◾️ثمینه باغچهبان درگذشت.
ثمینه باغچهبان، نویسنده و فرزند جبار باغچهبان در ۹۷ سالگی از دنیا رفت.
▪️ثمینه باغچهبان در چهارم فروردین ۱۳۰۴ در تبریز در کودکستان «باغچه اطفال» به دنیا آمد. آنجا را پدرش جبار باغچهبان در ۱۳۰۳ به عنوان نخستین کودکستان ایران بنیاد نهاده بود.
▪️ثمینه باغچهبان آثاری برای کودکان نوشت و آهنگسازی کرد. از جمله آثار معروف او کتاب «گلین تورکجه دانیشاق» (بیایید ترکی حرف بزنیم) در آموزش زبان ترکی و مجموعهی «رنگینکمان» است که شامل آهنگهایی کودکانه بر پایهی اشعار خودش است. او همچنین در زمینه ترجمه ادبیات کودک از زبانهای دیگر فعالیت داشت.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
ثمینه باغچهبان، نویسنده و فرزند جبار باغچهبان در ۹۷ سالگی از دنیا رفت.
▪️ثمینه باغچهبان در چهارم فروردین ۱۳۰۴ در تبریز در کودکستان «باغچه اطفال» به دنیا آمد. آنجا را پدرش جبار باغچهبان در ۱۳۰۳ به عنوان نخستین کودکستان ایران بنیاد نهاده بود.
▪️ثمینه باغچهبان آثاری برای کودکان نوشت و آهنگسازی کرد. از جمله آثار معروف او کتاب «گلین تورکجه دانیشاق» (بیایید ترکی حرف بزنیم) در آموزش زبان ترکی و مجموعهی «رنگینکمان» است که شامل آهنگهایی کودکانه بر پایهی اشعار خودش است. او همچنین در زمینه ترجمه ادبیات کودک از زبانهای دیگر فعالیت داشت.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
💔3❤1
سنی فرزانهلر آتدی
قاپیب دیوانهلر توتدی
کیمی آلدی، کیمی ساتدی
آلان دونیا، ساتان دونیا!
#شهریار
[دنیا] تو را خردمندان رها کردند،
دیوانگان تو را در چنگ گرفتند.
[ببین] کهها خریدند و کهها فروختند؟
[اینچنین است] دنیای خرنده، دنیای فروشنده!
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
قاپیب دیوانهلر توتدی
کیمی آلدی، کیمی ساتدی
آلان دونیا، ساتان دونیا!
#شهریار
[دنیا] تو را خردمندان رها کردند،
دیوانگان تو را در چنگ گرفتند.
[ببین] کهها خریدند و کهها فروختند؟
[اینچنین است] دنیای خرنده، دنیای فروشنده!
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
❤5
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بــر اثــر صبــر نــوبت ظفــر آیــد
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید
#قاضیهمامالدینمحمودصائن
نقل از: جُنگ شعر، دستنویس شماره ۲۴۴۶ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، بیکا، بیتا (ظ.ق سده ۱۰ ه.ق)، ص ۷۸۶.
🔹 این دو بیتِ بسیار معروف در دیوان #حافظ وارد شده، اما سرودهٔ او نیست.
🔹 مؤلف تذکرهٔ عرفات این ابیات را به نام #حکیمتبیان ثبت کرده است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
بــر اثــر صبــر نــوبت ظفــر آیــد
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید
#قاضیهمامالدینمحمودصائن
نقل از: جُنگ شعر، دستنویس شماره ۲۴۴۶ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، بیکا، بیتا (ظ.ق سده ۱۰ ه.ق)، ص ۷۸۶.
🔹 این دو بیتِ بسیار معروف در دیوان #حافظ وارد شده، اما سرودهٔ او نیست.
🔹 مؤلف تذکرهٔ عرفات این ابیات را به نام #حکیمتبیان ثبت کرده است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Forwarded from بیاض | عاطفه طیّه
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید
(تبیان)
روضهالناظر و نزههالخاطر، عزالدینکاشی
با همین ضبط در
جنگ معانی، تدوین استاد گلچین معانی، ضمیمه شماره ۷ آینهیمیراث، ص ۱۱ نیز آمده است.
@atefeh_tayyeh
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید
(تبیان)
روضهالناظر و نزههالخاطر، عزالدینکاشی
با همین ضبط در
جنگ معانی، تدوین استاد گلچین معانی، ضمیمه شماره ۷ آینهیمیراث، ص ۱۱ نیز آمده است.
@atefeh_tayyeh
❤2
Forwarded from چهار خطی
گمانهزنی در مورد حکیم تبیان
«حکیم تبیان» نام شاعر گمنامی است که تقی اوحدی بلیانی او را به عالم ادبیات معرفی کرده و دوبیت از اشعار او را که در بعضی منابع متأخر به حافظ هم منسوب است، در تذکرۀ خود آورده است (عرفات العاشقین، چاپ میراث مکتوب، ۲: ۸۵۴):
«حکیم تبیان، از استادان قادر نادر ماهری است، در آنِ سخنوری. اما شعرش نایاب است:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید».
