This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره
یکی از همین فرداها
دیروز های سخت رو
جبران خواهد کرد
صبور باش
یکی از همین فرداها
دیروز های سخت رو
جبران خواهد کرد
صبور باش
❤20👍6👏1
خود را چون گل نیلوفر در مرداب دوست بدار
نه برای پاکی ات؛بلکه برای شجاعتت در
شکفتن میان تیرگی ها!
@Mojemosbatchannel
نه برای پاکی ات؛بلکه برای شجاعتت در
شکفتن میان تیرگی ها!
@Mojemosbatchannel
👌19❤8👍1
هیچکس ،هر روز صد درصد نیست.
نوسان داشتن یعنی زنده بودن.
نوسان داشتن یعنی زنده بودن.
👍25👏2
عزیزِ بیقرارِ من؛
روزگارِ خوش
یا روزگارِ تلخ فرقی نداره
مثل تمام روزگاری که گذشت
این هم میگذره
پس نه مغرور شو
نه اندوهگین
که هیچکدوم ماندگار نیست...
#علی_سلطانی
روزت به خیر :)
روزگارِ خوش
یا روزگارِ تلخ فرقی نداره
مثل تمام روزگاری که گذشت
این هم میگذره
پس نه مغرور شو
نه اندوهگین
که هیچکدوم ماندگار نیست...
#علی_سلطانی
روزت به خیر :)
❤19👏5
تابستون، فصل شل وُ ول بودنه!
وا بده از غم و غصههات...
خورشید انقدر رقصیده که داغ کرده!
تو چرا نشستی؟!
شاید این تابستون، فصل بازگشت به روزهای خوبت باشه :)
وا بده از غم و غصههات...
خورشید انقدر رقصیده که داغ کرده!
تو چرا نشستی؟!
شاید این تابستون، فصل بازگشت به روزهای خوبت باشه :)
❤22👍3
تو حق داری که گاهی خوب نباشی…
تو حق داری که گاهی
عصبانی باشی
ناراحت باشی
رو مود نباشی
اکی نباشی
سرحال نباشی
خسته باشی
دلسرد باشی
دل شکسته باشی
در افکارت غرق شده باشی
بی انگیزه باشی
ناامید باشی
سرگردان و بی قرار باشی
و ندونی که دلت میخواد کجای زندگیت باشی
اینها همه طبیعیه
و گاهی ما دقیقا همینقدر حیران و سرگشته ایم
اما
همین بی قراری های ما باعث میشن
تا بهتر ببینیم و بشناسیم و آگاه بشیم
و با فرصت دادن به خودمون بلند بشیم و ادامه بدیم
پس
بدون این حق توئه که گاهی خوب نباشی
ما اگه بخوایم از فشارهای درونی بگذریم لازمه که احساسات خودمون رو به همون شکلی که هستن ببینیم و بشناسیم، راه گذر از تنش ها، انکار و کتمان و سرکوب نیست، بلکه مشاهده گریه افکار و عواطف و احساساتمون به همون شکلیه که هستن و حضور دارن.
تو حق داری که گاهی
عصبانی باشی
ناراحت باشی
رو مود نباشی
اکی نباشی
سرحال نباشی
خسته باشی
دلسرد باشی
دل شکسته باشی
در افکارت غرق شده باشی
بی انگیزه باشی
ناامید باشی
سرگردان و بی قرار باشی
و ندونی که دلت میخواد کجای زندگیت باشی
اینها همه طبیعیه
و گاهی ما دقیقا همینقدر حیران و سرگشته ایم
اما
همین بی قراری های ما باعث میشن
تا بهتر ببینیم و بشناسیم و آگاه بشیم
و با فرصت دادن به خودمون بلند بشیم و ادامه بدیم
پس
بدون این حق توئه که گاهی خوب نباشی
ما اگه بخوایم از فشارهای درونی بگذریم لازمه که احساسات خودمون رو به همون شکلی که هستن ببینیم و بشناسیم، راه گذر از تنش ها، انکار و کتمان و سرکوب نیست، بلکه مشاهده گریه افکار و عواطف و احساساتمون به همون شکلیه که هستن و حضور دارن.
