مشقِ آدمیت | ۲
بزرگ دیده شدن یا بزرگ شدن؟
میانِ «بزرگ دیده شدن» و «بزرگ شدن»، فاصلهای است به وسعتِ افقِ حقیقت تا سرابِ وهم.
بزرگ دیده شدن، هنرِ لنزهای درشتنما و تریبونهای پرصداست؛ اما بزرگ شدن، جراحیِ خاموشِ نفس در خلوتسراهای بیآدمِ شبانه است.
چه بسیار انسانها که بر مَسندهای طلا نشستهاند، اما در انبارِ تاریکِ دلشان، موشهای حسد، کینه، خودبینی و تشنگیِ سیریناپذیرِ «دیده شدن» اسنادِ انسانیتشان را میجوند.
قرآنِ حکیم، آبِ پاکی را روی دستِ توهماتِ ما ریخته و بانگ برآورده است:
«فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ» (نجم،۳۲)
خودتان را پاک و مطهر مشمارید؛ او به نیتِ پنهانِ سینهها آگاهتر است.
کوه، نیازی ندارد به عابران ثابت کند که سنگین است؛ سنگینیاش زمین را به تواضع وا میدارد. عطرِ گلِ محمدی، فریاد نمیزند که من خوشبویم؛ باد که میآید، ناخواسته خبرِ حضورش را به مشامِ همه میرساند. بزرگی، عطر است؛ اگر بود، منتشر میشود؛ و اگر نبود، با شیشههای عطرِ تقلبی و ادعاهای غلیظ، راه به جایی نمیبری.
تلنگر:
به جای آنکه نگرانِ قضاوتِ تابلوی روزگار باشی که دربارهات چه مینویسد، لحظهای به آینهی بیرحمِ وجدان بنگر؛ در خلوتِ تو، چه کسی نشسته است؟
#مشق_آدمیت_۲
#بزرگ_شدن #خلوت_نفس #اخلاص_در_عمل #خودشناسی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
بزرگ دیده شدن یا بزرگ شدن؟
میانِ «بزرگ دیده شدن» و «بزرگ شدن»، فاصلهای است به وسعتِ افقِ حقیقت تا سرابِ وهم.
بزرگ دیده شدن، هنرِ لنزهای درشتنما و تریبونهای پرصداست؛ اما بزرگ شدن، جراحیِ خاموشِ نفس در خلوتسراهای بیآدمِ شبانه است.
چه بسیار انسانها که بر مَسندهای طلا نشستهاند، اما در انبارِ تاریکِ دلشان، موشهای حسد، کینه، خودبینی و تشنگیِ سیریناپذیرِ «دیده شدن» اسنادِ انسانیتشان را میجوند.
قرآنِ حکیم، آبِ پاکی را روی دستِ توهماتِ ما ریخته و بانگ برآورده است:
«فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ» (نجم،۳۲)
خودتان را پاک و مطهر مشمارید؛ او به نیتِ پنهانِ سینهها آگاهتر است.
کوه، نیازی ندارد به عابران ثابت کند که سنگین است؛ سنگینیاش زمین را به تواضع وا میدارد. عطرِ گلِ محمدی، فریاد نمیزند که من خوشبویم؛ باد که میآید، ناخواسته خبرِ حضورش را به مشامِ همه میرساند. بزرگی، عطر است؛ اگر بود، منتشر میشود؛ و اگر نبود، با شیشههای عطرِ تقلبی و ادعاهای غلیظ، راه به جایی نمیبری.
تلنگر:
به جای آنکه نگرانِ قضاوتِ تابلوی روزگار باشی که دربارهات چه مینویسد، لحظهای به آینهی بیرحمِ وجدان بنگر؛ در خلوتِ تو، چه کسی نشسته است؟
#مشق_آدمیت_۲
#بزرگ_شدن #خلوت_نفس #اخلاص_در_عمل #خودشناسی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
❤1👌1
مشقِ آدمیت | ۳
هر که بر سکوی بلند ایستاد، بلندقد نشد
تاریخ، پر است از آدمکهایی که روی دوشِ حوادث یا صندلیهای قدرت بالا رفتهاند، اما در ژرفای طبع، کوتولهتر از آنند که بتوانند بارِ یک نگاهِ منصفانه را به دوش بکشند.
هر که بر سکوی بلند ایستاد، بلندقامت نشد؛ گاهی فقط جعبهی زیر پای طفل، او را به پنجره رسانده است، وگرنه قدِ واقعیِ او همان اندازهی حقیرِ روز اول است.
کرسی، به عقلِ آدم اضافه نمیکند؛ مدرک، شعور نمیآورد؛ و لقبِ پرطمطراق، به تنهایی از یک انسانِ تهی، حکیمی فرزانه نمیسازد. دریا هرچه ژرفتر و عظیمتر باشد، آرامتر، سنگینتر و کمهیاهوتر است؛ این جویبارکهای کمعمقاند که بر روی سنگریزهها سر و صدا راه میاندازند و کف بر دهان میآورند.
انسانِ ریشهدار، بزرگیاش را از صندلی و مقام نمیگیرد؛ بلکه حضور اوست که به صندلی، اعتبار و معنا میبخشد.
عظمت، به وسعتِ سینه است، نه به ارتفاعِ تکیهگاه.
تلنگر:
روزی که صندلیها زیر پایمان خالی شود، چه چیزی از ما باقی میماند؟ آیا وزنِ خودِ
انسانمان سنگین است، یا وزنِ میز و صندلیمان ما را نگه داشته بود؟
#مشق_آدمیت_۳
#وسعت_روح #تواضع_و_فرزانگی #اصالت_سند
هر که بر سکوی بلند ایستاد، بلندقد نشد
تاریخ، پر است از آدمکهایی که روی دوشِ حوادث یا صندلیهای قدرت بالا رفتهاند، اما در ژرفای طبع، کوتولهتر از آنند که بتوانند بارِ یک نگاهِ منصفانه را به دوش بکشند.
هر که بر سکوی بلند ایستاد، بلندقامت نشد؛ گاهی فقط جعبهی زیر پای طفل، او را به پنجره رسانده است، وگرنه قدِ واقعیِ او همان اندازهی حقیرِ روز اول است.
کرسی، به عقلِ آدم اضافه نمیکند؛ مدرک، شعور نمیآورد؛ و لقبِ پرطمطراق، به تنهایی از یک انسانِ تهی، حکیمی فرزانه نمیسازد. دریا هرچه ژرفتر و عظیمتر باشد، آرامتر، سنگینتر و کمهیاهوتر است؛ این جویبارکهای کمعمقاند که بر روی سنگریزهها سر و صدا راه میاندازند و کف بر دهان میآورند.
انسانِ ریشهدار، بزرگیاش را از صندلی و مقام نمیگیرد؛ بلکه حضور اوست که به صندلی، اعتبار و معنا میبخشد.
عظمت، به وسعتِ سینه است، نه به ارتفاعِ تکیهگاه.
تلنگر:
روزی که صندلیها زیر پایمان خالی شود، چه چیزی از ما باقی میماند؟ آیا وزنِ خودِ
انسانمان سنگین است، یا وزنِ میز و صندلیمان ما را نگه داشته بود؟
#مشق_آدمیت_۳
#وسعت_روح #تواضع_و_فرزانگی #اصالت_سند
👌1
مشقِ آدمیت | ۴
قامت خود را با کوتاه کردن دیگری اندازه نگیر
در قوانینِ فیزیکِ انسانی، هیچ فرمولی اثبات نکرده است که با کوبیدنِ سرِ دیگران به زمین، قدِ آدم بلندتر شود. اگر برای داناتر جلوه دادنِ خویش، اصرار داری دیگری را جاهل بنامی؛ اگر برای باتقوا نشان دادنِ سجادهات، رفیقِ راهت را بیدین معرفی کنی؛ و اگر برای بالا بردنِ پرچمِ خود، از پلکانِ آبروی رقیبت بالا بروی، تو قد نکشیدهای؛ فقط گودالی حفر کردهای که خودت زودتر در آن مدفون خواهی شد.