بلیانی هیچ اطلاعی در مورد این شاعر به دست نداده است. جستجوهای بنده نیز برای شناسایی این حکیم، به هیچ نتیجهای نرسید. تا آنجا که دیدهام، پیش از عرفات العاشقین، هیچ منبعی از این شاعر گمنام نامی نیاورده است. تذکرهنویسان بعدی نیز با اینکه عرفات العاشقین یکی از مراجع اصلی آنها بوده است، این شاعر را نادیده گرفتهاند. البته، بحث شعر مذکور و بحث گویندۀ آن، دو موضوع جداگانه است. چرا که خود شعر مربوط به روزگار قبل از حافظ است و حافظ را نمیتوان گویندۀ این دو بیت مشهور دانست. این نکته را فاضل ارجمند آقای محمدرضا ضیا در یادداشتی توضیح دادهاند. اما مأخذ ایشان، همان عرفات العاشقین و سپس جُنگ معانی است که مستند آن کتاب نیز، تذکرۀ مذکور است.
قدیمترین جایی که دیدهام این دو بیت در آن نقل شده، روضة الناظر عزیر کاشانی است که مجموعۀ ارزشمند خود را در ربع اول قرن هشتم گرد آورده و به گمان من، اثر او یکی از منابع مطالعاتی حافظ بوده است. باری، کاشانی در فصل ششم از باب دوم کتابش که به موضوع «دگرگون شدن احوال و به آسانی رسیدن بعد از سختی» اختصاص دارد، دو بیت مذکور را با عنوان «غیره» نقل کرده است (برگ ۸۰ ر) و معنیاش این است که جزو اشعار مشهوری است که نام گویندهاش مشخص نیست. همین دو بیت را شرفالدین حسینی قزوینی (د. حدود ۷۴۰ ق) نویسندۀ المعجم فی آثار ملوک العجم بی ذکر نام گوینده در کتاب خود آورده است (ص ۲۷۸).
اما حدسی که میخواهم در مورد حکیم «تبیان» مطرح کنم، ممکن است در بادی امر، پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی دور از ذهن نیست. به نظر من، خلق شاعری به اسم «تبیان»، حاصل سوء برداشت یا بدخوانی بلیانی یا منبع اصلی اوست. در همین کتاب روضة الناظر که آن را قدیم ترین منبع دو بیت منسوب به حکیم تبیان میدانیم، بارها از عنوان «بیتان» برای اشعار منتخبی که دو بیت دارند و نام گویندهشان مشخص نبوده، استفاده شده است. اینکه اوحدی بلیانی کلمۀ «بیتان» را «تبیان» خوانده و آن را نام گویندۀ ناشناس شعر به حساب آورده باشد، محتمل تواند بود. با توجه به مضمون حکیمانۀ این قطعه، کلمۀ «حکیم» را از پیش خود به نام فرضی «تبیان» افزوده تا دهنپُر کن باشد. من خودم بنا به سابقۀ ذهنی، یکبار دچار این توهم شدم که شعری نویافته از حکیم تبیان به چنگم افتاده است. تصویری از چند «بیتان/ تبیان» روضة الناظر را ضمیمۀ این نوشته میکنم. از دوستان اهل فضل میخواهم که نظرشان را در مورد این حدس بنویسند و بگویند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
«حکیم تبیان» نام شاعر گمنامی است که تقی اوحدی بلیانی او را به عالم ادبیات معرفی کرده و دوبیت از اشعار او را که در بعضی منابع متأخر به حافظ هم منسوب است، در تذکرۀ خود آورده است (عرفات العاشقین، چاپ میراث مکتوب، ۲: ۸۵۴):
«حکیم تبیان، از استادان قادر نادر ماهری است، در آنِ سخنوری. اما شعرش نایاب است:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید».
بلیانی هیچ اطلاعی در مورد این شاعر به دست نداده است. جستجوهای بنده نیز برای شناسایی این حکیم، به هیچ نتیجهای نرسید. تا آنجا که دیدهام، پیش از عرفات العاشقین، هیچ منبعی از این شاعر گمنام نامی نیاورده است. تذکرهنویسان بعدی نیز با اینکه عرفات العاشقین یکی از مراجع اصلی آنها بوده است، این شاعر را نادیده گرفتهاند. البته، بحث شعر مذکور و بحث گویندۀ آن، دو موضوع جداگانه است. چرا که خود شعر مربوط به روزگار قبل از حافظ است و حافظ را نمیتوان گویندۀ این دو بیت مشهور دانست. این نکته را فاضل ارجمند آقای محمدرضا ضیا در یادداشتی توضیح دادهاند. اما مأخذ ایشان، همان عرفات العاشقین و سپس جُنگ معانی است که مستند آن کتاب نیز، تذکرۀ مذکور است.
قدیمترین جایی که دیدهام این دو بیت در آن نقل شده، روضة الناظر عزیر کاشانی است که مجموعۀ ارزشمند خود را در ربع اول قرن هشتم گرد آورده و به گمان من، اثر او یکی از منابع مطالعاتی حافظ بوده است. باری، کاشانی در فصل ششم از باب دوم کتابش که به موضوع «دگرگون شدن احوال و به آسانی رسیدن بعد از سختی» اختصاص دارد، دو بیت مذکور را با عنوان «غیره» نقل کرده است (برگ ۸۰ ر) و معنیاش این است که جزو اشعار مشهوری است که نام گویندهاش مشخص نیست. همین دو بیت را شرفالدین حسینی قزوینی (د. حدود ۷۴۰ ق) نویسندۀ المعجم فی آثار ملوک العجم بی ذکر نام گوینده در کتاب خود آورده است (ص ۲۷۸).
