153. #Persist: pərˈsɪst
Continue firmly; refuse to stop or be changed
قاطعانه ادامه دادن، از توقف یا تغییر امتناع ورزیدن
a. The humid weather persisted all summer.
آب و هوای مرطوب درتمام طول تابستان ادامه داشت.
b. Would Lorraine's weird behavior persist, we all wondered?
همه از خود پرسیدیم، آیا رفتار عجیب و غریب «لورین» همچنان ادامه پیدا می کند.
c. Loyd persisted in exaggerating everything he said.
«لوید» همچنان در هرچه که می گفت غلو می کرد.
❄️ @coding_504 ❄️
Continue firmly; refuse to stop or be changed
قاطعانه ادامه دادن، از توقف یا تغییر امتناع ورزیدن
a. The humid weather persisted all summer.
آب و هوای مرطوب درتمام طول تابستان ادامه داشت.
b. Would Lorraine's weird behavior persist, we all wondered?
همه از خود پرسیدیم، آیا رفتار عجیب و غریب «لورین» همچنان ادامه پیدا می کند.
c. Loyd persisted in exaggerating everything he said.
«لوید» همچنان در هرچه که می گفت غلو می کرد.
❄️ @coding_504 ❄️