نمایشگاه عکس عباس کیارستمی در ارمنستان
کورهراهی میپیمایم
به سختی
بیمقصد.
_عباس کیارستمی_
مجموعهای از عکسهای عباس کیارستمی در ارمنستان در معرض عموم قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۸ قطعه عکس سیاه و سفید با تم راه یا جاده است که با عنوان «بیمقصد» در گالری ملی ارمنستان به نمایش گذاشته شده است. این عکسها را خود کیارستمی در سال ۲۰۰۴ در جریان نخستین مرور آثار سینماییاش در ارمنستان به جشنوارهی فیلم زردآلوی طلایی اهدا کرده است.
بیشتر بخوانید...
@KiarostamiAbbas
کورهراهی میپیمایم
به سختی
بیمقصد.
_عباس کیارستمی_
مجموعهای از عکسهای عباس کیارستمی در ارمنستان در معرض عموم قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۸ قطعه عکس سیاه و سفید با تم راه یا جاده است که با عنوان «بیمقصد» در گالری ملی ارمنستان به نمایش گذاشته شده است. این عکسها را خود کیارستمی در سال ۲۰۰۴ در جریان نخستین مرور آثار سینماییاش در ارمنستان به جشنوارهی فیلم زردآلوی طلایی اهدا کرده است.
بیشتر بخوانید...
@KiarostamiAbbas
https://flic.kr/p/2ruuYY6
خانهی دوست کجاست؟
یادداشتی از محسن آزرم
نکتهی اصلی شاید نقشهی راهِ کیارستمیست و پای نقشهی راه که در میان باشد، درجا خانهی دوست کجاست؟ را به یاد میآورم؛ فیلمی است که حالا، سالها بعدِ اولین نمایش عمومیاش، به تماشاگرش میگوید باید از اینجا شروع کند اگر میخواهد کیارستمی را بعدِ این دنبال کند؛ از لحظهای که پسرکِ این فیلم حاضر نیست حرف دیگران را گوش کند و ترجیح میدهد راه خودش را برود و سعی کند خانهی محمدرضا نعمتزاده را پیدا کند و دفترمشقش را پس بدهد. از این نظر خانهی دوست کجاست؟ احتمالاً فیلمی نمادین هم هست؛ هرچند کیارستمی میانهی خوبی با نماد در سینما نداشت و در پاسخ پرسشهای منتقدان همیشه میگفت چیزی دراینباره نمیداند. اما حالا، با اینکه خودم هم میانهای با نمادین بودنِ چیزها ندارم، بدم نمیآید اینبار استثنا قائل شوم و احمدِ فیلم را شبیه عباس کیارستمیای بدانم که گوش کردن به حرف دیگران برایش فایدهای ندارد؛ چون میداند و میبیند که کسی حرفش را گوش نمیکند؛ همه حرف خودشان را میزنند؛ یک حرف را پشتهم تکرار میکنند و اعتنایی نمیکنند به آنچه شنیدهاند. احمدِ فیلم یا کیارستمیِ بیرونِ فیلم میداند که چارهی کار گذر از این حرفها و نشنیدن این حرفها و طی کردن راه و جستوجویی برای یافتن خانهی دوست است؛ جستوجویی برای یافتن مقصدی که دیگران یا نمیشناسند و خبری از آن ندارند، یا ترجیح میدهند نشانیاش را به دیگری ندهند. احمد از این راهها، این مسیرهای پیچدرپیچ، میگذرد، از میان درختها میگذرد، از تپهها بالا میرود و مسیری زیگزاگ را طی میکند. سالها میگذرند. احمد خانهی دوست را پیدا نمیکند. دست به کار تازهای میزند. مشقِ دوستش را هم مینویسد. کیارستمی هم دست به کارهای تازهای میزند. احمد یکجا نماندن را دوست نمیدارد؛ رفتن و دویدن روی خطها را ترجیح میدهد به قدمهای آهستهای روی زمینی صاف برداشتن. چه فایدهای دارد آدم یکجا بماند و حرف دیگران را گوش کند وقتی میداند دیگران هیچ تصوری از دنیای او ندارند؟
دنیای کیارستمی و منظومهای که در طول سالها آفرید، چیزیست که فقط به خودش تعلق دارد و راستش حالا که دارم این جملهها را مینویسم هیچ دلم نمیخواهد از فعلهای گذشته استفاده کنم؛ چون سینما که خانهی اصلی کیارستمیست، یا دستکم پیش خودم فکر میکنم بسیاری او را با سینما به یاد میآورند، در زمانِ حال میگذرد. سینما زمانِ حال است و حتی اگر گذشته را به یاد بیاورد و لحظههایی از آن گذشته را نشان دهد، حتماً دوباره به امروز، به زمان حال، برمیگردد. در زمان حال جریان دارد، در لحظهای که ما به تماشا نشستهایم؛ حتی اگر آنچه تماشا میکنیم غیاب او و سکوتش در زمانهای باشد که دهانهای بسیاری گشودهاند و هیچ نمیگویند.
