آنها انجام گرفته
زمانیکه روسیه در شکل شوروی بود روسها جریان را میدانستند روسها کاملا بر علاقه و شیفته بودن رضاپالانی به هیتلر(نازیسم) و موسولینی(فاشیسم) آگاهی داشتند
به همین دلیل در جنگ جهانی دوم شوروی وارد ایران شد و مامور فاشیستها در ایران یعنی رضاپالانی را ساقط کرد
روسها بخوبی میدانند ناسیونالیستهای پارسی ایرانشهریهای کوروش پرست(باند پانفارسیسم) نوکر و نوچه اروپا و آمریکاست جالب است بدانیم بیشتر از خود آلمان و ایتالیا، ما در بین فارسها طرفدار هیتلر داریم همه پانفارسها هیتلر را پیشوای ابدی خود میدانند
و از آنجایی که وجود این انگلها در ایران و منطقه به مفهوم نفوذ آمریکا و اروپا به منطقه خواهد بود و این یعنی شکست و پایان روسیه به همین دلیل روسها از جنگ جهانی دوم به بعد تلاشهای خود را برای مهار این توطئه و نقشه غربیها استارت زد
روسها اگر در 1325 اسیر منفعت طلبی خود شدند و بخاطر طمع ایران را ترک نموده موجب قدرت گرفتن پسر رضاپالانی(محمدرضا) شدند ولی در 1357 تصمیم عاقلانه گرفته با مدیریت خوب شرایط توسط روسها و مقابله با آمریکا اروپا پشت حکومت دست نشانده غربیها سلطنت جعلی پهلوی خالی شد و بدست ملتهای ایران برافتاد
سقوط باندفاشیست و جنایتکار پهلوی بزرگترین زیان و ضربه به طرحهای استعماری غربیها زد و یک مهره قوی خود در منطقه را از دست دادند
همزمان غرب از ارمنیها کوردها و جلادان اسلامگرای افراطی حمایت نمودند تا با اسلام زدائی از منطقه و بستن پرونده تورکها خاورمیانه را به پایگاه خود تبدیل کنند هوشیاری دولت تورکیه و سرکارآمدن رجب طیب اردوغان تمام توطئه های استعمارگران را ناکام گذاشت
دولت اردوغان توانست عنصر پلید استعمار یعنی کوردها را در منطقه از کار بیندازد در کنار دولت تورکیه؛دولت قهرمان آزربایجان هم با همیاری برادران تورک خود توانست دیگر عنصر استعمار یعنی ارمنیها را دفن بکند
ولی غرب با آلترناتیوسازی از نوه رضاپالانی و دیگر گروهکهای پسمانده باند پانفارسیسم پروژه تغییر رژیم در ایران و احیای دوباره حکومت پارسی_پهلوی را استارت زد در مقابل این نقشه حرکت ملی آزربایجان و ملت کبیر تورک در ایران ایستادگی نمود و اجازه برپایی دوباره سلطنت پارسی را نداد در منطقه هم تلاش کرد دولتهای عراق سوریه لبنان و بقیه کشورها را به دولتهای غربگرا تبدیل بکند
#جنگ_جهانی_سوم
#روسیه
یکبار بصورت روشن و شفاف میگویم تا همه متوجه موضوع بشوند و از جریان مطلع گردند
در ایران و منطقه قدرت در دست دو امپراطوری قاجار و عثمانی قرار داشت
عثمانی در تله جنگ جهانی اول از بین رفت و قاجار با کودتای انگلیس ساقط شد
خاورمیانه که منطقه ثروتمند و فوق استراتژیک بوده و هست و برای جهان غرب اهمیت مرگ و حیات را داشت
انگلیس_فرانسه و آمریکا شروع به تولید دولتهای دست نشانده کردند تا به واسطه این عوامل و عناصر خود منطقه را تکه تکه کرده اتحاد ملتهایش را از بین ببرند عنصر تورک_اسلام چیزی بود که خاورمیانه و کل منطقه را میتوانست متحد و مقتدر بگرداند و هدف از بین بردن این عنصر بود
در وهله اول سه کشور مذکور به واسطه جاسوسان و عوامل خودشان شروع به نوشتن تئوری حکومت و تمدن پارسی کردند
با کودتا و نفوذ به لایه های مختلف جامعه و گروههای سیاسی حاکمیت تورک قاجار در ایران فعلی ساقط و یک افسر شیره کش و خشن برای تخت پادشاهی حکومت پارسی توسط انگلیس آماده سازی شد
رضامیرپنج پالانی که سفارت انگلیس لقب رضاخان را بهش داد
یک شبه بدون داشتن هیچ سابقه حکومتداری در نسل اندر نسلش به پادشاه ممالک محروسه تورکان(ایران) تبدیل شد و طبق تئوری و برنامه اروپا و آمریکا ایران فعلی را اجرایی کرد و بوجود آورد
پس از رضاپالانی بسیاری دولتهای دست نشانده در جای جای منطقه تولید شدند و خاورمیانه بدست اراذل اوباش انگلیس افتاد
سردسته اوباش غربیها همین پهلویها بودند باند پهلوی که متشکل از جاسوسان اروپا عده ای فاشیست و نژادپرست و دیوانه و متوهم بودند
همچون انگل به سرتاسر ایران پخش شدند و زیرساختهای هویتی فرهنگی مدنیت تاریخ آیین و باورهای ملل اینجا را به نابودی کشاندند
باند پهلوی بشدت ضداسلام و ضدتورک بودند
اصلا مانفیست حکومتشان برپایه این تفکر بود
در دیگر نقاط منطقه هم توسط استعمار؛ دولتهای فاسد و دیکتاتوری و باندهای اسلامگرای افراطی را تولید کردند
امروزه که شاهد القاعده طالبان و داعش هستیم ریشه اینها و فرقه هایی همچون پانفارسها_ تروریسم کوردی(کردستان بزرگ)_داشناکهای ارمنی(ارمنستان) بزرگ توسط اروپا و آمریکا تولید شده
تا عنصر مسلمانان و تورکها را از منطقه پاکسازی بکنند
اینها همه اش وسیله استعمار غرب میباشند
و همانطور که میدانیم از قرنها پیش اروپاییان همواره تورکها را رقیب و دشمن خود دانسته اند و قدرتمند شدن تورکها را مساوی با تضعیف خود دانسته اند
تحویل ایران به رضاپالانی و باند جنایتکار و فاشیست پانفارسیسم توسط آنها انجام گرفته
زمانیکه روسیه در شکل شوروی بود روسها جریان را میدانستند روسها کاملا بر علاقه و شیفته بودن رضاپالانی به هیتلر(نازیسم) و موسولینی(فاشیسم) آگاهی داشتند
به همین دلیل در جنگ جهانی دوم شوروی وارد ایران شد و مامور فاشیستها در ایران یعنی رضاپالانی را ساقط کرد
روسها بخوبی میدانند ناسیونالیستهای پارسی ایرانشهریهای کوروش پرست(باند پانفارسیسم) نوکر و نوچه اروپا و آمریکاست جالب است بدانیم بیشتر از خود آلمان و ایتالیا، ما در بین فارسها طرفدار هیتلر داریم همه پانفارسها هیتلر را پیشوای ابدی خود میدانند
