🌱به مناسبت تولّد عزتالله فولادوند عزیز، نگاهی میکنیم به ترجمههای بینظیری از ایشان که در انتشارات خوارزمی منتشر شدهاند:
•فلاسفهٔ بزرگ؛ نوشتهٔ براین مگی
•فیلسوفان و مورخان (دیدار با متفکران انگلیس)؛ نوشتهٔ ود مهتا
•جامعهٔ باز و دشمنان آن؛ نوشتهٔ کارل پوپر
•امریکائی آرام؛ نوشتهٔ گراهان گرین
•انقلاب؛ نوشتهٔ هانا آرانت
•فلسفهٔ کانت؛ نوشتهٔ اشتفان کورنر
•به یاد کاتالونیا؛ نوشتهٔ جرج اورل
•آزادی و قدرت و قانون؛ نوشتهٔ فرانتس نویمان
•خشونت و اندیشههایی دربارهٔ سیاست و انقلاب؛ نوشتهٔ هانا آرنت
•آلبر کامو؛ نوشتهٔ کانر کروزاوبراین
•••
انتشارات خوارزمی
•فلاسفهٔ بزرگ؛ نوشتهٔ براین مگی
•فیلسوفان و مورخان (دیدار با متفکران انگلیس)؛ نوشتهٔ ود مهتا
•جامعهٔ باز و دشمنان آن؛ نوشتهٔ کارل پوپر
•امریکائی آرام؛ نوشتهٔ گراهان گرین
•انقلاب؛ نوشتهٔ هانا آرانت
•فلسفهٔ کانت؛ نوشتهٔ اشتفان کورنر
•به یاد کاتالونیا؛ نوشتهٔ جرج اورل
•آزادی و قدرت و قانون؛ نوشتهٔ فرانتس نویمان
•خشونت و اندیشههایی دربارهٔ سیاست و انقلاب؛ نوشتهٔ هانا آرنت
•آلبر کامو؛ نوشتهٔ کانر کروزاوبراین
•••
انتشارات خوارزمی
❤21
••••••••••••••••••••••••••••••
سهولت فلسفهخوانی را مدیون فولادوند هستیم📚
🔺استاد عزتالله فولادوند از بزرگان علم، ادب و فرهنگ، و حوزههای علومانسانی و علوماجتماعی هستند. ایشان همینطور در رشتههای فلسفه، علومسیاسی، جامعهشناسی، تاریخ، ادبیات، نقد ادبی، نظریه ادبی و حتی در حوزههای روانشناسی و دیگر عرصههای مختلف مرتبط با علومانسانی و علوماجتماعی سرآمد هستند.
بنابراین صحبت کردن درباره دامنه علمی، ژرفا و گستردگی دانش و احاطهای که استاد فولادوند به حوزههای مختلف چه در ارتباط با تألیف و چه در ارتباط با ترجمه آثار اساسی داشتند، در این مقال کوتاه امکانپذیر نیست. گرچه خود آثار و کتابهای متعدد و بیشماری که حضرت فولادوند به جامعه علمی، فرهنگی و آکادمیک ایران در طی بیش از نیم قرن عرضه داشتند، در واقع خود بهترین، رساترین و روشنترین گواه بر این وسعت، ژرفا، دامنه و گستردگی عظیم دانش علمی و ترجمانی و حضور ایشان در همه این عرصههاست.
انتخابهای آقای فولادوند دقیقاً بر مبنای ضرورتها و نیازهای جامعه و در مرحله دوم بر مبنای سلایق شخصی و فردی او صورت میگیرد. البته خود استاد فولادوند در خصوص ترجمه و رسالت مترجم بارها و بارها در صحبتها، مصاحبهها، نشستها و برنامهها، همینطور در مقدمههایی که بر اکثر کتابهای خود نوشته، به این نکته اشاره کرده که مترجم باید بر مبنای آنچه که بهعنوان خلأ، شکاف و فاصله در جامعه ما با جامعههای پیشرفته یاد میکند و ضرورت احساس این خلأ، فاصله و ضرورت پر کردن و یا گامی در جهت پر کردن این خلأها و شکافها برداشتن، و زدن پلی بر روی این دو حوزه، یعنی زبان مبدأ و زبان مقصد، و جوامع پیشرفته و جوامع در حال توسعه دست به کار ترجمه بزند. بنابراین، ضرورت اساسی کار ترجمه از منظر استاد فولادوند گزیدهکاری به این معناست و به این دلیل صورت میگیرد، نه بر مبنای دلایل و انگیزههای مادی یا غیره.