درختِ بلوط، برای اینکه اثبات کند سر به آسمان ساییده است، ریشهی درختِ صنوبر را نمیسوزاند.
خورشید، برای اینکه نورانیتر بتابد، ماه را به خاموشی دعوت نمیکند؛ ماه نورِ خود را از خورشید وام میگیرد و هر دو در آسمانِ یک حقیقت سیر میکنند.
آدمِ بزرگ، «سازندهی راه» است، نه «تخریبکنندهی پل». او آنقدر به بازوانِ اندیشه و اصالتِ درونِ خود ایمان دارد که نیازی نمیبیند برای دیدهشدن، چراغِ دیگران را خاموش کند.
تلنگر:
اگر برای پیروزی در یک میدان، به ترورِ شخصیت و تخریبِ اعتبارِ رقیب متوسل شدی، بدان که در همان لحظه، مدالِ شکستِ اخلاقیات را با دستِ خودت به گردن آویختهای.
#مشق_آدمیت_۴
#کرامت_انسانی #مروت_و_جوانمردی #پرهیز_از_تخریب #حفظ_آبرو #انصاف #انسانیت
https://xn--r1a.website/deh_farimak
قامت خود را با کوتاه کردن دیگری اندازه نگیر
در قوانینِ فیزیکِ انسانی، هیچ فرمولی اثبات نکرده است که با کوبیدنِ سرِ دیگران به زمین، قدِ آدم بلندتر شود. اگر برای داناتر جلوه دادنِ خویش، اصرار داری دیگری را جاهل بنامی؛ اگر برای باتقوا نشان دادنِ سجادهات، رفیقِ راهت را بیدین معرفی کنی؛ و اگر برای بالا بردنِ پرچمِ خود، از پلکانِ آبروی رقیبت بالا بروی، تو قد نکشیدهای؛ فقط گودالی حفر کردهای که خودت زودتر در آن مدفون خواهی شد.
درختِ بلوط، برای اینکه اثبات کند سر به آسمان ساییده است، ریشهی درختِ صنوبر را نمیسوزاند.
خورشید، برای اینکه نورانیتر بتابد، ماه را به خاموشی دعوت نمیکند؛ ماه نورِ خود را از خورشید وام میگیرد و هر دو در آسمانِ یک حقیقت سیر میکنند.
آدمِ بزرگ، «سازندهی راه» است، نه «تخریبکنندهی پل». او آنقدر به بازوانِ اندیشه و اصالتِ درونِ خود ایمان دارد که نیازی نمیبیند برای دیدهشدن، چراغِ دیگران را خاموش کند.
تلنگر:
اگر برای پیروزی در یک میدان، به ترورِ شخصیت و تخریبِ اعتبارِ رقیب متوسل شدی، بدان که در همان لحظه، مدالِ شکستِ اخلاقیات را با دستِ خودت به گردن آویختهای.
#مشق_آدمیت_۴
#کرامت_انسانی #مروت_و_جوانمردی #پرهیز_از_تخریب #حفظ_آبرو #انصاف #انسانیت
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۵
آدمها را در روزِ طوفان و اختلاف بشناس
محک زدنِ عیارِ آدمها در روزهای آرامش و همنظری، خطاساز است. همهی انسانها در روزگاری که باد موافق میوزد، مهربان، منصف، قانونمدار و اهلِ مدارا به نظر میرسند.
هنرِ آدمیت آنجایی خود را عیان میکند که طوفانِ اختلافِ نظر، خیمهی تفاهم را بر هم میزند و منافعِ متقابل در تقابل با هم قرار میگیرند.
کافی است کسی با سلیقهی فکری، سیاسی یا شخصیِ تو مخالفت کند؛ آنگاه ترازوی واقعیِ اخلاقِ تو تکان میخورد. آیا به محضِ شنیدنِ حرفِ مخالف، مُهرِ جهل، بیوجدانی و گمراهی بر پیشانیاش میکوبی؟ یا حرمتِ انسانیاش را در اوجِ اختلاف، محفوظ میداری؟
قرآنِ مبین با صراحتی بینظیر میفرماید:
«وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ» (مائده، ۸)
و دشمنی با گروهی، شما را به بیراههی بیعدالتی نکشاند؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است.
مخالفِ تو، شیطانِ مجسم نیست؛ انسانی است با زاویهی دیدِ دیگر. مروّت این است که بتوانی با کسی سختترین جدالِ فکری را داشته باشی، اما در کوچه و بازارِ اخلاق، به ناموسِ شرافت و آبرویش رحم کنی.
تلنگر:
عیارِ دوستیها و اصالتِ انسانها را باید در «فصلِ جداییها» و «روزِ اختلافها» اندازه گرفت؛ وگرنه در جشنِ موافقت، همهی روباهان لباسِ فرشتگان را بر تن دارند!
#مشق_آدمیت_۵
#اخلاق_در_اختلاف #عدالت_و_انصاف #عیار_دوستی #مدارا_و_حکمت #مروّت
https://xn--r1a.website/deh_farimak
آدمها را در روزِ طوفان و اختلاف بشناس
محک زدنِ عیارِ آدمها در روزهای آرامش و همنظری، خطاساز است. همهی انسانها در روزگاری که باد موافق میوزد، مهربان، منصف، قانونمدار و اهلِ مدارا به نظر میرسند.
هنرِ آدمیت آنجایی خود را عیان میکند که طوفانِ اختلافِ نظر، خیمهی تفاهم را بر هم میزند و منافعِ متقابل در تقابل با هم قرار میگیرند.
کافی است کسی با سلیقهی فکری، سیاسی یا شخصیِ تو مخالفت کند؛ آنگاه ترازوی واقعیِ اخلاقِ تو تکان میخورد. آیا به محضِ شنیدنِ حرفِ مخالف، مُهرِ جهل، بیوجدانی و گمراهی بر پیشانیاش میکوبی؟ یا حرمتِ انسانیاش را در اوجِ اختلاف، محفوظ میداری؟
قرآنِ مبین با صراحتی بینظیر میفرماید:
«وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ» (مائده، ۸)
و دشمنی با گروهی، شما را به بیراههی بیعدالتی نکشاند؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است.
مخالفِ تو، شیطانِ مجسم نیست؛ انسانی است با زاویهی دیدِ دیگر. مروّت این است که بتوانی با کسی سختترین جدالِ فکری را داشته باشی، اما در کوچه و بازارِ اخلاق، به ناموسِ شرافت و آبرویش رحم کنی.
تلنگر:
عیارِ دوستیها و اصالتِ انسانها را باید در «فصلِ جداییها» و «روزِ اختلافها» اندازه گرفت؛ وگرنه در جشنِ موافقت، همهی روباهان لباسِ فرشتگان را بر تن دارند!
#مشق_آدمیت_۵
#اخلاق_در_اختلاف #عدالت_و_انصاف #عیار_دوستی #مدارا_و_حکمت #مروّت
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۶
هنرِ شنیدن؛ گشودنِ آغوشِ جان پیش از زبان
بسیاری از ما گوش میسپاریم نه برای آنکه بفهمیم، بلکه برای آنکه پاسخ دهیم! سخن گفتن، فورانِ آتشفشانِ درون است، اما شنیدن، مانندِ جذبِ قطرههای زلالِ باران توسطِ خاکِ تشنه است. گوش، صدفِ جان است که اگر صبورانه بر امواجِ سخنِ دیگری گشوده شود، گوهرِ فهم و همدلی را در دلِ خود میپروراند.
