This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جریان دست پسکشیدن ملانیا و دونالد باز هم تکرارشد و رسانهها روی آن حساس شدهاند… در سفر اسرائیل اینطور کرد و دیروز هم وقتی به رم رسیدند.
@bashtin
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پریروز هم ماجرای دست پسکشیدن ملانیا و دونالد ترامپ این بود وقتی که به فرودگاه بنگوریون اسرائیل رسیدند
@bashtin
@bashtin
با اعلام خبر خريد تسليحات نظامى كشور عربستان با ارزشى بالغ بر ١١٠ ميليارد دلار ( 350 هزار میلیارد تومن)، نشانی های جدید خانه ی خدا برای عمره گزاران به شرح ذیل اعلام شد:
1: تهران - کهریزک - آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک
2: تهران - مجتمع محک (بیمارستان و آسایشگاه کودکان سرطانی)
3: تهران - شیرخوارگاه آمنه
4: سوپرمارکت سر کوچه - تسویه ی حسابهای نسیه مربوط به همسایگان آبرومندی که توان خرید نقدی ندارند.
5: کمک به خرید جهیزیه دختران کم بضاعت در بین همسایگان و آشنایان و فامیل
6: پرداخت هزینه شهریه دانشگاه آزاد یک دانشجوی کم بضاعت (هزینه ی یک سفر عمره معادل با شهریه 4 سال تحصیل در دانشگاه آزاد است)
7: کمک به زنان آبرومند سرپرست خانوار
8: کمک به پرداخت دیه زندانیان مرتبط با دیه
و....
✅ لطفا منتشر کنید
حجتان مقبول
سعیتان مشکور
@bashtin
1: تهران - کهریزک - آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک
2: تهران - مجتمع محک (بیمارستان و آسایشگاه کودکان سرطانی)
3: تهران - شیرخوارگاه آمنه
4: سوپرمارکت سر کوچه - تسویه ی حسابهای نسیه مربوط به همسایگان آبرومندی که توان خرید نقدی ندارند.
5: کمک به خرید جهیزیه دختران کم بضاعت در بین همسایگان و آشنایان و فامیل
6: پرداخت هزینه شهریه دانشگاه آزاد یک دانشجوی کم بضاعت (هزینه ی یک سفر عمره معادل با شهریه 4 سال تحصیل در دانشگاه آزاد است)
7: کمک به زنان آبرومند سرپرست خانوار
8: کمک به پرداخت دیه زندانیان مرتبط با دیه
و....
✅ لطفا منتشر کنید
حجتان مقبول
سعیتان مشکور
@bashtin
#چهارشنبه_های_بدون_اجبار
#چهارشنبه_های_سفید
جمعی از زنان داخل ایران به همراه مردان تصمیم گرفته اند چهارشنبه های هر هفته را به اعتراض علیه حجاب اجباری اختصاص دهند،
@bashtin
#چهارشنبه_های_سفید
جمعی از زنان داخل ایران به همراه مردان تصمیم گرفته اند چهارشنبه های هر هفته را به اعتراض علیه حجاب اجباری اختصاص دهند،
@bashtin
فردا پنجشبه چهارم خرداد ماه ساعت ده صبح با هشتگ :
#saveatena
وضعیت وخیم جسمانی... #آتنا_دائمی
#All4Atena
#FreeAtenaDaemi
@bashtin
#saveatena
وضعیت وخیم جسمانی... #آتنا_دائمی
#All4Atena
#FreeAtenaDaemi
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادعای جدید #کریمی_قدوسی: #روحانی مطمئن بود #ردصلاحیت میشه، تهدیدکرد #انتخابات برگزار نمیشه، رهبر تن داد. چون «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ جان امام زمان هم مهمتره»
@bashtin
@bashtin
باشتين
خدايى كه خرمشهر را آزاد كرد، اين شكلى بود. @bashtin
ژیلا بنی یعقوب :خیلی جوان بودم. خرداد 76 را تازه پشت سر گذاشته بودیم. سردبیری همشهری گفت با خانواده شهدا مصاحبه کنم، به مناسبت بزرگداشت هفته جنگ. خیلی زود خانواده محمد جهانآرا را انتخاب کردم، همیشه برایم جذابیت داشت، نمیدانم چرا؟ شاید به خاطر آهنگ ممدنبودی.