📝مشروح گفتوگوی ایبنا را اینجا بخوانید.
•••
انتشارات خوارزمی
سهولت فلسفهخوانی را مدیون فولادوند هستیم📚
🔺استاد عزتالله فولادوند از بزرگان علم، ادب و فرهنگ، و حوزههای علومانسانی و علوماجتماعی هستند. ایشان همینطور در رشتههای فلسفه، علومسیاسی، جامعهشناسی، تاریخ، ادبیات، نقد ادبی، نظریه ادبی و حتی در حوزههای روانشناسی و دیگر عرصههای مختلف مرتبط با علومانسانی و علوماجتماعی سرآمد هستند.
بنابراین صحبت کردن درباره دامنه علمی، ژرفا و گستردگی دانش و احاطهای که استاد فولادوند به حوزههای مختلف چه در ارتباط با تألیف و چه در ارتباط با ترجمه آثار اساسی داشتند، در این مقال کوتاه امکانپذیر نیست. گرچه خود آثار و کتابهای متعدد و بیشماری که حضرت فولادوند به جامعه علمی، فرهنگی و آکادمیک ایران در طی بیش از نیم قرن عرضه داشتند، در واقع خود بهترین، رساترین و روشنترین گواه بر این وسعت، ژرفا، دامنه و گستردگی عظیم دانش علمی و ترجمانی و حضور ایشان در همه این عرصههاست.
انتخابهای آقای فولادوند دقیقاً بر مبنای ضرورتها و نیازهای جامعه و در مرحله دوم بر مبنای سلایق شخصی و فردی او صورت میگیرد. البته خود استاد فولادوند در خصوص ترجمه و رسالت مترجم بارها و بارها در صحبتها، مصاحبهها، نشستها و برنامهها، همینطور در مقدمههایی که بر اکثر کتابهای خود نوشته، به این نکته اشاره کرده که مترجم باید بر مبنای آنچه که بهعنوان خلأ، شکاف و فاصله در جامعه ما با جامعههای پیشرفته یاد میکند و ضرورت احساس این خلأ، فاصله و ضرورت پر کردن و یا گامی در جهت پر کردن این خلأها و شکافها برداشتن، و زدن پلی بر روی این دو حوزه، یعنی زبان مبدأ و زبان مقصد، و جوامع پیشرفته و جوامع در حال توسعه دست به کار ترجمه بزند. بنابراین، ضرورت اساسی کار ترجمه از منظر استاد فولادوند گزیدهکاری به این معناست و به این دلیل صورت میگیرد، نه بر مبنای دلایل و انگیزههای مادی یا غیره.
📝مشروح گفتوگوی ایبنا را اینجا بخوانید.
•••
انتشارات خوارزمی
ایبنا
سهولت فلسفهخوانی را مدیون فولادوند هستیم
بهگفته نوذری: «میبینید که ایشان چه تکنیکها، شگردها، چموخمها، و شیوههای مشخص و متدهای بسیار جالب، زیبا، بدیع و ابتکاری را در امر ترجمه بهکار میگیرند، بهگونهای که وقتی خواننده آثار ایشان را در دست میگیرد، با آنها اخت میشود و شروع میکند به خواندن».
❤6👍3
••••••••••••••••••••••••••••••
«بوستان سعدی» منتشر شد!
▫️تصحیح: غلامحسین یوسفی
▫️تعداد صفحه: ۶۱۸
🔎سایت انتشارات خوارزمی
•••
انتشارات خوارزمی
«بوستان سعدی» منتشر شد!