خانهی دوست کجاست؟
یادداشتی از محسن آزرم
نکتهی اصلی شاید نقشهی راهِ کیارستمیست و پای نقشهی راه که در میان باشد، درجا خانهی دوست کجاست؟ را به یاد میآورم؛ فیلمی است که حالا، سالها بعدِ اولین نمایش عمومیاش، به تماشاگرش میگوید باید از اینجا شروع کند اگر میخواهد کیارستمی را بعدِ این دنبال کند؛ از لحظهای که پسرکِ این فیلم حاضر نیست حرف دیگران را گوش کند و ترجیح میدهد راه خودش را برود و سعی کند خانهی محمدرضا نعمتزاده را پیدا کند و دفترمشقش را پس بدهد. از این نظر خانهی دوست کجاست؟ احتمالاً فیلمی نمادین هم هست؛ هرچند کیارستمی میانهی خوبی با نماد در سینما نداشت و در پاسخ پرسشهای منتقدان همیشه میگفت چیزی دراینباره نمیداند. اما حالا، با اینکه خودم هم میانهای با نمادین بودنِ چیزها ندارم، بدم نمیآید اینبار استثنا قائل شوم و احمدِ فیلم را شبیه عباس کیارستمیای بدانم که گوش کردن به حرف دیگران برایش فایدهای ندارد؛ چون میداند و میبیند که کسی حرفش را گوش نمیکند؛ همه حرف خودشان را میزنند؛ یک حرف را پشتهم تکرار میکنند و اعتنایی نمیکنند به آنچه شنیدهاند. احمدِ فیلم یا کیارستمیِ بیرونِ فیلم میداند که چارهی کار گذر از این حرفها و نشنیدن این حرفها و طی کردن راه و جستوجویی برای یافتن خانهی دوست است؛ جستوجویی برای یافتن مقصدی که دیگران یا نمیشناسند و خبری از آن ندارند، یا ترجیح میدهند نشانیاش را به دیگری ندهند. احمد از این راهها، این مسیرهای پیچدرپیچ، میگذرد، از میان درختها میگذرد، از تپهها بالا میرود و مسیری زیگزاگ را طی میکند. سالها میگذرند. احمد خانهی دوست را پیدا نمیکند. دست به کار تازهای میزند. مشقِ دوستش را هم مینویسد. کیارستمی هم دست به کارهای تازهای میزند. احمد یکجا نماندن را دوست نمیدارد؛ رفتن و دویدن روی خطها را ترجیح میدهد به قدمهای آهستهای روی زمینی صاف برداشتن. چه فایدهای دارد آدم یکجا بماند و حرف دیگران را گوش کند وقتی میداند دیگران هیچ تصوری از دنیای او ندارند؟
دنیای کیارستمی و منظومهای که در طول سالها آفرید، چیزیست که فقط به خودش تعلق دارد و راستش حالا که دارم این جملهها را مینویسم هیچ دلم نمیخواهد از فعلهای گذشته استفاده کنم؛ چون سینما که خانهی اصلی کیارستمیست، یا دستکم پیش خودم فکر میکنم بسیاری او را با سینما به یاد میآورند، در زمانِ حال میگذرد. سینما زمانِ حال است و حتی اگر گذشته را به یاد بیاورد و لحظههایی از آن گذشته را نشان دهد، حتماً دوباره به امروز، به زمان حال، برمیگردد. در زمان حال جریان دارد، در لحظهای که ما به تماشا نشستهایم؛ حتی اگر آنچه تماشا میکنیم غیاب او و سکوتش در زمانهای باشد که دهانهای بسیاری گشودهاند و هیچ نمیگویند.
Flickr
خانه دوست کجاست؟
یادداشتی از محسن آزرم
متاسفانه با خبر شدیم که احمد احمدپور، بازیگر فیلم «خانهی دوست کجاست» فوت کرده است.