و از آنجایی که وجود این انگلها در ایران و منطقه به مفهوم نفوذ آمریکا و اروپا به منطقه خواهد بود و این یعنی شکست و پایان روسیه به همین دلیل روسها از جنگ جهانی دوم به بعد تلاشهای خود را برای مهار این توطئه و نقشه غربیها استارت زد
روسها اگر در 1325 اسیر منفعت طلبی خود شدند و بخاطر طمع ایران را ترک نموده موجب قدرت گرفتن پسر رضاپالانی(محمدرضا) شدند ولی در 1357 تصمیم عاقلانه گرفته با مدیریت خوب شرایط توسط روسها و مقابله با آمریکا اروپا پشت حکومت دست نشانده غربیها سلطنت جعلی پهلوی خالی شد و بدست ملتهای ایران برافتاد
سقوط باندفاشیست و جنایتکار پهلوی بزرگترین زیان و ضربه به طرحهای استعماری غربیها زد و یک مهره قوی خود در منطقه را از دست دادند
همزمان غرب از ارمنیها کوردها و جلادان اسلامگرای افراطی حمایت نمودند تا با اسلام زدائی از منطقه و بستن پرونده تورکها خاورمیانه را به پایگاه خود تبدیل کنند هوشیاری دولت تورکیه و سرکارآمدن رجب طیب اردوغان تمام توطئه های استعمارگران را ناکام گذاشت
دولت اردوغان توانست عنصر پلید استعمار یعنی کوردها را در منطقه از کار بیندازد در کنار دولت تورکیه؛دولت قهرمان آزربایجان هم با همیاری برادران تورک خود توانست دیگر عنصر استعمار یعنی ارمنیها را دفن بکند
ولی غرب با آلترناتیوسازی از نوه رضاپالانی و دیگر گروهکهای پسمانده باند پانفارسیسم پروژه تغییر رژیم در ایران و احیای دوباره حکومت پارسی_پهلوی را استارت زد در مقابل این نقشه حرکت ملی آزربایجان و ملت کبیر تورک در ایران ایستادگی نمود و اجازه برپایی دوباره سلطنت پارسی را نداد در منطقه هم تلاش کرد دولتهای عراق سوریه لبنان و بقیه کشورها را به دولتهای غربگرا تبدیل بکند
اینجا هم روسیه وارد عمل شد و نقشه های آمریکا و اروپا را ناکام گذاشت و آمریکا که اصلی ترین و بزرگترین حامی باندپانفارسیسم است در عراق سوریه یمن افغانستان و همه جای منطقه با شکست مواجه شد
این به مطالعات عمیق و استراتژیک دایره سنتی قدرت روسها برمیگردد آنها با مطالعه تاریخ خود و البته بررسی نقاط ضعف در دوران شوروی که نهایت منجر به فروپاشی امپراطوری و پیروزی و یکه تازی آمریکا در جهان شد
اصلاحات اساسی در بینش و چینش ساختار سیاست بین المللی و منطقه ای خود که تعبیر سیاست خارجی است انجام دادند پوتین سه قوه و تفکر را درون یک حلقه جمع کرد
ابهت سلطنت تزار_توانمندیهای شوروی_تدوین حاکمیت شبه دموکراسی و شبه غربی که در نظر جامعه جهانی معقول باشد و روسها بتوانند با رد شدن از فشارهای سیاسی و اقتصادی هم تجارت خود را پیش ببرند هم سیاستها و اهدافشان را
تیم پوتین و به شخص او بعنوان یک عنصر کارکشته سازمان کاگب درسها و تجاربی که از 50 سال جنگ بی امان موسوم به جنگ سرد و از دوران جنگ جهانی دوم گرفته و با نیم نگاهی به رقابتهای استعماری در طول حاکمیت تزارها سوراخ سمبه نقاط ضعف و اشتباهات را بررسی و سعی به رفع آنها نموده همچنین از دگرگونیهای متداول و تزلزل استعمار فرسوده اروپا و سیستم نابالغ آمریکا بهترین استفاده را میبرد تا اینبار دیگر بازنده میدان نباشد
پوتین یک سیاستمدار بسیار زیرک و باهوش است
الان ما با سه جبهه غرب_تورکها_روس و چین مواجه یم
پوتین یک مدلی مشابه(در ظاهر) از سیستمهای حکومتی به اصطلاح جهان آزاد بوجود می آورد و یک دولت منسجم مقتدر و سیستمی یکپارچه بوجود می آورد بدون اجازه دادن به هر احدی که بتواند رقیب یا صورت موازی این ساختار باشد
بعد به این فکر میکند که عنصر تورکها در منطقه عنصری قوی و بسیار مهم است و پوتین و تورکها اهداف تفکرات دشمنان و نگرانیهای مشترکی دارند
بنابراین او میداند که اگر ملتی بزرگ همچون تورکها که از سابقه مقاوت و جنگاوری و تاریخی پرعظمت و تمدنی غنی برخوردارند در کنارش نباشد مثل دوران جنگ سرد زیان و ضربه خواهد دید
او با تغییر نگرش به تورکیه و آزربایجان دست دوستی داده احترام ویژه ای به دولت اردوغان قائل میشود همکاریهای تنگاتنگ همیاریها در بخش انرژی صنعت محیط زیست ترانزیت موضوعات نظامی و امنیتی بین دولتین مذکور انجام میشود
به شرط یک دوستی متقابل پوتین از زیاده خواهیهای پیشتر روسها عقب نشینی کرده بدون ایجاد مانع به آزربایجان و تورکیه شرایط آزادسازی قاراباغ سرکوب ارامنه جنایتکار و اتفاق و اتصال جهان تورک را محیا میکند
پوتین میداند در غرب سه گروه عمده وجود دارد لیبرالها(که الان سرکار هستند بایدن مکرون دولت انگلیس دولت کانادا و...) روسیه را در اولویت اول دشمنان خود قرار داده اند شیوه آنها با پوشش دیپلماتیک ایجاد شوروش در کشورهای هدف و هجوم و بلعیدن آن است(آنچه که اوباما و همفکران اروپاییش در سالهای 2011 تا 2015 در سوریه لیبی یمن تونس و مصر بوجود آوردند) ولی این لیبرالها جسارت و توان اقدامات نظامی در سطح گسترده را ندارند جهان وطنیهایی هستند که فقط به فکر چپاول بیشتر و گسترش دادن قدرت خود هستند بدنبال عدالت امنیت و ثبات در جهان نیستند
گروه دوم راستگرایان و ملی گرایان هستند
اینها ابایی از جنگ ندارند و بشدت دنبال حفظ تمدن غربی و اقتدار و نفوذ جبهه غرب در جهان هستند
دیوانه های جنگ طلب زیادی درون این گروه است حزب جمهوریخواه آمریکا و افرادی مثل جرج بوش-مک کین-جان بولتون و...