انسانِ بزرگ، سخنِ دیگری را قطع نمیکند تا دانشِ خود را به رخ بکشد. او میداند که هر انسان، کتابی ناخوانده است و تا زمانی که به صبوری ورق نخورد، رازهایش آشکار نمیشود.
شنیدنِ واقعی، نوعی بخششِ بیدریغِ توجه است؛ دادنِ امنیتی است به دیگری تا بتواند رنجها و اندیشههایش را بیهراس بیرون بریزد.
تلنگر:
گاه بزرگترین محبتی که میتوانی در حق یک انسان بکنی، این است که چند دقیقه، تمامِ وجودت را تبدیل به یک گوشِ شنوا کنی و هیچچیز نگویی.
#مشق_آدمیت_۶
#هنر_شنیدن #همدلی #سکوت #ارتباط_موثر
https://xn--r1a.website/deh_farimak
هنرِ شنیدن؛ گشودنِ آغوشِ جان پیش از زبان
بسیاری از ما گوش میسپاریم نه برای آنکه بفهمیم، بلکه برای آنکه پاسخ دهیم! سخن گفتن، فورانِ آتشفشانِ درون است، اما شنیدن، مانندِ جذبِ قطرههای زلالِ باران توسطِ خاکِ تشنه است. گوش، صدفِ جان است که اگر صبورانه بر امواجِ سخنِ دیگری گشوده شود، گوهرِ فهم و همدلی را در دلِ خود میپروراند.
انسانِ بزرگ، سخنِ دیگری را قطع نمیکند تا دانشِ خود را به رخ بکشد. او میداند که هر انسان، کتابی ناخوانده است و تا زمانی که به صبوری ورق نخورد، رازهایش آشکار نمیشود.
شنیدنِ واقعی، نوعی بخششِ بیدریغِ توجه است؛ دادنِ امنیتی است به دیگری تا بتواند رنجها و اندیشههایش را بیهراس بیرون بریزد.
تلنگر:
گاه بزرگترین محبتی که میتوانی در حق یک انسان بکنی، این است که چند دقیقه، تمامِ وجودت را تبدیل به یک گوشِ شنوا کنی و هیچچیز نگویی.
#مشق_آدمیت_۶
#هنر_شنیدن #همدلی #سکوت #ارتباط_موثر
https://xn--r1a.website/deh_farimak
مشقِ آدمیت | ۷
رازپوشی؛ دژِ مستحکمِ امانتداری
سینه انسانِ باکرامت، صندوقچهای است محکم که قفلِ حیا و مروت بر آن خورده است. رازِ دیگری که به تو سپرده میشود، قطعهای از آبروی اوست؛ اگر آن را افشا کنی، خانهای را که او با اعتماد بنا کرده، ویران ساختهای.
افشای راز، مثلِ شکستنِ کوزهای سفالین است؛ حتی اگر تکههایش را بچسبانی، دیگر آن ظرفِ یکپارچهی روزِ اول نخواهد شد.
قرآن کریم، کسانی را که پیمانپاس دارند و بر امانتهای خود بیدارند، ستوده است.
امانت فقط پول و مال نیست؛ رازِ غمگینِ یک دوست، نقطهضعفِ یک همکار، یا سفرهی دلِ یک همسر، بزرگترین امانتهاست.
کلامی که از دهان بیرون میافتد، مثل تیرِ رهاشده از چله است؛ تا پیش از گفتن، تو مالکِ آنی، اما وقتی گفتی، او مالکِ توست.
تلنگر:
اگر نمیتوانی سینه خودت را دژِ رازهای خودت کنی، چگونه انتظار داری سینهی دیگران امانتدارِ تو باشد؟
#مشق_آدمیت_۷
#رازپوشی #امانت_داری #حفظ_آبرو #کرامت_نفس
https://xn--r1a.website/deh_farimak
رازپوشی؛ دژِ مستحکمِ امانتداری
سینه انسانِ باکرامت، صندوقچهای است محکم که قفلِ حیا و مروت بر آن خورده است. رازِ دیگری که به تو سپرده میشود، قطعهای از آبروی اوست؛ اگر آن را افشا کنی، خانهای را که او با اعتماد بنا کرده، ویران ساختهای.
افشای راز، مثلِ شکستنِ کوزهای سفالین است؛ حتی اگر تکههایش را بچسبانی، دیگر آن ظرفِ یکپارچهی روزِ اول نخواهد شد.
قرآن کریم، کسانی را که پیمانپاس دارند و بر امانتهای خود بیدارند، ستوده است.
امانت فقط پول و مال نیست؛ رازِ غمگینِ یک دوست، نقطهضعفِ یک همکار، یا سفرهی دلِ یک همسر، بزرگترین امانتهاست.
کلامی که از دهان بیرون میافتد، مثل تیرِ رهاشده از چله است؛ تا پیش از گفتن، تو مالکِ آنی، اما وقتی گفتی، او مالکِ توست.
تلنگر:
اگر نمیتوانی سینه خودت را دژِ رازهای خودت کنی، چگونه انتظار داری سینهی دیگران امانتدارِ تو باشد؟
#مشق_آدمیت_۷
#رازپوشی #امانت_داری #حفظ_آبرو #کرامت_نفس
https://xn--r1a.website/deh_farimak
مشقِ آدمیت | ۸
بخشش؛ زمین گذاشتنِ بارِ کینه
کینه ورزیدن، مثل آن است که خودت زهر بنوشی و منتظر بمانی دیگری بمیرد! گمان میکنی با نگهداشتن خشم، دیگری را مجازات میکنی؛ غافل از آنکه پیش از هر کس، آرامشِ خودت را مسموم کردهای. چهبسا او مدتهاست از ماجرا گذشته باشد، اما تو هنوز رنج دیروز را به امروز میآوری و زخم کهنه را در جان خویش تازه میکنی.
کینه، مانند چمدانی پُر از سنگ است که هر جا میروی، خودت آن را بر دوش میکشی؛ شاید آنکه آزارت داده، مدتهاست باری بر دوش ندارد، اما تو همچنان سنگینیِ خطای او را با خود حمل میکنی. بخشش، زمین گذاشتنِ همین چمدان است؛ نه پاداش دادن به خطاکار، بلکه رها کردنِ خویش از رنجی فرساینده.
خداوند در وصف نیکان میفرماید:
«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
آنان که خشم خود را فرو میبرند و از مردم در میگذرند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (آلعمران، ۱۳۴)
چه زیباست که انسان، درست در لحظهای که خشم میخواهد زبانش را به فرمان بگیرد، اختیار خویش را پس بگیرد؛ زیرا هر پاسخی که بتوان داد، سزاوار دادن نیست و هر سخنی که به ذهن میرسد، شایسته گفتن نیست. گاهی چند لحظه درنگ، ما را از ساعتها پشیمانی نجات میدهد.
البته بخشش، انکار زخم یا مجوز تکرار ظلم نیست؛ میتوان گذشت و در عین حال، مرزها را حفظ کرد؛ میتوان کینه نورزید و در برابر بیعدالتی ایستاد. بخشش، چشمپوشی از کینه است، نه چشمبستن بر حقیقت.
پیش از پاسخ دادن به کسی که آزارت داده، کمی فاصله بگیر؛ بگذار خشم فروکش کند تا فرمانِ زبانت همچنان در دستِ عقل و وجدانت بماند.
تلنگر: ببخش؛ نه برای آنکه خطای او کوچک است، بلکه برای آنکه آرامشِ تو بزرگتر از آن است که قربانیِ خطای دیگری شود.
#مشق_آدمیت_۸ #بخشش #گذشت #خویشتنداری #آرامش_درون #سبکبالی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
بخشش؛ زمین گذاشتنِ بارِ کینه
کینه ورزیدن، مثل آن است که خودت زهر بنوشی و منتظر بمانی دیگری بمیرد! گمان میکنی با نگهداشتن خشم، دیگری را مجازات میکنی؛ غافل از آنکه پیش از هر کس، آرامشِ خودت را مسموم کردهای. چهبسا او مدتهاست از ماجرا گذشته باشد، اما تو هنوز رنج دیروز را به امروز میآوری و زخم کهنه را در جان خویش تازه میکنی.