احمد، برادر کوچکتر بابک احمدپور، بازیگر نقش اصلی #خانه_دوست_کجاست بود و خود او در این فیلم نقش «محمدرضا نعمتزاده» را بازی میکرد. آقای احمدپور که ساکن تهران بود بعد از ظهر پنجشنبه، اول آبان در هنگام خواب به دلیل ایست قلبی درگذشته است. احمد احمدپور متولد سال ۱۳۵۸ بود. او بهیار و بازنشستهی ارتش بود.
روحش در آرامش
احمد، برادر کوچکتر بابک احمدپور، بازیگر نقش اصلی #خانه_دوست_کجاست بود و خود او در این فیلم نقش «محمدرضا نعمتزاده» را بازی میکرد. آقای احمدپور که ساکن تهران بود بعد از ظهر پنجشنبه، اول آبان در هنگام خواب به دلیل ایست قلبی درگذشته است. احمد احمدپور متولد سال ۱۳۵۸ بود. او بهیار و بازنشستهی ارتش بود.
روحش در آرامش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا کیارستمی هنوز مهم است؟
گفتوگوی روبرت صافاریان و نیما حسنینسب دربارهی سینمای عباس کیارستمی
کاری از کانال تلگرامی آزادِ هنر
نسخهی کامل این گفتوگو:
https://youtu.be/f2fyQ7Ic9Z0
گفتوگوی روبرت صافاریان و نیما حسنینسب دربارهی سینمای عباس کیارستمی
کاری از کانال تلگرامی آزادِ هنر
نسخهی کامل این گفتوگو:
https://youtu.be/f2fyQ7Ic9Z0
با کمال تاسف با خبر شدیم که همایون ارشادی امروز سهشنبه ۲۰ آبان درگذشته است.
همایون ارشادی مدتی درگیر بیماری سرطان بود و امروز صبح درگذشت.
آقای ارشادی که دانشآموختهی معماری بود در سال ۱۳۷۶ و با بازی در فیلم «طعم گیلاس»، ساختهی عباس کیارستمی به شهرت رسید و بعد تبدیل به یک بازیگر حرفهای شد.
او متولد ۱۳۲۶ در اصفهان بود.
روحش در آرامش
همایون ارشادی مدتی درگیر بیماری سرطان بود و امروز صبح درگذشت.
آقای ارشادی که دانشآموختهی معماری بود در سال ۱۳۷۶ و با بازی در فیلم «طعم گیلاس»، ساختهی عباس کیارستمی به شهرت رسید و بعد تبدیل به یک بازیگر حرفهای شد.
او متولد ۱۳۲۶ در اصفهان بود.
روحش در آرامش
St. James Infirmary
Louis Armstrong
قطعهی St. James Infirmary اثر لویی آرمسترانگ
به یاد همایون ارشادی که «آقای بدیعی» با حضور او جان گرفت؛ جانی نامیرا
@KiarostamiAbbas
به یاد همایون ارشادی که «آقای بدیعی» با حضور او جان گرفت؛ جانی نامیرا
@KiarostamiAbbas
امروز ۱۲ آذر، دهمین سالگرد درگذشت حمیده رضویست. حمیده رضوی، فیلمساز بود و از نزدیکترین اشخاص به عباس کیارستمی به شمار میرفت. حمیده در بسیاری از پروژههای هنری ده سال آخر زندگی کیارستمی حضور داشت و او را همراهی میکرد. خانم رضوی فیلمسازی را از کارگاههای کیارستمی شروع کرد و چیزی نگذشت که بهعنوان یکی از با استعدادترین شاگردان او مطرح شد. از حمیده چند فیلم کوتاه، کلیپ و ویدئو آرت و همچنین دو مستند از پشت صحنهی فیلمهای کیارستمی به یادگار مانده. او که شیفتهی کویر و آفرودسواری بود، هفت ماه قبل از مرگ کیارستمی و در چهلسالگی بر اثر واژگون شدن خودرواش در کویر لوت درگذشت. به قول آن بزرگ «یک دم در این ظلام درخشید و جست و رفت». مزار او در کنار مزار استادش در توک مزرعه (لواسان) است. برنامهی یادمانی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت حمیده تدارک دیدهایم که بهزودی در موردش اطلاعرسانی خواهیم کرد.
در ادامه یکی از فیلمهای کوتاه حمیده رضوی را برای اولینبار منتشر میکنیم.