اما حدسی که میخواهم در مورد حکیم «تبیان» مطرح کنم، ممکن است در بادی امر، پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی دور از ذهن نیست. به نظر من، خلق شاعری به اسم «تبیان»، حاصل سوء برداشت یا بدخوانی بلیانی یا منبع اصلی اوست. در همین کتاب روضة الناظر که آن را قدیم ترین منبع دو بیت منسوب به حکیم تبیان میدانیم، بارها از عنوان «بیتان» برای اشعار منتخبی که دو بیت دارند و نام گویندهشان مشخص نبوده، استفاده شده است. اینکه اوحدی بلیانی کلمۀ «بیتان» را «تبیان» خوانده و آن را نام گویندۀ ناشناس شعر به حساب آورده باشد، محتمل تواند بود. با توجه به مضمون حکیمانۀ این قطعه، کلمۀ «حکیم» را از پیش خود به نام فرضی «تبیان» افزوده تا دهنپُر کن باشد. من خودم بنا به سابقۀ ذهنی، یکبار دچار این توهم شدم که شعری نویافته از حکیم تبیان به چنگم افتاده است. تصویری از چند «بیتان/ تبیان» روضة الناظر را ضمیمۀ این نوشته میکنم. از دوستان اهل فضل میخواهم که نظرشان را در مورد این حدس بنویسند و بگویند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
پرنیان ۷ رنگ
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند بــر اثــر صبــر نــوبت ظفــر آیــد بگذرد این روزگار تلختر از زهر باز یکی روزگار چون شکر آید #قاضیهمامالدینمحمودصائن نقل از: جُنگ شعر، دستنویس شماره ۲۴۴۶ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، بیکا، بیتا (ظ.ق سده ۱۰ ه.ق)، ص ۷۸۶. 🔹…
.
با توجه به مطلب عالمانۀ استاد میرافضلی در خصوص تبیان و با دقت در منابعِ یادشده، چنین برداشت میشود که دو بیتِ مورد بحث مدعی دیگری ندارد و سرودۀ #محمودصائن است. احتمال دارد این شاعر همان #صائنشیرازی باشد که عبدالعزیز کاشی اشعاری از او در روضةالناظر آورده است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
با توجه به مطلب عالمانۀ استاد میرافضلی در خصوص تبیان و با دقت در منابعِ یادشده، چنین برداشت میشود که دو بیتِ مورد بحث مدعی دیگری ندارد و سرودۀ #محمودصائن است. احتمال دارد این شاعر همان #صائنشیرازی باشد که عبدالعزیز کاشی اشعاری از او در روضةالناظر آورده است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Telegram
پرنیان ۷ رنگ
یادداشتهای ادبی
مهدی دهقان
@Mehdi52d
مهدی دهقان
@Mehdi52d
👏1
و باشد که ردیف از دو کلمه و سه کلمه زیادت باشد چنانکه #مهستی گفته است؛
رباعی:
ای دوست که دل ز بنده برداشتهای
نیکوست کـه، دل ز بنده برداشتهای
[ تــا بشنیـدهسـت مینگنجـد دشمـن
در پوست، که دل ز بنده برداشتهای]
▫️نقل از: المعجم فی معائیر اشعارالعجم، شمسالدّین محمّدبن قیس رازی، دستنویس شماره ۱۹۸۱ کتابخانهٔ لالهلی، کاتب اشرف بن محمدرضاء حسینی، کتابت سال ۸۲۹ ه.ق، برگ ۷۵.
🔹 در نسخه فوق تنها بیت اول رباعی ثبت شده و بیت دوم از نسخه شماره ۵۰۴۹۱ مجلس، برگ ۷۱ افزوده شد. در نسخههای دیگر المعجم نام شاعر این رباعی ذکر نشده و با عنوان "چنانک گفتهاند" آمده است.
🔹 این رباعی با اختلاف اندک در واژگان، در بین رباعیات مولانا دیده میشود:
ای دوست کـه دل ز دوست برداشتهای
نیکوست کـه، دل ز دوست برداشتهای
دشمن چـو شنیـده مینگنجد از شوق
در پوست، که دل ز دوست برداشتهای
🔹 با توجه به تاریخ تالیف المعجم ( اوایل سده ۷ ه.ق )، سرایندهٔ این رباعی قاعدتاً باید از شعرای قرن ۶ یا اوایل قرن ۷ باشد. بنابر این انتساب آن به مولانا بعید ( بلکه مردود ) است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
رباعی:
ای دوست که دل ز بنده برداشتهای
نیکوست کـه، دل ز بنده برداشتهای
[ تــا بشنیـدهسـت مینگنجـد دشمـن
در پوست، که دل ز بنده برداشتهای]
▫️نقل از: المعجم فی معائیر اشعارالعجم، شمسالدّین محمّدبن قیس رازی، دستنویس شماره ۱۹۸۱ کتابخانهٔ لالهلی، کاتب اشرف بن محمدرضاء حسینی، کتابت سال ۸۲۹ ه.ق، برگ ۷۵.
🔹 در نسخه فوق تنها بیت اول رباعی ثبت شده و بیت دوم از نسخه شماره ۵۰۴۹۱ مجلس، برگ ۷۱ افزوده شد. در نسخههای دیگر المعجم نام شاعر این رباعی ذکر نشده و با عنوان "چنانک گفتهاند" آمده است.
