امروز من
142 subscribers
768 photos
235 videos
44 files
325 links
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی؛
یکی دیروز و یکی فردا
آنكه امروز را از دست ميدهد فردا را نخواهد يافت ،
هيچ روزي از ⚡️امروز من ⚡️باارزش تر نيست ...
Download Telegram
در شطرنج
مهره‌های سفید و سیاه، دشمنانِ قسم خورده‌ی یکدیگرند؛
ولی دستانی که آنها را میجنبانند، اغلب دوستانی هستند صمیمی ونزدیک...
❤2
برنده ها خیلی بیشتر از بازنده ها شکست می خورند.
Forwarded from امروز من
مطالعات نشان داده که:
«هرچه تحمل ابهام بیشتر، فرد باهوشتر»

مبهم‌ترین حالت ایستادن، ایستادن در میانه است، وگرنه قرار گرفتن در دوطرفه طیف، حداقل هوش را نیاز دارد چون موقعیت ساده‌تری‌ست.
ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات فارسی‌رو درست بگو، نه اونجوری که سال‌ها شنیدی!
❌ گرگ باران دیده
✅ گرگ بالان دیده

❌ بعض شما نباشه
✅ به ز شما نباشه

❌ پیش قاضی و معلق بازی
✅ پیش غازی و معلق بازی

❌ خواب زن چپه
✅ خواب ظن چپه

❌ تاب تاب عباسی
✅ تاب تاب همبازی

❌ کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه
✅ نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه

❌ زاغ سیاه چوب زدن
✅ زاج سیاه چوب زدن

❌ پول علف خرس نیست
✅ پول علف هرز نیست

❌ صدسال به این سال‌ها
✅ صدسال به از این سال‌ها

❌ ساعت خواب
✅ صحت خواب
یه فکت خیلی قوی هست که میگه :
هر سلول بدن شما در حال شنود افکار شماست. به استرس فکر کنید هورمون های استرس تولید میکنید. به آرامش فکر کنید، ترکیبات شفابخش تولید میکنید.
ذهن شما قدرتمند ترین داروخانه شماست.
❤2
درخت‌ها عجله‌ای برای بلندشدن ندارند؛ هر سال فقط کمی بیشتر ریشه می‌دوانند و کمی بیشتر به آسمان نزدیک می‌شوند.
ما اما از خودمان انتظار داریم یک‌شبه عوض شویم، موفق شویم و تمام زخم‌هایمان را پشت سر بگذاریم.
رشد، معمولاً آرام‌تر از چیزی‌ست که دوست داریم؛ اما عمیق‌تر از چیزی‌ست که می‌بینیم...
❤1
فراموش نکن، کسی که بخواد بمونه، میمونه
❤1
روزی به قدمه
❤2
درخت نخل؛ درخت عجیبی است:
وقتی نخلی را می‌خواهند قطع کنند می‌گویند «بکش»؛ جنوبی‌ها بیشتر می‌دانند که چه می‌گویم.
انگار این درخت چیزی شبیه به آدمیزاد است.
نخل تنها درختی است که اگر سرش را قطع کنی می‌میرد،
بر خلاف همه درخت‌ها که سرشان را که می‌زنی،
بار و برگ‌شان بیش‌تر و تر هم می‌شود.
اما نخل، نه! سرش را که قطع کردی می‌میرد…
مهم نیست ریشه‌اش در خاک سالم باشد، نخل بی‌سر می‌میرد!
این را اولین بار از دکتر مجتهدی، استاد فلسفه دانشگاه تهران آموختم!
همیشه می‌گفت: فرهنگ مثل درخت نخل است!
مهم نیست ریشه‌ات هزاران سال در خاک تاریخ است،
مهم این است که سرت هم سالم باشد!
یعنی نمود فرهنگی امروز جامعه‌ات هم سالم باشد.
اگر فرهنگ امروز جامعه‌ای بیمار شد، آن فرهنگ می‌میرد، حتی هزاران سال ریشه داشته باشد!
❤2
سرکوب ، دقیقا همان چیزی را خلق میکند که میخواست نابود کند.
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مرد ایرانی که فقط با نشستن روی نیمکت فرودگاه به شهرت جهانی رسید
❤2
صندوق ثروت ملی

این هندبوک آکسفورد دربارهٔ صندوق‌های ثروت ملی کمی قدیمی شده (۲۰۱۷). خصوصاً توی صنعت مالی و سرمایه‌گذاری که تحولات سریعی داشته. اما ساختارش، چارچوبی که ارائه می‌ده و نکاتی که دربارهٔ معماری صندوق‌های ثروت ملی می‌گه واقعاً عالیه.