که بی هوا میتوانند برنامه های پوتین را ناکام گذاشته جهان را به آتش بکشانند
گروه سوم ملقب به میهن پرستان که مخالف هر دو جناح راست و چپ در غرب میباشند و در صدد تعامل با همه کشورها اینها انقلابیون غربی میباشند که فکر میکنند همه احزاب چه دمکرات چه جمهوریخواه فاسد و قدرت طلب هستند و باید نظامهای سیاسی غربی کنار رفته سیستمی واقعا مردمی سرکار بیاید
اینها با شخص پوتین بسیار خوبند
پوتین هم با آنها خوب است
چون هر دو یک هدف دارند برانداختن یا مهار نظام سرمایه داری و لیبرالیستی در غرب میباشد
به این گروه سوم برای سیاه نمایی راسیست و نازیست میگویند
حتی به پوتین لقب هیتلر میدهند ترامپ در صف این گروهها هست
اگر دقت بکنیم به ترامپ هم هیتلر میگفتند توجیه اشان این است که نازیستها هم جامعه جهانی نظامهای مشترک بین المللی دولتهای غربی و بقیه جهان را قبول نداشت پوتین و ترامپ هم آنان را قبول ندارند
بالاخره هرکس که از دایره فعلی موسوم به جامعه جهانی خارج فکر و عمل بکند لقب هیتلر برایش میدهند
جنگ پوتین با هر دو گروه است
دو گروههی که مال الان نیستند نقل قول این است که یک نفر در پارلمان انگلیس افرادی را که در سمت چپ نشسته بودند چپگرا و افرادی که در سمت راست نشسته بودند را راستگرا نامید این یک مزاح است در حقیقت دو گروه حاکم بر اروپا آمریکا کانادا و استرالیا که..
این به مطالعات عمیق و استراتژیک دایره سنتی قدرت روسها برمیگردد آنها با مطالعه تاریخ خود و البته بررسی نقاط ضعف در دوران شوروی که نهایت منجر به فروپاشی امپراطوری و پیروزی و یکه تازی آمریکا در جهان شد
اصلاحات اساسی در بینش و چینش ساختار سیاست بین المللی و منطقه ای خود که تعبیر سیاست خارجی است انجام دادند پوتین سه قوه و تفکر را درون یک حلقه جمع کرد
ابهت سلطنت تزار_توانمندیهای شوروی_تدوین حاکمیت شبه دموکراسی و شبه غربی که در نظر جامعه جهانی معقول باشد و روسها بتوانند با رد شدن از فشارهای سیاسی و اقتصادی هم تجارت خود را پیش ببرند هم سیاستها و اهدافشان را
تیم پوتین و به شخص او بعنوان یک عنصر کارکشته سازمان کاگب درسها و تجاربی که از 50 سال جنگ بی امان موسوم به جنگ سرد و از دوران جنگ جهانی دوم گرفته و با نیم نگاهی به رقابتهای استعماری در طول حاکمیت تزارها سوراخ سمبه نقاط ضعف و اشتباهات را بررسی و سعی به رفع آنها نموده همچنین از دگرگونیهای متداول و تزلزل استعمار فرسوده اروپا و سیستم نابالغ آمریکا بهترین استفاده را میبرد تا اینبار دیگر بازنده میدان نباشد
پوتین یک سیاستمدار بسیار زیرک و باهوش است
الان ما با سه جبهه غرب_تورکها_روس و چین مواجه یم
پوتین یک مدلی مشابه(در ظاهر) از سیستمهای حکومتی به اصطلاح جهان آزاد بوجود می آورد و یک دولت منسجم مقتدر و سیستمی یکپارچه بوجود می آورد بدون اجازه دادن به هر احدی که بتواند رقیب یا صورت موازی این ساختار باشد
بعد به این فکر میکند که عنصر تورکها در منطقه عنصری قوی و بسیار مهم است و پوتین و تورکها اهداف تفکرات دشمنان و نگرانیهای مشترکی دارند
بنابراین او میداند که اگر ملتی بزرگ همچون تورکها که از سابقه مقاوت و جنگاوری و تاریخی پرعظمت و تمدنی غنی برخوردارند در کنارش نباشد مثل دوران جنگ سرد زیان و ضربه خواهد دید
او با تغییر نگرش به تورکیه و آزربایجان دست دوستی داده احترام ویژه ای به دولت اردوغان قائل میشود همکاریهای تنگاتنگ همیاریها در بخش انرژی صنعت محیط زیست ترانزیت موضوعات نظامی و امنیتی بین دولتین مذکور انجام میشود
به شرط یک دوستی متقابل پوتین از زیاده خواهیهای پیشتر روسها عقب نشینی کرده بدون ایجاد مانع به آزربایجان و تورکیه شرایط آزادسازی قاراباغ سرکوب ارامنه جنایتکار و اتفاق و اتصال جهان تورک را محیا میکند
پوتین میداند در غرب سه گروه عمده وجود دارد لیبرالها(که الان سرکار هستند بایدن مکرون دولت انگلیس دولت کانادا و...) روسیه را در اولویت اول دشمنان خود قرار داده اند شیوه آنها با پوشش دیپلماتیک ایجاد شوروش در کشورهای هدف و هجوم و بلعیدن آن است(آنچه که اوباما و همفکران اروپاییش در سالهای 2011 تا 2015 در سوریه لیبی یمن تونس و مصر بوجود آوردند) ولی این لیبرالها جسارت و توان اقدامات نظامی در سطح گسترده را ندارند جهان وطنیهایی هستند که فقط به فکر چپاول بیشتر و گسترش دادن قدرت خود هستند بدنبال عدالت امنیت و ثبات در جهان نیستند
گروه دوم راستگرایان و ملی گرایان هستند
اینها ابایی از جنگ ندارند و بشدت دنبال حفظ تمدن غربی و اقتدار و نفوذ جبهه غرب در جهان هستند
دیوانه های جنگ طلب زیادی درون این گروه است حزب جمهوریخواه آمریکا و افرادی مثل جرج بوش-مک کین-جان بولتون و...
