پویش ملی دوباره دانشگاه
2K subscribers
74 photos
54 videos
43 files
469 links
لطفا جهت ارتباط با ما از رایانامه زیر استفاده بفرمایید:
dobaredaneshgah@gmail.com
Download Telegram
🔰بی مکانی علم در ایران
✍️مقصود فراستخواه

بی مکانی علم در ایران، دردی مزمن بود و همچنان هست. در به دری انجمن جامعه شناسی ایران، آن کاغذ تورنسلی است که نشان می دهد چقدر ساختارهای رسمی در جامعه ما، دوستدار دانش و دانشمندان هستند یا نه ، و در بهترین حالت تعارف می کنند.

نهادی که از خلاق ترین  انجمن های علمی کشورمان  در طی این سالها بوده است؛ هم در خانه خود محل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، آشنایی غریب شده است و هم مرکز آموزش های تخصصی اش که طی سالهای اخیر،  اینجانب شخصا و از نزدیک شاهد اشتیاق فراوان جوانان برای حضور در آن مکان به قصد یادگیری انواع دانشها ومهارتها مثل روش تحقیق و دیگر موضوعات باارزش بودم، با نامهربانانه  ادعای یک دستگاه عمومی کشور( ونه یک موجر خصوصی!) تعطیل گشته است.

اتاق و سالن انجمن در دانشکده که سالهای سال مشحون و لبریز از تجربه های زیسته علمی استادان ودانشجویان، و سرشار از خاطرات عمیق با هم نشستن و علم آموزی و مباحث بسیار مفید علمی مان با همکاران و دانشجویان مان و دیگر مخاطبان علاقه مند از جامعه بود اکنون مدتی است خالی از آن رونق و شکوه علمی و ترویجی و تعاملات اجتماعی اش، تداعی کنندۀ یک بی پناهی سرد شده است، و یاداور درد بیجایی و بیکسیِ غمبار که آه و حسرت بر ذهن و جان دوستداران دانش اجتماعی این سرزمین می نشاند.

علم یک نهاد اجتماعی است. نهادها ساختارهای بادوام اجتماعی هستند. هنجارهایی دارند. نظم های درونزای اجتماعی تولید می کنند. با نهادهاست که  حیات جامعه قابل پیش بینی  می شود. علم، نهادی خودآیین است. از ابتدا دانشگاه به عنوان «اجتماع خود تنظیم دانشمندان» تعریف شده است. مهم تر از سازمان دانشگاه، این «اجتماعات علمی» هستند که علم را بسط و توسعه می دهند. اصلی ترین معیارهای علم مثل «شناسایی» و «اصالت» و بقیه ملاکهای اعتبارسنجی علم از جمله در علوم اجتماعی به توسط این اجتماعات علمی مثل انجمن ها  و نشریات  نهادمند می شوند.

غربت انجمن جامعه شناسی در خانه اش دانشکده علوم اجتماعی و بسته شدن مرکز آموزش های تخصصی انجمن به دست یک نهاد عمومی، نشانگر آشکاری است از بی مهری یا بی اعتنایی ِ سیستماتیک به علوم انسانی در جامعه ما. افزون بر این، نشان ناخوشایند نگران کننده ای است از سیطره یک «شبْه مدیریت گرایی نوین» نئولیبرالی (آن هم از نوع نسخۀ مقلدانه و جعلی اش) بر حیات آکادمیک و علمی در ایران امروز. ایدئولوژی و نابازار در ایران  بر دانش پژوهی و نشر و اعتلای علم مسلط شده است.

در چنین وانفسایی، مسؤولان و ما همه اعضای انجمن جامعه شناسی، رسالت سنگین اجتماعی علم را بر روی شانه های خود داریم و لازم است پابه پای نقد در حوزه عمومی و پیگیری جدی از طریق مسؤولان امر در دانشگاه و جامعه و دستگاه های مسؤول خصوصا دولتی که به نام تکریم علم و عالمان و پژوهش های علمی به سر کار آمده است! اولا صدای خود را به گوش انواع «کنشگران مرزی گمنامی» برسانیم که در رده های مختلف کارشناسی و مدیریتی سازمانهای ذی ربط دولت می شود سراغ شان را گرفت و مطمئنا آنها به ارجمندی علم و نهادهای علمی بیشتر واقف هستند و آمادگی تسهیل و حمایتهایی در حد قدر مقدور خویش را دارند و ثانیا از رهگذرتعاملات اجتماعی خودمان در کف جامعه، نظر نهادهای حامی علم  و خیرین و سازمان های مردم نهاد وابتکارات مردمی را به حل این معضل ملی معطوف بکنیم.

منبع: سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍4
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی

تقی آزاد ارمکی: در دانشگاه‌ها کالای تقلبی تولید می‌کنیم

#تقی_آزاد_ارمکی در برنامه فرارو گفت:«ارتباط دانشگاههای ما با جهان قطع است. استادان ما هم امکان حضور در جامعه بین‌المللی را ندارند. ما در حال تولید کالای قلابی هستیم. رقیب مقاله دانشجوی دکترای ما خارج از کشور نیست.

او با خودش رقابت می‌کند و خود ما نیز داوری می‌کنیم، مقاله چاپ می‌کنیم و جایزه می‌دهیم. حتی با وجود هزار وزیر ممتاز هم دانشگاه‌های ما به سادگی اصلاح نمی‌شوند. ما در همین دانشگاه تهران استادی داریم که یک روز هم دانشگاه نبوده و سالی 20 مقاله و 4 کتاب منتشر کرده است.

این فرد چطور توانسته این کار را انجام دهد؟ این فرد چگونه مدعی ایده‌پردازی انسان ممتاز هم می‌شود؟ این فرد متقلب است»/فرارو



.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹
👍11
آسیب‌شناسی سیاست پاداش‌دهی (تشویق و تنبیه) در نظام علم و فناوری کشور

🎙دکتر وحید احسانی
سخنرانی در یازدهمین پیش‌نشست همایش الگوی حکمرانی تمدنی علم و فناوری، آذر ۱۴۰۳، دانشگاه رازی

محورهای بحث:

- بر اساس یافته‌های علمی، نظام تشویق و تنبهی مبتنی بر پاداش‌های بیرونی و مالی، روی عملکرد، کیفیت و اثربخشی فعالیت‌ها چه تأثیری دارند؟

- سیاست‌گذاری غیرعلمی (اگر نگوییم ضدّعلمی!) نظام علم، پژوهش و فناوری کشور برای توسعۀ علم و پژوهش

- نمودار مقایسۀ تغییرات رتبۀ ایران در جهان از لحاظ «تعداد مقالات» و «شاخص‌های توسعه» طی چند دهه

- نمودار تحلیل روند تغییرات سهم ایران از تعداد مقالات ISI جهان بر اساس سیاست پاداش‌دهی اعمال‌شده

- مقایسۀ مختصر مسیر «توسعه دانش‌بنیان» و مسیر «شبه‌دانش نفت‌بنیان» که ما عمدتاً پیموده‌ایم

- سیاست تشویق و تنبیه وزارت عتف برای فعالیت‌های فرهنگی و اثرات مخرّب آن

- گزارش مختصر نظرسنجی‌ از اعضای هیئت علمی در مورد مادۀ یک آیین‌نامه ارتقا (لزوم کسب حداقلی از امتیاز فرهنگی)

- سکوت و بی‌تفاوتی شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به دیدگاه و انتقادهای اعضای هیئت علمی

- نسبت «وضعیت و جهت‌گیری کنونی نظام علم و فناوری ما» با «حکمرانی تمدنی»


فایل تصویری سخنرانی (پیشنهاد می‌کنم فایل تصویری را ببینید چون حاوی اسلایدها و تصاویر مهمّی است)

فایل صوتی سخنرانی

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 دکتر حسن جعفریانی خطاب به رئیس جمهور:
(خراسان شمالی)

- چرا دیگر از دانشگاه ها مطهری‌ها و شریعتی‌ها سر بر نمی آورند!؟
- چرا دیگر شاعرانی چون نیما و اخوان و شاملو ظهور نمی‌کنند!؟
- باید عقلانیت را در نظام حکمرانی حاکم کنیم و در این راه از قیل و قال الیگارش‌های ثروت نترسیم؛
زیرا آنکس که با ترس زندگی می کند، شرمسار خواهد مرد!


💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍7👎6
گزارش یک نظرسنجی دانشگاهی!
✍️ وحید احسانی

طی سخنرانی باعنوان «آسیب‌شناسی سیاست پاداش‌دهی (تشویق و تنبیه) در نظام علم و فناوری کشور» (دانشگاه رازی، آذر 1403) به نقد نظامِ پاداش‌دهیِ متّکی بر مشوّق‌های بیرونی (شامل مالی) یا اجبار و تحمیل برای دریافت گواهی و امتیاز در دانشگاه‌ها پرداختم.

فضای متّکی بر اجبار و تحمیل، بسیاری از فعالیت‌های دانشگاهی (شامل برنامه‌های فرهنگی) را لوث، کیفیت برنامه‌ها را تضعیف، علائق، اثرگذاری و مشارکت داوطلبانه را کم‌رنگ و کرامت و عزت نفس دانشگاهیان را خدشه‌دار کرده است.

در این نشست که به‌صورت مجازی برگزار می‌شد، پس از بیان مبانی علمی این ادّعا و گزارش برخی نظرسنجی‌های پیشین در این رابطه، دو پرسش زیر را مطرح کردم و از حاضران خواستم نظرشان را اعلام کنند:

1️⃣ بر اساس مشاهده و تجربۀ شخصی شما، کدام عبارت زیر دربارۀ مشارکت دانشگاهیان (به جز خودتان) در جلسات فرهنگی دانشگاه صحیح‌تر است؟
( گزینۀ مورد نظر خود را با درج علامت مربوط مشخص کنید)

الف) عموم استادان و کارمندان در بیشتر جلسات با علاقه شرکت می‌کنند، به مباحث گوش می‌دهند و توجه می‌کنند (@)
ب) عموم استادان و کارمندان در بیشتر جلسات به خاطر دریافت گواهی و امتیاز مربوط شرکت می‌کنند امّا مباحث توجه آنان را جلب می‌کند و اثرگذاری مطلوبی دارد (#)
ج) عموم استادان و کارمندان در بیشتر جلسات به خاطر دریافت گواهی و امتیاز مربوط شرکت می‌کنند، معمولا به مباحث گوش نمی‌دهند یا توجه نمی‌کنند و اثرگذاری مطلوبی هم ندارد ($)

2️⃣ بر اساس مشاهده و تجربۀ شخصی شما، معمولا چند درصد از حاضران در نشست‌های فرهنگی دانشگاه، باعلاقه شرکت کرده‌اند و باتوجه به مباحث گوش می‌دهند؟

آمار، نمودارها و تحلیل پاسخ‌های حضار را از طریق پیوند (لینک) زیر مشاهده بفرمایید:
گزارش یک نظرسنجی دانشگاهی

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍4👎1
🔸 در دو دهه گذشته تولید مقالات علمی در ایران در مقایسه با کشورهایی چون ترکیه، هلند و سوئیس، چشمگیر بوده است!

🔸 و همزمان؛ حقوق یک عضو هیات علمی از 3.7 سکه طلا به 0.7 کاهش یافته است!

🔸 راز این دستاورد بزرگ آموزش عالی در چیست!؟

🔸 با کدام سیاستگذاری، با کدام آیین نامه می توان دستمزدها را کاهش داد و در عین حال تعداد مقالات را افزایش!؟

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍14👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 رضا منصوری:
کدامیک از دانشگاه‌های خوب دنیا آیین‌نامه ارتقا دارند؟!

نسخۀ کامل برنامۀ شیوه با موضوع «سیاست‌گذاری حوزۀ علم» را از لینک‌‌‌‌‌های زیر تماشا کنید:
https://tv4.ir/episodeinfo/368604
https://telewebion.com/episode/0x56d2a82
صوت برنامۀ «سیاست‌گذاری حوزۀ علم»:
https://xn--r1a.website/shiveh_tv4/182

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍7
چالش پذیرش معاونت فرهنگی دانشگاه!
✍️ وحید احسانی
(محتوای این یادداشت به تمام نهادهای فرهنگی مربوط است)

تمام معاون‌های دانشگاه مشخص شده‌اند جز معاون فرهنگی. به چند نفر پیشنهاد داده‌اند ولی هنوز هیچ‌کدام نپذیرفته است. یکی از دلایلی که مطرح می‌کنند «حواشی و خطرات احتمالی فعالیت در این معاونت» است.

متأسفانه برای فعالیت‌های فرهنگی بستر و فضای مناسبی فراهم نیست.

چه در دانشگاه و چه در بیرون آن، موارد بسیاری را سراغ دارم که برخی افراد باسواد و دغدغه‌مند به‌صورت داوطلبانه تلاش کرده‌اند با جوانان یا دانشجویان ارتباط بگیرند و با آنان مباحث قرآنی، دینی یا غیره داشته باشند امّا متأسفانه همین تلاش‌های خیرخواهانه و ارزشمند برای آنها عامل تهمت و افترا و دردسر فراوان شده است، به‌گونه‌ای که پشت دست‌شان را داغ کرده‌اند که دیگر سراغ فعالیت‌های اینچنینی نروند!

تأثیرگذاری فرهنگی مبتنی بر «ارتباط آزادانه در محیطی امن» است. سقف اثرگذاری فرهنگی ما بر دیگری، به‌اندازه‌ایست که با او ارتباط برقرار کرده باشیم. باوجود این، امکان ارتباط‌‌گیری نهادهای فرهنگی با جامعه (به جز بخشی خاص) تا حدّ زیادی سلب شده است.

معاونت فرهنگی باید به‌گونه‌ای باشد که تمام دانشجویان با هر نوع نگرش، باور و پوششی به راحتی با آنجا ارتباط و تعامل داشته باشند؛ نباید از معاونت فرهنگی احساس خطر و ناامنی کنند.

بله، قوانینی وجود دارد که باید رعایت شوند امّا مراکز دیگری وجود دارد که برخورد قهری و قانونی با دانشجویان باید صرفاً به آنها سپرده شود.

نه معاونت پژوهشی با پایین‌بودن نمرۀ دانشجو کاری دارد، نه معاونت آموزشی با سبک زندگی دانشجو در خوابگاه و نه به همین ترتیب، در مورد سایر معاونت‌ها.

در بیرون دانشگاه نیز، نیروی انتظامی با تخلّفات رانندگی کاری ندارد و پلیس راهنمایی با موارد مربوط به نیروی انتظامی.

اگر قرار است معاونت فرهنگی تأثیرگذاری فرهنگی داشته باشد (که مستلزم برقراری ارتباط داوطلبانه است)، نباید هیچ‌نوع برخورد انضباطی به آن سپرد شود.

متأسفانه از دید دانشگاهیان، «معاونت فرهنگی» تقریباً همان حسّی را ایجاد می‌کند که «حراست» و «بسیج».

اگر قرار است معاونت فرهنگی همان حراست، بسیج یا نهاد رهبری باشد، دیگر به اسم و ساختار جداگانه چه نیازی هست؟! کارمندان و وظایفش به همان نهادها سپرده شود یا لااقل به مدیریتی ذیل آنها تبدیل شود!

به نظرم، گزینه‌های معاونت فرهنگی حق دارند که این مسئولیت را نپذیرند.

من با چشم خودم دیدم که یکی از معاونان فرهنگی، از وجود یک تابلوی خوشنویسی (حاوی مصراعی از باباطاهر) در معاونت احساس خطر کرد و دستور داد برداشته شود! وقتی علّت را جویا و ارزش هنری تابلو و معنای عرفانی شعر را یاد آور شدم، پاسخ داد: «من و شما چنین نگاه و فهمی داریم، همه که این طور نیستند، برایمان حرف در می‌آورند و دردسر می‌شود»!

معاون فرهنگیِ دیگری نگران این بود که نکند دانشجویانی که به‌عنوان برگزیدگان جشنواره‌های دانشجویی و ... عکس‌شان را روی سایت معاونت می‌گذاریم، بعدها در سایر زمینه‌ها حرف حسّاسیت‌زایی بزنند یا موضع‌گیری نامناسبی داشته باشند و ما ناخواسته مبلغ و مروّج شخص یا دیدگاه نامناسبی شده باشیم!