کینه، مانند چمدانی پُر از سنگ است که هر جا میروی، خودت آن را بر دوش میکشی؛ شاید آنکه آزارت داده، مدتهاست باری بر دوش ندارد، اما تو همچنان سنگینیِ خطای او را با خود حمل میکنی. بخشش، زمین گذاشتنِ همین چمدان است؛ نه پاداش دادن به خطاکار، بلکه رها کردنِ خویش از رنجی فرساینده.
خداوند در وصف نیکان میفرماید:
«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
آنان که خشم خود را فرو میبرند و از مردم در میگذرند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (آلعمران، ۱۳۴)
چه زیباست که انسان، درست در لحظهای که خشم میخواهد زبانش را به فرمان بگیرد، اختیار خویش را پس بگیرد؛ زیرا هر پاسخی که بتوان داد، سزاوار دادن نیست و هر سخنی که به ذهن میرسد، شایسته گفتن نیست. گاهی چند لحظه درنگ، ما را از ساعتها پشیمانی نجات میدهد.
البته بخشش، انکار زخم یا مجوز تکرار ظلم نیست؛ میتوان گذشت و در عین حال، مرزها را حفظ کرد؛ میتوان کینه نورزید و در برابر بیعدالتی ایستاد. بخشش، چشمپوشی از کینه است، نه چشمبستن بر حقیقت.
پیش از پاسخ دادن به کسی که آزارت داده، کمی فاصله بگیر؛ بگذار خشم فروکش کند تا فرمانِ زبانت همچنان در دستِ عقل و وجدانت بماند.
تلنگر: ببخش؛ نه برای آنکه خطای او کوچک است، بلکه برای آنکه آرامشِ تو بزرگتر از آن است که قربانیِ خطای دیگری شود.
#مشق_آدمیت_۸ #بخشش #گذشت #خویشتنداری #آرامش_درون #سبکبالی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
مشقِ آدمیت | ۹
نیکیِ بیتوقّع؛ باران باش
چشمهای که از دلِ کوه میجوشد، نمیپرسد چه کسی از آبش مینوشد؛ دهقانِ پیری که به مزرعهاش جان میدهد، مسافری خسته که تشنگیاش را فرو مینشاند یا پرندهای که بر لبِ آن مینشیند. چشمه میجوشد، چون جوشیدن، طبیعتِ اوست.
خورشید نیز صورتحسابِ تابش خود را برای زمین نمیفرستد؛ میتابد، چون جنسش از نور است.
بزرگواری نیز همین است؛ خوبی کردن، نه برای پاداش و سپاس، بلکه از سرِ بزرگواریِ جان.
نیکیِ واقعی، معامله نیست. وقتی دستِ افتادهای را میگیری، نگاهت نباید به دستِ او باشد که چه زمانی جبران میکند. نیکیِ مشروط، سرمایهگذاریِ عاطفیِ کاسبکارانه است؛ اما انسانِ کریم، مانندِ چتری در روزِ بارانی است: باز میشود تا دیگری خیس نشود، بیآنکه چشمبهراهِ سپاسِ او بماند.
خداوند میفرماید:
«وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد. (بقره، ۱۹۵)
و در وصف بندگانِ وارسته میفرماید:
«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»
ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام میکنیم؛ از شما نه پاداشی میخواهیم و نه سپاسی. (انسان، ۹)
تلنگر:
اگر پس از هر محبت، چرتکه میاندازی که «من برایش چه کردم و او برایم چه کرد»، شاید بهجای مهربانی، حسابداریِ انتظارات را پیشه کردهای!
نیکی کن؛ بگذار خوبی در جهانِ تو جاری باشد؛ درست مثل چشمهای که میبخشد، بیآنکه بپرسد چه کسی روزی از آن خواهد نوشید.
#مشق_آدمیت_۹ #محبت_بی_توقع #احسان #کرم #اخلاص
https://xn--r1a.website/deh_farimak
نیکیِ بیتوقّع؛ باران باش
چشمهای که از دلِ کوه میجوشد، نمیپرسد چه کسی از آبش مینوشد؛ دهقانِ پیری که به مزرعهاش جان میدهد، مسافری خسته که تشنگیاش را فرو مینشاند یا پرندهای که بر لبِ آن مینشیند. چشمه میجوشد، چون جوشیدن، طبیعتِ اوست.
خورشید نیز صورتحسابِ تابش خود را برای زمین نمیفرستد؛ میتابد، چون جنسش از نور است.
بزرگواری نیز همین است؛ خوبی کردن، نه برای پاداش و سپاس، بلکه از سرِ بزرگواریِ جان.
نیکیِ واقعی، معامله نیست. وقتی دستِ افتادهای را میگیری، نگاهت نباید به دستِ او باشد که چه زمانی جبران میکند. نیکیِ مشروط، سرمایهگذاریِ عاطفیِ کاسبکارانه است؛ اما انسانِ کریم، مانندِ چتری در روزِ بارانی است: باز میشود تا دیگری خیس نشود، بیآنکه چشمبهراهِ سپاسِ او بماند.
خداوند میفرماید:
«وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد. (بقره، ۱۹۵)
و در وصف بندگانِ وارسته میفرماید:
«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»
ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام میکنیم؛ از شما نه پاداشی میخواهیم و نه سپاسی. (انسان، ۹)
تلنگر:
اگر پس از هر محبت، چرتکه میاندازی که «من برایش چه کردم و او برایم چه کرد»، شاید بهجای مهربانی، حسابداریِ انتظارات را پیشه کردهای!
نیکی کن؛ بگذار خوبی در جهانِ تو جاری باشد؛ درست مثل چشمهای که میبخشد، بیآنکه بپرسد چه کسی روزی از آن خواهد نوشید.
#مشق_آدمیت_۹ #محبت_بی_توقع #احسان #کرم #اخلاص
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۱۰
پرهیز از قضاوت؛ برداشتنِ عینکِ دودگرفته
ما رفتار دیگران را با «معیارهای خودمان» میسنجیم و رفتار خودمان را با «نیّتهایمان»! همین تفاوتِ ظاهراً کوچک، منشأ بسیاری از سوءتفاهمها و داوریهای ناعادلانه است. گاهی آنچه درباره دیگری میگوییم، بیش از آنکه حقیقتِ او را نشان دهد، از محدودیتِ شناختِ ما پرده برمیدارد.
زندگیِ هر انسان، مثلِ کوهِ یخ است؛ تنها بخش کوچکی از آن دیده میشود و قسمتِ بزرگی زیرِ آب پنهان میماند. ما اما گاهی با دیدنِ همان بخشِ کوچک، درباره تمامِ کوه حکم میدهیم!
قضاوت درباره یک انسان با دیدنِ یک رفتار، مثلِ داوری درباره یک فیلم با دیدنِ تنها یک عکس است؛ عکس، لحظهای را نشان میدهد، اما فیلم، داستانی پیوسته است. ما شاید فقط یک صحنه از زندگیِ دیگری را دیده باشیم؛ نه رنجهای پیش از آن را، نه تلاشهای پنهانش را و نه نبردهایی را که در سکوت از سر گذرانده است.
خداوند میفرماید:
«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»
از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن؛ زیرا گوش و چشم و دل، همه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. (اسراء، ۳۶)
البته پرهیز از قضاوت، به معنای نادیدهگرفتن خطا نیست؛ میتوان رفتار نادرست را نقد کرد، بیآنکه درباره تمامِ شخصیت و نیّتِ انسانها حکمی قطعی صادر کنیم.