🔹 این رباعی با اختلاف اندک در واژگان، در بین رباعیات مولانا دیده میشود:
ای دوست کـه دل ز دوست برداشتهای
نیکوست کـه، دل ز دوست برداشتهای
دشمن چـو شنیـده مینگنجد از شوق
در پوست، که دل ز دوست برداشتهای
🔹 با توجه به تاریخ تالیف المعجم ( اوایل سده ۷ ه.ق )، سرایندهٔ این رباعی قاعدتاً باید از شعرای قرن ۶ یا اوایل قرن ۷ باشد. بنابر این انتساب آن به مولانا بعید ( بلکه مردود ) است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
👍1
پرنیان ۷ رنگ
و باشد که ردیف از دو کلمه و سه کلمه زیادت باشد چنانکه #مهستی گفته است؛ رباعی: ای دوست که دل ز بنده برداشتهای نیکوست کـه، دل ز بنده برداشتهای [ تــا بشنیـدهسـت مینگنجـد دشمـن در پوست، که دل ز بنده برداشتهای] ▫️نقل از: المعجم فی معائیر اشعارالعجم، شمسالدّین…
.
آگاهی یافتم که فاضل ارجمند، دکتر محسن شریفی صحی، پیشتر در بررسی نسخۀ «لالهلی المعجم»، شماری از اشعار نویافتۀ این نسخه - از جمله همین رباعی - را شناسایی و در کانال گاهنامۀ ادبی منتشر کردهاند.
یافتهها و نکتههایی از المعجم: 👇
https://xn--r1a.website/gahnameyeadabi/323
الفضل للمتقدم
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
آگاهی یافتم که فاضل ارجمند، دکتر محسن شریفی صحی، پیشتر در بررسی نسخۀ «لالهلی المعجم»، شماری از اشعار نویافتۀ این نسخه - از جمله همین رباعی - را شناسایی و در کانال گاهنامۀ ادبی منتشر کردهاند.
یافتهها و نکتههایی از المعجم: 👇
https://xn--r1a.website/gahnameyeadabi/323
الفضل للمتقدم
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Telegram
گاهنامۀ ادبی
* یافتهها و نکتههایی از المعجمِ ترکیه و ابیاتی تازه از رودکی و مهستی و فلکی شروانی و ...
دستنویسی ارزشمند از المعجمِ شمس قیس رازی، با شمارۀ 1981 در کتابخانۀ لاله لی ترکیه موجود است که به سال 829ق، به قلم الغنی اشرف بن محمدالرضا الحسینی العریضی، کتابت…
دستنویسی ارزشمند از المعجمِ شمس قیس رازی، با شمارۀ 1981 در کتابخانۀ لاله لی ترکیه موجود است که به سال 829ق، به قلم الغنی اشرف بن محمدالرضا الحسینی العریضی، کتابت…
درباره لغتنامه ترکی شمس قیس رازی.pdf
293 KB
📑 مقاله
یک کتاب مفقود؛ لغتنامه ترکی شمس قیس رازی
✍ علی طارمی
فصلنامه بایرام - شماره ۵ / مسلسل ۸۷
تابستان ۱۴۰۱
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
یک کتاب مفقود؛ لغتنامه ترکی شمس قیس رازی
✍ علی طارمی
فصلنامه بایرام - شماره ۵ / مسلسل ۸۷
تابستان ۱۴۰۱
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
پرنیان ۷ رنگ
درباره لغتنامه ترکی شمس قیس رازی.pdf
... و کـُتـّاب ترکان در مِثل این کلمات بجای ها، الف نویسند برای آنکه الف خفیتر است از ها . . . چنانکه در تالیفی که در لغت ترکی ساختهایم بیان کرده آمده است.
#شمسقیسرازی
▫️نقل از: المعجم فی معاییر اشعار العجم، شمسالدّین محمّدبن قیس رازی، دستنویس شمارهٔ ۴۲۷۲ کتابخانهٔ ایاصوفیا، کاتب سلطانعلیّبن حافظ عرب، کتابت ۸۸۱ هق، برگ ۲۸.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
#شمسقیسرازی
▫️نقل از: المعجم فی معاییر اشعار العجم، شمسالدّین محمّدبن قیس رازی، دستنویس شمارهٔ ۴۲۷۲ کتابخانهٔ ایاصوفیا، کاتب سلطانعلیّبن حافظ عرب، کتابت ۸۸۱ هق، برگ ۲۸.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
👍3❤2
🟠 جدال ریال با تومان
حدود یکصد سال از جدال ریال با تومان میگذرد و همچنان تومان ملت بر ریال دولت غالب است!
🔹 تومان به عنوان واحد پولی در ایران، در طول سدههای متمادی به کار میرفته و هنوز هم بهعنوان واحد شمارش پول مورد استفاده قرار میگیرد. تومان تا سال ۱۳۰۸ واحد رسمی پول ایران بود اما رضا پهلوی آن را به ریال تغییر داد. با وجود این تغییر و با گذشت حدود یکصد سال، مردم همچنان از تومان استفاده میکنند.
🔹 شیخ محمود کاشغری هزار سال پیش در دیوان «لغاتالتُرک» تومان را به معنای بسیار، فراوان و هزار نوشته است. این واژه بعدها به مفهوم ۱۰ هزار مورد استفاده قرار گرفت. هر ۱۰ هزار سرباز را یک تومان و فرمانده ۱۰ هزار سرباز را امیر تومان نامیدهاند. واحد پولی تومان را بخاطر برابری آن با ۱۰۰۰۰ دینار چنین نام نهادهاند.
🔹 تا پیش از دوره پهلوی ۱۰۰۰ دینار را «قِران» و ۱۰۰۰۰ دینار را «تومان» میگفتند.