که بی هوا میتوانند برنامه های پوتین را ناکام گذاشته جهان را به آتش بکشانند
گروه سوم ملقب به میهن پرستان که مخالف هر دو جناح راست و چپ در غرب میباشند و در صدد تعامل با همه کشورها اینها انقلابیون غربی میباشند که فکر میکنند همه احزاب چه دمکرات چه جمهوریخواه فاسد و قدرت طلب هستند و باید نظامهای سیاسی غربی کنار رفته سیستمی واقعا مردمی سرکار بیاید
اینها با شخص پوتین بسیار خوبند
پوتین هم با آنها خوب است
چون هر دو یک هدف دارند برانداختن یا مهار نظام سرمایه داری و لیبرالیستی در غرب میباشد
به این گروه سوم برای سیاه نمایی راسیست و نازیست میگویند
حتی به پوتین لقب هیتلر میدهند ترامپ در صف این گروهها هست
اگر دقت بکنیم به ترامپ هم هیتلر میگفتند توجیه اشان این است که نازیستها هم جامعه جهانی نظامهای مشترک بین المللی دولتهای غربی و بقیه جهان را قبول نداشت پوتین و ترامپ هم آنان را قبول ندارند
بالاخره هرکس که از دایره فعلی موسوم به جامعه جهانی خارج فکر و عمل بکند لقب هیتلر برایش میدهند
جنگ پوتین با هر دو گروه است
دو گروههی که مال الان نیستند نقل قول این است که یک نفر در پارلمان انگلیس افرادی را که در سمت چپ نشسته بودند چپگرا و افرادی که در سمت راست نشسته بودند را راستگرا نامید این یک مزاح است در حقیقت دو گروه حاکم بر اروپا آمریکا کانادا و استرالیا که..
گفته میشود جهان غرب از قرنها پیش وجود داشتند همیشه روسیه با اینها در جنگ بوده و همیشه از آنان شکست خورده و نتوانسته خود را به قدرت نخست تبدیل بکند
همان مطالعاتی که گفتم مربوط به این حوزه هست
آنها موفق شدند سلطنت تزار را براندازند بعد موفق شدند شوروی را از بین ببرند قدم به قدم روسیه را کوچکتر و ناتوانتر کردند و حالا این پایان خط است روسیه کبیر اگر اینبار هم شکست بخورد دیگر چیزی جز کتابهای تاریخی از روسیه باقی نخواهند ماند اگر جنگ بین جهان غرب و شوروی برای تسلط بر جهان و با هدف قدرت بود جنگ الان برای مرگ و زندگیست
جهان 1 جهان 2 جهان 3 جنگ جهانی اول جنگ جهانی دوم جنگ جهانی سوم
یک رازی را برایتان بگویم جالب است بدانید جنگ جهانی سوم پیش رو نیست جنگ جهانی سوم اتفاق افتاده قبلا و تمام شده
جنگ جهانی سوم همان جنگ سرد بین آمریکا و شوروی بود که با فروپاشی شوروی و موفقیت آمریکا تمام شد
الان پس قضیه چیست؟ موضوع امروز تلاش است جنگ نیست تلاش تمدن ها برای بقا
جا ماندن و اشتباه در این تلاش پایان کار است
آیا امروز اثری از مایاها سومریان عیلامیها امپراطوری روم مجارستان امپراطوریها قبایل و سلطنتهای مختلفی وجود دارد؟ آنها در تلاش برای بقا جا ماندند و تمام شدند
امروز پول قدرت اقتدار غرور و ابهت مسئله دوم است
جهان همیشه در حال تکامل و پیشرویست
از امپراطوری عثمانی تورکیه مانده از امپراطوری آزربایجان یک کشور کوچک مستقل و یک جنبش ملی
از امپراطوری عرب یک عربستان و مصر
از امپراطوری کبیر بریتانیا یک انگلستان
از اروپای خوفناک و قدرتمند چند کشور کوچولو
و دیگر بازتولیدی وجود ندارد
اینجا آخر خط از یک دوره تاریخیست
شکست یعنی مرگ پیروزی یعنی زندگی هر دو برای هرکس ابدی هستند
اگر روسیه شکست بخورد تمام است روسیه برای همیشه تمام میشود
آمریکا شکست بخورد تمام است
عربستان تورکیه آزربایجان ایران هر جا هرکشور شکست خورد دیگر فرصتی برای بازیافتن حیاتش وجود نخواهد داشت
پوتین به همین دلیل به اوکراین حمله میکند
به همین دلیل آنقدر هزینه در خاورمیانه عراق سوریه لیبی افغانستان قفقاز اروپای شرقی و آفریقا گذاشت
به همین دلیل ریسک نمیکند
دلیل ورود فوری روسیه به بحران قزاقستان در همین راز نهفته است
اینجا جهانیست که همه برای خود میجنگند برای زنده ماندن و ادامه حیات برای باقی ماندن در روزگار
فکر میکنید چرا رضاپهلوی هم از ترامپ هم از پوتین به یک اندازه متنفر است
فکر میکنید چرا بدتر از اوکراینیها پانفارسهای ایرانشهری به پوتین فحاشی میکنند؟
چون میدانند جریان چیست میدانند کسی که از پشت بام افتاد،افتاد دیگر
در جنگ میتوان با وجود شکست هم زنده ماند ولی در تلاش برای بقا شکستی وجود ندارد یا زنده میمانی یا تمام میشوی
آنها دقیقا از وضعیت ایران از آرایش تمدنها از شرایط منطقه و جهان خبر دارند و میدانند ایران پارسی در این دوئل به مقصد نخواهد رسید
چون یک ناجی همچون ایلهام علیئوی ندارند که بقایشان را بیمه بکند
من چرا گفتم پس از تصمیمات پوتین همه جای اروپا و آمریکا تظاهرات رخ خواهد داد چون سخن از مرگ و بقاست