اصل عکس از مهیار حاجتمند
@KiarostamiAbbas
در ادامه یکی از فیلمهای کوتاه حمیده رضوی را برای اولینبار منتشر میکنیم.
اصل عکس از مهیار حاجتمند
@KiarostamiAbbas
یادمان حمیده رضوی
به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت
چهارشنبه ۱۹ آذر، ساعت ۱۵:۳۰
سینماتک موزهی هنرهای معاصر تهران
سخنرانان:
خاطره خدایی
شادمهر راستین
هادی سروری
علی رضوانی
مازیار چشمهعلایی
با اجرای علی مغازهای
همراه با نمایش چند فیلم کوتاه و کلیپ از حمیده بهعلاوهی مستند «طعم شیرین»
▪︎ورود برای عموم آزاد است▪︎
طراح پوستر: جواد آتشباری
عکس: مهیار حاجتمند
@KiarostamiAbbas
به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت
چهارشنبه ۱۹ آذر، ساعت ۱۵:۳۰
سینماتک موزهی هنرهای معاصر تهران
سخنرانان:
خاطره خدایی
شادمهر راستین
هادی سروری
علی رضوانی
مازیار چشمهعلایی
با اجرای علی مغازهای
همراه با نمایش چند فیلم کوتاه و کلیپ از حمیده بهعلاوهی مستند «طعم شیرین»
▪︎ورود برای عموم آزاد است▪︎
طراح پوستر: جواد آتشباری
عکس: مهیار حاجتمند
@KiarostamiAbbas
کانون سینمای دانشگاه صنعتی شریف برگزار میکند:
نمایش و بررسی فیلمهای «به ترتیب یا بدون ترتیب» و «همشهری» از ساختههای عباس کیارستمی
با حضور صالح نجفی و مازیار چشمهعلایی
سهشنبه ۲ دی، ساعت ۱۶:۳۰
دانشگاه صنعتی شریف، آمفیتئاتر مرکزی
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
ثبتنام از اینجا
@KiarostamiAbbas
نمایش و بررسی فیلمهای «به ترتیب یا بدون ترتیب» و «همشهری» از ساختههای عباس کیارستمی
با حضور صالح نجفی و مازیار چشمهعلایی
سهشنبه ۲ دی، ساعت ۱۶:۳۰
دانشگاه صنعتی شریف، آمفیتئاتر مرکزی
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
ثبتنام از اینجا
@KiarostamiAbbas
گورستان
سراسر
پوشیده از برف.
آبشده
تنها برفِ سه سنگ قبر
هر سه جوان.
_عباس کیارستمی_
از دفتر شعر «همراه با باد»
@KiarostamiAbbas
سراسر
پوشیده از برف.
آبشده
تنها برفِ سه سنگ قبر
هر سه جوان.
_عباس کیارستمی_
از دفتر شعر «همراه با باد»
@KiarostamiAbbas
بهیاد محمودرضا بهمنپور
محمودرضا بهمنپور، مدیر «چاپ و نشر نظر» متولد ۱۳۴۳، دهم اردیبهشت پس از چند سال دست و پنجه نرم کردن با سرطان از دنیا رفت. [به دلیل قطع بودن اینترنت این مطلب با تاخیر منتشر شده است]
آقای بهمنپور در دههی ۱۳۷۰ انتشارات چاپ و نشر نظر را بنا گذاشت که از نشرهای تخصصی هنر است.
بهمنپور در همکاری با هنرمندان و نویسندگانی مانند عباس کیارستمی، فرشید مثقالی، قباد شیوا، مریم زندی، احمد عالی، احمدرضا احمدی، پروانه اعتمادی و داریوش آشوری به گردآوری و انتشار مجموعه آثار آنها پرداخت.
همکاری محمودرضا بهمنپور با عباس کيارستمی حدود ده سال و تا آخر عمر کیارستمی ادامه پیدا کرد و نشر نظر توانست عنوان ناشر اختصاصی آثار کیارستمی را از آن خود کند.
«سفید برفی»، «درختها و کلاغها»، «درها و یادها»، «دیوار»، «پنجره رو به حیات» عناوین کتابهای عکس کیارستمی هستند که در زمان حیات او زیر نظر بهمنپور و توسط نشر نظر در ایران منتشر شدند.
با اینکه ادبیات، حوزهی تخصصی نشر نظر نبود و کماکان هم نیست، اما این انتشارات «باد و برگ»، سومین و آخرین دفتر شعر کیارستمی را هم منتشر کرد و با گزیده اشعار او از شاعران دیگر ادامه پیدا کرد.