ریال واژهای برگرفته از زبان اسپانیایی است که رژیم پهلوی سعی کرد به جای قران و تومان بنشاند، اما مقبول مردم نیفتاد و فقط در نوشتههای دولتی و اسناد بانکی ماند. در سال ۱۳۹۹ اعلام شد با حذف چهار صفر، واحد پول ملی ایران به تومان تغییر یافته و هر تومان معادل دههزار ریال سابق خواهد شد.
🔹 اخیرا خبری مبنی بر ابقای ریال از طرف مجلس منتشر شد. اصرار مجدد بر ابقای واژه ریال، دوگانگی واحد پولی را تداوم خواهد بخشید. چه اصراری هست که مخالف با خواست عموم مردم و برخلاف نظر و عملکرد یکصد ساله اکثریت جامعه دوگانگی واحد پولی را ادامه دهیم، به استقبال مشکلات عدیده اداری، نوشتاری و اجتماعی برویم؛ و علیرغم تظاهر به مخالفت با فرهنگ بیگانه، باز هم فرهنگ و واژه غربی را بر پیشینه خودی ترجیح دهیم؟
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
حدود یکصد سال از جدال ریال با تومان میگذرد و همچنان تومان ملت بر ریال دولت غالب است!
🔹 تومان به عنوان واحد پولی در ایران، در طول سدههای متمادی به کار میرفته و هنوز هم بهعنوان واحد شمارش پول مورد استفاده قرار میگیرد. تومان تا سال ۱۳۰۸ واحد رسمی پول ایران بود اما رضا پهلوی آن را به ریال تغییر داد. با وجود این تغییر و با گذشت حدود یکصد سال، مردم همچنان از تومان استفاده میکنند.
🔹 شیخ محمود کاشغری هزار سال پیش در دیوان «لغاتالتُرک» تومان را به معنای بسیار، فراوان و هزار نوشته است. این واژه بعدها به مفهوم ۱۰ هزار مورد استفاده قرار گرفت. هر ۱۰ هزار سرباز را یک تومان و فرمانده ۱۰ هزار سرباز را امیر تومان نامیدهاند. واحد پولی تومان را بخاطر برابری آن با ۱۰۰۰۰ دینار چنین نام نهادهاند.
🔹 تا پیش از دوره پهلوی ۱۰۰۰ دینار را «قِران» و ۱۰۰۰۰ دینار را «تومان» میگفتند.
ریال واژهای برگرفته از زبان اسپانیایی است که رژیم پهلوی سعی کرد به جای قران و تومان بنشاند، اما مقبول مردم نیفتاد و فقط در نوشتههای دولتی و اسناد بانکی ماند. در سال ۱۳۹۹ اعلام شد با حذف چهار صفر، واحد پول ملی ایران به تومان تغییر یافته و هر تومان معادل دههزار ریال سابق خواهد شد.
🔹 اخیرا خبری مبنی بر ابقای ریال از طرف مجلس منتشر شد. اصرار مجدد بر ابقای واژه ریال، دوگانگی واحد پولی را تداوم خواهد بخشید. چه اصراری هست که مخالف با خواست عموم مردم و برخلاف نظر و عملکرد یکصد ساله اکثریت جامعه دوگانگی واحد پولی را ادامه دهیم، به استقبال مشکلات عدیده اداری، نوشتاری و اجتماعی برویم؛ و علیرغم تظاهر به مخالفت با فرهنگ بیگانه، باز هم فرهنگ و واژه غربی را بر پیشینه خودی ترجیح دهیم؟
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Telegram
پرنیان ۷ رنگ
یادداشتهای ادبی
مهدی دهقان
@Mehdi52d
مهدی دهقان
@Mehdi52d
👍9
#شیخنظامی:
چون رزق مقدر است کم کوشی به
چون جامه حساب است نمد پوشی به
چون مرگ حقیقت است درویشی به
هر چند سخن خوش است خاموشی به
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، برگ ۶۹.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
چون رزق مقدر است کم کوشی به
چون جامه حساب است نمد پوشی به
چون مرگ حقیقت است درویشی به
هر چند سخن خوش است خاموشی به
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، برگ ۶۹.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
❤2👍2🔥1
#نزاریقهستانه
گر باز چو آستین به دست آریمش
دامـن دگـر از دســت بنگـذاریمـش
گر هر چه وجود است و عدم برگیرند
مائیم و کسی کـه دوست میداریمش
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، کتابت ۱۱۹۶ ه.ق، برگ ۵۲.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
گر باز چو آستین به دست آریمش
دامـن دگـر از دســت بنگـذاریمـش
گر هر چه وجود است و عدم برگیرند
مائیم و کسی کـه دوست میداریمش
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، کتابت ۱۱۹۶ ه.ق، برگ ۵۲.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
❤5🔥2
#شیخ_صفی_علیهالرحمه
روی تو چو مصحف است بیسهو و غلط
کش[کهاَش] کِلک قضا نوشته از مُشک فقط
چشم و دهنت : آیـه و وقـف ، اَبـرو : مَـدّ
مژگان: اِعراب و، خال و خط: حرف و نُقَط
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، کتابت ۱۱۹۶ ه.ق، برگ ۵۳.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
روی تو چو مصحف است بیسهو و غلط
کش[کهاَش] کِلک قضا نوشته از مُشک فقط
چشم و دهنت : آیـه و وقـف ، اَبـرو : مَـدّ
مژگان: اِعراب و، خال و خط: حرف و نُقَط
▫️نقل از: جُنگ شمارهٔ ۱۴۰۵۳ کتابخانهٔ مجلس، کتابت ۱۱۹۶ ه.ق، برگ ۵۳.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
👍4❤2🔥1
Forwarded from ادب و حکمت
«غزل»
خیالی[بخارایی] «رَحِمَهُ الله»¹
ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه
خلقی به تو مشغول و تو غائب ز میانه
مقصود من از کعبه و بت خانه تو بودی
مقصود تویی کعبه و بت خانه به خانه
گه معتکفِ دِیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که ترا میطلبم خانه به خانه
حاجی به رهِ کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
تقصیر خیالی به امید کرم تست
یعنی که گنه را به ازین نیست بهانه
____
1_احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر میزیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغبیک میزیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت.
شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است.
🌾🍃🍃@adabvahekmat
خیالی[بخارایی] «رَحِمَهُ الله»¹
ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه
خلقی به تو مشغول و تو غائب ز میانه
مقصود من از کعبه و بت خانه تو بودی
مقصود تویی کعبه و بت خانه به خانه
گه معتکفِ دِیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که ترا میطلبم خانه به خانه
حاجی به رهِ کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
تقصیر خیالی به امید کرم تست
یعنی که گنه را به ازین نیست بهانه
____
1_احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر میزیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغبیک میزیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت.
شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است.
🌾🍃🍃@adabvahekmat
❤4👏1
🔹 نکویی کن و در آب انداز
بیا ز چهرهی گلگون می، نقاب انداز
به جام چون مه نو، جرم آفتاب انداز
مرا به باده فکن یک ره و، نکویی کن
که گفتهاند: «نکویی کن و به آب انداز»
#سراجالدینقمری
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفتهاند؛ «نکویی کن و در آب انداز»
#حافظ
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
بیا ز چهرهی گلگون می، نقاب انداز
به جام چون مه نو، جرم آفتاب انداز
مرا به باده فکن یک ره و، نکویی کن
که گفتهاند: «نکویی کن و به آب انداز»
#سراجالدینقمری
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفتهاند؛ «نکویی کن و در آب انداز»
#حافظ
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Telegram
پرنیان ۷ رنگ
یادداشتهای ادبی
مهدی دهقان
@Mehdi52d
مهدی دهقان
@Mehdi52d
❤4🥰1
Forwarded from چهار خطی
مولانا قوام الدین کربالی رحمه الله
ای مُغبچۀ مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لبی تر سایی
منبع رباعی، مجموعۀ نظم و نثر شمارۀ ۱۲۷۳۸ کتابخانۀ مرعشی قم است (برگ ۵۴پ) که در اواخر قرن نهم هجری کتابت شده است. کاتب دستنویس، هبةالله بن قاضی جلالالدین هاشمی کازرونی است و کتابت نسخه را روز دوازدهم ربیع الاول ۸۹۷ق به پایان بُرده است. نام قوامالدین کربالی را در تذکرههای شعر نیافتم، ولی با توجه به عبارت «رحمه الله» معلوم میشود که وی پیش از تاریخ کتابت نسخه از دنیا رفته و کاتب دستنویس، با او آشنایی داشته و از احوالات او باخبر بوده است.
مولی قوامالدین کربالی (زنده در ۸۳۹ق) از شاگردان سید شریف جرجانی (د. ۸۱۶ق) دانشمند معروف قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. میرصدرالدین محمد دشتکی شیرازی (د.۹۰۴ق) و ضیاءالدین نورالله تستری (د.۹۲۵ق) را از شاگردان قوامالدین برشمردهاند. کربال یکی از بخشهای شهرستان خزامه در استان فارس است.
قوامالدین در قوافی رباعی بالا از صنعت تجنیس استفاده کرده و این شگرد، در رباعی فارسی بسیار مورد توجه بوده است (رک. سفینۀ ترمذ، ۴۹۰؛ مونس الاحرار، ۲: ۱۱۶۲). یکی از شاعران قرن ششم هجری به نام امیرخواجه سمرقندی رباعیی با همین شگرد ادبی دارد که احتمالاً الگوی سرودن رباعی فوق بوده است (مجمع الرباعیات، ۱۹۷ر):
ای آنکه صلیب داری و ترسایی
لب بر لب من به بوسه کمتر سایی
ور زآنکه به زلف عنبرِ تر سایی
از بهر چه پیش من تو با ترس آیی؟
در مونس الاحرار (۲: ۱۱۶۴) محمدبن بدر جاجرمی که در ۷۴۱ق گردآوری شده، رباعی زیر با عنوان «لواحد من الافاضل» نقل شده و مشتمل بر همین صنعت است:
هرگه که به زلف عنبر تر سایی
بیم است کز او تازه شود ترسایی
تو پای ز هفت چرخ برتر سایی
چون است که نزد بنده با ترس آیی؟
رباعی منسوب به قوامالدین کربالی در منابع متأخّر به شیخ ابوسعید ابوالخیر (سخنان منظوم ابوسعید، ۱۰۲) و مهستی گنجوی (رباعیات مهستی، ۹۵) منسوب است. ولی نکتۀ مهمی که وجود دارد این است که ما رباعی مورد نظر را در سه منبع متعلّق به قرن هشتم میبینیم: سفینۀ اشعار گردآوردۀ سراج تبریزی در ۷۳۰ق (دستنویس ایاصوفیا، برگ ۲۸۵ر)، دقایق الشعر تاج حلوایی که در حدود ۷۵۰ق تألیف شده (چاپی، ۱۴) و سفینۀ رباعیات (دستنویس شمارۀ ۱۲۰۳ دانشگاه استانبول، برگ ۲۴۱ر). در هر سه منبع، رباعی فاقد نام گوینده است. اما وجود رباعی در این سه منبع، به ما میگوید که نمیتواند سرودۀ شاعری از قرن نهم باشد. بنابراین، هبةالله کازرونی در انتساب رباعی به قوامالدین کربالی خطا کرده است.