آنها باسوادتر و آگاهترند نسبت به دیگر مردمان جهان
میفهمند وقتی پوتین تا وسط اروپا بیاید عملا سازمان ملل ناتو و همه این ساختار جامعه جهانی کارکرد خودش را از دست میدهد
و کسی مثل پوتین که از این مسئله مطمئن باشد به اوکراین بسنده نخواهد کرد تا هرکجایی که از بقایش اطمینان کامل حاصل بکند پیشروی میکند در گذشته روسها یا ثروت داشتند در سیاست کم آوردند یا سیاست و ارتش قوی داشتند در اقتصاد کم آوردند اینبار پوتین با استفاده از مهره ای بزرگ مثل چین این خلاء را هم حل کرده قدرت سیاسی_نظامی_اقتصادی چیزی که پیروزی را نه حتمی بلکه قطعی میکند
این مسئله روشن شد در نهایت به خودمان بپردازیم
تورکیه آزربایجان/بقیه دولتهای تورک/ حرکت ملی آزربایجان
مشکل ما روسیه نیست دولتها و رهبران عاقل و هوشمند تورک نه الان بلکه از دهه ها پیش خطر روسیه را مهار کرده اند مشکل ما دو عنصر است: هندوستان_چین
هندوستان آخرین حامی پانفارسهاست و چین مانعی در مقابل جهان تورک البته چین در حدی که بصورت نظامی به سرزمینهای ما هجوم کرده و اشغال بکند نه بلکه اقتصاد موضوع اصلی هست اگر قدرت اقتصادی جهان جدید در دست چین باشد بدلیل خصومت ما با چین بخاطر کشتار مسلمانان اویغور با مشکل مواجه میشویم و چین نه از مسلمانان نه از تورکها خاطره خوبی ندارد اولین قدم راهکاریست که برای این موضوع باید تدارک ببینیم
و مسئله هندوستان هندواروپایی این را که میدانیم چیست آریایی کوچک آریایی بزرگ فلسفه پانفارسیسم از همین دو کلمه نشأت گرفته هندواروپا
همان مطالعاتی که گفتم مربوط به این حوزه هست
آنها موفق شدند سلطنت تزار را براندازند بعد موفق شدند شوروی را از بین ببرند قدم به قدم روسیه را کوچکتر و ناتوانتر کردند و حالا این پایان خط است روسیه کبیر اگر اینبار هم شکست بخورد دیگر چیزی جز کتابهای تاریخی از روسیه باقی نخواهند ماند اگر جنگ بین جهان غرب و شوروی برای تسلط بر جهان و با هدف قدرت بود جنگ الان برای مرگ و زندگیست
جهان 1 جهان 2 جهان 3 جنگ جهانی اول جنگ جهانی دوم جنگ جهانی سوم
یک رازی را برایتان بگویم جالب است بدانید جنگ جهانی سوم پیش رو نیست جنگ جهانی سوم اتفاق افتاده قبلا و تمام شده
جنگ جهانی سوم همان جنگ سرد بین آمریکا و شوروی بود که با فروپاشی شوروی و موفقیت آمریکا تمام شد
الان پس قضیه چیست؟ موضوع امروز تلاش است جنگ نیست تلاش تمدن ها برای بقا
جا ماندن و اشتباه در این تلاش پایان کار است
آیا امروز اثری از مایاها سومریان عیلامیها امپراطوری روم مجارستان امپراطوریها قبایل و سلطنتهای مختلفی وجود دارد؟ آنها در تلاش برای بقا جا ماندند و تمام شدند
امروز پول قدرت اقتدار غرور و ابهت مسئله دوم است
جهان همیشه در حال تکامل و پیشرویست
از امپراطوری عثمانی تورکیه مانده از امپراطوری آزربایجان یک کشور کوچک مستقل و یک جنبش ملی
از امپراطوری عرب یک عربستان و مصر
از امپراطوری کبیر بریتانیا یک انگلستان
از اروپای خوفناک و قدرتمند چند کشور کوچولو
و دیگر بازتولیدی وجود ندارد
اینجا آخر خط از یک دوره تاریخیست
شکست یعنی مرگ پیروزی یعنی زندگی هر دو برای هرکس ابدی هستند
اگر روسیه شکست بخورد تمام است روسیه برای همیشه تمام میشود
آمریکا شکست بخورد تمام است
عربستان تورکیه آزربایجان ایران هر جا هرکشور شکست خورد دیگر فرصتی برای بازیافتن حیاتش وجود نخواهد داشت
پوتین به همین دلیل به اوکراین حمله میکند
به همین دلیل آنقدر هزینه در خاورمیانه عراق سوریه لیبی افغانستان قفقاز اروپای شرقی و آفریقا گذاشت
به همین دلیل ریسک نمیکند
دلیل ورود فوری روسیه به بحران قزاقستان در همین راز نهفته است
اینجا جهانیست که همه برای خود میجنگند برای زنده ماندن و ادامه حیات برای باقی ماندن در روزگار
فکر میکنید چرا رضاپهلوی هم از ترامپ هم از پوتین به یک اندازه متنفر است
فکر میکنید چرا بدتر از اوکراینیها پانفارسهای ایرانشهری به پوتین فحاشی میکنند؟
چون میدانند جریان چیست میدانند کسی که از پشت بام افتاد،افتاد دیگر
در جنگ میتوان با وجود شکست هم زنده ماند ولی در تلاش برای بقا شکستی وجود ندارد یا زنده میمانی یا تمام میشوی
آنها دقیقا از وضعیت ایران از آرایش تمدنها از شرایط منطقه و جهان خبر دارند و میدانند ایران پارسی در این دوئل به مقصد نخواهد رسید
چون یک ناجی همچون ایلهام علیئوی ندارند که بقایشان را بیمه بکند
من چرا گفتم پس از تصمیمات پوتین همه جای اروپا و آمریکا تظاهرات رخ خواهد داد چون سخن از مرگ و بقاست
آنها باسوادتر و آگاهترند نسبت به دیگر مردمان جهان
