288. #Trifle ˈtraɪfəl
A small amount; little bit; something of little value
مقدار کم، کمی، چیز کم ارزش
a. I ate a trifle for dinner rather than a vast meal.
به جای غذایی مفصل، غذای مختصری خوردم.
b. Walter spends only a trifle of his time in studying French.
«والتر» تنها مدت کمی از وقتش را صرف مطالعه ی زبان فرانسه می کند.
c. At our meetings Alex always raises trifling objections to any new plan.
«آلکس» در جلسات ما در مورد هر طرح جدیدی مخالفت کمی ابراز می کند.
🌹 @coding_504 🌹
A small amount; little bit; something of little value
مقدار کم، کمی، چیز کم ارزش
a. I ate a trifle for dinner rather than a vast meal.
به جای غذایی مفصل، غذای مختصری خوردم.
b. Walter spends only a trifle of his time in studying French.
«والتر» تنها مدت کمی از وقتش را صرف مطالعه ی زبان فرانسه می کند.
c. At our meetings Alex always raises trifling objections to any new plan.
«آلکس» در جلسات ما در مورد هر طرح جدیدی مخالفت کمی ابراز می کند.
🌹 @coding_504 🌹
#trifle
کم بها/ناچیز
کدینگ: من چیزی نمیخوام ،
(یه مقدارِ کم)، یه مبلغ ناچیز ؍ trifle ، به من تراول بده .
🌹 @coding_504 🌹
کم بها/ناچیز
کدینگ: من چیزی نمیخوام ،
(یه مقدارِ کم)، یه مبلغ ناچیز ؍ trifle ، به من تراول بده .
🌹 @coding_504 🌹