یکی از معاونان فرهنگی در زمان و مکان غیر اداری، با ذوق فراوان موسیقی (علیرضا قربانی، سالار عقیلی و ...) گوش می‌داد، از معنای عمیق شعرها تمجید و با خواننده زمزمه می‌کرد، با شیطنت از او پرسیدم «دکتر! چرا در معاونت فرهنگی از این موسیقی‌ها پخش نمی‌کنی؟!». لحظه‌ای سکوت کرد و با حالتی شوخی-جدّی گفت «جرأت نمی‌کنم»!

در اینجا، به‌هیچ‌وجه قصد ندارم اشخاص را نقد کنم. امیدوارم کسی از من نرنجد. این موارد را صرفاً برای گزارش فضای نامناسبی بیان کردم که امکان فعالیت فرهنگی را برای تمام نهادهای فرهنگی سلب کرده است (به جز مراکز دینی) و نیز به این امید که شاید اصلاح و بهبودی صورت بگیرد؛ خودم هم اگر معاون فرهنگی می‌شدم، فضای حاکم خیلی چیزها را بر من تحمیل می‌کرد.

آیا در فضای نامناسبی که باعث شود مدیر و کارکنان فرهنگی از موسیقی مجاز، انتشار عکس دانشجویی که در حال حاضر هیچ حاشیه‌ای ندارد و حتّی از یک تابلوی خوشنویسی احساس خطر کنند، می‌شود کار فرهنگی کرد؟! می‌شود با مخاطب ارتباط گرفت؟!

مدیران فرهنگی برای کوچکترین اقدامی، باید مراقب هزار جنبۀ بعضاً بی‌اهمّیت کار هم باشند که خدایی ناکرده حاشیه‌ای ایجاد نشود و بهانه‌ای به‌دست هوچی‌گران نیفتد!

همین است که عموماً ترجیح می‌دهند خطر نکنند و در عمل به کاسۀ داغ‌تراز آش تبدیل ‌می‌شوند.

در دانشگاه ما سال‌هاست که ...

ادامۀ یادداشت: چالش پذیرش معاونت فرهنگی دانشگاه!

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍4
▫️آیا نویسندگی همچنان معنایی دارد؟

آقای Stuart Macdonald استاد مدعو دانشگاه لستر انگلستان اخیراً در وبسایت مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن مطلب جالبی را نوشته است که بارتاب‌های زیادی در محافل علمی داشته است.

ترجمه کاملی از این نوشته را در فایل پیوست این پست می‌توانید دریافت و مطالعه کنید. اما در این پست جملات و پاراگراف‌های مهم را می‌آورم:

آن دوران گذشته است که محققان تنها به انجام پژوهش و انتشار نتایج آن می‌پرداختند. امروزه، ارزش مقالات بیش از آنکه بر پایه محتوایشان باشد، بر اساس نقشی که در سنجش عملکرد علمی ایفا می‌کنند، تعیین می‌شود. در این میان، استناد مهم‌ترین شاخص به‌شمار می‌رود.

شعار منتشر کن یا نابود شو گمراه‌کننده است: در واقع اگر دانشگاهیان استناد نگیرند نابود می‌شوند. مقاله علمی، در وهله اول بستری برای گرفتن استناد است. استنادات اشتباه (نامناسب، بی‌ربط یا حتی غیرواقعی) همان‌قدر ارزش آماری دارند که استنادات درست؛ و بسیاری از استنادات هم اشتباه‌اند — که چندان شگفت‌آور نیست وقتی بدانیم ۸۰ درصد نویسندگان هرگز مقالاتی را که به آن‌ها استناد می‌دهند، نخوانده‌اند.

این باور که "بهترین مقالات همان‌هایی هستند که بیشترین استناد را دریافت می‌کنند" پنجاه سال پیش توسط یوجین گارفیلد مطرح شد. این گزاره از همان ابتدا زیر سؤال بود.

استناد اجباری (coercive citation)-یعنی وقتی ویراستاران شرط پذیرش مقاله را استناد به خود مجله می‌گذارند- در مجلات برتر به‌شدت رواج دارد. بیش از ۹۰ درصد نویسندگان هم از این خواسته تبعیت می‌کنند.

فقط یکی دو دستکاری ساده می‌تواند سرنوشت را زیر و رو کند؛ مثلاً تغییر طبقه‌بندی چکیده‌های نشست‌ها (meeting abstracts) به مقالات علمی (academic papers) در یک مجله زیست‌شناسی باعث شد ضریب تأثیر آن از ۰٫۲۴ به ۱۸٫۳ در یک سال جهش کند.

مزیت کووید-۱۹ ضریب تأثیر مجلۀ Lancet را از ۷۹.۳ در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۲.۷ در سال بعد رساند که جهشی ۲۵۵ درصدی در کیفیتِ اندازه‌گیری‌شده محسوب می‌شود.

وقتی دستکاری سنجه‌ها این‌قدر پاداش دارد، دیگر چه نیازی به بهبود واقعی عملکرد نویسندگان است؟ اصلاً چرا به خودِ نویسنده نیاز داشته باشیم؟

در فهرست نویسندگان پرکارِ اسکوپوس، تعدادی از افراد، دهه‌ها قبل از تولدشان شروع به انتشار مقاله کرده‌اند. یکی از نویسندگان که ۱۲ مقاله علمی، ۱۴۴ استناد و اچ-ایندکس ۱۲ دارد، لریِ گربه (Larry the cat) است!

چین با انواع دستکاری، خود را به صدر فهرست تحقیقات پُراستناد جهان رسانده و کلاریویت نیز ۱۰۰۰ نفر از ۶۸۴۹ نویسنده پُراستناد سالانه‌اش را تقلبی  برچسب زده است.

عربستان سعودی به پژوهشگران خارجی پُرکار پول می‌دهد تا خود را وابسته به دانشگاه‌های عربستان معرفی کنند و بدین ترتیب جایگاه علمی آن کشور را بالا ببرند. دانشگاه ملک عبدالعزیز – که سالانه ۷۶ هزار دلار به هر نویسندگان خارجی می‌پردازد – حتی در رده‌بندی ریاضیاتِ US News & World Report از کمبریج هم پیشی گرفته است. نیازی هم به داشتن یک دپارتمان ریاضیات نیست!

تعداد نویسندگان هر مقاله به‌سرعت رو به افزایش است؛ چراکه نویسندگان همکار نیز به آثار خود استناد می‌کند و در نتیجه میزان استنادها، ضریب تأثیر و همه شاخص‌های وابسته به‌طرز چشمگیری بالا می‌رود. هرجا تعداد نویسندگان زیاد شوند، ضریب تأثیر هم افرایش پیدا می‌کند.

اخلاق مدیریتی در تمام شئون نشر دانشگاهی نفوذ کرده و باعث شده است مدیران عالی‌رتبه، از جمله رؤسا و معاونان دانشگاه، خود را محق بدانند نامشان را روی مقالاتی بگذارند که زیردستانِ گمنام‌شان نوشته‌اند.

چند سال پیش مشخص شد که ۱۶ درصد مقالاتِ مجله معتبر New England Journal of Medicine دارای نویسنده سایه یا شبح (ghost author) هستند و دست‌کم ۴۴ درصد دیگر مقالات، نویسندگان افتخاری (honorary authors) دارند.

تعداد نویسندگانی که سالانه بیش از ۶۰ مقاله چاپ می‌کنند، در عرض یک دهه تقریباً چهار برابر شده است.

هدف از تولید مقالات، صرفاً گرفتن استناد است و حتی خواندنشان لزوماً از عنوان و چکیده و چند کلیدواژه فراتر نمی‌رود.

در واقع این استناد است—نه خود پژوهش—که جایگاه نویسندگان را ارتقا می‌دهد.

زمانی نقش انتشار علمی این بود که دانشِ حاصل از پژوهش را در اختیار عموم بگذارد. اما اکنون خودِ پژوهشگر، مشتری است و برای رسیدن به شاخص‌های عملکرد مورد نیاز، مستقیماً به ناشر پول می‌دهد.