میفهمند وقتی پوتین تا وسط اروپا بیاید عملا سازمان ملل ناتو و همه این ساختار جامعه جهانی کارکرد خودش را از دست میدهد
و کسی مثل پوتین که از این مسئله مطمئن باشد به اوکراین بسنده نخواهد کرد تا هرکجایی که از بقایش اطمینان کامل حاصل بکند پیشروی میکند در گذشته روسها یا ثروت داشتند در سیاست کم آوردند یا سیاست و ارتش قوی داشتند در اقتصاد کم آوردند اینبار پوتین با استفاده از مهره ای بزرگ مثل چین این خلاء را هم حل کرده قدرت سیاسی_نظامی_اقتصادی چیزی که پیروزی را نه حتمی بلکه قطعی میکند
این مسئله روشن شد در نهایت به خودمان بپردازیم
تورکیه آزربایجان/بقیه دولتهای تورک/ حرکت ملی آزربایجان
مشکل ما روسیه نیست دولتها و رهبران عاقل و هوشمند تورک نه الان بلکه از دهه ها پیش خطر روسیه را مهار کرده اند مشکل ما دو عنصر است: هندوستان_چین
هندوستان آخرین حامی پانفارسهاست و چین مانعی در مقابل جهان تورک البته چین در حدی که بصورت نظامی به سرزمینهای ما هجوم کرده و اشغال بکند نه بلکه اقتصاد موضوع اصلی هست اگر قدرت اقتصادی جهان جدید در دست چین باشد بدلیل خصومت ما با چین بخاطر کشتار مسلمانان اویغور با مشکل مواجه میشویم و چین نه از مسلمانان نه از تورکها خاطره خوبی ندارد اولین قدم راهکاریست که برای این موضوع باید تدارک ببینیم
و مسئله هندوستان هندواروپایی این را که میدانیم چیست آریایی کوچک آریایی بزرگ فلسفه پانفارسیسم از همین دو کلمه نشأت گرفته هندواروپا
شانس ما پاکستان است که میتوانیم جلوی هوا و هوسهای هندوستان برای سیطره بر قلمرو کهن و بازیابی قبایل از دست رفته اش همچون فارسها؛ را بگیریم در آینده این دو عنصر هندوستان_چین محور اصلی نگرانیهای ما هستند دو تمدنی که برای بقای خود ریشه ها را محکم کرده اند و همچون اژدهای گرسنه برای بلعیدن بیشتر فعالیتهای آشکار و پنهان زیادی دارند
همسایگی ژئوپلتیکی ما در آینده با سه غول روس_چین_هند مطمئناً رخ خواهد داد و اگر بگویم نگرانیها نسبت به چشمداشت پوتین به مناطقی از کشورهای تورک را درک میکنم
ولی چین و هند را در اولویت اول بعنوان موانع برای برپایی و احیای جهان تورک محسوب میکنم
ما هم برای بقا کار آسانی نداریم و باید تلاشی مضاعف و سختی داشته باشیم
همسایگی ژئوپلتیکی ما در آینده با سه غول روس_چین_هند مطمئناً رخ خواهد داد و اگر بگویم نگرانیها نسبت به چشمداشت پوتین به مناطقی از کشورهای تورک را درک میکنم
ولی چین و هند را در اولویت اول بعنوان موانع برای برپایی و احیای جهان تورک محسوب میکنم
ما هم برای بقا کار آسانی نداریم و باید تلاشی مضاعف و سختی داشته باشیم
🛑 وزیر امور خارجه یونان:
💢 ترکیه در بحران اوکراین «فرصت طلبی» میکند
🛑 وزیر امور خارجه ترکیه:
💢 در حالی که جهان روی فاجعه اوکراین تمرکز دارد، دوست من نیکوس روی تنها سرگرمی خود یعنی «بدنام کردن ترکیه در هر شرایطی» متمرکز است
🇬🇷🇹🇷
💢 ترکیه در بحران اوکراین «فرصت طلبی» میکند
🛑 وزیر امور خارجه ترکیه:
💢 در حالی که جهان روی فاجعه اوکراین تمرکز دارد، دوست من نیکوس روی تنها سرگرمی خود یعنی «بدنام کردن ترکیه در هر شرایطی» متمرکز است
🇬🇷🇹🇷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاف عجیب بایدن این بار درباره ایران و اوکراین
🔹 جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره ، واژه «ایران» را با «اوکراین» اشتباه گرفت.
🔹 بایدن گفت: پوتین ممکن است با تانک ها دور کی یف بچرخد، اما هرگز قلب و روح مردم ایران را به دست نخواهد آورد!
@military_newz
🔹 جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره ، واژه «ایران» را با «اوکراین» اشتباه گرفت.
🔹 بایدن گفت: پوتین ممکن است با تانک ها دور کی یف بچرخد، اما هرگز قلب و روح مردم ایران را به دست نخواهد آورد!
@military_newz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاف عجیب بایدن این بار درباره ایران و اوکراین
🔹 جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره ، واژه «ایران» را با «اوکراین» اشتباه گرفت.
🔹 بایدن گفت: پوتین ممکن است با تانک ها دور کی یف بچرخد، اما هرگز قلب و روح مردم ایران را به دست نخواهد آورد!
پ.ن: وقتی رهبر جهان یک پیر آلزایمری باشد هر کفتاری ادعای سلطانی میکند
🔹 جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره ، واژه «ایران» را با «اوکراین» اشتباه گرفت.
🔹 بایدن گفت: پوتین ممکن است با تانک ها دور کی یف بچرخد، اما هرگز قلب و روح مردم ایران را به دست نخواهد آورد!
