شروع شد غزلم با اراده ی پاییز
به نام هستی و با نام ساده ی پاییز...
به لطف حق شده ام شاعر و دلم گره خورد
به زلف مضطرب و تاب داده ی پاییز
فقط به فصل قشنگ تو عشق میورزم
-به هیبت سر پا ایستاده ی پاییز-
تو پادشاه منی... من گدای درگاهت
شدم خراب تو ، ای جام باده ی پاییز !
نگاه من شده آذر... به مهر محتاجم
به آن تبسم و روی گشاده ی پاییز
میان کلبه ی جنگل چقدر میچسبد...
کمی مشاعره با خانواده ی پاییز...
صدای خش خش برگ و ترانه ی باران
قدم زدن وسط پیچ جاده ی پاییز
همیشه در شب یلدا ، غریب و دلتنگم
برای خنده و ناز و افاده ی پاییز
به هر کس از من و ایل و تبار من پرسید
جوابم این شده ؛ هستم نواده ی پاییز
پس از سه ماه دویدن رفیق یلدا شد
چه تاولی زده پای پیاده ی پاییز
نبوده دست خودم که! به لطف حضرت عشق
تمام شد غزلم با اراده ی پاییز
#محمد_اسمعیلپور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
به نام هستی و با نام ساده ی پاییز...
به لطف حق شده ام شاعر و دلم گره خورد
به زلف مضطرب و تاب داده ی پاییز
فقط به فصل قشنگ تو عشق میورزم
-به هیبت سر پا ایستاده ی پاییز-
تو پادشاه منی... من گدای درگاهت
شدم خراب تو ، ای جام باده ی پاییز !
نگاه من شده آذر... به مهر محتاجم
به آن تبسم و روی گشاده ی پاییز
میان کلبه ی جنگل چقدر میچسبد...
کمی مشاعره با خانواده ی پاییز...
صدای خش خش برگ و ترانه ی باران
قدم زدن وسط پیچ جاده ی پاییز
همیشه در شب یلدا ، غریب و دلتنگم
برای خنده و ناز و افاده ی پاییز
به هر کس از من و ایل و تبار من پرسید
جوابم این شده ؛ هستم نواده ی پاییز
پس از سه ماه دویدن رفیق یلدا شد
چه تاولی زده پای پیاده ی پاییز
نبوده دست خودم که! به لطف حضرت عشق
تمام شد غزلم با اراده ی پاییز
#محمد_اسمعیلپور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee