♡ رقص قلم ♡ و نغمه ی ساز به یاد میرزا عباس نشاطی خان شاعر سده دوازدهم با اثر باارزش دیوان نشاط
446 subscribers
5.56K photos
13.3K videos
18 files
42.7K links
به کانال رقص قلم ونغمه ی ساز خوش آمدید♡

جهت ارتباط با ادمین :

@Aliakbar_neshatizadeh
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔞بنازم به رفتار زیبای اون انسانی که از کنارش بی‌تفاوت رد نشد و اون افسر راهنمایی رانندگی که دست نوازش رو دریغ نکرد. عزیزانی که این پست رو میبینید، تمنا میکنم، اگه کیسی آسیب دیده میبینید، از کنارش رد نشوید



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی قدیمترها، سر را که می‌بریدند، روی گردن روغن داغ می‌ریختند. اینطوری جلوی خونریزی گرفته می‌شد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب می‌توانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همینطوری می‌چرخید دور خودش. می‌چرخید و می‌رقصید. اسمش را گذشته بودند رقص بسمل. برای رقص بسمل، سر لازم نبود.
حال و روز این روزهایمان را که می‌بینم، به این فکر می‌کنم که انگار، از بدو تولد، به جای ناف، سرمان را بریده‌اند. فقط دور خودمان می‌چرخیم. دور خودمان می‌گردیم. زندگی کردن ما، کم از رقص بسمل ندارد. خوش به حال آنها. سرشان گیج نمی‌رفت



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قول که می‌دهید
پایش بایستید !

مردانه و زنانه فرقی ندارد...
همین‌ که به آن عمل می‌کنید
یک دنیا می‌ارزد.

اگر دلتان به ماندن نیست
بروید
و خیلی راحت خداحافظی کنید
امّا وعده‌ی "برگشت" را ندهید؛

به خدا دل است...

جوری در غیابتان مچاله می‌شود
که هیچ آدم دیگری نمی‌تواند
آن را به حالت اول برگرداند...!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواجه #حافظ شیرازی در سال ۷۹۲ هجری قمری از دنیا رفت، اما بنای مقبره در ۶۴ سال بعد برای اولین بار ساخته شد. قدم‌های اولیه ساخت آرامگاه را شخصی با نام «محمد یغمایی»، وزیر «میرزا ابولقاسم گورکانی» حاکم فارس برداشت. این بنا سازه‌ای گنبدی با حوضی بزرگ در جلوی آن بود که از طریق جریان آب رکن آباد پر می‌شد.

با روی کار آمدن شاه عباس صفوی، این بنا مرمت شد و سپس با قدرت گرفتن افشاریان، این مرمت تکرار شد. اما زندیه پا را کمی فراتر گذاشته و تنها به مرمت بنا بسنده نکرد و بارگاهی با چهار ستون سنگی را در جلوی مقبره ساخت.

پس از چندین بار تخریب آرامگاه به دست مذهبیون افراطی و بازسازی آن در دوران قاجاریه، با روی کار آمدن سلسله پهلوی، در سال ۱۳۱۰ استاندار وقت فارس یک سردر سنگی و بزرگ به‌روی دیوار جنوبی آرامگاه اضافه کرد و حافظیه ظاهر زیبا و آبادتری پیدا کرد. سرانجام در سال 1314 شخصی به نام «علی اصغر حکمت»، وزیر آموزش و پرورش وقت، با کمک طرحی از #آندره_گدار، باستان‌شناس و معمار فرانسوی و مدیرکل باستان‌شناسی کشور، سازه‌ای جدید و زیبا برای مقبره حافظ ساخت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️

   از همچو تو دلداری دل برنکنم

                 آری...

       چون تابْ کِشم باری
      زان زلفِ به تابْ اولیٰ



       
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
ثابت تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود


#شيخ_بهايي 🍀
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنه کار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم

خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم

جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم

حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم



#حضرت_حافظ
اینجا کهن شهر مازندران و ایران کیاسر (کیوسر ) می باشد
شهری که کیوس یا کاووس فرزند کیقباد پادشاه ساسانی ان را بنا نهاد کیوس با توجه به گرایشی که به آیین مزدک پیدا کرد با دسیسه موبدان انوشه روان را جانشین کیقباد و کیوس را به تبرستان یا پتشخوارش در سال (۵۲۳ ق.م) تبعید کردند
و او شهر کیوس سرا ،کیوسر ،در دوره پهلوی اول کیاسر نامیدند
قدمت این شهر بیش از سه هزار سال می باشد
اکنون پر جمعیت ترین شهر جنوب ساری می باشد
زبان مردم تبری از شاخه هزارجریبی اما با گویش خاص می باشد
عکس سال ۱۳۵۹ خورشیدی می باشد
دو‌دوزه بازی‌کردن

در قدیم که چرخ خیاطی نبود، خیاط‌ها برای دوختن پارچه‌های ضخیم (مثل عبا یا پالتو) از تکنیکی به نام «دوزه» استفاده می‌کردند.

یک‌دوزه: دوختی بود که سوزن از یک طرف می‌رفت و از همان طرف خارج می‌شد (ساده).

دو‌دوزه: خیاطی که می‌خواست کار را محکم‌تر (و البته گران‌تر) انجام دهد، سوزن را از یک طرف فرو می‌برد و از طرف دیگر ِ پارچه که دیده نمی‌شد، کوک ِ دیگری می‌زد.

برخی خیاط‌ها، گاهی برای این‌که پول بیش‌تری بگیرند، تظاهر می‌کردند که دارند «دو‌دوزه» می‌دوزند (یعنی کار ِ سخت و محکم)، اما در واقع همان یک‌دوزه‌ی معمولی را می‌زدند.

بعدها این اصطلاح وارد فضای اجتماعی شد؛ یعنی کسی که «در ظاهر یک چیز می‌گوید (یک‌دوزه) اما در پنهان، طور دیگری عمل می‌کند (دوزه‌ی دوم)» تا سود بیش‌تری ببرد.

منابع: لغت‌نامه‌ی دهخدا
فرهنگ واژگان عامیانه (محمدعلی جمال‌زاده)