به این ترتیب، پژوهشگران برای چاپ مقالاتشان پول می‌پردازند و به دنبال مقاله‌هایی می‌گردند که بتوان برای هر موضوعی و در تأیید تقریباً هر ادعایی به آن‌ها استناد کرد، تا بالاترین بازده را به دست آورند و در مقام نویسنده، سرانجام به نوعی میان‌مایگی‌ (mediocrity) تن می‌دهند که سنجه‌های عملکردْ آن را به‌عنوان پژوهشِ واقعی تلقی می‌کند. (لینک)

منبع: evidence.ir(رسول معصومی)

پویش ملی دوباره دانشگاه
👍20
Forwarded from کانال وحید احسانی (وحید احسانی)
پیام من برای این ایام و مناسبت‌ها اگر رئیس دانشگاه بودم

یا به عبارت دیگر

به‌عنوان یک شهروند و عضو کوچک جامعه دانشگاهی، دوست و انتظار دارم رئیس دانشگاه برای چنین ایامی چه متن و پیامی منتشر کند؟!

یا

در چنین ایامی، چه متن و پیامی از طرف یک رئیس دانشگاه، این ظرفیت را دارد که در دل من ذره‌ای امید، اعتماد و انگیزه ایجاد کند؟!

👇👇👇👇👇👇👇👇

  ...................


دانشگاهیان،
هم‌شهریان و هم‌وطنان عزیز!

انتشار پیام‌های مناسبتی یکی از وظایف ساده و حاشیه‌ای مسئولان و از جمله رئیس دانشگاه است؛ طبق رویۀ رایج، می‌توان با یک جستجوی ساده در فضای مجازی  ده‌ها متن پیش‌فرض یافت، یکی را برگزید، اندکی تغییر داد و منتشر کرد: فلان مناسبت را تبریک و بهمان مناسبت را تسلیت عرض می‌کنم!

امّا شرایط کشور، فشارهای فزاینده بر زندگی مردم، کاهش سرمایه‌های امید و اعتماد، چالش‌های بین‌المللی و نبود چشم‌انداز روشن برای بخش قابل توجّهی از جامعه، این وظیفۀ ساده و حاشیه‌ای را بر من سنگین کرده است.

باوجود چنین شرایطی، چه‌طور می‌توانم از موضع رئیس دانشگاه، دانشگاهیان و عموم مردم را با لبخندی تصنّعی مخاطب قرار دهم و چنان که گویی بحران و حتّی مشکل خاصّی نیست، شاد باش یا تسلیتی بگویم و بروم؟!

هم رئیس جمهور محترم، دکتر مسعود پزشکیان و هم تمام مدیران و مسئولان دولت چهاردهم در سطوح مختلف (شامل این بندۀ خدا) در شرایطی خطیر و با علم به مسائل، مشکلات، بحران‌ها و محدودیت‌ها مسئولیت پذیرفته‌ایم و می‌دانیم که دردهای جامعه با صِرفِ انجام رویه‌های متداول اداری درمان نمی‌شوند؛ به تعبیر زیبای دکتر محسن رنانی، مگر اینکه بتوانیم «اتّفاق»ی رقم بزنیم، اتّفاق و تحوّلی که بر دیوارهای بلند ناامیدی تَرَک بیندازد و بر شکاف‌های عمیق بی‌اعتمادی پل بزند.

در چنین بستری و از چنین منظری، مناسبت‌ها و پیام‌های مناسبتی را فرصتی می‌بینم برای نزدیکی، همدردی و ارتباط با جامعه چرا که حرکت در مسیر «اتّفاق» نیازمند همراهی و کمک تمامی دلسوزان، دغدغه‌مندان و اندیشمندان و وفاق و همدلی آنهاست.

در این ایّام، با مناسبت‌هایی مواجهیم که احتمالاً به‌ظاهر و در نگاه اوّل بی‌ارتباط به نظر می‌آیند، چیزی که دستمایۀ طنزپردازان فضای مجازی هم قرار گرفت، یکی از جنس جشن و دیگری عزا، یکی ملّی-باستانی و دیگری دینی-مذهبی، امّا مگر جز این است که نگارندۀ کتاب آفرینش و کتاب مقدس یکی است؟! مگر جز این است که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا ما نان معرفت و هدایت خود را به کف آریم، از غفلت رهایی یابیم و در مسیر رشد و سعادت قرار گیریم؟!

نوروز و یلدا، طلوع و غروب، سرما و گرما، پاییز و بهار، کتاب آفرینش و کتاب مقدس، عید و عزا، میلاد و شهادت، همگی یادآوری‌ها و فرصت‌هایی هستند برای پندشنوی، عبرت‌گیری، بیدار شدن، به راه افتادن و اصلاح مسیر حرکت.

نوروز یادآور برآمدن حیات از مردگی، امید از ناامیدی، سرسبزی از خار و خاشاک، گل از خاک، شور و نشاط از رخوت و دلمردگی و گرما و طراوت از سردی و بی‌حاصلی است.

۲۹ اسفند سالروز تحقق هدف مردمانی است که صبورانه برای برداشتن گامی بزرگ در مسیر استقلال و رهایی از استعمار بیگانه تلاش کردند.

رمضان ماه خودسازی و شب قدر نماد توبه، استعانت از پروردگار، تحوّل، اصلاح مسیر، صبح بیداری و شروع دوباره است.

و چه بگویم از امیر مؤمنان (ع)، مولای موحدّان و سرآمد پرهیزگاران؟! چه می‌توانم بگویم؟! من که باشم که به وصف تو دهان بگشایم؟!

با توجه به شرایط جامعه و از زاویه دید خود، از میان تمام سجایا و کمالات این انسان کامل، یک صفت او بیش‌ازهمه به چشمم می‌آید: ایستادگی در مسیر حق تا آخرین نفس و فارغ از روند وقایع.

دانشگاهیان، هم‌شهریان، هم‌استانی‌ها و هم‌وطنان عزیز!

با وجود بحران‌ها، محدودیت‌ها و تهدیدهای پیشِ‌ رو، داشته‌ها و فرصت‌های قابل توجّهی نیز داریم که شعلۀ امید را زنده نگه می‌دارند امّا حتّی در بدبینانه‌ترین حالت ممکن، اگر فرض کنیم برای بهبود، اصلاح و قرار گرفتن در مسیر پیشرفت و توسعه هیچ امکان و چشم‌اندازی مشاهده نشود، باز هم باید تصمیم بزرگی بگیریم؛ آیا می‌خواهیم آیه‌های فراوان کتاب آفرینش که بر تغییر، تحوّل، زنده‌شدن پس از مرگ و شکفتن از دل خاک تأکید می‌کنند و نیز آیه‌های کتاب آسمانی را فراموش کنیم که ما را خطاب قرار داده و می‌گویند: «بروید و یوسف و برادرش را جستجو کنید و از رحمت خدا ناامید نشوید، زیرا از رحمت خدا ناامید نمی‌شوند جز گروه کافران»؟!

«یوسف» ما چه چیزهایی هستند که آنها را گم‌ کرده‌ایم؟! آیا می‌خواهیم از جستجوی‌شان دست برداریم و از رحمت خدا ناامید شویم؟! یا به حضرت امیر (ع) تأسّی کنیم و تا آخرین نفس و فارغ از اینکه چه پیش بیاید در مسیر حق که همانا تلاش امیدوارانه برای اصلاح امور است حرکت کنیم؟!

ادامه در فرسته (پست) بعدی 👇

کانال وحید احسانی
https://telegram.me/notesofvahidehsani
👍5
Forwarded from کانال وحید احسانی (وحید احسانی)
[ادامه از فرسته (پست) قبلی]


سیاه‌پوشی، تسلیت‌گویی و عزاداری برای اولیای الهی چه فایده‌ای دارد اگر به آنها تأسی نکنیم، الگو نگیریم و در مسیرشان حرکت نکنیم؟!

در پایان، با آرزوی قبولی طاعات و عبادات‌تان در ماه میهمانی پروردگار و به‌ویژه شب‌های بربرکت قدر، عید نوروز و سال نو را خدمت شما عزیزان تبریک و شهادت امام علی (ع) را تسلیت عرض می‌کنم.

از پروردگار مهربان خواستارم که هر چه سریعتر، مردم مظلوم غزه را از شر اسرائیل جنایت‌کار رهایی بخشید و ما را در فهم درست مسائل و حلّ آنها از طریق وفاق و همدلی مدد رساند؛ در این راه به سوی تمامی اندیشمندان و دلسوزان دست یاری دراز می‌کنم.