خانه محقر، ساده و فقیرانهشان حوالی میدان گرگان بود. آن روز هم مادر محمد به پرسشها پاسخ میداد بود هم خالهاش که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی بود، خاله محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه میگفت و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.
میدانستم سه شهید دارند. محمد که فرمانده سپاه خرمشهر بود، علی که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود، محسن که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود. به دیوار روبرو که نگاه کردم نه عکس سه نفر که عکس چهار نفر را دیدم. مادرش تا دید به عکسها نگاه میکنم، آهی بلند کشید و گفت: «آنیکی حسن است، دانشجوی پزشکی بود. سال شصت در تظاهرات سازمان بازداشت شد، همان روز که بازداشت شد محمد آمد خانه و به من گفت توی یک ساک برایش لباس و وسایل ضروری بگذارم. گفت که نگران نباش. ما همه میدانیم حسن هیچ کاری نکرده جز خواندن روزنامه و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد میشود.
مادر جهان آراها تند و تند از حسن میگفت. من از محمد و بقیه پسرهای شهیدش میپرسیدم و او از حسن میگفت. انگار دلش میخواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود: «همه بچه هام خوب بودند اما حسن از همه خوبتر و باتقواتر بود.» با خودم گفتم شاید این ممنوع بودن نامش او را در چشم مادر اینهمه عزیزتر کرده»
به چهار تابلوی کنار هم نگاه کرد و گفت: «هر بار از بنیاد شهید میآیند و میگویند عکس حسن را بردارید. بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما میآورد. به مهمانان میگویند اینها خانواده سه شهید هستند. به ما میگویند اگر عکس حسن هم باشد درباره او چه میخواهید بگویید؟
بارها اشک توی چشمانش جمع شد. گفت: «حتی نمیگذارند عکس پسرم را به دیوار بزنیم، برای من هر چهارتا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟»
دلش پر از حرفهای ناگفته بود، پر از غصه: «ناراحتیام بیشتر از این است که اگر میخواستند پسرم را اعدام کنند چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند، زندانِ خیلی سختی بود، میگفت توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام میکردند، میگفت که...»
بغض داشت و حرف میزد: «من میدانم پسرم بیگناه بود، محمد هم میدانست. همش میگفت مادر غصه نخور. حسن بیگناه است، روزنامه خواندن که جرم نیست. محمد شهید شد و ندید برادرش که بیگناه بود و هشت سال حکم زندان داشت بعد از هفت سال اعدام شد.»
مادر جهانآرا تند و تند حرف میزد، از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از حسن.
میگفتم: مادر، اجازه نمیدهند این حرفهای شمارا چاپ کنم. میگفت برای خودت میگویم. نمیتوانی بنویسی اما میتوانی برای چند نفر تعریف کنی.
پدر کمی حرفهای همسرش را گوش داد و بیهیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچک بقالی داشت همان اطراف و زندگیشان از همان میگذشت. زندگیشان بیشازحد ساده و محقر بود. سهمشان از زندگی و انقلاب همین چهار پسر بود که جز محمد کسی از سه نفر دیگر حرفی نمیزد.
سکوت پدر بدجور سنگین بود. انگار دلش نمیخواست دراینباره حرفی بزند، شاید حتی نمیخواست حرفهای همسرش را بشنود که بلند شد و رفت.
پدر جهان آراها که رفت، مادر گفت: «پدرشان برای نجات حسن همهجا رفت. پیش هرکس که دستش رسید، بهشان میگفت سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما اینیکی را به ما ببخشید. اما هیچکس قبول نکرد، هیچکس. کاش پسرم را همان اول اعدام میکردند که رنج هفت سال زندان را نمیکشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود چرا کشتندش؟»
بعدها در خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی خواندم پدر جهان آراها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود نتوانستم برایش کاری کنم
مادر محمد حرف میزد و من یادداشت برمیداشتم، یادداشتهایی که میدانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد. اما یادداشتها را نگه داشتم، به مادران جهانآرا قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
@bashtin
خانه محقر، ساده و فقیرانهشان حوالی میدان گرگان بود. آن روز هم مادر محمد به پرسشها پاسخ میداد بود هم خالهاش که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی بود، خاله محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه میگفت و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.
میدانستم سه شهید دارند. محمد که فرمانده سپاه خرمشهر بود، علی که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود، محسن که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود. به دیوار روبرو که نگاه کردم نه عکس سه نفر که عکس چهار نفر را دیدم. مادرش تا دید به عکسها نگاه میکنم، آهی بلند کشید و گفت: «آنیکی حسن است، دانشجوی پزشکی بود. سال شصت در تظاهرات سازمان بازداشت شد، همان روز که بازداشت شد محمد آمد خانه و به من گفت توی یک ساک برایش لباس و وسایل ضروری بگذارم. گفت که نگران نباش. ما همه میدانیم حسن هیچ کاری نکرده جز خواندن روزنامه و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد میشود.
مادر جهان آراها تند و تند از حسن میگفت. من از محمد و بقیه پسرهای شهیدش میپرسیدم و او از حسن میگفت. انگار دلش میخواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود: «همه بچه هام خوب بودند اما حسن از همه خوبتر و باتقواتر بود.» با خودم گفتم شاید این ممنوع بودن نامش او را در چشم مادر اینهمه عزیزتر کرده»
به چهار تابلوی کنار هم نگاه کرد و گفت: «هر بار از بنیاد شهید میآیند و میگویند عکس حسن را بردارید. بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما میآورد. به مهمانان میگویند اینها خانواده سه شهید هستند. به ما میگویند اگر عکس حسن هم باشد درباره او چه میخواهید بگویید؟
بارها اشک توی چشمانش جمع شد. گفت: «حتی نمیگذارند عکس پسرم را به دیوار بزنیم، برای من هر چهارتا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟»
دلش پر از حرفهای ناگفته بود، پر از غصه: «ناراحتیام بیشتر از این است که اگر میخواستند پسرم را اعدام کنند چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند، زندانِ خیلی سختی بود، میگفت توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام میکردند، میگفت که...»
بغض داشت و حرف میزد: «من میدانم پسرم بیگناه بود، محمد هم میدانست. همش میگفت مادر غصه نخور. حسن بیگناه است، روزنامه خواندن که جرم نیست. محمد شهید شد و ندید برادرش که بیگناه بود و هشت سال حکم زندان داشت بعد از هفت سال اعدام شد.»
مادر جهانآرا تند و تند حرف میزد، از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از حسن.
میگفتم: مادر، اجازه نمیدهند این حرفهای شمارا چاپ کنم. میگفت برای خودت میگویم. نمیتوانی بنویسی اما میتوانی برای چند نفر تعریف کنی.
پدر کمی حرفهای همسرش را گوش داد و بیهیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچک بقالی داشت همان اطراف و زندگیشان از همان میگذشت. زندگیشان بیشازحد ساده و محقر بود. سهمشان از زندگی و انقلاب همین چهار پسر بود که جز محمد کسی از سه نفر دیگر حرفی نمیزد.
سکوت پدر بدجور سنگین بود. انگار دلش نمیخواست دراینباره حرفی بزند، شاید حتی نمیخواست حرفهای همسرش را بشنود که بلند شد و رفت.