@Mojemosbatchannel
👍10❤6💯2
عزیزِ من؛
برنامهها و امورات، همیشه با نظمی که ما توی ذهنمون چیدمان کردیم پیش نمیره
سعی کن توی ذهنت یک درصد خطا و یک بینظمیِ غیرقابل کنترل در نظر بگیری.
خب این بینظمی طبیعیه
چون همهی امور دستِ تو نیست
چون برنامههات به شرایط و آدمها وابستگی دارند
سعی کن کارت رو درست انجام بدی
اما درصد خطایِ نتیجه رو بپذیر
تا سرخورده و دلسرد نشی
تا بازم بتونی برنامه بریزی و پیش بری.
مهم اینه که جاری باشی
و البته آرام
آرام و صبور و سرسخت .
@Mojemosbatchannel
برنامهها و امورات، همیشه با نظمی که ما توی ذهنمون چیدمان کردیم پیش نمیره
سعی کن توی ذهنت یک درصد خطا و یک بینظمیِ غیرقابل کنترل در نظر بگیری.
خب این بینظمی طبیعیه
چون همهی امور دستِ تو نیست
چون برنامههات به شرایط و آدمها وابستگی دارند
سعی کن کارت رو درست انجام بدی
اما درصد خطایِ نتیجه رو بپذیر
تا سرخورده و دلسرد نشی
تا بازم بتونی برنامه بریزی و پیش بری.
مهم اینه که جاری باشی
و البته آرام
آرام و صبور و سرسخت .
@Mojemosbatchannel
❤24👍8
همیشه دنبال یه روز خوب بودم که بیاد، یکروزی که دغدغه نداشته باشم، مشکلی در زندگیم نباشه و انقدر نگران آینده نباشم، اونروز هیچ وقت نیومد، هیچ وقت در زندگیم همه چیز در سرجاش نبود و همیشه نگران آینده بودم،
من در نهایت رویای خودمو تجربه نکردم ولی یه چیزی رو یاد گرفتم
که شاید نتونم دنیای بیرون رو کنترل کنم و از شدت فشارهایی که بهم وارد میشه در کنترل درونم هم اونقدر توانمند نباشم، اما ناچارم که ادامه بدم!
یاد گرفتم این دنیا و این زندگی عادلانه نیست و قرار نیست اتفاقات مطابق میل من پیش بره ولی من مجبورم از حداقل ها لذت ببرم تا دوام بیارم
یاد گرفتم که نگرانی های من شاید هیچ وقت تموم نشن، ولی دلیل نمیشه که زندگی هم نکنم چون مجبورم با اضطرابی که دارم پیش برم
من هیچ وقت آرامش عمیق رو تجربه نکردم ولی فهمیدم که اگه به جای اینکه دنبال آرامش باشم فقط حرکت کنم سطح تنش درونم کمتر میشه
این زندگی اون چیزی که من فکر میکردم و میخواستم نبود و نیست ولی یاد گرفتم که انتظارم رو کم کنم تا خودم از بین نرم.
بنابراین نمیخوام بگم که امیدوارم باشین بلکه فقط میخوام بگم که ناامیدی هیچی رو بهتر نمیکنه، و ما ناچاریم که با وجود همه دردها ادامه بدیم، همین
من در نهایت رویای خودمو تجربه نکردم ولی یه چیزی رو یاد گرفتم
که شاید نتونم دنیای بیرون رو کنترل کنم و از شدت فشارهایی که بهم وارد میشه در کنترل درونم هم اونقدر توانمند نباشم، اما ناچارم که ادامه بدم!
یاد گرفتم این دنیا و این زندگی عادلانه نیست و قرار نیست اتفاقات مطابق میل من پیش بره ولی من مجبورم از حداقل ها لذت ببرم تا دوام بیارم
یاد گرفتم که نگرانی های من شاید هیچ وقت تموم نشن، ولی دلیل نمیشه که زندگی هم نکنم چون مجبورم با اضطرابی که دارم پیش برم
من هیچ وقت آرامش عمیق رو تجربه نکردم ولی فهمیدم که اگه به جای اینکه دنبال آرامش باشم فقط حرکت کنم سطح تنش درونم کمتر میشه
این زندگی اون چیزی که من فکر میکردم و میخواستم نبود و نیست ولی یاد گرفتم که انتظارم رو کم کنم تا خودم از بین نرم.