کانال وحید احسانی
https://telegram.me/notesofvahidehsani
👍3
✳️ دانشگاه‌ و نقد نظام حکمرانی
✍️ وحید احسانی

رسالت اجتماعی دانشگاه حُکم می‌کند که به نقد اشکالات نظام حکمرانی بپردازد، امّا دانشگاهی می‌تواند به این مهم مبادرت ورزد که از حیث مدیریت نمره‌ای بهتر از مدیریت کلان کشور داشته باشد!

دانشگاهی می‌تواند به نقد تعاملات رانتی نظام حکمرانی کشور بپردازد که درون خودش آلوده به تعاملات رانتی نباشد!

دانشگاهی می‌تواند نظام حکمرانی را به شفافیت، مشارکت و پاسخگویی توصیه کند که خودش در راستای این امور لااقل یک گام واقعی و محسوس برداشته باشد!

دانشگاهی می‌تواند نظام حکمرانی را به عدالت و رفع تبعیض سوق دهد که تبعیض و ناعدالتی درون خودش بیداد نکند!

دانشگاهی می‌تواند نظام حکمرانی را به تخصص‌گرایی نصیحت کند که این مهم را در تصمیم‌سازی‌های درون خودش رعایت کند؛ نه دانشگاهی که با وجود دانشکده‌ها و گروه‌های تخصصی مختلف، تصمیم‌سازی‌های درون آن توسّط اعضای هیئت علمی غیرمرتبط صورت می‌پذیرد!

دانشگاهی می‌تواند زیربنابودن سرمایۀ اجتماعی را به حاکمان یادآور شود که درون خودش سرمایۀ اجتماعی قابل قبولی ایجاد کرده باشد!

دانشگاهی می‌تواند نظام حکمرانی را به سمت خردمندی، عقلانیت و دانش‌بنیانی سوق دهد که امور داخلی خودش را خردمندانه، عاقلانه و مبتنی بر علم و دانش مدیریت کند!

دانشگاهی می‌تواند به اصلاح فرایندها، سازوکارها و رویه‌ها در نظام حکمرانی کمک کند که در گام اوّل، فرایندها، سازوکارها و رویه‌های مستقل از اشخاص را درون خودش نهادینه کرده باشد!

دانشگاهی می‌تواند نظام حکمرانی را به‌خاطر بی‌توجهی به مطالبات مردم نقد کند که خودش برای مشخص‌شدن مطالبات دانشگاهیان سازوکاری تدوین کرده باشد! (مثلاً سایت کارزار درون سازمانی و آئین‌نامه‌ای که مشخص کند با رسیدن امضاهای هر مطالبه به تعدادی مشخص، مسئولان دانشگاه موظفند چه واکنشی نشان دهند)

اگر دانشگاه خود را از لحاظ وضعیت متغیرهای بنیادین پیش‌گفته با نظام حکمرانی کشور مقایسه کنید، آیا نمرۀ بهتری می‌آورد؟!

پیشنهاد راهبردی به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان

شاید بهتر باشد در کنار نقد حکمرانی کلان کشور، به نقد و اصلاح حکمرانی درون دانشگاه هم بپردازیم.

اوّلاً، دانشگاه در بهترین حالت ممکن، به اندازه‌ای که نسبت به نظام کلان کشور از حیث حکمرانی و مدیریت وضعیت بهتری داشته باشد، می‌تواند بر اصلاح و بهبود نظام حکمرانی مؤثر واقع شود.

ثانیاً، دانشگاه هم بخشی از جامعه است، اگر اصلاح شود، بخشی از جامعه اصلاح شده است. بنابراین، تمرکز بر اصلاح دانشگاه نه‌تنها به معنای دست‌برداشتن از مسئولیت اجتماعی و تلاش برای اصلاح جامعه نیست، بلکه دقیقاً در همان راستاست.

ثالثاً، اگر دانشگاه بتواند در راستای بهبود متغیرهای بنیادینی مانند شفافیت، مشارکت، پاسخگویی، تخصص‌گرایی، عقلانیت، تخصص‌گرایی، عدالت و ... در درون خود گام‌های مؤثّر بردارد، حتّی اگر هیچ نقد مکتوب یا شفاهی نسبت به نظام حکمرانی منتشر نکند، به‌صورت عملی، از طریق الگوسازی و فرهنگ‌سازی و به‌شکل بسیار مؤثّرتری این کار را انجام داده است.

رابعاً، یکی از گلایه‌ها و توجیه‌های بسیاری دانشگاهیان برای شانه‌خالی‌کردن از ادای مسئولیت اجتماعی در رابطه با نظام حکمرانی این است که بیرون دانشگاه فرمان دست کسان دیگری است و به حرف ما دانشگاهیان هم گوش نمی‌دهند؛ درحالی‌که تأثیرگذاری در شیوۀ مدیریت درون دانشگاه دست‌یافتنی‌تر است.

چرا دانشگاه طی یک برنامۀ مثلا 5 ساله، ریز هزینه‌کرد بودجه خود را شفاف‌سازی نکند؟! و غیره

البته به نظرم، دانشگاه در تعامل با جامعه معنا پیدا می‌کند و حتّی پذیرش کامل مطالب بالا توجیه‌کنندۀ زیست جزیره‌ای دانشگاه نیست.

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍8
💢 پویش ملی دوباره دانشگاه با هدف اصلاح روال‌های حاکم بر سیاست‌های وزارت علوم حرکت خود را آغاز کرده است. در این مسیر به همراهی تمامی شما دانشگاهیان دغدغه‌مند نیازمندیم.
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍7
🔴 بفرمایید دانشجوی دکتری شوید! / دکتر معصومعلی پنجه

🔸از زمان پذیرش نخستین دانشجویان در دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران در اواخر دههٔ دوم سدهٔ چهاردهم خورشیدی تا امروز، چگونگی و روند پذیرش دانشجو در دورهٔ دکتری در دانشگاه‌های ایران سه مرحلهٔ اصلی را از سر گذرانده است:

🔸 مرحلهٔ اول (پیش از ۱۳۸۴):
پیش از ۱۳۸۴ پذیرفته‌شدن در دورهٔ دکتری یکی از سخت‌ترین و دشوارترین کارها بود. پیش از انقلاب اسلامی، در بیشتر رشته‌ها تنها دانشگاه تهران دانشجوی دکتری می‌پذیرفت؛ پس از انقلاب اسلامی تا یک دهه پذیرش دانشجوی دکتری متوقف شد و از اواخر دهه شصت دوره‌های دکتری بار دیگر برقرار گردید. از آن زمان تا سال ۱۳۸۴، چه در دانشگاه تهران (به‌عنوان بزرگترین نهاد دولتی آموزش عالی) و چه در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی (به‌عنوان بزرگترین دانشگاه غیردولتی) که کم‌وبیش در همه رشته‌ها دورهٔ دکتری داشتند،  شمار بسیار کمی در دوره دکتری پذیرفته می‌شدند. در آن زمان استادان هر گروه‌ آموزشی در دانشگاه چنان مبسوط‌الید و صاحب قدرت و اختیار بودند که خود تعیین می‌کردند دانشجوی دکتری پذیرند یا نپذیرند؛ و معمولاً هر چند سال یک‌بار دانشجوی دکتری می‌پذیرفتند نه هر سال. مثلاً دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۳ تنها در پنج دوره/ سال دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی پذیرفته است. زمانی که ما در آزمون دکتری ۱۳۸۳ شرکت کرده بودیم سه سال بود که دانشگاه تهران دانشجوی دکتری نپذیرفته بود. حتی در  دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات،  نیز چنین اختیاری به گروه‌ها و استادان- که کم‌وبیش همان استادان طراز اول دانشگاه تهران (و شهید بهشتی  و ...) بودند- داده شده بود. از استادم دکتر هادی عالم‌زاده شنیده‌ام که در یکی‌دو سال در واحد علوم و تحقیقات هیچ‌کس را برای دوره دکتری نپذیرفتیم و دانشگاه هم کاملاً تابع نظر گروه بود. تازه در آن سال‌هایی که دانشجو دکتری می‌پذیرفتند، معمولاً بیشتر از دوسه تن نمی‌پذیرفتند و گاه تنها یک تن پذیرفته می‌شد و سرکلاس دکتری می‌نشست.

