212. #Horrid ˈhɔːrəd
Terrible; frightful
وحشتناک، ترسناک
a. Janey avoided staring at the horrid man's face.
«جینی» از نگاه کردن به چهره ی مرد ترسناک اجتناب کرد.
b. It is simply horrid the way cars pollute the air we breath.
اتومبیل ها به شیوه ی وحشتناکی هوایی را که ما تنفس می کنیم آلوده می کنند.
c. When Mary was good, she was very good, but when she was bad, she was horrid.
وقتی مری خوب بود، بسیار خوب بود ولی وقتی هم بد بود، وحشتناک بود.
❄️ @coding_504 ❄️
Terrible; frightful
وحشتناک، ترسناک
a. Janey avoided staring at the horrid man's face.
«جینی» از نگاه کردن به چهره ی مرد ترسناک اجتناب کرد.
b. It is simply horrid the way cars pollute the air we breath.
اتومبیل ها به شیوه ی وحشتناکی هوایی را که ما تنفس می کنیم آلوده می کنند.
c. When Mary was good, she was very good, but when she was bad, she was horrid.
وقتی مری خوب بود، بسیار خوب بود ولی وقتی هم بد بود، وحشتناک بود.
❄️ @coding_504 ❄️