بنابراین نمیخوام بگم که امیدوارم باشین بلکه فقط میخوام بگم که ناامیدی هیچی رو بهتر نمیکنه، و ما ناچاریم که با وجود همه دردها ادامه بدیم، همین
@Mojemosbatchannel
❤28👍5
یه روزایی کوه رو جابهجا میکنی،
یه روزایی هم فقط از تخت بلند شدن، خودش یه موفقیته.
هر دو، بخشی از زندگیان.
خودت رو برای روزهایی که توانت کمتره سرزنش نکن.
قرار نیست هر روز قوی باشی؛
همین که ادامه میدی، کافیه. 🤍
یه روزایی هم فقط از تخت بلند شدن، خودش یه موفقیته.
هر دو، بخشی از زندگیان.
خودت رو برای روزهایی که توانت کمتره سرزنش نکن.
قرار نیست هر روز قوی باشی؛
همین که ادامه میدی، کافیه. 🤍
❤44👍13
ذهن زمانی آزاد میشه
که در زمان حال باشه
فکر زیاد به گذشته و آینده ما رو اسیر ذهنمون میکنه
خیلی از رنجهایی که تجربه میکنیم، مربوط به الان نیستن و ما یا داریم اتفاقات گذشته رو بارها و بارها توی ذهنمون مرور میکنیم، یا نگران چیزهایی هستیم که هنوز اتفاق نیفتادن و ذهن مضطرب مدام بین «ای کاشهای گذشته» و «نکنههای آینده» در رفتوآمده
اما زندگی فقط همین لحظهایه که الان توش هستیم و هر بار که حواسمون رو به زمان حال برمیگردونیم، به کاری که داریم انجام میدیم، به بدنمون و به واقعیتی که الان وجود داره، یک قدم از شلوغی ذهن فاصله میگیریم و به آرامش نزدیکتر میشیم.
که در زمان حال باشه
فکر زیاد به گذشته و آینده ما رو اسیر ذهنمون میکنه
خیلی از رنجهایی که تجربه میکنیم، مربوط به الان نیستن و ما یا داریم اتفاقات گذشته رو بارها و بارها توی ذهنمون مرور میکنیم، یا نگران چیزهایی هستیم که هنوز اتفاق نیفتادن و ذهن مضطرب مدام بین «ای کاشهای گذشته» و «نکنههای آینده» در رفتوآمده
اما زندگی فقط همین لحظهایه که الان توش هستیم و هر بار که حواسمون رو به زمان حال برمیگردونیم، به کاری که داریم انجام میدیم، به بدنمون و به واقعیتی که الان وجود داره، یک قدم از شلوغی ذهن فاصله میگیریم و به آرامش نزدیکتر میشیم.
👍24❤16
آدمها همیشه از خودِ اتفاقها ضربه نمیخورند؛ بیشتر از قصهای که توی ذهنشان درباره آن اتفاق میسازند زخم میگیرند. گاهی فقط کافیست روایتت را عوض کنی تا درد، شکل دیگری پیدا کند.
داوریِ ما، درد را بزرگتر از خودش میکند.
داوریِ ما، درد را بزرگتر از خودش میکند.
👍10❤6👏5
فقدتک miss you
<unknown>
👍14❤1🥰1
زندگی ادامه دارد...
یه مدت فکر میکردم بعضی اتفاقها نباید برای من میافتادند.
بعدتر فهمیدم زندگی هیچوقت از ما اجازه نمیگیره...
بعضی چیزها فقط میان، چیزی بهمون یاد میدن و میرن.
هر بار که دلم میشکست، فکر میکردم چیزی رو از دست دادم.
اما حالا که برمیگردم و به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی از اون اتفاقها بیشتر شبیه پایان یک دوره بودن تا پایان زندگی.
یک دوره تموم شد،
و یک دورهی دیگه شروع شد.
خیلی از اتفاقهایی که یه زمانی فکر میکردم آخر دنیاست، امروز فقط یه خاطرهان؛
یه تجربه، یه درس، و بخشی از مسیری که منو به آدم امروز تبدیل کرد.
یه چیزی که خیلی دیر فهمیدم این بود که غمگین بودن، ناامید شدن یا حتی اشتباه کردن، به این معنی نیست که زندگی خراب شده.
اینها هم بخشی از زندگی کردنن.