🔸مرحلهٔ دوم (۱۳۸۴ - ۱۳۹۳):
از سال ۱۳۸۴ به بعد، از قدرت  و نقش استادان و گروه‌ها کاسته شد. دیگر گروه‌ها نمی‌توانستند بگویند هیچ داوطلبی را نمی‌پذیریم. از این سال بعد حتی دانشگاه تهران بدون وقفه در هر سال دانشجوی دکتری پذیرفته است. بااین‌همه هنوز نقش گروه‌ها در پذیرش دانشجوی دکتری پررنگ بود. آزمون دکتری همچنان در خود دانشگاه‌ها/ دانشکده‌ها و به‌صورت تشریحی برگزار می‌شد و ظرفیت پذیرش در اختیار گروه‌ها بود. ضمنأ تنها معدودی از دانشگاه‌های سطح اول دولتی و چند واحد بزرگ از دانشگاه آزاد مجوز پذیرش دانشجوی دکتری داشتند. در اواخر دهه هشتاد برگزاری آزمون دکتری از اختیار دانشگاه خارج شد و به سازمان سنجش سپرده شد و به‌اصطلاح نیمه‌متمرکز و از آن بدتر سوالات تستی شد.

🔸 مرحلهٔ سوم (۱۳۹۳ - تا امروز):
از اوایل دههٔ نود برای بسیاری از دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی، در شورای گسترش وزارت علوم، با نادیده‌گرفتن معیارها و استانداردهای لازم و ضروری برای راه‌اندازی دوره دکتری، مجوز پذیرش دانشجوی دکتری صادر شد. مثلاً دانشگاهی که هیچ دانشیار یا استادی نداشت، تنها با دو یا سه استادیار مجوز پذیرش دانشجوی دکتری دریافت کرد. از  آن‌سوی از نظارت بر ظرفیت پذیرش‌ها کاسته شد و درنتیجه در بعضی رشته‌ها تا بیست دانشجو دکتری پذیرفته شد.‌ دیگر خبری از کسب نمره حداقل یا حد نصاب نیست و کسانی با نمره‌های منفی هم پذیرفته می‌شوند به‌ویژه در رشته‌هایی که متقاضی کمتری دارند.
در یک دههٔ اخیر صدها داوطلب دکتری با نمره‌های منفی دانشجوی دکتری شده‌اند.

🔸همین امروز اگر تصمیم بگیرید که سال آینده در یکی از رشته‌های علوم انسانی، علوم پایه و کشاورزی و منابع طبیعی و حتی برخی رشته‌ها مهندسی دانشجوی دکتری شوید، کافی است سال آینده در آزمون دکتری ثبت‌نام کنید و بدون یک روز مطالعه در آزمون شرکت کنید؛ حتی با نمرهٔ منفی قطعاً شما در مهر ۱۴۰۶ دانشجوی دکتری یکی از دانشگاه‌های پولی خواهید شد، از واحد‌های دانشگاه آزاد اسلامی گرفته تا پردیس‌های خودگردان دانشگاه‌ها بزرگ دولتی. فرقی هم نمی‌کند که فردی گمنام  و  باشید یا دروازه‌بان تیم ملی و یکی از گران‌قیمت‌ترین بازیکنان فوتبال ایران!

🔸ده‌ها تن چون علیرضا بیرانوند -که سخنانش را اصلاح کرده و گفته تازه امسال در آزمون شرکت کرده و هنوز دانشجوی دکتری نیست- همین اکنون دانشجوی دکتری هستند‌. به‌جای گیردادن به این بازیکن ساده‌لوح و پرسروصدا که به‌واسطهٔ حضور در جام‌جهانی و گرفتن پنالتی رونالدو ، می‌شود به او دکتری افتخاری داد، باید رفت سراغ آن سیاست‌گذاران و دست‌اندرکارانی که اعتبار  مدرک «دکتری» در دانشگاه ایرانی را به حراج گذاشتند و برباد دادند!
👍47
❇️ آسیب‌شناسی فرهنگی در دانشگاه و نهادهای رسمی

🎙متن بخشی از سخنرانی دکتر سیاوش قلی‌پور (دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه رازی) در آیین اختتامیه جشنواره جریان (18 شهریور 1404)

نقش دانشگاه در اعتلای امر فرهنگی در ۵ دهه گذشته به گونه‌ای است که می‌توانست بهتر از این باشد. اکنون به آسیب‌شناسی آن در دو بخش 1. ساختار دانشگاه و ۲.گفتمان حاکم بر آن می‌پردازم.

1️⃣ ساختار دانشگاه

🔹 دانشگاه تحت سلطه علوم طبیعی است: ۳۸ سال پس از تاسیس دانشگاه [رازی]، رشته جامعه شناسی دایر شد و هنوز رشته‌های تخصصی انسان‌شناسی و سیاست‌گذاری فرهنگی در دانشگاه وجود ندارند. از میان ۴۸۳ عضو هیات علمی [دانشگاه رازی] فقط ۶ نفر مستقیما با امر فرهنگی در ارتباط هستند. نمی‌توان امر فرهنگی را برمبنای روابط علی خطی حاکم بر نگرش علوم طبیعی فهم کرد؛ زیرا پدیده‌های فرهنگی اساساً چندوجهی، تاریخی و مدام درحال تغییرند و ما در این حوزه نه با اشیای ثابت بلکه با عاملیت انسانی مواجه هستیم که زیست اجتماعیشان فهم آن‌ها را پیچیده‌تر می‌کند.

🔹 ارتباط نداشتن دانشگاه و فعالان حوزه فرهنگ: نتیجه این امر تهی شدن دانشگاه از اهالی فرهنگ و انزوای هنرمندان و نویسندگان است.

2️⃣ گفتمان فرهنگی حاکم بر دانشگاه

🔹 تقلیل امر فرهنگی به امر سیاسی: در این گفتمان، امر فرهنگی به امر سیاسی تقلیل می‌یابد. سیاسیون اهل غوغاسالاری، گروه گرایی، منازعه و کشمکش هستند. این امر سبب اتلاف انرژی، منابع و فرسایش نیروهای فرهنگی می‌شود. 

🔹 تقلیل امر فرهنگی به امر الهیاتی: گاهی امر فرهنگی را به امر الهیاتی فرو می‌کاهند که این نیز شمولیت و دربرگیری همه نیروهای فرهنگی را با مانع مواجه می‌کند.

🔹 نگرش‌های ایدئالیستی به امر فرهنگی: امر فرهنگی همزمان عینی و ذهنی است. نیازمند زیرساخت‌ها و شرایط امکان گوناگونی است. برای مثال فضای اجتماعی، مناسک و  فعالیت‌های گوناگون تعلق خاطر دانشحویان به دانشگاه را افزایش می‌دهد. فراهم کردن این مهم نیازمند دانش تخصصی است که اهالی فرهنگ با آن آشنا هستند. آنانی که فرهنگ را صرفا ذهنیت می‌پندارند بر این باورند که با نصیحت و سخنرانی می‌توان مدارا، گفتگو و ... را به دانشجویان آموزش داد، در صورتیکه این نگاه ساده‌انگارانه و سترون است.

🔹 بروکراتیزه کردن امر فرهنگی: گفتمان حاکم بر دانشگاه فرهنگ را ایستا می‌بیند به همین دلیل فکر می‌کند می‌تواند با انتصاب بوروکرات‌ها آن را مدیریت کند. نکته اینجاست که فرهنگ پویاست و در تمام جامعه ساری و جاری است. در خیابان، در کنج خانه، نوازندگان در خلوت خود، آشپزان  و ... جملگی کار فرهنگی می‌کنند. فرهنگ پویا و سیال است و به چنگ بورکرات‌ها در نمی‌آید. فرهنگ با بخشنامه و دستورالعمل بیگانه است.

چه باید کرد؟

🔸 امر فرهنگی را به متخصصان آن بسپاریم. آنان خود می‌دانند چگونه در راه صواب گام بردارند.

🔸 دانشگاه نباید دنبال فرد مقاله‌ساز و صرفا متخصص بلکه به دنبال انسان فرهیخته، خردمند، معنوی و اهل مدارا باشد. این هدف‌گذاری رویکرد به امر فرهنگی را تغییر خواهد داد.