دوجلدی «آتش»، گزیده اشعار مولانا از کتاب «کلیات شمس» است که به انتخاب کیارستمی صورت گرفته است. «آب»، گزیده اشعار نیما یوشیج است به انتخاب کیارستمی. دوجلدی «شب»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «شب» است. و «داد از غم تنهایی»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «تنهایی» است.
کتاب دیگری که در ارتباط با کیارستمی زیر نظر بهمنپور منتشر شد، ترجمهی فارسی کتاب «سر کلاس با کيارستمی»، نوشتهی پال کرونین است که از کارهای موفق نشر نظر محسوب میشود. این کتاب دربرگیرندهی صحبتهای کیارستمی در کارگاههای فیلمسازیاش است.
سر کلاس با کيارستمی به چاپ چهاردهم هم رسیده است.
دستنوشتههای کیارستمی از دیگر آثار عباس کیارستمی بود که نشر نظر بعد از مرگ این کارگردان منتشر کرد. در سال ۱۳۹۶ و با همکاری بهمن، پسر کوچکتر کیارستمی و نشر نظر، دستنوشتههای کیارستمی در سررسید سال ۱۳۷۶ منتشر شد. عنوان کتاب «مرگ و دیگر هیچ» است. کتاب پر است از یادداشتهای کیارستمی دربارهی مرگ که در زمان ساخت فیلم «طعم گیلاس» در سررسید نوشته شده است. همکاری بهمنپور و بهمن کیارستمی که به آنها «بهمنین» اطلاق میشد، در انتشار دو جلد از دستنوشتههای دیگر کیارستمی ادامه پیدا کرد.
«من خانهم» عنوان جلد نخست این مجموعه بود که شامل نامههای عباس کیارستمی به همسر سابق خود پروین امیرقلی است. این کتاب ۸۰ صفحهای بهمناسبت هشتادمین سالگرد تولد کیارستمی در تیر ۱۳۹۹ روانهی بازار شد.
پس از بیرون آمدن این کتاب، احمد، پسر بزرگتر کیارستمی نسبت به انتشار آن واکنش نشان داد و این کار را نقض حریم خصوصی خواند. او گفت چاپ نامههای کیارستمی به مادرش نه تنها مغایر اخلاقیات که بر خلاف قانون است. با شکایت احمد از مسببان انتشار این نامهها، کتابها جمعآوری و موضوع رسانهای شد. بهمن کیارستمی نیز در واکنش به این شکایت گفت تنها در صورتی که پروین امیرقلی (مادرش) بابت چاپ نامهها اعتراض کند، ملزم به پاسخگویی است.
در حالی که پروندهی این شکایت در دادسرا در جریان بود، تنها با فاصلهی دو ماه، جلد دوم این مجموعه با عنوان «من سفرم» منتشر شد و خیلی زود چاپ اول آن به پایان رسید. پس از انتشار این اثر دادسرای رسانه حکم داد که چاپ جدید این مجموعه منتشر نشود تا حکم دادگاه مشخص شود. در سال ۱۴۰۰ دادگاه رای بر برائت بهمن کیارستمی و ناشر داد. دادگاه تجدیدنظر نیز رای دادگاه اولیه را تایید کرد و نشر نظر از اتهامات واردهی احمد کیارستمی تبرئه و از کتابها رفع توقیف شد. پیش از این در پاییز ۱۳۹۸ و همزمان با برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهای کیارستمی در گالری گلستان که اغلب آنها با مدادرنگی کشیده شده بود، این آثار در کتابی با عنوان «مداد عباس» توسط نشر نظر منتشر شد.
عکس از جواد آتشباری
محمودرضا بهمنپور، مدیر «چاپ و نشر نظر» متولد ۱۳۴۳، دهم اردیبهشت پس از چند سال دست و پنجه نرم کردن با سرطان از دنیا رفت. [به دلیل قطع بودن اینترنت این مطلب با تاخیر منتشر شده است]
آقای بهمنپور در دههی ۱۳۷۰ انتشارات چاپ و نشر نظر را بنا گذاشت که از نشرهای تخصصی هنر است.
بهمنپور در همکاری با هنرمندان و نویسندگانی مانند عباس کیارستمی، فرشید مثقالی، قباد شیوا، مریم زندی، احمد عالی، احمدرضا احمدی، پروانه اعتمادی و داریوش آشوری به گردآوری و انتشار مجموعه آثار آنها پرداخت.