تلنگر: ما از پشتِ پرده زندگیِ دیگران بیخبریم؛ پس پیش از آنکه حکم صادر کنیم، اندکی مکث کنیم. شاید آنچه دیدهایم، تمامِ حقیقت نباشد.
#مشق_آدمیت_۱۰ #پرهیز_از_قضاوت #همدلی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
پرهیز از قضاوت؛ برداشتنِ عینکِ دودگرفته
ما رفتار دیگران را با «معیارهای خودمان» میسنجیم و رفتار خودمان را با «نیّتهایمان»! همین تفاوتِ ظاهراً کوچک، منشأ بسیاری از سوءتفاهمها و داوریهای ناعادلانه است. گاهی آنچه درباره دیگری میگوییم، بیش از آنکه حقیقتِ او را نشان دهد، از محدودیتِ شناختِ ما پرده برمیدارد.
زندگیِ هر انسان، مثلِ کوهِ یخ است؛ تنها بخش کوچکی از آن دیده میشود و قسمتِ بزرگی زیرِ آب پنهان میماند. ما اما گاهی با دیدنِ همان بخشِ کوچک، درباره تمامِ کوه حکم میدهیم!
قضاوت درباره یک انسان با دیدنِ یک رفتار، مثلِ داوری درباره یک فیلم با دیدنِ تنها یک عکس است؛ عکس، لحظهای را نشان میدهد، اما فیلم، داستانی پیوسته است. ما شاید فقط یک صحنه از زندگیِ دیگری را دیده باشیم؛ نه رنجهای پیش از آن را، نه تلاشهای پنهانش را و نه نبردهایی را که در سکوت از سر گذرانده است.
خداوند میفرماید:
«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»
از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن؛ زیرا گوش و چشم و دل، همه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. (اسراء، ۳۶)
البته پرهیز از قضاوت، به معنای نادیدهگرفتن خطا نیست؛ میتوان رفتار نادرست را نقد کرد، بیآنکه درباره تمامِ شخصیت و نیّتِ انسانها حکمی قطعی صادر کنیم.
تلنگر: ما از پشتِ پرده زندگیِ دیگران بیخبریم؛ پس پیش از آنکه حکم صادر کنیم، اندکی مکث کنیم. شاید آنچه دیدهایم، تمامِ حقیقت نباشد.
#مشق_آدمیت_۱۰ #پرهیز_از_قضاوت #همدلی
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۱۱
تواضع؛ خم شدنِ شاخههای پربار
شاخه هرچه پربارتر باشد، سر به زیرتر است. شاخهی خالی و بیثمر است که سر به آسمان میگیرد و با هر بادی گردنکشی میکند. تواضع، خود را خوار کردن نیست؛ بلکه درکِ درستِ جایگاهِ خویش در عرصه بیکرانِ هستی است.
انسانِ متواضع مثلِ قطرهی بارانی است که وقتی به دریا میرسد، از «من»، خویش میگذرد و در عظمتِ دریا گم نمیشود؛ به آن میپیوندد.
تکبر، حبابِ پر باد و تهی است که با کوچکترین سوزنی میترکد و جز هیچ از خود به جا نمیگذارد.
هرچه بر دانش، دارایی یا مقامِ تو افزوده شد، اگر تواضعت بیشتر نشد، بدان که دچارِ تورمِ شخصیت شدهای، نه رشدِ شخصیت!
قرآن، هنگامی که از بندگان شایستهٔ خدا سخن میگوید، یکی از نخستین نشانههای آنان را چنین معرفی میکند:
«وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»
(فرقان، ۶۳)
بندگان خدای رحمان کسانیاند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه میروند.
تلنگر:
گردنِ برافراخته در برابرِ حقیقت، نشانهی قدرت نیست؛ نشانهی خشکی و شکنندگیِ چوبی است که به زودی خواهد شکست.
#مشق_آدمیت_۱۱
#تواضع #فروتنی
https://eitaa.com/deh_farimak
تواضع؛ خم شدنِ شاخههای پربار
شاخه هرچه پربارتر باشد، سر به زیرتر است. شاخهی خالی و بیثمر است که سر به آسمان میگیرد و با هر بادی گردنکشی میکند. تواضع، خود را خوار کردن نیست؛ بلکه درکِ درستِ جایگاهِ خویش در عرصه بیکرانِ هستی است.
انسانِ متواضع مثلِ قطرهی بارانی است که وقتی به دریا میرسد، از «من»، خویش میگذرد و در عظمتِ دریا گم نمیشود؛ به آن میپیوندد.
تکبر، حبابِ پر باد و تهی است که با کوچکترین سوزنی میترکد و جز هیچ از خود به جا نمیگذارد.
هرچه بر دانش، دارایی یا مقامِ تو افزوده شد، اگر تواضعت بیشتر نشد، بدان که دچارِ تورمِ شخصیت شدهای، نه رشدِ شخصیت!
قرآن، هنگامی که از بندگان شایستهٔ خدا سخن میگوید، یکی از نخستین نشانههای آنان را چنین معرفی میکند:
«وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»
(فرقان، ۶۳)
بندگان خدای رحمان کسانیاند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه میروند.
تلنگر:
گردنِ برافراخته در برابرِ حقیقت، نشانهی قدرت نیست؛ نشانهی خشکی و شکنندگیِ چوبی است که به زودی خواهد شکست.
#مشق_آدمیت_۱۱
#تواضع #فروتنی
https://eitaa.com/deh_farimak
مشقِ آدمیت | ۱۲
ظرافت در نقد؛ مرهمی بر زخم، نه نمکی بر آن
نقد کردن، هنرِ دیدنِ عیب نیست؛ هنرِ نشان دادنِ آن، بیآنکه حرمتِ صاحبش را بشکنیم. هرکس میتواند انگشت بر زخمی بگذارد؛ اما انسانِ فرهیخته کسی است که بداند کجا، چگونه و با چه زبانی دست به درمان ببرد.
باغبانی را تصور کنید که بر شاخهای آفتزده، تبر فرود میآورد؛ شاید آفت را از میان ببرد، اما چهبسا شاخهای را هم نابود کند که با اندکی مراقبت، دوباره میتوانست شکوفه دهد. باغبانِ خردمند، نه درخت را بهخاطر آفتش سرزنش میکند و نه از درمانش دست میکشد؛ آفت را میشناسد، بهاندازه هرس میکند و راهِ روییدن را باز میگذارد.
نقدِ بیرحمانه نیز گاه چنین است؛ به نامِ اصلاح، اعتماد را میبُرد؛ به بهانهٔ خیرخواهی، آبرو را میریزد و به خیالِ بیدار کردن، دل را میشکند. بعضی سخنان، مثل نمکاند؛ اگر بهاندازه و در جای خود باشند، سودمندند، اما اگر بر زخم پاشیده شوند، جز سوزش و رنج چیزی به بار نمیآورند.
اگر میخواهی عیبی را تذکر دهی، آبروی انسان را در جمع نشانه نرو. آنچه در خلوت میتواند نصیحت باشد، در برابر چشم دیگران ممکن است به تحقیر تبدیل شود. آینه، لکهٔ چهره را نشان میدهد، اما آن را فریاد نمیزند؛ طبیب، بیماری را توضیح میدهد، نه برای شرمسار کردن بیمار، بلکه برای گشودن راهِ درمان.
نقدِ سازنده باید بوی مهربانی و امید بدهد؛ نقد باید بوی سوزن و نخ برای رفو کردن بدهد، نه بوی قیچی برای پاره کردن! سوزن، هرچند لحظهای به پارچه فرو میرود، برای پیوند دادنِ گسیختگیهاست؛ اما قیچی، رشتهها را میبُرد و فاصلهها را بیشتر میکند. سخنِ سنجیده نیز ممکن است تلخ باشد، اما تلخیاش برای ترمیم است، نه تخریب؛ برای بازگرداندنِ انسان به مسیر، نه راندنِ او از میدانِ اصلاح.
