112. #compete :
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
112. #compete : kəmˈpiːt
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
112. #compete : kəmˈpiːt
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
112. #compete :
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
try hard to get something wanted by others, be a rival
تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند، رقابت کردن
a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
"استفی گراف" در رقابت برای عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه دعوت شد
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت تا در مقابل والدینش برای اولین بار مسابقه بدهد
c. When the amateur became a pro he had to compete against better men.
وقتی که یک غیرحرفه ای به حرفه ای تبدیل شد، باید مقابل افراد بهتری مسابقه بدهد
❄️ @coding_504 ❄️
👍1