132: #Fiction : ˈfɪkʃn̩
That which is imagined or made up
آنچه که تصور یا ساخته می شود، داستان، خیالبافی
a. The story that the president had died was a fiction.
این داستان که رئیس جمهور مرده بود ساختگی بود.
b. We hardly ever believed Vinny because what he said was usually fiction.
ما بندرت حرفهای «وینی» را باور می کردیم، چون آنچه می گفت معمولاً بی اساس بود.
c.Marge enjoys reading works of fiction rather that true stories.
«مارج» از خواندن آثار تخیلی بیشتر از داستان های واقعی لذت می برد.
❄️ @coding_504 ❄️
That which is imagined or made up
آنچه که تصور یا ساخته می شود، داستان، خیالبافی
a. The story that the president had died was a fiction.
این داستان که رئیس جمهور مرده بود ساختگی بود.
b. We hardly ever believed Vinny because what he said was usually fiction.
ما بندرت حرفهای «وینی» را باور می کردیم، چون آنچه می گفت معمولاً بی اساس بود.
c.Marge enjoys reading works of fiction rather that true stories.
«مارج» از خواندن آثار تخیلی بیشتر از داستان های واقعی لذت می برد.
❄️ @coding_504 ❄️
132: #Fiction : ˈfɪkʃn̩
That which is imagined or made up
آنچه که تصور یا ساخته می شود، داستان، خیالبافی
a. The story that the president had died was a fiction.
این داستان که رئیس جمهور مرده بود ساختگی بود.
b. We hardly ever believed Vinny because what he said was usually fiction.
ما بندرت حرفهای «وینی» را باور می کردیم، چون آنچه می گفت معمولاً بی اساس بود.
c.Marge enjoys reading works of fiction rather that true stories.
«مارج» از خواندن آثار تخیلی بیشتر از داستان های واقعی لذت می برد.
❄️ @coding_504 ❄️
That which is imagined or made up
آنچه که تصور یا ساخته می شود، داستان، خیالبافی
a. The story that the president had died was a fiction.
این داستان که رئیس جمهور مرده بود ساختگی بود.
b. We hardly ever believed Vinny because what he said was usually fiction.
ما بندرت حرفهای «وینی» را باور می کردیم، چون آنچه می گفت معمولاً بی اساس بود.
c.Marge enjoys reading works of fiction rather that true stories.
«مارج» از خواندن آثار تخیلی بیشتر از داستان های واقعی لذت می برد.
❄️ @coding_504 ❄️