قرآن کریم، شیوهٔ دعوت و تذکر را چنین میآموزد:
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»
(نحل، ۱۲۵)
با حکمت و اندرزِ نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن.
حکمت، یعنی سخنِ درست را در زمانِ درست، با زبانِ درست و به شیوهای متناسب با حالِ مخاطب گفتن. گاهی یک تذکرِ آرام، دری را میگشاید که صد فریاد از گشودنش ناتوان است؛ همانگونه که قطرههای پیوستهٔ باران، زمینِ سخت را نرم میکنند، اما ضربههای تندِ تگرگ، شکوفهها را بر زمین میریزند.
البته مهربانی در نقد، به معنای چشمپوشی از خطا نیست؛ همانطور که جراح برای نجاتِ بیمار، گاه ناگزیر از بریدن است. تفاوت در این است که جراح، بهاندازه و برای درمان میبُرد؛ نه از سرِ خشم و نه برای اثباتِ قدرتِ دستش.
تلنگر:
پیش از نقدِ دیگری، از خود بپرس: آیا میخواهم او را اصلاح کنم یا میخواهم برتریِ خودم را به رخ بکشم؟ آیا سخنم راهی برای بازگشت باقی میگذارد یا چنان زخمی میزند که او را از شنیدنِ حقیقت گریزان میکند؟
هدف از اصلاحِ دیگران، روشن کردنِ چراغ در اتاقِ تاریکِ آنهاست؛ نه به آتش کشیدنِ تمامِ خانهشان.
#مشق_آدمیت_۱۲ #ادب_نقد #اصلاح #خیرخواهی #اخلاق
https://xn--r1a.website/deh_farimak
ظرافت در نقد؛ مرهمی بر زخم، نه نمکی بر آن
نقد کردن، هنرِ دیدنِ عیب نیست؛ هنرِ نشان دادنِ آن، بیآنکه حرمتِ صاحبش را بشکنیم. هرکس میتواند انگشت بر زخمی بگذارد؛ اما انسانِ فرهیخته کسی است که بداند کجا، چگونه و با چه زبانی دست به درمان ببرد.
باغبانی را تصور کنید که بر شاخهای آفتزده، تبر فرود میآورد؛ شاید آفت را از میان ببرد، اما چهبسا شاخهای را هم نابود کند که با اندکی مراقبت، دوباره میتوانست شکوفه دهد. باغبانِ خردمند، نه درخت را بهخاطر آفتش سرزنش میکند و نه از درمانش دست میکشد؛ آفت را میشناسد، بهاندازه هرس میکند و راهِ روییدن را باز میگذارد.
نقدِ بیرحمانه نیز گاه چنین است؛ به نامِ اصلاح، اعتماد را میبُرد؛ به بهانهٔ خیرخواهی، آبرو را میریزد و به خیالِ بیدار کردن، دل را میشکند. بعضی سخنان، مثل نمکاند؛ اگر بهاندازه و در جای خود باشند، سودمندند، اما اگر بر زخم پاشیده شوند، جز سوزش و رنج چیزی به بار نمیآورند.
اگر میخواهی عیبی را تذکر دهی، آبروی انسان را در جمع نشانه نرو. آنچه در خلوت میتواند نصیحت باشد، در برابر چشم دیگران ممکن است به تحقیر تبدیل شود. آینه، لکهٔ چهره را نشان میدهد، اما آن را فریاد نمیزند؛ طبیب، بیماری را توضیح میدهد، نه برای شرمسار کردن بیمار، بلکه برای گشودن راهِ درمان.
نقدِ سازنده باید بوی مهربانی و امید بدهد؛ نقد باید بوی سوزن و نخ برای رفو کردن بدهد، نه بوی قیچی برای پاره کردن! سوزن، هرچند لحظهای به پارچه فرو میرود، برای پیوند دادنِ گسیختگیهاست؛ اما قیچی، رشتهها را میبُرد و فاصلهها را بیشتر میکند. سخنِ سنجیده نیز ممکن است تلخ باشد، اما تلخیاش برای ترمیم است، نه تخریب؛ برای بازگرداندنِ انسان به مسیر، نه راندنِ او از میدانِ اصلاح.
قرآن کریم، شیوهٔ دعوت و تذکر را چنین میآموزد:
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»
(نحل، ۱۲۵)
با حکمت و اندرزِ نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن.
حکمت، یعنی سخنِ درست را در زمانِ درست، با زبانِ درست و به شیوهای متناسب با حالِ مخاطب گفتن. گاهی یک تذکرِ آرام، دری را میگشاید که صد فریاد از گشودنش ناتوان است؛ همانگونه که قطرههای پیوستهٔ باران، زمینِ سخت را نرم میکنند، اما ضربههای تندِ تگرگ، شکوفهها را بر زمین میریزند.
البته مهربانی در نقد، به معنای چشمپوشی از خطا نیست؛ همانطور که جراح برای نجاتِ بیمار، گاه ناگزیر از بریدن است. تفاوت در این است که جراح، بهاندازه و برای درمان میبُرد؛ نه از سرِ خشم و نه برای اثباتِ قدرتِ دستش.
تلنگر:
پیش از نقدِ دیگری، از خود بپرس: آیا میخواهم او را اصلاح کنم یا میخواهم برتریِ خودم را به رخ بکشم؟ آیا سخنم راهی برای بازگشت باقی میگذارد یا چنان زخمی میزند که او را از شنیدنِ حقیقت گریزان میکند؟
هدف از اصلاحِ دیگران، روشن کردنِ چراغ در اتاقِ تاریکِ آنهاست؛ نه به آتش کشیدنِ تمامِ خانهشان.
#مشق_آدمیت_۱۲ #ادب_نقد #اصلاح #خیرخواهی #اخلاق
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
بسم الله الرحمن الرحیم
فریمک؛ قرارِ دلها در جوار آرامگرفتگان خاک
خاک، تنها بسترِ آرمیدن نیست؛ حافظهٔ خاموشِ نسلهایی است که روزگاری در کوچههای همین دیار قدم زدند، در خانههایش چراغ افروختند و با رنج و امید خویش، بخشی از هویت و خاطرهٔ جمعی ما را ساختند.
در پاسداشت حرمت درگذشتگان و تجدید عهد با یاد عزیزانی که جسمشان در خاک و نام و خاطرهشان در دلهای ماست، آیین زیارت اهل قبور، روز جمعه، ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵، در جوار مزار فریمک برگزار میشود.
این محفل معنوی از ساعت ۹ صبح تا ۳ بعدازظهر، فرصتی است برای قرائت فاتحه، نثار صلوات، تجدید خاطرات و زنده نگهداشتن پیوند دیرپای زندگان با رفتگان؛ آیینی ریشهدار که در آن، هم حرمت درگذشتگان پاس داشته میشود و هم رشتههای محبت و همبستگی میان بازماندگان استوارتر میگردد.
از عموم همولایتیهای ارجمند و اهالی شریف فریمک دعوت میشود با حضور خود در این آیین معنوی، در گرامیداشت یاد عزیزان سفرکرده سهیم شوند و با دعای خیر و قرائت فاتحه، چراغ یاد آنان را در دلها روشن نگاه دارند.
باشد که رحمت واسعهٔ الهی، آرامش ابدی را نصیب آرمیدگان این خاک و صبر و تسلای الهی را روزی بازماندگان گرداند.
یاد رفتگان، حرمت خاک و پیوند نسلها؛ سه میراثی که نباید به دست فراموشی سپرده شوند.
#فریمک #زیارت_اهل_قبور #یاد_رفتگان #حرمت_خاک #پیوند_نسلها #مهر_۱۴۰۵
https://xn--r1a.website/deh_farimak
فریمک؛ قرارِ دلها در جوار آرامگرفتگان خاک
خاک، تنها بسترِ آرمیدن نیست؛ حافظهٔ خاموشِ نسلهایی است که روزگاری در کوچههای همین دیار قدم زدند، در خانههایش چراغ افروختند و با رنج و امید خویش، بخشی از هویت و خاطرهٔ جمعی ما را ساختند.