همکاری محمودرضا بهمنپور با عباس کيارستمی حدود ده سال و تا آخر عمر کیارستمی ادامه پیدا کرد و نشر نظر توانست عنوان ناشر اختصاصی آثار کیارستمی را از آن خود کند.
«سفید برفی»، «درختها و کلاغها»، «درها و یادها»، «دیوار»، «پنجره رو به حیات» عناوین کتابهای عکس کیارستمی هستند که در زمان حیات او زیر نظر بهمنپور و توسط نشر نظر در ایران منتشر شدند.
با اینکه ادبیات، حوزهی تخصصی نشر نظر نبود و کماکان هم نیست، اما این انتشارات «باد و برگ»، سومین و آخرین دفتر شعر کیارستمی را هم منتشر کرد و با گزیده اشعار او از شاعران دیگر ادامه پیدا کرد.
دوجلدی «آتش»، گزیده اشعار مولانا از کتاب «کلیات شمس» است که به انتخاب کیارستمی صورت گرفته است. «آب»، گزیده اشعار نیما یوشیج است به انتخاب کیارستمی. دوجلدی «شب»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «شب» است. و «داد از غم تنهایی»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «تنهایی» است.
کتاب دیگری که در ارتباط با کیارستمی زیر نظر بهمنپور منتشر شد، ترجمهی فارسی کتاب «سر کلاس با کيارستمی»، نوشتهی پال کرونین است که از کارهای موفق نشر نظر محسوب میشود. این کتاب دربرگیرندهی صحبتهای کیارستمی در کارگاههای فیلمسازیاش است.
سر کلاس با کيارستمی به چاپ چهاردهم هم رسیده است.
دستنوشتههای کیارستمی از دیگر آثار عباس کیارستمی بود که نشر نظر بعد از مرگ این کارگردان منتشر کرد. در سال ۱۳۹۶ و با همکاری بهمن، پسر کوچکتر کیارستمی و نشر نظر، دستنوشتههای کیارستمی در سررسید سال ۱۳۷۶ منتشر شد. عنوان کتاب «مرگ و دیگر هیچ» است. کتاب پر است از یادداشتهای کیارستمی دربارهی مرگ که در زمان ساخت فیلم «طعم گیلاس» در سررسید نوشته شده است. همکاری بهمنپور و بهمن کیارستمی که به آنها «بهمنین» اطلاق میشد، در انتشار دو جلد از دستنوشتههای دیگر کیارستمی ادامه پیدا کرد.
«من خانهم» عنوان جلد نخست این مجموعه بود که شامل نامههای عباس کیارستمی به همسر سابق خود پروین امیرقلی است. این کتاب ۸۰ صفحهای بهمناسبت هشتادمین سالگرد تولد کیارستمی در تیر ۱۳۹۹ روانهی بازار شد.
پس از بیرون آمدن این کتاب، احمد، پسر بزرگتر کیارستمی نسبت به انتشار آن واکنش نشان داد و این کار را نقض حریم خصوصی خواند. او گفت چاپ نامههای کیارستمی به مادرش نه تنها مغایر اخلاقیات که بر خلاف قانون است. با شکایت احمد از مسببان انتشار این نامهها، کتابها جمعآوری و موضوع رسانهای شد. بهمن کیارستمی نیز در واکنش به این شکایت گفت تنها در صورتی که پروین امیرقلی (مادرش) بابت چاپ نامهها اعتراض کند، ملزم به پاسخگویی است.
در حالی که پروندهی این شکایت در دادسرا در جریان بود، تنها با فاصلهی دو ماه، جلد دوم این مجموعه با عنوان «من سفرم» منتشر شد و خیلی زود چاپ اول آن به پایان رسید. پس از انتشار این اثر دادسرای رسانه حکم داد که چاپ جدید این مجموعه منتشر نشود تا حکم دادگاه مشخص شود. در سال ۱۴۰۰ دادگاه رای بر برائت بهمن کیارستمی و ناشر داد. دادگاه تجدیدنظر نیز رای دادگاه اولیه را تایید کرد و نشر نظر از اتهامات واردهی احمد کیارستمی تبرئه و از کتابها رفع توقیف شد. پیش از این در پاییز ۱۳۹۸ و همزمان با برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهای کیارستمی در گالری گلستان که اغلب آنها با مدادرنگی کشیده شده بود، این آثار در کتابی با عنوان «مداد عباس» توسط نشر نظر منتشر شد.
عکس از جواد آتشباری