121. #evidence : ˈevədəns
that which makes clear the truth or falsehood of something
آن چه درستی یا کذب چیزی را آشکار می سازد، شواهد، مدارک
a. Each juror felt he needed more evidence before voting to convict the former football star.
همه اعضای هیات ژوری می دانستند که پیش از رای به محکومیت ستاره سابق فوتبال، به دلایل بیشتری نیاز دارند
b. Her many awards were evidence enough that Leona excelled in typing.
پاداش فراوان او دلیل مناسبی برای این بود که لئونا در تایپ بی نظیر است
c. our teacher ignored the evidence that Simon had cheated on the test.
معلم ما مدرکی که دال بر تقلب سیمون در امتحان بود را نادیده گرفت
❄️ @coding_504 ❄️
that which makes clear the truth or falsehood of something
آن چه درستی یا کذب چیزی را آشکار می سازد، شواهد، مدارک
a. Each juror felt he needed more evidence before voting to convict the former football star.
همه اعضای هیات ژوری می دانستند که پیش از رای به محکومیت ستاره سابق فوتبال، به دلایل بیشتری نیاز دارند
b. Her many awards were evidence enough that Leona excelled in typing.
پاداش فراوان او دلیل مناسبی برای این بود که لئونا در تایپ بی نظیر است
c. our teacher ignored the evidence that Simon had cheated on the test.
معلم ما مدرکی که دال بر تقلب سیمون در امتحان بود را نادیده گرفت
❄️ @coding_504 ❄️
121. #evidence : ˈevədəns
that which makes clear the truth or falsehood of something
آن چه درستی یا کذب چیزی را آشکار می سازد، شواهد، مدارک
a. Each juror felt he needed more evidence before voting to convict the former football star.
همه اعضای هیات ژوری می دانستند که پیش از رای به محکومیت ستاره سابق فوتبال، به دلایل بیشتری نیاز دارند
b. Her many awards were evidence enough that Leona excelled in typing.
پاداش فراوان او دلیل مناسبی برای این بود که لئونا در تایپ بی نظیر است
c. our teacher ignored the evidence that Simon had cheated on the test.
معلم ما مدرکی که دال بر تقلب سیمون در امتحان بود را نادیده گرفت
❄️ @coding_504 ❄️
that which makes clear the truth or falsehood of something
آن چه درستی یا کذب چیزی را آشکار می سازد، شواهد، مدارک
a. Each juror felt he needed more evidence before voting to convict the former football star.
همه اعضای هیات ژوری می دانستند که پیش از رای به محکومیت ستاره سابق فوتبال، به دلایل بیشتری نیاز دارند
b. Her many awards were evidence enough that Leona excelled in typing.
پاداش فراوان او دلیل مناسبی برای این بود که لئونا در تایپ بی نظیر است
c. our teacher ignored the evidence that Simon had cheated on the test.
معلم ما مدرکی که دال بر تقلب سیمون در امتحان بود را نادیده گرفت
❄️ @coding_504 ❄️
#evidence
شاهد و مدرک ،گواه
کدینگ: ای وای دنس کردم با قاتل تا شاهد و مدرک جمع کردم.
❄️ @coding_504 ❄️
شاهد و مدرک ،گواه
کدینگ: ای وای دنس کردم با قاتل تا شاهد و مدرک جمع کردم.
❄️ @coding_504 ❄️