پ.ن: وقتی رهبر جهان یک پیر آلزایمری باشد هر کفتاری ادعای سلطانی میکند
انتقال خانه ملل به استانبول اضافه شدن تورکیه به جمع کشورهای دارای حق وتو و اصلاحات ساختاری در مدیریت جهانی، آخرین راه بقا برای زمین و بشریت
در چندین ساعت مانده به حمله ارتش روسیه به اوکراین گفتیم که تنها چشم امید ملت اوکراین و اروپا،نه حاکمان و سازمانهای پرمدعایشان؛ بلکه دولت تورکیه میباشد
اگر نبود نقش دولت تورکیه در حال حاضر معلوم نمیشد چه حوادث وحشتناکی در جهان و منطقه رخ میداد
دولت هوشمند تورک با عدم جبهه گیریهای سیاسی و رقابتی بلکه بر حسب ذات قوانین بین المللی که با خون و سرنوشت میلیونها انسان پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمده به قضیه واکنش نشان داد
تورکیه نه تحت تاثیر پروپاگاندای رسانه ای غرب قرار گرفت نه توجهی به فشارهای پیدا و پنهان روسیه کرد
بلکه بر حسب منطق، قانون و حقوق راستین بشری تصمیمات خود را اتخاذ کرد همچون که در سوریه حقوق ملت آزادیخواه سوری را مدنظر قرار داد در لیبی عراق و هرجایی که تورکیه به مسائل ورود پیدا کرده اولاً به درخواست دولتها و ملتها بوده دوماً قبل از هر چیزی حقوق انسانی را به اولویت گذاشته
تقریبا همه کشورهای دیگر یا در جبهه روسیه قرار گرفتند یا در طرف غرب تنها کشوری که توانست یک سیاست مستقلانه و به دور از منفعت طلبی در قبال اوکراین بگیرد تورکیه بود و هست
نقش تاریخی تورکیه در کنترل وضعیت در عدم برخورد قدرتهای بین المللی و اجازه ندادن به تشنج بیشتر و سواستفاده از شرایط بعنوان یک شاهکار در صفحات حیات بشر نوشته خواهد شد
دولت تورکیه هم بر حق نگرانیهای امنیتی روسیه احترام گذاشت هم بر حق حاکمیت ملی اوکراین
و چیزی که همه کشورها از انجام آن عاجز ماندند تورکیه توانست بخوبی آن را عملی کند
تقریبا تمام دنیا به سه گروه طرفدار غرب طرفدار روسیه و جبهه خاکستری در این مناقشه تقسیم شدند
ولی تورکیه نه اینکه بی طرف نماند در طرف یک جبهه هم قرار نگرفت بلکه مستقلانه هم از مقاومت مردم و دولت اوکراین دفاع کرد هم به تحریمها و فشارها علیه روسیه نپیوست تا بدین قرار نه به قدرتها و جبهه ها بلکه بر امنیت جهانی و کاهش تنش کمک بکند
این همان نقش رهبری در جهان است
یکی از دهها تصمیم فاجعه بار پس از جنگ جهانی دوم که همین تصمیم منجر به جنگهای ادامه دارد زیر خاکستر تا به الان شده؛ انتخاب نیویورک بعنوان مقر سازمان ملل بود
دومین اشتباه قرار گرفتن دادگاههای بین المللی بقیه سازمانها و نهادهای جامعه بین الملل در اروپا بود یعنی هرچه که جامعه ملل و خانه بشر نامیده میشد قلمبه در جهان غرب انباشته شد همین عامل تشنج و تنش شد چون در چنین حالتی به دیگر ملل دنیا هیچ احترام و جایگاهی قائل نشدند مراکز حقوق بشری و بین المللی با قدرت و سیاست آلوده شد و این راز عدم تاثیر گذاری نهادی چون سازمان ملل در مناقشات و درگیریهای جهانیست
این سازمانها نه تنها بشر را نتوانست از تنش جنگ و فلاکتها نجات دهد بلکه به عامل آن هم تبدیل شد
تمامی نهادهای بین المللی مورد نفوذ سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی غرب قرار گرفت و دولتها از این نهادها برای اهداف سیاسی خود سواستفاده کردند
ما میتوانیم با مقایسه واکنش این مجموعه به جهنم آفریقا و خاورمیانه
در چندین ساعت مانده به حمله ارتش روسیه به اوکراین گفتیم که تنها چشم امید ملت اوکراین و اروپا،نه حاکمان و سازمانهای پرمدعایشان؛ بلکه دولت تورکیه میباشد
اگر نبود نقش دولت تورکیه در حال حاضر معلوم نمیشد چه حوادث وحشتناکی در جهان و منطقه رخ میداد
دولت هوشمند تورک با عدم جبهه گیریهای سیاسی و رقابتی بلکه بر حسب ذات قوانین بین المللی که با خون و سرنوشت میلیونها انسان پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمده به قضیه واکنش نشان داد
تورکیه نه تحت تاثیر پروپاگاندای رسانه ای غرب قرار گرفت نه توجهی به فشارهای پیدا و پنهان روسیه کرد
بلکه بر حسب منطق، قانون و حقوق راستین بشری تصمیمات خود را اتخاذ کرد همچون که در سوریه حقوق ملت آزادیخواه سوری را مدنظر قرار داد در لیبی عراق و هرجایی که تورکیه به مسائل ورود پیدا کرده اولاً به درخواست دولتها و ملتها بوده دوماً قبل از هر چیزی حقوق انسانی را به اولویت گذاشته
تقریبا همه کشورهای دیگر یا در جبهه روسیه قرار گرفتند یا در طرف غرب تنها کشوری که توانست یک سیاست مستقلانه و به دور از منفعت طلبی در قبال اوکراین بگیرد تورکیه بود و هست
نقش تاریخی تورکیه در کنترل وضعیت در عدم برخورد قدرتهای بین المللی و اجازه ندادن به تشنج بیشتر و سواستفاده از شرایط بعنوان یک شاهکار در صفحات حیات بشر نوشته خواهد شد
دولت تورکیه هم بر حق نگرانیهای امنیتی روسیه احترام گذاشت هم بر حق حاکمیت ملی اوکراین
و چیزی که همه کشورها از انجام آن عاجز ماندند تورکیه توانست بخوبی آن را عملی کند
تقریبا تمام دنیا به سه گروه طرفدار غرب طرفدار روسیه و جبهه خاکستری در این مناقشه تقسیم شدند
ولی تورکیه نه اینکه بی طرف نماند در طرف یک جبهه هم قرار نگرفت بلکه مستقلانه هم از مقاومت مردم و دولت اوکراین دفاع کرد هم به تحریمها و فشارها علیه روسیه نپیوست تا بدین قرار نه به قدرتها و جبهه ها بلکه بر امنیت جهانی و کاهش تنش کمک بکند
این همان نقش رهبری در جهان است
یکی از دهها تصمیم فاجعه بار پس از جنگ جهانی دوم که همین تصمیم منجر به جنگهای ادامه دارد زیر خاکستر تا به الان شده؛ انتخاب نیویورک بعنوان مقر سازمان ملل بود
دومین اشتباه قرار گرفتن دادگاههای بین المللی بقیه سازمانها و نهادهای جامعه بین الملل در اروپا بود یعنی هرچه که جامعه ملل و خانه بشر نامیده میشد قلمبه در جهان غرب انباشته شد همین عامل تشنج و تنش شد چون در چنین حالتی به دیگر ملل دنیا هیچ احترام و جایگاهی قائل نشدند مراکز حقوق بشری و بین المللی با قدرت و سیاست آلوده شد و این راز عدم تاثیر گذاری نهادی چون سازمان ملل در مناقشات و درگیریهای جهانیست
