278. #Detest dəˈtest
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
#detest
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹
278. #Detest dəˈtest
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
#detest
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹
278. #Detest dəˈtest
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
Dislike very much; hate
متنفر بودن از، تنفر داشتن از
a. The word detests people who arn’t valiant.
دنیا از انسان هایی که شجاع نیستند، متنفر است.
b. Wally was certain that his girlfriend’s parents would detest him because he had been a delinquent.
«والی» مطمئن بود که والدین دوست دخترش از او متنفرند، چون او یک بزهکار بود.
c. I detest Chinese food but I won’t deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم ولی شما را از شانس خوردنش محروم نمی کنم.
🌹 @coding_504 🌹
#detest
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹
نفرت کردن تنفر داشتن از بیزار بودن
کدینگ: از تو خیلی بدی دیده است که الان متنفره ازت
🌹 @coding_504 🌹