بعضی آدمها از زندگیم رفتن،
به بعضی آرزوهام نرسیدم،
بعضی چیزها اونطور که میخواستم پیش نرفتن...
اما هیچکدوم نتونستن زندگی رو متوقف کنن.
زندگی همیشه، به شکلی، راه خودش رو ادامه داد.
گاهی فکر میکنم بیشترِ رنج من از خود اتفاقها نبود؛
از این بود که نمیخواستم قبول کنم اتفاقی افتاده که دیگه نمیتونم تغییرش بدم.
یه زمانی برای بردن زندگی میکردم؛
یا شاید بیشتر برای نباختن.
اما حالا بیشتر سعی میکنم زندگی رو تجربه کنم؛
با همهی خوبیهاش، با همهی بدیهاش،
با چیزهایی که میفهمم و چیزهایی که هنوز نمیفهمم.
عجیبترین بخش ماجرا اینه که خیلی وقتها همون چیزی که ازش فرار میکردم، بعدها تبدیل شد به چیزی که بیشتر از همه منو بزرگ کرد.
یاد گرفتم بعضی زخمها شاید هیچوقت کاملاً محو نشن؛
فقط یاد میگیری باهاشون زندگی کنی.
و یه روز، وسط زندگی، متوجه میشی که هنوز اون زخم هست...
اما دیگه مثل قبل درد نمیکنه.
هرچی جلوتر رفتم، کمتر دنبال این بودم که همهچیز دقیقاً طبق میل من پیش بره
و بیشتر یاد گرفتم با چیزهایی که پیش میاد، کنار بیام.
امروز لزوماً آدم خوشحالتری نیستم؛
اما فکر میکنم آرامش بیشتری دارم.
چون بالاخره پذیرفتم که خیلی چیزها دست من نیست.
و شاید آرامش، دقیقاً از همینجا شروع میشه؛
از جایی که دست از جنگیدن با چیزهایی که نمیتونیم تغییر بدیم میکشیم
و یاد میگیریم با زندگی، همونطور که هست، زندگی کنیم.
یه مدت فکر میکردم بعضی اتفاقها نباید برای من میافتادند.
بعدتر فهمیدم زندگی هیچوقت از ما اجازه نمیگیره...
بعضی چیزها فقط میان، چیزی بهمون یاد میدن و میرن.
هر بار که دلم میشکست، فکر میکردم چیزی رو از دست دادم.
اما حالا که برمیگردم و به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی از اون اتفاقها بیشتر شبیه پایان یک دوره بودن تا پایان زندگی.
یک دوره تموم شد،
و یک دورهی دیگه شروع شد.
خیلی از اتفاقهایی که یه زمانی فکر میکردم آخر دنیاست، امروز فقط یه خاطرهان؛
یه تجربه، یه درس، و بخشی از مسیری که منو به آدم امروز تبدیل کرد.
یه چیزی که خیلی دیر فهمیدم این بود که غمگین بودن، ناامید شدن یا حتی اشتباه کردن، به این معنی نیست که زندگی خراب شده.
اینها هم بخشی از زندگی کردنن.
بعضی آدمها از زندگیم رفتن،
به بعضی آرزوهام نرسیدم،
بعضی چیزها اونطور که میخواستم پیش نرفتن...
اما هیچکدوم نتونستن زندگی رو متوقف کنن.
زندگی همیشه، به شکلی، راه خودش رو ادامه داد.
گاهی فکر میکنم بیشترِ رنج من از خود اتفاقها نبود؛
از این بود که نمیخواستم قبول کنم اتفاقی افتاده که دیگه نمیتونم تغییرش بدم.
یه زمانی برای بردن زندگی میکردم؛
یا شاید بیشتر برای نباختن.
اما حالا بیشتر سعی میکنم زندگی رو تجربه کنم؛
با همهی خوبیهاش، با همهی بدیهاش،
با چیزهایی که میفهمم و چیزهایی که هنوز نمیفهمم.
عجیبترین بخش ماجرا اینه که خیلی وقتها همون چیزی که ازش فرار میکردم، بعدها تبدیل شد به چیزی که بیشتر از همه منو بزرگ کرد.
یاد گرفتم بعضی زخمها شاید هیچوقت کاملاً محو نشن؛
فقط یاد میگیری باهاشون زندگی کنی.