این سازمانها نه تنها بشر را نتوانست از تنش جنگ و فلاکتها نجات دهد بلکه به عامل آن هم تبدیل شد
تمامی نهادهای بین المللی مورد نفوذ سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی غرب قرار گرفت و دولتها از این نهادها برای اهداف سیاسی خود سواستفاده کردند
ما میتوانیم با مقایسه واکنش این مجموعه به جهنم آفریقا و خاورمیانه
اینهم یکی از خصوصیات دنیای سیاسته که انسان در یک نقطه ای کنترل رو از دست میده
یک جوان باهوش که نه تنها افتخار بلکه نعمتیست برای ما
تحلیلگر و مفسر سیاسی واقعا یک نعمته برای هر جنبش
رحمان اوکتای از سوپراستارهای این موضوع میباشد
دارای سبک خاص خودش که هر فردی با هر سطح سواد و بینش میتواند از مقالاتش معلومات کسب بکند
بعنوان یک دوست و مخاطب قدیمی
میگویم شاید کسی یا کسانی با فرستادن اطلاعات نادرست در پر استرس و پرفشارترین لحظات موجب سردرگمی اوکتای شده اند تا آن پیش بینی را منتشر بکند
این اشتباه از یک جوان با اینهمه توان قلم و ذهن قابل قبول است
چون در یک جایی انسان بر اثر غرور هیجان یا فشارکاری دچار فروپاشی در تصمیم گیریها میشود
این یک تلنگر بود تا جوان خوش سیما و باهوش ما بیشتر در قدم هایش تعقل و صبر به خرج دهد
قبول کردن و اذعان به این اشتباه بسی تو را محبوبتر و قابل احترامتر خواهد کرد
تلاش برای توجیه تکرار دوباره اشتباه است
لطفا همین کار را همین الان انجام بده
تا یک پله دیگر به بالا قدم بگذاری
یک جوان باهوش که نه تنها افتخار بلکه نعمتیست برای ما
تحلیلگر و مفسر سیاسی واقعا یک نعمته برای هر جنبش
رحمان اوکتای از سوپراستارهای این موضوع میباشد
دارای سبک خاص خودش که هر فردی با هر سطح سواد و بینش میتواند از مقالاتش معلومات کسب بکند
بعنوان یک دوست و مخاطب قدیمی
میگویم شاید کسی یا کسانی با فرستادن اطلاعات نادرست در پر استرس و پرفشارترین لحظات موجب سردرگمی اوکتای شده اند تا آن پیش بینی را منتشر بکند
این اشتباه از یک جوان با اینهمه توان قلم و ذهن قابل قبول است
چون در یک جایی انسان بر اثر غرور هیجان یا فشارکاری دچار فروپاشی در تصمیم گیریها میشود
این یک تلنگر بود تا جوان خوش سیما و باهوش ما بیشتر در قدم هایش تعقل و صبر به خرج دهد
قبول کردن و اذعان به این اشتباه بسی تو را محبوبتر و قابل احترامتر خواهد کرد
تلاش برای توجیه تکرار دوباره اشتباه است
لطفا همین کار را همین الان انجام بده
تا یک پله دیگر به بالا قدم بگذاری
#حمله_موشکی_سپاه
سناریوهای مختلفی وجود دارد
این اقدام ایران از نگاهی دیگر میتواند با طراحی روسیه انجام شود تا آمریکا اهدافی را در سوریه و عراق مورد حمله قرار دهد و جنگهای خاورمیانه دوباره فعال و تشدید شود تا آمریکا هم در یک نقطه ای غیر از اوکراین درگیر جنگ شود هم تمرکز افکارعمومی جهان از روی روسیه و بحران اوکراین برداشته شود
همیشه خاورمیانه جاییست که استعداد تغییر دادن معادلات را داردسناریوی دوم و نگاه من:
این اقدام در راستای رقابت انرژی یا عنصر ژئواستراتژیک هم که گفتیم میتواند از سوی روسیه طراحی شده باشد
تا برجام حالا حالاها به مقصد نرسد چون اگر تحریمها از روی ایران برداشته شود ایران میتواند جای خالی نفت و گاز روسیه در اروپا را پر کند
و این یعنی خطر بزرگ برای پوتین که با کارت گاز و نفت تا بحال ناتو را مهار کرده
چند روز سکوت در اوکراین تایمی بود تا کاخ کرملین راهی فراری پیدا کند چون برجام در حال انعقاد بود
این حمله برجام را فعلا به بایگانی میبردقبلا گفته بودم که ایران درست وسط معرکه قرار دارد و ایران وضعیتی مشابه با اوکراین دارد دیر یا زود سر ایران هم دعوا خواهد شد
فکر کنم این موضوع شروع شده
ایران به برجام احتیاج دارد
اروپا به گاز و نفت ایران
و پوتین به عدم وصلت برجام و ارتباط ایران با آمریکا..
اتفاقاتی که کم کم رخ میدهد قبل تر پیش بینی کرده ایم
در حال حاضر احتمال اشغال ایران توسط قدرتهای جهانی همچون جنگ جهانی دوم بسیار بالاست چون سرنوشت جنگ اوکراین به نوعی به ایران گره خورده
روسها اوکراین را میخواهند غربیها ایران را و انرژی نقش حیاتی در سرنوشت این جنگ و جدل دارد
سناریوهای مختلفی وجود دارد
این اقدام ایران از نگاهی دیگر میتواند با طراحی روسیه انجام شود تا آمریکا اهدافی را در سوریه و عراق مورد حمله قرار دهد و جنگهای خاورمیانه دوباره فعال و تشدید شود تا آمریکا هم در یک نقطه ای غیر از اوکراین درگیر جنگ شود هم تمرکز افکارعمومی جهان از روی روسیه و بحران اوکراین برداشته شود
همیشه خاورمیانه جاییست که استعداد تغییر دادن معادلات را داردسناریوی دوم و نگاه من:
این اقدام در راستای رقابت انرژی یا عنصر ژئواستراتژیک هم که گفتیم میتواند از سوی روسیه طراحی شده باشد
تا برجام حالا حالاها به مقصد نرسد چون اگر تحریمها از روی ایران برداشته شود ایران میتواند جای خالی نفت و گاز روسیه در اروپا را پر کند
و این یعنی خطر بزرگ برای پوتین که با کارت گاز و نفت تا بحال ناتو را مهار کرده
چند روز سکوت در اوکراین تایمی بود تا کاخ کرملین راهی فراری پیدا کند چون برجام در حال انعقاد بود
این حمله برجام را فعلا به بایگانی میبردقبلا گفته بودم که ایران درست وسط معرکه قرار دارد و ایران وضعیتی مشابه با اوکراین دارد دیر یا زود سر ایران هم دعوا خواهد شد
فکر کنم این موضوع شروع شده
ایران به برجام احتیاج دارد
اروپا به گاز و نفت ایران
و پوتین به عدم وصلت برجام و ارتباط ایران با آمریکا..
اتفاقاتی که کم کم رخ میدهد قبل تر پیش بینی کرده ایم
در حال حاضر احتمال اشغال ایران توسط قدرتهای جهانی همچون جنگ جهانی دوم بسیار بالاست چون سرنوشت جنگ اوکراین به نوعی به ایران گره خورده
روسها اوکراین را میخواهند غربیها ایران را و انرژی نقش حیاتی در سرنوشت این جنگ و جدل دارد