🔸 دانشگاه و اهالی فرهنگ باید همدیگر را در آغوش گیرند تا هر دو از انزوا بیرون آیند و در تعاملی هم‌افزایانه و سازنده جامعه را نیز برخوردار سازند.

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍1👎1
🔹 کورسویی ز چراغی رنجور!
(گزارش مختصر تجربه‌ام از شرکت در جشنواره جریان)
✍️ دکتر وحید احسانی

اخیرا تجربه‌ای داشتم که شایسته می‌دانم با سایرین در میان بگذارم.

شهریور امسال با بی‌میلی در بخش «کنشگری داوطلبانه»ی جشنواره جریان شرکت کردم؛ جشنواره‌ای مربوط به فعالیت‌های فرهنگی‌اجتماعی استادان و کارمندان دانشگاه‌های کشور.

تا روز دوّم دائماً خودم را سرزنش می‌کردم که «چرا فعالیت‌های دلی و داوطلبانه‌ام را در رویدادی رسمی و اداری ثبت و به فضای آکنده از امتیاز، کمّیت و ریا آلوده کرده‌ام»؛ از این کارم احساس گناه داشتم.

به کلّیت جشنواره نیز دید خوبی نداشتم، به آن به چشم فعالیتی اداری، گزارش‌مدار (مسئولان مربوط صرفاً بخواهند گزارش بدهند که چنین جشنواره‌ای برگزار کردیم)، بی‌روح، ناکارآمد و مصداق هدردادن عمر و سرمایه نگاه می‌کردم؛ حضورم صرفاً حالت تکلیفی داشت، به امید جایزه‌ای که شاید برنده شوم و به زخمی بزنم.

امّا با دیدن ارائه‌های دعوت‌شدگان که از دانشگاه‌های مختلف سراسر کشور آمده بودند، دید و احساسم کاملاً تغییر کرد. می‌دیدم برخی دلسوزان دغدغه‌مند در گوشه و کنار دانشگاه‌های کشور چه تلاش‌های ارزشمندی دارند.

برخی برای برقراری ارتباط با جوانان و نوجوانان و انتقال ارزش‌های فرهنگی به‌آنها، بازی‌های جدید و جالبی ساخته و با محوریت آنها رویدادهایی برگزار کرده بودند.

برخی در این جوّ رخوت و ناامیدی، توانسته بودند با دانشجویانِ دیگری انگاشته‌شده ارتباط برقرار و شور و پویایی ایجاد کنند.

برخی از عمق جان اندیشیده و برای برداشتن گام‌هایی واقع‎بینانه ایده‌هایی طلایی صورت‌‎بندی کرده بودند و غیره.

فضای متفاوتی بود؛ سالهاست هر کجا دور هم جمع می‌شویم، بحث از گرفتاری‌ها، شکست‌ها، نشدن‌ها و موانع است؛ از دیدن تلاش‌های انسان‌هایی که به جای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی افروخته بودند، خیلی امید، انرژی و انگیزه گرفتم.

خلاصه تجربه جالبی بود؛ جوانه‌های سرسبز و زیبایی را دیدم که با وجود مسائل، مشکلات و موانع فراوان، از زیر پوست دانشگاه‌های کشور سر برآورده بودند.

فضای حاکم بر بخش فرهنگی اجتماعی دانشگاه‌های کشور بسیار بیمار است؛ ازیک‌سو، حداقل استقلال لازم و شرایط مورد نیاز برای برقراری ارتباط با طیف‌های متنوّع دانشجویان وجود ندارد و از سوی‌دیگر، بوی گند تأکید بیش‌ازحدّ بر ظواهر، کمّیت‌‌ها، امتیاز، گواهی و رتبه‌بندی همه جا را برداشته است.

اتّفاقاً همین واقعیت تلخ بود که ارزش و زیبایی تلاش‌‌ها را دوچندان می‌کرد؛ اینکه این جوانه‌های باطراوت در بیابان خشک و از دل سنگ روییده بودند!

آنچه در این «شب ظلمانی» دیدم، چیزی بیش از «کورسویی ز چراغی رنجور» بود.

به امید فردایی بهتر
به امید ایرانی آباد

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍5
🖊 من شایسته این تدریس نیستم
✍️ محمدرضا اسلامی


🔷‌قرار بر این شد که یکی از دروس مقدماتی رشته مهندسی عمران را برای دانشجویانِ سال اول تدریس کنم. عنوان درس این بود:

CE 1210: Introduction to Smart Infrastructure

همچنان که از عنوان مشخص است هدف از این درس ایجاد یک «آشنایی اولیه» برای دانشجوی سال اول است تا که بداند این رشته مهندسی که انتخاب کرده اساسا چیست؟ و چه افق‌های کار و اشتغال در آینده دارا خواهد بود؟ و در احداث زیربناهای کشور چه نقشی خواهد داشت؟

🔷 مدیر گروه گفت: لطفا خیلی روی بحث سازه مانور نده (!) و درباره گرایشهای دیگر عمران مثل ژئوتکنیک هم برای بچه ها به قدر کافی صحبت کن.
توضیح دادم که مدتهاست درگیر پروژه یا کار ژئوتکنیکی نبوده ام و لذا برای یکی از جلسات کلاس از یک مهندس با «تجربه در صنعت» (و با سابقه ژئوتکنیک) دعوت خواهم کرد.

🔷 بدین منظور ایمیلی زدم به خانم دکتر Jennie Watson-Lamprey که مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور مطرح SLATE در سانفرانسیسکو است. این شرکت SLATE پروژه های بزرگی در این حوزه دارد. از جمله پروژه های آنها برج ملنیوم است که اخیرا در سانفرانسیسکو کج شده و به خاطر مشکلات ژئوتکنیک، ترکهایی در دیوار و سقف برخی آپارتمانها شکل‌گرفته و صدها پرونده حقوقی در دادگاه دارد. اکنون شرکت خانم Jennie در حال بررسی اشکالات طراحیِ مشاور قبلی این پروژه است که ببینند در‌کجا اشتباه شده و چطور می شود راهکاری برای تقویت فونداسیون برج داد. عملا شرکت ایشان درگیر کارهایی در این سطح و تراز است.

🔷وقتی ایمیل دعوتنامه را فرستادم بلافاصله با پاسخ جالب خانم Jennie مواجه شدم. نوشته بود:

«سلام محمدرضا؛ وای که چقدر خوشحال شدم از اینکه دیدم به یاد من بوده ای. باورم نمیشه که من رو در خاطر داشتی. راستش خیلی مشتاقم که در این کلاس، تدریس درباره ژئوتکنیک داشته باشم ولی من شایسته این تدریس نیستم چون که چندسالی هست که عمدتا درگیر امور مدیریتِ شرکت مهندسی مشاور هستم و عملا من دیگه چندان آدم فنی ای محسوب نمی شوم. بنابراین پیشنها می کنم که مدیر فنی شرکت ما (آقای Nathaniel Wagner) این تدریس را انجام دهد.»

🔷‌جمله ای که نوشته بود دقیقا این بود:
I would do a disservice to your students to accept.

قدری جا خوردم.
کنجکاو شدم و مجددا رفتم و رزومه خانم Jennie را بررسی کردم. بله درست است! ایشان لیسانس را در دانشگاه کلومبیا بوده، و سپس کارشناسی ارشد و دکترای ژئوتکنیک را از دانشگاه برکلی گرفته (یکی از بهترین دپارتمانهای ژئوتکنیک دنیا) ولی با وجود این سابقه، به دلیل اینکه مدتی است که عمدتا درگیر کارهای مدیریتی است خودش را «شایسته» تدریس (آنهم فقط یک جلسه!) در کلاس درس نمی داند.
واقعا به فکر فرو رفتم. آیا من هم با خودم همین قدر صادق هستم؟ آیا من هم اگر فردی متخصص تر/شایسته تر از خودم وجود داشته باشد، از پذیرفتنِ کار امتناع خواهم کرد؟
آیا من هم جرأت دارم اینقدر به صراحت و مکتوب بنویسم که شایسته ی فلان کار نیستم؟
یا اینکه بلافاصله چنگ می اندازم که کار را روی هوا بگیرم؟ و از هر فرصتی برای مطرح شدن استفاده خواهم کرد؟…

🔷 این فکر ها آمد و رفت.
گفتم: پرینت ایمیل Jennie را می گیرم و یادگاری برای پسرم نگه می دارم. اینکه بداند در دنیا اینگونه انسانهایی هم هستند. فقط آدمهای «شکارگر» در این دنیا نیستند. بلکه حضور دارند آدمهایی که اصول رفتار حرفه ای برایشان مهمتر از بیزینس و شکارگری است.