لابد می‌دونید که یکی از معروف‌ترین صندوق‌ها مال نروژ هست که دولت‌شون درآمد نفتی رو با یه مکانیزمی ذخیره و سرمایه‌گذاری می‌کنه. بهش می‌گن نگاه بین‌نسلی. دولت‌شون میگه حکومت حق نداره بی‌ حساب‌وکتاب پول نفتی رو مصرف کنه که مال نسل‌های بعد هم هست.

حدوداً سی سال پیش شروع کردن. الان شده حدود ۲۴۰۰ میلیارد دلار. یعنی معادل هر نروژی حدوداً نیم میلیون دلار.

جالبه که نزدیک به ۷۰ درصد این پول هم سود خود پول نفته که اضافه شده به صندوق.

توی یه فصل از این کتاب، سیاست‌گذاری‌های این صندوق رو بررسی کرده که جالب بود. یکیش اینه که هیچ‌جا توی هیچ شرکتی، بیشتر از ۱۰٪ سهم (دارای حق رأی) نمی‌گیرن، که مجبور نشن درگیر روزمرگی‌های شرکت‌ها بشن. فقط سرمایه‌گذاری باشه و پولش رو بردارن

از این منظر با رویکرد جاهایی مثل عربستان (PIF) که با پول ملی سهم‌های بزرگ در شرکت‌ها می‌خره فرق دارن.
در یکی از رمان‌های دیکنز، شخصیتی توضیح می‌دهد که اگر درآمدت اندکی از خرجت بیشتر باشد، نتیجه خوشبختی‌ست؛ و اگر اندکی کمتر باشد، نتیجه فلاکت. فاصله‌ی این دو، گاهی فقط چند سکه است. برای همین نصیحت‌کردن درباره‌ی «آرامش» به کسی که دخل‌وخرجش نمی‌خواند، چندان هنرمندانه نیست...

- دیوید کاپرفیلد، چارلز دیکنز
برای کسی که میداند چگونه صبر کند همه چیز به موقع اتفاق می افتد
تقویم ها عجله ندارند ، سیب ها به موقع میرسند ، انگورها به موقع میرسند ...
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نزار هیچی روی روتین زندگیت تاثیر بزاره به روایت تصویر

تو اعتراضات فرانسه وسط شلوغی و اتیش سوزی یه خانم داره دوی صبحگاهیش رو انجام میده
❤2
چرا تغییر دادن عقیدهِ آدم های متعصب تقریباً غیر ممکن است؟!
در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر 1945 زنی به اسم دوروتی مارتین گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگو جمع کرده بود،
اما این فقط یک دورهمی ساده نبود؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت 12 بامداد بودند؛
دوروتی ادعا می کرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت می‌کند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قراره تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ اما راس نیمه شب بشقاب پرنده ای از راه می‌رسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که آنها باشند را نجات بدهد!!!
این آدمها دیوانه نبودند؛
بین آنها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش بودند و آدم‌های معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند، خانه هایشان را فروخته بودند و تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا؟!
چون قرار بود دنیا به پایان برسد!
ساعت تیک تاک می‌کرد؛
ده شب، یازده شب و سرانجام 12 بامداد...
سکوت مطلق حاکم شد؛
همه به هم نگاه می‌کردند اما
هیچ بشقاب پرنده ای نیامد؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا
به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد...
منطق حکم می‌کند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب می‌شدند و به حماقت خودشان اعتراف می‌کردند و با سرهای پایین به خانه هایشان برمی گشتند؛
اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیب ترین و ترسناکترین واکنش های روانشناختیِ انسان بود...
لئون فستینگرِ روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود، مشاهداتش را ثبت کرد،
ساعت 4 صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید،
ناگهان دوروتی پیامی جدید نوشت:
"خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد..."

واکنش گروه چه بود؟
آیا عصبانی شدند؟ اصلاً؛
آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار می‌کردند، حالا با روزنامه ها تماس گرفتند و فریاد زدند که
"ما دنیا را نجات دادیم!!!"
آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند،
متعصب تر شدند؛
اما چرا اینگونه است؟!
چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است؟!
نکته اینست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور می‌پردازد،
وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه می‌ریزد،
پذیرفتنِ "اشتباه"
دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است.

این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی نیست؛
این داستانِ تک تک ما است وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم،
وقتی در یک رابطهِ سمی می مانیم،
وقتی ارتباطات بی ثمر را پایان نمی دهیم و وقتی به آدم‌های اشتباهی اطمینان میکنیم.

اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت:
"غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر می‌کند از قبل می داند."
خطرناک ترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمی‌دانیم،
بلکه زمانی است به چیزی
"اطمینانِ تام" داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم...

آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند احمق بودند؛
به خاطر همین است که می‌گویند مهم ترین توانایی در قرن 21
توانایی تجدیدنظر در افکار و باور هایمان است،
این معیار سواد در قرن 21 است.
❤2