پدر جهان آراها که رفت، مادر گفت: «پدرشان برای نجات حسن همهجا رفت. پیش هرکس که دستش رسید، بهشان میگفت سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما اینیکی را به ما ببخشید. اما هیچکس قبول نکرد، هیچکس. کاش پسرم را همان اول اعدام میکردند که رنج هفت سال زندان را نمیکشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود چرا کشتندش؟»
بعدها در خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی خواندم پدر جهان آراها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود نتوانستم برایش کاری کنم
مادر محمد حرف میزد و من یادداشت برمیداشتم، یادداشتهایی که میدانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد. اما یادداشتها را نگه داشتم، به مادران جهانآرا قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه انگلیسی صحبت کردن جمیله علم الهدی، استاد دانشگاههای تهران و مشهد [به لطف ابوى محترمش] با ولی رستمی نژاد، دستفروشِ دوره گردِ اهل خرم آباد، که نفر اول شورا شهرش شد!
@bashtin
@bashtin
MHozeh: t.co/78tB7Cou9L
چرا ملانیا و ایوانکا ترامپ در دیدار با پاپ سیاه پوشیدند؟
این که #ملانیا و #ایوانکا ترامپ چرا در #عربستان #حجاب بر سر نکردند و در #واتیکان پوششی بر سر خود داشتند، سوال برانگیز شد. اگرچه #زنان در عربستان باید #پوشش #اسلامی داشته باشند اما هیاتهای خارجی میتوانند از این امر معاف باشند و بسیاری از آنها بدون چنین پوششی در دیدار با مقامهای دولتی و نه مذهبی ظاهر میشوند.
واتیکان در مورد #پوشش_زنان و مردان بهخصوص هنگام دیدار با رهبر کاتولیکهای جهان مقررات سفت و سختی دارد، اگر چه این مقررات در زمان #پاپ_فرانسیس راحتتر شده و به شدت قبل اعمال نمیشوند.
طبق رسومی که از قدیم مرسوم بوده، زنانی که به دیدار #پاپ میروند باید #لباس_سیاه بر تن داشته باشند. لباس آنها باید کاملاً #پوشیده باشد و باید روسری یا شالی توری یا ابریشمی بر سر و شانه داشته باشند.
رنگ #سیاه در کلیسای کاتولیک به معنای تقوا و پرهیزگاری و خشوع و افتادگی است.
bbc.in/2qgL3eO
@bashtin
چرا ملانیا و ایوانکا ترامپ در دیدار با پاپ سیاه پوشیدند؟
این که #ملانیا و #ایوانکا ترامپ چرا در #عربستان #حجاب بر سر نکردند و در #واتیکان پوششی بر سر خود داشتند، سوال برانگیز شد. اگرچه #زنان در عربستان باید #پوشش #اسلامی داشته باشند اما هیاتهای خارجی میتوانند از این امر معاف باشند و بسیاری از آنها بدون چنین پوششی در دیدار با مقامهای دولتی و نه مذهبی ظاهر میشوند.
واتیکان در مورد #پوشش_زنان و مردان بهخصوص هنگام دیدار با رهبر کاتولیکهای جهان مقررات سفت و سختی دارد، اگر چه این مقررات در زمان #پاپ_فرانسیس راحتتر شده و به شدت قبل اعمال نمیشوند.
طبق رسومی که از قدیم مرسوم بوده، زنانی که به دیدار #پاپ میروند باید #لباس_سیاه بر تن داشته باشند. لباس آنها باید کاملاً #پوشیده باشد و باید روسری یا شالی توری یا ابریشمی بر سر و شانه داشته باشند.
رنگ #سیاه در کلیسای کاتولیک به معنای تقوا و پرهیزگاری و خشوع و افتادگی است.
bbc.in/2qgL3eO
@bashtin
Twitter
مصطفى
خانواده ترامپ در دیدار با پاپ پوشیده تر هستن تا دیدار با خادم! الحرمین الشریفین