حیف باشد که نگاه تو به دعوا بکشد
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد
#جواد_مهدی_پور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد
#جواد_مهدی_پور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
حیف باشد که نگاه تو به دعوا بکشد
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد
#جواد_مهدی_پور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد
#جواد_مهدی_پور
#یلدا 🍉
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
شمع سوزان توام پروانه را گم کرده ام
صاحب میخانه ام پیمانه را گم کرده ام
دور لب های قشنگ تو حریم زندگی ست
خارج از آن دایره میخانه را گم کرده ام
دیگران در سینه یک دل عشق پیدا کرده اند
من ولی در خود دل دیــوانه را گم کرده ام
از من بی خانمان آغـاز هستی را نپرس
در دل ویرانه ها افسانه را گم کرده ام
می رود از دست من زلف سخن هنگام عشق
در پریشان حالی اینجا شــــانه را گم کرده ام
سینه مالامال از نا مهربانی های توست
با تمام بی کسی بیگانـــــه را گم کرده ام
مثل غواصی که حیران می شود از موج ها
زیر دریا، گوهر یکــــــــــدانه را گم کرده ام
در قفس از بهره ی آزاد بودن غـــــافلم
مرغ بی بالم که آب و دانه را گم کرده ام
#جواد_مهدی_پور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee
صاحب میخانه ام پیمانه را گم کرده ام
دور لب های قشنگ تو حریم زندگی ست
خارج از آن دایره میخانه را گم کرده ام
دیگران در سینه یک دل عشق پیدا کرده اند
من ولی در خود دل دیــوانه را گم کرده ام
از من بی خانمان آغـاز هستی را نپرس
در دل ویرانه ها افسانه را گم کرده ام
می رود از دست من زلف سخن هنگام عشق
در پریشان حالی اینجا شــــانه را گم کرده ام
سینه مالامال از نا مهربانی های توست
با تمام بی کسی بیگانـــــه را گم کرده ام
مثل غواصی که حیران می شود از موج ها
زیر دریا، گوهر یکــــــــــدانه را گم کرده ام
در قفس از بهره ی آزاد بودن غـــــافلم
مرغ بی بالم که آب و دانه را گم کرده ام
#جواد_مهدی_پور
#کافه_تنهایی
🎴 @cafe_tanhaee