و یه روز، وسط زندگی، متوجه میشی که هنوز اون زخم هست...
اما دیگه مثل قبل درد نمیکنه.
هرچی جلوتر رفتم، کمتر دنبال این بودم که همهچیز دقیقاً طبق میل من پیش بره
و بیشتر یاد گرفتم با چیزهایی که پیش میاد، کنار بیام.
امروز لزوماً آدم خوشحالتری نیستم؛
اما فکر میکنم آرامش بیشتری دارم.
چون بالاخره پذیرفتم که خیلی چیزها دست من نیست.
و شاید آرامش، دقیقاً از همینجا شروع میشه؛
از جایی که دست از جنگیدن با چیزهایی که نمیتونیم تغییر بدیم میکشیم
و یاد میگیریم با زندگی، همونطور که هست، زندگی کنیم.
@Mojemosbatchannel
👍22❤13👏3🤩1
تمام ِ این هیاهو
برای زیستنیست
که یک روز، بیخبر
به پایان میرسد!
برای زیستنیست
که یک روز، بیخبر
به پایان میرسد!
❤27
او رفت؟ ادمای بیشتری هستند.
پول ناپدید شد؟ بیشتر به دست بیاور.
در بسته شد؟ یکی دیگر را لگد بزن و باز کن.
برنامه فروپاشید؟ یک برنامه لعنتی دیگر بساز.
طوری رفتار نکن که انگار زندگی فقط یک تیر در خشاب دارد.
خشاب بینهایت است.
دنیا خالی نیست.
دیدِ تو محدود است.
بیشتر از آنکه بتوانی بشماری، پول هست.
بیشتر از آنکه بتوانی ملاقات کنی، آدم هست.
بیشتر از آنکه بتوانی تمامش کنی، فرصت هست.
بیشتر از آنکه بتوانی طی کنی، مسیر هست.
پس وقتی زندگی چیزی را از تو دریغ میکند، سرِ قبرش زانو نزن.
سرت را بچرخان.
دنیا هنوز لبریز است.
«کمیابی» باعث میشود مردان به داشتههایشان چنگ بزنند (آویزان شوند).
«فراوانی» باعث میشود مردان حرکت کنند.
قفس، نبودِ گزینهها نیست.
قفس این است که باور کنی گزینهای که از دست دادی، آخرین گزینه بود.
پول ناپدید شد؟ بیشتر به دست بیاور.
در بسته شد؟ یکی دیگر را لگد بزن و باز کن.
برنامه فروپاشید؟ یک برنامه لعنتی دیگر بساز.
طوری رفتار نکن که انگار زندگی فقط یک تیر در خشاب دارد.
خشاب بینهایت است.
دنیا خالی نیست.
دیدِ تو محدود است.
بیشتر از آنکه بتوانی بشماری، پول هست.
بیشتر از آنکه بتوانی ملاقات کنی، آدم هست.
بیشتر از آنکه بتوانی تمامش کنی، فرصت هست.
بیشتر از آنکه بتوانی طی کنی، مسیر هست.
پس وقتی زندگی چیزی را از تو دریغ میکند، سرِ قبرش زانو نزن.
سرت را بچرخان.
دنیا هنوز لبریز است.
«کمیابی» باعث میشود مردان به داشتههایشان چنگ بزنند (آویزان شوند).
«فراوانی» باعث میشود مردان حرکت کنند.
قفس، نبودِ گزینهها نیست.
قفس این است که باور کنی گزینهای که از دست دادی، آخرین گزینه بود.
❤13👍1👎1
تو، چیزی که تجربه میکنی نیستی؛ تو انسانی هستی که داره یاد میگیره با تجربههاش زندگی کنه.
اضطراب، ترس و گذشته بخشی از مسیر زندگی تو هستن، نه تمام هویتت. تو فراتر از همهی اینهایی؛ و لازم نیست برای ارزشمند بودن، اول تمام مشکلاتت رو حل کنی. 🌱
اضطراب، ترس و گذشته بخشی از مسیر زندگی تو هستن، نه تمام هویتت. تو فراتر از همهی اینهایی؛ و لازم نیست برای ارزشمند بودن، اول تمام مشکلاتت رو حل کنی. 🌱
❤8👍5