164. #Vicious: ˈvɪʃəs
Evil; wicked; savage
پست، بدجنس، وحشی
a. Liza was unpopular because she was vicious to people she had just met.
«لیزا» نامطلوب بود، زیرا به هرکسی که تازه آشنا شده بود پستی نشان داده بود.
b. The vicious editor published false stories about people he disliked.
ویراستار بدجنس درباره ی افرادی که از آنها تنفر داشت، داستان های دروغ چاپ می کرد.
c. Mr. Voss was reluctant to talk about his vicious pit bull.
آقای «واس» مایل نبود درباره ی سگ پیت بول شرور خود صحبت کند.
❄️ @coding_504 ❄️
Evil; wicked; savage
پست، بدجنس، وحشی
a. Liza was unpopular because she was vicious to people she had just met.
«لیزا» نامطلوب بود، زیرا به هرکسی که تازه آشنا شده بود پستی نشان داده بود.
b. The vicious editor published false stories about people he disliked.
ویراستار بدجنس درباره ی افرادی که از آنها تنفر داشت، داستان های دروغ چاپ می کرد.
c. Mr. Voss was reluctant to talk about his vicious pit bull.
آقای «واس» مایل نبود درباره ی سگ پیت بول شرور خود صحبت کند.
❄️ @coding_504 ❄️