- - - -
🔷 سه هفته بعد، آن جلسه ی کلاس برگزار شد و مدیر فنی شرکت (یعنی آقای Nathaniel) آمد و به بچه ها درباره مبانی ژئوتکنیک حرف زد. درباره زندگی حرفه ای یک مهندس ژئوتکنیک سخن گفت و توضیح داد که چرا به سمت این حرفه آمده ‌و درآمدش چقدر است و …

◾️◾️◾️

🔷 رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش ، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند. از نشانه های توسعه یافتگی‌ این است که برای «علم و تجربه» احترام قائل باشیم. آن کسی که بدون هیچ تجربه فنی سکان مدیریت یک مجموعه عظیم خودروسازی را به عهده می گیرد، شخصیت توسعه نیافته ای دارد. با خودش صادق نیست. او نمی تواند باعث توسعه کشورش شود.

آن استاد دانشگاهی که همزمان با وظایف دانشگاهی (و بجای تمرکز بر تربیت دانشجو و پژوهش) همزمان در چندین شرکت مهاب قدس و سابیر و توانیر و پتروپارس و نظام مهندسی و … سمَت مدیریتی دارد و دائم خارج دانشگاه رفت و آمد دارد، شخصیت توسعه نیافته دارد. او نمی تواند «دانشجویان توسعه آفرین» تربیت کند.

توسعه یک کشور، محصول شخصیتهای توسعه یافته است.

منبع: کانال سخنرانی‌ها

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍11
سرانجام ندادن ارتقاء دانشگاهی و مضحکه‌ای که شاهدش هستیم
✍️ رضا منصوری
جمعه- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴

سال ۱۳۸۲ بود یا ۸۳. شنیدم جوانی در جلفا با پول چوپانی خودش و پدرش همًت کرده‌ مجموعه‌ای از ۲۰۰۰ نوع گل‌سنگ ایران را جمع‌آوری کرده. بسیار تعجب کردم. در سفری کاری به تبریز قصد داشتم حتما بروم و از نزدیک ببینم‌اش. بخت یارم نشد. از همکار زمین‌شناسم آقای دکتر مُر- استاد دانشگاه شیراز- تقاضا کردم جای من این زحمت را بکشد. رفت و چه رفتنی. از آنچه شنیدم حیرت کردم. عجب عشقی عجب علاقه‌ای و عجب همتی. این یعنی کار علمی جدی و پایدار برای ایران. آن‌موقع دانشجوی کارشناسی دانشگاه گرگان بود. هر چه در توان داشتم کردم تا پس از اتمام کارشناسی برای ادامهء تحصیل در همین رشته به دانشگاهی در اروپا برود. شد، رفت، و شد گل‌سنگ‌شناسی جهانی. برگشت به ایران باهمان توانی که حالا جهانی شده و بسیار حرفه‌ای و با صلابت. با چه زحمتی موزهء گل‌سنگ شناسی در سازمان پژوهش‌ها راه‌اندازی کرد. و چه اعتباری به ایران داد با پژوهش‌هاش. به قول فرانسوی‌ها پژوهشگری شد «پار اِکسِلانس». حالا ببینید این مضحکهء مدیریت علم در ایران چه بلایی بر سر او آورده. به وزیر علوم هم نوشتم اثری ندیدم. همین یک مورد کافی است مطمئن شویم جهل همراه با نفوذ چه بلایی بر کشور می‌آورد. و با چه مضحکه‌ای در علم ایران روبه‌رو هستیم. ببینید:

امتیاز فرهنگی؛ بهانه‌ای برای حذف مرتبه دانشیاری در
——————————-

کانال پویش ملّی دوباره دانشگاه، چنین مطالبی را جهت توجه‌دادن به مسائل و چالش‌های جدّی نظام آموزش عالی کشور و شکل‌گیری گفتگو در رابطه با آنها منتشر می‌کند؛ انتشار مطالب به معنای تأیید جزئیات آنها نیست.

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
🟣 مهاجرت نخبگان دانشگاهی

👤 دکتر روح‌اله اسلامی؛ رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد

✍️ مهاجرت نخبگان در ایران نتیجه چرخه معیوب حکمرانی علم است؛ عشق به وطن یا سیاست‌های بنیاد نخبگان بدون فراهم بودن آسایش، امنیت شغلی، امکان پیشرفت و منزلت حرفه‌ای نمی‌تواند نخبگان را نگه دارد. نگهداشت نخبگان تابع فرصت‌هاست و سیاستگذاری علم در این نقطه دچار اختلال شده است.

۱) شکاف معیشتی و انگیزشی: حقوق بسیار پایین اعضای هیات علمی در مقایسه با منطقه و جهان، انگیزه و توان فعالیت علمی را کاهش داده و موج مهاجرت از دانشگاه‌های مادر نشان‌دهنده فرسایش انگیزشی و تهی‌شدن میراث علمی است.

۲) تورم دانشگاه‌ها و فروپاشی استانداردها: وجود بیش از ۲۰۰۰ دانشگاه حاصل تصمیم‌گیری‌های غیرعلمی و لابی‌گری است و ۹۵ درصد آنها فاقد استاندارد و ظرفیت لازم‌اند؛ بودجه میان مراکز کم‌بازده پراکنده شده و فشار محلی‌گرایی نمایندگان نیز آشفتگی را تشدید کرده، ضربه آن به کیفیت و اعتبار دانشگاه‌های اصلی وارد و خروج نخبگان طبیعی می شود.

۳) بحران حکمرانی علم: تأکید بر توزیع برابر بودجه به‌جای کیفیت، دانشگاه‌های مادر را دچار کمبود منابع و افت جایگاه جهانی کرده و نبود امکانات و همکاری بین‌المللی موجب می‌شود استادان محیط بی‌رقابت را ترک کنند.

۴) جمع‌بندی: حقوق غیررقابتی، نبود ساختار پژوهشی استاندارد، تعداد بیش‌ازحد دانشگاه‌ها، ضعف همکاری بین‌المللی، بی‌ثباتی سیاستگذاری و فشارهای غیرعلمی باعث می‌شود نخبگان آینده خود را در خارج جست‌وجو کنند و مهاجرت حاصل ناپایداری ساختاری باشد.

۵) راهکارها: تشکیل چند دانشگاه ملی با استاندارد جهانی؛ رتبه‌بندی شفاف و تخصیص بودجه بر اساس کیفیت؛ ادغام مراکز کوچک و فاقد استاندارد؛ افزایش حقوق اعضای هیات علمی و ماموریت‌محور کردن دانشگاه‌های غیرجامع.
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙 مصاحبه با دکتر کیوان امینی (استاد ریاضی و معاون پژوهشی دانشگاه رازی):

🔹 تأکید بر رتبه‌بندی، تلاش برای رتبه‌بندی و هدف قرار دادن رتبه‌بندی‌ها آسیب زاست.

🔹 آموزش در کشور دو بار آسیب دید؛ اوّل با رشد بی‌رویه‌ی دانشگاه‌ها و دوّم، با تأکید و تمرکز بیش‌ازحد بر پژوهش

🔹 آیا اصلا پژوهش رقابت‌پذیر است؟! آیا برای این کار متر و معیاری هست؟!

🔹 در حوزه پژوهش، قوانین بالادستی دست مدیران را بسته است

🔹 مهم‌ترین عامل مهاجرت نخبگان: فقدان و ناترازی امید در کشور؛ شخصی که مهاجرت می‌کند، در واقع برای «امید» می‌رود

🔹 آن قدر درگیر امور روزمره اداری هستیم که در معاونت‌ها اصلا فرصتی برای «فکر کردن» نداریم

👈 متن مشروح مصاحبه

منبع: کانال دانشگاه رازی

💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
https://xn--r1a.website/dobarehdaneshgah
👍8👎1