▫️تصحیح: غلامحسین یوسفی
▫️تعداد صفحه: ۶۱۸
🔎سایت انتشارات خوارزمی
•••
انتشارات خوارزمی
❤10
••••••••••••••••••••••••••••••••
کتابهایی در انتشارات خوارزمی که به سینما راه یافتند🎬
▫️The Quiet American (2002)
اقتباسی از رمان آمریکایی آرام، نوشتهٔ گراهام گرین
▫️The Old Man and the Sea (1958)
اقتباسی از رمان پیرمرد و دریا، نوشتهٔ ارنست همینگوی
▫️Ragtime (1981)
اقتباسی از رمان رگتایم، نوشتهٔ ای.ال.دکتروف
▫️Zorba the Greek (1964)
اقتباسی از رمان زوربای یونانی، نوشتهٔ نیکوس کازانتزاکیس
▫️Crime and Punishment (1935)
اقتباسی از رمان جنایت و مکافات، نوشتهٔ فیودور داستایفسکی
▫️The Scarlet Letter (1926)
اقتباسی از رمان داغ ننگ، نوشتهٔ ناتانیل هاثورن
▫️Days of Hope (1945)
اقتباسی از رمان امید، نوشتهٔ آندره مالرو
•••
انتشارات خوارزمی
کتابهایی در انتشارات خوارزمی که به سینما راه یافتند🎬
▫️The Quiet American (2002)
اقتباسی از رمان آمریکایی آرام، نوشتهٔ گراهام گرین
▫️The Old Man and the Sea (1958)
اقتباسی از رمان پیرمرد و دریا، نوشتهٔ ارنست همینگوی
▫️Ragtime (1981)
اقتباسی از رمان رگتایم، نوشتهٔ ای.ال.دکتروف
▫️Zorba the Greek (1964)
اقتباسی از رمان زوربای یونانی، نوشتهٔ نیکوس کازانتزاکیس
▫️Crime and Punishment (1935)
اقتباسی از رمان جنایت و مکافات، نوشتهٔ فیودور داستایفسکی
▫️The Scarlet Letter (1926)
اقتباسی از رمان داغ ننگ، نوشتهٔ ناتانیل هاثورن
▫️Days of Hope (1945)
اقتباسی از رمان امید، نوشتهٔ آندره مالرو
•••
انتشارات خوارزمی
❤6🕊3
پیرمرد و دریا، پرفروشترین کتابِ پاییز انتشارات خوارزمی🍁
«در ادبیات غربی، از «اودیسه» گرفته تا «موبیدیک»، دریا جایی است که واقعیتهای ژرفی را دربارهٔ انسان و جهان دربردارد؛ هیولایی است (بهمعنای فلسفی کلمه) که اشکال گوناگون هستی از آن بیرون میآید؛ انسان سرنوشت و هویت خود را در میان امواج این هیولا (این سیالهٔ بیشکل و بیکران) جستوجو میکند. سانتیاگو در آغاز داستان اشاره میکند که بعد از هشتاد و چهار روز تلاش بیهوده میخواهد راه دریا را در پیش بگیرد و به «جای دور» برود ـ جایی که هیچ ماهیگیری نرفتهاست. در این «جای دور» چیزی صید میکند، یا شاید چیزی او را صید میکند؛ هر چه هست سانتیاگو او را نمیبیند و نمیشناسد؛ صید در ژرفای آب پیش میرود و ماهیگیر را با خود به جاهای دورتر و دورتر میبرد، تا جایی که از «حد» میگذرند.»
The Old Man and the Sea poster by Harry G Seabright
•••
انتشارات خوارزمی
«در ادبیات غربی، از «اودیسه» گرفته تا «موبیدیک»، دریا جایی است که واقعیتهای ژرفی را دربارهٔ انسان و جهان دربردارد؛ هیولایی است (بهمعنای فلسفی کلمه) که اشکال گوناگون هستی از آن بیرون میآید؛ انسان سرنوشت و هویت خود را در میان امواج این هیولا (این سیالهٔ بیشکل و بیکران) جستوجو میکند. سانتیاگو در آغاز داستان اشاره میکند که بعد از هشتاد و چهار روز تلاش بیهوده میخواهد راه دریا را در پیش بگیرد و به «جای دور» برود ـ جایی که هیچ ماهیگیری نرفتهاست. در این «جای دور» چیزی صید میکند، یا شاید چیزی او را صید میکند؛ هر چه هست سانتیاگو او را نمیبیند و نمیشناسد؛ صید در ژرفای آب پیش میرود و ماهیگیر را با خود به جاهای دورتر و دورتر میبرد، تا جایی که از «حد» میگذرند.»
▫️ کتاب پیرمرد و دریا
▫️نویسنده: ارنست همینگوی
▫️مترجم: نجف دریابندری
▫️تعداد صفحه: ۲۲۲
The Old Man and the Sea poster by Harry G Seabright
•••
انتشارات خوارزمی
❤8👍2
••••••••••••••••••••••••••••••
باز باران
با ترانه
با گُهَرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده:
در گذرها
رودها راه اوفتاده
شاد و خّرم
یک - دو سه گنجشک پُرگو
باز هر دم
میپرند اینسو و آنسو
میخورد بر شیشه و در
مُشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان:
کودکی ده ساله بودم
شاد و خّرم
نرم و نازک
چُست و چابک
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو،
میپریدم از سرِ جو،
دور میگشتم ز خانه
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لبِ بادِ وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران!