در پاسداشت حرمت درگذشتگان و تجدید عهد با یاد عزیزانی که جسمشان در خاک و نام و خاطرهشان در دلهای ماست، آیین زیارت اهل قبور، روز جمعه، ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵، در جوار مزار فریمک برگزار میشود.
این محفل معنوی از ساعت ۹ صبح تا ۳ بعدازظهر، فرصتی است برای قرائت فاتحه، نثار صلوات، تجدید خاطرات و زنده نگهداشتن پیوند دیرپای زندگان با رفتگان؛ آیینی ریشهدار که در آن، هم حرمت درگذشتگان پاس داشته میشود و هم رشتههای محبت و همبستگی میان بازماندگان استوارتر میگردد.
از عموم همولایتیهای ارجمند و اهالی شریف فریمک دعوت میشود با حضور خود در این آیین معنوی، در گرامیداشت یاد عزیزان سفرکرده سهیم شوند و با دعای خیر و قرائت فاتحه، چراغ یاد آنان را در دلها روشن نگاه دارند.
باشد که رحمت واسعهٔ الهی، آرامش ابدی را نصیب آرمیدگان این خاک و صبر و تسلای الهی را روزی بازماندگان گرداند.
یاد رفتگان، حرمت خاک و پیوند نسلها؛ سه میراثی که نباید به دست فراموشی سپرده شوند.
#فریمک #زیارت_اهل_قبور #یاد_رفتگان #حرمت_خاک #پیوند_نسلها #مهر_۱۴۰۵
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۱۳
قدرشناسی؛ فراموش نکردنِ پلهایی که از آنها گذشتهایم
درختی که میوه میدهد، اگر ریشههایش را فراموش کند، دیر یا زود خشک میشود. انسان نیز اگر دستهایی را که روزی تکیهگاهش بودند از یاد ببرد، هرچند به قلههای موفقیت برسد، در حقیقت از ریشههای خویش فاصله گرفته است.
هیچکس یکتنه به مقصد نمیرسد؛ پشتِ هر موفقیت، گاه مادری است که بیصدا دعا کرده، پدری که از آسایش خود گذشته، استادی که چراغی افروخته یا دوستی که در روزهای دشوار، شانهای برای تکیه دادن بوده است. بیمعرفتی آن است که پس از عبور از پل، بهجای سپاسگزاری، آن را ویران کنیم!
قدرشناسی، تنها گفتنِ «متشکرم» نیست؛ یعنی خوبیِ دیگران را به یاد بسپاریم، در غیابشان حرمتشان را نگه داریم و اگر روزی توانستیم، نیکیشان را با نیکی پاسخ دهیم. چشمهای که آبش را نوشیدهایم، سزاوارِ سنگپرانی نیست؛ شاید فردا دوباره تشنه شویم.
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» (بقره، ۲۳۷)
نیکیها و احسانی را که در میان شما بوده است، فراموش نکنید.
تلنگر:
مبادا آنقدر سرگرمِ رسیدن به مقصد شوی که کسانی را که در راه همراهت بودند، از یاد ببری. بزرگی فقط در پیشرفت نیست؛ در وفادار ماندن به کسانی نیز هست که روزی چراغِ راهت شدند.
آدمِ اصیل، با بالا رفتن، نردبانش را لگد نمیکند؛ دستِ آنانی را که روزی کمکش کردند، از یاد نمیبرد.
#مشق_آدمیت_۱۳ #قدرشناسی #سپاسگزاری #وفاداری #اخلاق
https://eitaa.com/deh_farimak
قدرشناسی؛ فراموش نکردنِ پلهایی که از آنها گذشتهایم
درختی که میوه میدهد، اگر ریشههایش را فراموش کند، دیر یا زود خشک میشود. انسان نیز اگر دستهایی را که روزی تکیهگاهش بودند از یاد ببرد، هرچند به قلههای موفقیت برسد، در حقیقت از ریشههای خویش فاصله گرفته است.
هیچکس یکتنه به مقصد نمیرسد؛ پشتِ هر موفقیت، گاه مادری است که بیصدا دعا کرده، پدری که از آسایش خود گذشته، استادی که چراغی افروخته یا دوستی که در روزهای دشوار، شانهای برای تکیه دادن بوده است. بیمعرفتی آن است که پس از عبور از پل، بهجای سپاسگزاری، آن را ویران کنیم!
قدرشناسی، تنها گفتنِ «متشکرم» نیست؛ یعنی خوبیِ دیگران را به یاد بسپاریم، در غیابشان حرمتشان را نگه داریم و اگر روزی توانستیم، نیکیشان را با نیکی پاسخ دهیم. چشمهای که آبش را نوشیدهایم، سزاوارِ سنگپرانی نیست؛ شاید فردا دوباره تشنه شویم.
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» (بقره، ۲۳۷)
نیکیها و احسانی را که در میان شما بوده است، فراموش نکنید.
تلنگر:
مبادا آنقدر سرگرمِ رسیدن به مقصد شوی که کسانی را که در راه همراهت بودند، از یاد ببری. بزرگی فقط در پیشرفت نیست؛ در وفادار ماندن به کسانی نیز هست که روزی چراغِ راهت شدند.
آدمِ اصیل، با بالا رفتن، نردبانش را لگد نمیکند؛ دستِ آنانی را که روزی کمکش کردند، از یاد نمیبرد.
#مشق_آدمیت_۱۳ #قدرشناسی #سپاسگزاری #وفاداری #اخلاق
https://eitaa.com/deh_farimak
👌1
مشقِ آدمیت | ۱۴
صدق و یکرنگی؛ زلالیِ چشمهسار
آدمِ دورو، زندگی را به صحنهای پرهزینه تبدیل میکند؛ باید برای هرکس نقابی داشته باشد، هر سخنی را با سخنِ پیشین هماهنگ کند و همیشه نگرانِ برملا شدنِ نقشِ خود باشد. اما انسانِ صادق، آسوده است؛ چون لازم نیست چیزی را به خاطر بسپارد که هرگز اتفاق نیفتاده است!
چشمهای را تصور کنید که آبش زلال است؛ سنگریزههای کفِ خود را پنهان نمیکند و از روشنایی نمیگریزد. صداقت نیز چنین است؛ حرف و دل و عملِ انسان را در یک مسیر جاری میکند. آینه برای نشان دادنِ حقیقت، چهرهای دیگر نمیسازد؛ و درختِ راستقامت، برای خوشایندِ هر رهگذری شکلِ شاخههایش را عوض نمیکند.
دروغ شاید گرهی را موقتاً باز کند، اما گاه گرهی بزرگتر بر اعتماد میزند؛ درست مانند ترکِ کوچکی در دیوار که اگر پنهان بماند، بهتدریج بنیانِ خانه را سست میکند. صداقت، البته به معنای گفتنِ هر سخنی در هر زمان نیست؛ میتوان راستگو بود و در عین حال، رازدار، مهربان و سنجیده سخن گفت. یکرنگی یعنی برای حفظِ منافع، حقیقت را وارونه نکنیم و برای جلبِ رضایتِ دیگران، شخصیتِ خود را نفروشیم.
قرآن کریم، مؤمنان را به همراهی با راستگویان فرا میخواند:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»
(توبه، ۱۱۹)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، تقوای الهی پیشه کنید و با راستگویان باشید.
تلنگر:
از خود بپرس: آیا همانگونه که در حضور دیگران سخن میگویم، در خلوت نیز همان باورها را دارم؟ آیا چهرهام باطنم را بازتاب میدهد یا هر جمعی، شخصیتی تازه از من میسازد؟
هیچ نقابی برای همیشه بر چهره نمیماند؛ اما انسانی که یکرنگ زندگی میکند، از آشکار شدنِ حقیقتِ خویش هراسی ندارد.