ناگفته نماند که نسبت قوامالدین در بعضی منابع (فهرست نسخههای خطی مجلس، حائری، ۹: ۴۸۱) کرمانی ضبط شده که خطاست و همین اشتباه مدتها مرا در شناخت گویندۀ رباعی به خطا افکنده بود.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ای مُغبچۀ مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لبی تر سایی
منبع رباعی، مجموعۀ نظم و نثر شمارۀ ۱۲۷۳۸ کتابخانۀ مرعشی قم است (برگ ۵۴پ) که در اواخر قرن نهم هجری کتابت شده است. کاتب دستنویس، هبةالله بن قاضی جلالالدین هاشمی کازرونی است و کتابت نسخه را روز دوازدهم ربیع الاول ۸۹۷ق به پایان بُرده است. نام قوامالدین کربالی را در تذکرههای شعر نیافتم، ولی با توجه به عبارت «رحمه الله» معلوم میشود که وی پیش از تاریخ کتابت نسخه از دنیا رفته و کاتب دستنویس، با او آشنایی داشته و از احوالات او باخبر بوده است.
مولی قوامالدین کربالی (زنده در ۸۳۹ق) از شاگردان سید شریف جرجانی (د. ۸۱۶ق) دانشمند معروف قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. میرصدرالدین محمد دشتکی شیرازی (د.۹۰۴ق) و ضیاءالدین نورالله تستری (د.۹۲۵ق) را از شاگردان قوامالدین برشمردهاند. کربال یکی از بخشهای شهرستان خزامه در استان فارس است.
قوامالدین در قوافی رباعی بالا از صنعت تجنیس استفاده کرده و این شگرد، در رباعی فارسی بسیار مورد توجه بوده است (رک. سفینۀ ترمذ، ۴۹۰؛ مونس الاحرار، ۲: ۱۱۶۲). یکی از شاعران قرن ششم هجری به نام امیرخواجه سمرقندی رباعیی با همین شگرد ادبی دارد که احتمالاً الگوی سرودن رباعی فوق بوده است (مجمع الرباعیات، ۱۹۷ر):
ای آنکه صلیب داری و ترسایی
لب بر لب من به بوسه کمتر سایی
ور زآنکه به زلف عنبرِ تر سایی
از بهر چه پیش من تو با ترس آیی؟
در مونس الاحرار (۲: ۱۱۶۴) محمدبن بدر جاجرمی که در ۷۴۱ق گردآوری شده، رباعی زیر با عنوان «لواحد من الافاضل» نقل شده و مشتمل بر همین صنعت است:
هرگه که به زلف عنبر تر سایی
بیم است کز او تازه شود ترسایی
تو پای ز هفت چرخ برتر سایی
چون است که نزد بنده با ترس آیی؟
رباعی منسوب به قوامالدین کربالی در منابع متأخّر به شیخ ابوسعید ابوالخیر (سخنان منظوم ابوسعید، ۱۰۲) و مهستی گنجوی (رباعیات مهستی، ۹۵) منسوب است. ولی نکتۀ مهمی که وجود دارد این است که ما رباعی مورد نظر را در سه منبع متعلّق به قرن هشتم میبینیم: سفینۀ اشعار گردآوردۀ سراج تبریزی در ۷۳۰ق (دستنویس ایاصوفیا، برگ ۲۸۵ر)، دقایق الشعر تاج حلوایی که در حدود ۷۵۰ق تألیف شده (چاپی، ۱۴) و سفینۀ رباعیات (دستنویس شمارۀ ۱۲۰۳ دانشگاه استانبول، برگ ۲۴۱ر). در هر سه منبع، رباعی فاقد نام گوینده است. اما وجود رباعی در این سه منبع، به ما میگوید که نمیتواند سرودۀ شاعری از قرن نهم باشد. بنابراین، هبةالله کازرونی در انتساب رباعی به قوامالدین کربالی خطا کرده است.
ناگفته نماند که نسبت قوامالدین در بعضی منابع (فهرست نسخههای خطی مجلس، حائری، ۹: ۴۸۱) کرمانی ضبط شده که خطاست و همین اشتباه مدتها مرا در شناخت گویندۀ رباعی به خطا افکنده بود.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
❤4
انوری:
اگر محول حال جهانیان نه قضاست
چرا مجاری احوال بر خلاف هواست
بلی قضاست به هر نیک و بد عنانکش خلق
بدان دلیل که تدبیرهای جمله خطاست
هزار نقش برآرد زمانه و نبُود
یکی چنانکه در آیینهٔ تصور ماست
کسی ز چون و چرا دم همی نیارد زد
که نقشبند حوادث ورای چون و چراست
به دست ما چو از این حل و عقد چیزی نیست
به عیش ناخوش و خوش گر رضا دهیم سزاست
که زیر گنبد خضرا چنان توان بودن
که اقتضای قضاهای گنبد خضراست
▫️جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۴۴.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
اگر محول حال جهانیان نه قضاست
چرا مجاری احوال بر خلاف هواست
بلی قضاست به هر نیک و بد عنانکش خلق
بدان دلیل که تدبیرهای جمله خطاست
هزار نقش برآرد زمانه و نبُود
یکی چنانکه در آیینهٔ تصور ماست
کسی ز چون و چرا دم همی نیارد زد
که نقشبند حوادث ورای چون و چراست
به دست ما چو از این حل و عقد چیزی نیست
به عیش ناخوش و خوش گر رضا دهیم سزاست
که زیر گنبد خضرا چنان توان بودن
که اقتضای قضاهای گنبد خضراست
▫️جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۴۴.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
❤5
🔹 پسانداز یا پساندوز؟
رباعیه:
تا پیروی چرخ بدآموز کنم
هر لحظه هزار غم #پساندوز کنم
چون چرخ بر آنم که به قرصی پس از این
روزی به شب آرم و شبی روز کنم
▫️نقل از: جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۵۳.
