239. #Prosper ˈprɑːspər
Be successful; have good fortune
موفق بودن، اقبال خوب داشتن
a. Howard Hughes owned numerous businesses and most of them prospered.
«هوارد هوگز» موسسات تجاری متعددی داشت و بیشتر آن ها رونق داشتند.
b. No one should prosper from the misfortunes of his or her friends.
هیچ کس نباید با بدشانسی های دوستانش، پیشرفت کند.(آقا جون نردبان کردن افراد بده بد.)
c, The annual report showed that the new business was prospering.
گزارش سالانه نشان می داد که موسسه ی تجاری در حال رونق بود .
🌹 @coding_504 🌹
Be successful; have good fortune
موفق بودن، اقبال خوب داشتن
a. Howard Hughes owned numerous businesses and most of them prospered.
«هوارد هوگز» موسسات تجاری متعددی داشت و بیشتر آن ها رونق داشتند.
b. No one should prosper from the misfortunes of his or her friends.
هیچ کس نباید با بدشانسی های دوستانش، پیشرفت کند.(آقا جون نردبان کردن افراد بده بد.)
c, The annual report showed that the new business was prospering.
گزارش سالانه نشان می داد که موسسه ی تجاری در حال رونق بود .
🌹 @coding_504 🌹