#مشق_آدمیت_۱۴ #صداقت #یکرنگی #راستگویی #خلوص
https://xn--r1a.website/deh_farimak
صدق و یکرنگی؛ زلالیِ چشمهسار
آدمِ دورو، زندگی را به صحنهای پرهزینه تبدیل میکند؛ باید برای هرکس نقابی داشته باشد، هر سخنی را با سخنِ پیشین هماهنگ کند و همیشه نگرانِ برملا شدنِ نقشِ خود باشد. اما انسانِ صادق، آسوده است؛ چون لازم نیست چیزی را به خاطر بسپارد که هرگز اتفاق نیفتاده است!
چشمهای را تصور کنید که آبش زلال است؛ سنگریزههای کفِ خود را پنهان نمیکند و از روشنایی نمیگریزد. صداقت نیز چنین است؛ حرف و دل و عملِ انسان را در یک مسیر جاری میکند. آینه برای نشان دادنِ حقیقت، چهرهای دیگر نمیسازد؛ و درختِ راستقامت، برای خوشایندِ هر رهگذری شکلِ شاخههایش را عوض نمیکند.
دروغ شاید گرهی را موقتاً باز کند، اما گاه گرهی بزرگتر بر اعتماد میزند؛ درست مانند ترکِ کوچکی در دیوار که اگر پنهان بماند، بهتدریج بنیانِ خانه را سست میکند. صداقت، البته به معنای گفتنِ هر سخنی در هر زمان نیست؛ میتوان راستگو بود و در عین حال، رازدار، مهربان و سنجیده سخن گفت. یکرنگی یعنی برای حفظِ منافع، حقیقت را وارونه نکنیم و برای جلبِ رضایتِ دیگران، شخصیتِ خود را نفروشیم.
قرآن کریم، مؤمنان را به همراهی با راستگویان فرا میخواند:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»
(توبه، ۱۱۹)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، تقوای الهی پیشه کنید و با راستگویان باشید.
تلنگر:
از خود بپرس: آیا همانگونه که در حضور دیگران سخن میگویم، در خلوت نیز همان باورها را دارم؟ آیا چهرهام باطنم را بازتاب میدهد یا هر جمعی، شخصیتی تازه از من میسازد؟
هیچ نقابی برای همیشه بر چهره نمیماند؛ اما انسانی که یکرنگ زندگی میکند، از آشکار شدنِ حقیقتِ خویش هراسی ندارد.
#مشق_آدمیت_۱۴ #صداقت #یکرنگی #راستگویی #خلوص
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
مشقِ آدمیت | ۱۵
خویشتنداری در خشم؛ مهارِ اسبِ سرکش
خشم، آتشی است که در چند لحظه زبانه میکشد، اما گاهی خاکسترش تا سالها بر زندگی مینشیند. کلمهای که در یک لحظه از دهان میپرد، میتواند دلی را بشکند که سالها برای به دست آوردنِ اعتمادش زحمت کشیدهایم؛ درست مثل کبریتی کوچک که خانهای بزرگ را به آتش میکشد.
خشم، اسبی سرکش است؛ اگر افسارش را در دست عقل نگه داری، نیروی آن را مهار کردهای؛ اما اگر افسار را رها کنی، ممکن است تو را به جایی ببرد که بازگشت از آن، بهای سنگینی داشته باشد. گاهی یک سکوتِ بهموقع، از صدها سخنِ پشیمانکننده شجاعانهتر است؛ همانگونه که ناخدای خردمند در دلِ طوفان، کشتی را با شتاب و هراس هدایت نمیکند، بلکه تا آرام شدنِ موجها، فرمان را استوار نگه میدارد.
امام صادق (ع) میفرمایند:
«مَا مِنْ عَبْدٍ كَظَمَ غَيْظًا إِلَّا زَادَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عِزًّا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»
هیچ بندهای خشم خود را فرو نمیخورد، مگر آنکه خداوند بر عزت او در دنیا و آخرت میافزاید.
الکافی، ج ۲، ص ۱۱۰، ح 5.
قرآن کریم نیز یکی از ویژگیهای نیکوکاران را چنین بیان میکند:
«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ» (آلعمران، ۱۳۴)
آنان که خشم خود را فرو میخورند و از مردم درمیگذرند.
تلنگر:
وقتی خشمگین شدی، پیش از پاسخ دادن مکث کن؛ بگذار آتشِ احساس فروکش کند تا عقل، دوباره چراغِ راهت شود. هر سخنی را میتوان بر زبان آورد، اما هر زخمی را نمیتوان بهآسانی ترمیم کرد.
قهرمانِ واقعی کسی نیست که در اوج خشم، صدایش بلندتر میشود؛ کسی است که در اوج خشم، اختیارش را از دست نمیدهد.
#مشق_آدمیت_۱۵ #کظم_غیظ #خویشتنداری #تسلط_بر_نفس #صبر
https://xn--r1a.website/deh_farimak
خویشتنداری در خشم؛ مهارِ اسبِ سرکش
خشم، آتشی است که در چند لحظه زبانه میکشد، اما گاهی خاکسترش تا سالها بر زندگی مینشیند. کلمهای که در یک لحظه از دهان میپرد، میتواند دلی را بشکند که سالها برای به دست آوردنِ اعتمادش زحمت کشیدهایم؛ درست مثل کبریتی کوچک که خانهای بزرگ را به آتش میکشد.
خشم، اسبی سرکش است؛ اگر افسارش را در دست عقل نگه داری، نیروی آن را مهار کردهای؛ اما اگر افسار را رها کنی، ممکن است تو را به جایی ببرد که بازگشت از آن، بهای سنگینی داشته باشد. گاهی یک سکوتِ بهموقع، از صدها سخنِ پشیمانکننده شجاعانهتر است؛ همانگونه که ناخدای خردمند در دلِ طوفان، کشتی را با شتاب و هراس هدایت نمیکند، بلکه تا آرام شدنِ موجها، فرمان را استوار نگه میدارد.
امام صادق (ع) میفرمایند:
«مَا مِنْ عَبْدٍ كَظَمَ غَيْظًا إِلَّا زَادَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عِزًّا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»
هیچ بندهای خشم خود را فرو نمیخورد، مگر آنکه خداوند بر عزت او در دنیا و آخرت میافزاید.
الکافی، ج ۲، ص ۱۱۰، ح 5.
قرآن کریم نیز یکی از ویژگیهای نیکوکاران را چنین بیان میکند:
«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ» (آلعمران، ۱۳۴)
آنان که خشم خود را فرو میخورند و از مردم درمیگذرند.
تلنگر:
وقتی خشمگین شدی، پیش از پاسخ دادن مکث کن؛ بگذار آتشِ احساس فروکش کند تا عقل، دوباره چراغِ راهت شود. هر سخنی را میتوان بر زبان آورد، اما هر زخمی را نمیتوان بهآسانی ترمیم کرد.
قهرمانِ واقعی کسی نیست که در اوج خشم، صدایش بلندتر میشود؛ کسی است که در اوج خشم، اختیارش را از دست نمیدهد.
#مشق_آدمیت_۱۵ #کظم_غیظ #خویشتنداری #تسلط_بر_نفس #صبر
https://xn--r1a.website/deh_farimak
Telegram
دهکده گردشگری فریمک
این کانال متعلق به روستای فریمک و معرفی جاذبههای گردشگری و جمعآوری تصاویر نابی که در دل خانهها در حال خاک خوردن بود و آئين ها و رسومات محلی و متون ناب اسلامی و اخلاقی و ضروریات دیگر میباشد
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi
آدرس سایت mjdoroudi.ir
ارتباط با ادمین
@mj_doroudi