آیا این رباعی میتواند دلیلی بر تایید این نکته باشد که آنچه امروز ما پسانداز میگوییم در گذشته پساندوز خوانده میشدهاست؟
🔸 در متون کهن، مادهٔ #انداز ( از ریشهٔ انداختن ) غالباً بر انداختن و پرتاب کردن دلالت میکند. مانند:
ناوکانداز، تیرانداز، برقعانداز، کلوخانداز، آتشانداز، پایانداز و . . .
همچنین، #اندوز ( از ریشهٔ اندوختن ) بر جمع کردن، ذخیره کردن و انباشتن دلالت دارد. مثل:
دانشاندوز، عشرتاندوز، زراندوز، حکمتاندوز، درهماندوز، و . . .
🔸 اما نکتهٔ جالب و ظریف این که: در زبان معاصر ترکیب "پسانداز" نه تنها بار معنایی "پرتاب کردن" را ندارد، بلکه برعکس، بر نگهداری، حفظ و جمعکردن دلالت میکند.
پسانداختن امروزه در گفتار عامیانه با لحن تحقیر و طنز به معنای به دنیا آوردن و زاییدن کاربرد دارد که در واقع بر همان مفهوم انداختن دلالت میکند.
اما پسانداز گرچه در ظاهر و ساختار مطابق الگوی اول است، اما از نظر معنایی از الگوی دوم پیروی میکند و به معنای "برای بعد انباشتن و ذخیره کردن" است.
🔸 به نظر میرسد این تحول، نمونهای استثنایی و جالب از تثبیت یک ترکیب خاص (پسانداز) در معنایی خلاف جهت ریشهٔ یکی از اجزایش در زبان امروز است.
پسانداز را تاکنون تنها در یک بیت از یغمای جندقی ( سده ۱۳ ) دیدهام:
کی رفت باری از پیش کاری
تا این پسانداز خود پیشکار است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
رباعیه:
تا پیروی چرخ بدآموز کنم
هر لحظه هزار غم #پساندوز کنم
چون چرخ بر آنم که به قرصی پس از این
روزی به شب آرم و شبی روز کنم
▫️نقل از: جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۵۳.
آیا این رباعی میتواند دلیلی بر تایید این نکته باشد که آنچه امروز ما پسانداز میگوییم در گذشته پساندوز خوانده میشدهاست؟
🔸 در متون کهن، مادهٔ #انداز ( از ریشهٔ انداختن ) غالباً بر انداختن و پرتاب کردن دلالت میکند. مانند:
ناوکانداز، تیرانداز، برقعانداز، کلوخانداز، آتشانداز، پایانداز و . . .
همچنین، #اندوز ( از ریشهٔ اندوختن ) بر جمع کردن، ذخیره کردن و انباشتن دلالت دارد. مثل:
دانشاندوز، عشرتاندوز، زراندوز، حکمتاندوز، درهماندوز، و . . .
🔸 اما نکتهٔ جالب و ظریف این که: در زبان معاصر ترکیب "پسانداز" نه تنها بار معنایی "پرتاب کردن" را ندارد، بلکه برعکس، بر نگهداری، حفظ و جمعکردن دلالت میکند.
پسانداختن امروزه در گفتار عامیانه با لحن تحقیر و طنز به معنای به دنیا آوردن و زاییدن کاربرد دارد که در واقع بر همان مفهوم انداختن دلالت میکند.
اما پسانداز گرچه در ظاهر و ساختار مطابق الگوی اول است، اما از نظر معنایی از الگوی دوم پیروی میکند و به معنای "برای بعد انباشتن و ذخیره کردن" است.
🔸 به نظر میرسد این تحول، نمونهای استثنایی و جالب از تثبیت یک ترکیب خاص (پسانداز) در معنایی خلاف جهت ریشهٔ یکی از اجزایش در زبان امروز است.
پسانداز را تاکنون تنها در یک بیت از یغمای جندقی ( سده ۱۳ ) دیدهام:
کی رفت باری از پیش کاری
تا این پسانداز خود پیشکار است.
https://xn--r1a.website/parniyan7rang
Telegram
پرنیان ۷ رنگ
یادداشتهای ادبی
مهدی دهقان
@Mehdi52d
مهدی دهقان
@Mehdi52d
❤6
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
ای لعل لبـت بــه دلنوازی مشهــور
وی روی خوشت به ترکتازی مشهور
بـا زلف تو قصهایست ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور
#عبید_زاکانی
خط: محمدعلی فرزبود
@parniyan7rang
وی روی خوشت به ترکتازی مشهور
بـا زلف تو قصهایست ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور
#عبید_زاکانی
خط: محمدعلی فرزبود
@parniyan7rang
❤2