به! چه زیبا بود باران!
میشنیدم اندر این گوهرفشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی:
«بشنو از من، کودکِ من!
پیش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا!
-۱۱ دیماه، زادروز مجدالدین میر فخرایی ملقب به گلچین گیلانی
-مجموعه اشعار گلچین گیلانی در سال ۱۳۴۸ در کتاب «گلی برای تو» توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد.
یاد و خاطرشان گرامی🕊️
•••
انتشارات خوارزمی
باز باران
با ترانه
با گُهَرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده:
در گذرها
رودها راه اوفتاده
شاد و خّرم
یک - دو سه گنجشک پُرگو
باز هر دم
میپرند اینسو و آنسو
میخورد بر شیشه و در
مُشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان:
کودکی ده ساله بودم
شاد و خّرم
نرم و نازک
چُست و چابک
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو،
میپریدم از سرِ جو،
دور میگشتم ز خانه
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لبِ بادِ وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران!
به! چه زیبا بود باران!
میشنیدم اندر این گوهرفشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی:
«بشنو از من، کودکِ من!
پیش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا!
-۱۱ دیماه، زادروز مجدالدین میر فخرایی ملقب به گلچین گیلانی
-مجموعه اشعار گلچین گیلانی در سال ۱۳۴۸ در کتاب «گلی برای تو» توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد.
یاد و خاطرشان گرامی🕊️
•••
انتشارات خوارزمی
❤16
باب دوم
در اخلاق درویشان
حکایت [۷]
یاد دارم که در [ایّامِ] طفلی متعبّد بودمی و شبخیز و مولعِ زهد و پرهیز. شبی در خدمتِ پدر، عَلَیْهِ الرَّحْمة، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مُصْحَفِ عزیز در کنار گرفته و طایفه ای گردِ ما خفته. پدر را گفتم: یکی از اینان سر برنمی دارد که دوگانه ای بگزارد. [چنان خوابِ غفلت بُرده اند که گویی نخفته اند که مرده اند].
گفت: جانِ پدر تو نیز اگر بخفتی بِهْ که در پوستینِ مردم افتی.
نبیند مدّعی جز خویشتن را
که دارد پردۀ پندار در پیش
گرت چشمِ خدابینی ببخشند
نبینی هیچ کس، عاجزتر از خویش
❣️ولادت امام علی (ع) و روز پدر گرامی باد
•••
انتشارات خوارزمی
در اخلاق درویشان
حکایت [۷]
یاد دارم که در [ایّامِ] طفلی متعبّد بودمی و شبخیز و مولعِ زهد و پرهیز. شبی در خدمتِ پدر، عَلَیْهِ الرَّحْمة، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مُصْحَفِ عزیز در کنار گرفته و طایفه ای گردِ ما خفته. پدر را گفتم: یکی از اینان سر برنمی دارد که دوگانه ای بگزارد. [چنان خوابِ غفلت بُرده اند که گویی نخفته اند که مرده اند].
گفت: جانِ پدر تو نیز اگر بخفتی بِهْ که در پوستینِ مردم افتی.
نبیند مدّعی جز خویشتن را
که دارد پردۀ پندار در پیش
گرت چشمِ خدابینی ببخشند
نبینی هیچ کس، عاجزتر از خویش
▫️ کتاب گلستان سعدی
▫️تصحیح و توضیح: دکتر غلامحسین یوسفی
▫️تعداد صفحه: ۸۱۵
❣️ولادت امام علی (ع) و روز پدر گرامی باد
•••
انتشارات خوارزمی
❤13🕊1
••••••••••••••••••••••••••••••
روزنامه هممیهن امروز در گزارشی کامل به مناسبت ۹۰ سالگی عزتالله فولادوند مروری بر کتابهای او داشته است.
گزارش کامل را در هممیهن بخوانید📝
•••
انتشارات خوارزمی
روزنامه هممیهن امروز در گزارشی کامل به مناسبت ۹۰ سالگی عزتالله فولادوند مروری بر کتابهای او داشته است.
گزارش کامل را در هممیهن بخوانید📝
•••
انتشارات خوارزمی
❤10👍1👎1